پوسترهای زیبا و تماشایی از سریال شهرزاد
.jpg)
ادامه دارد …
جهت دیدن عکس ها در سایز بزرگ تر ، آن ها را ذخیره کنید
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
پوسترهای زیبا و تماشایی از سریال شهرزاد
.jpg)
ادامه دارد …
جهت دیدن عکس ها در سایز بزرگ تر ، آن ها را ذخیره کنید
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.

خرید کفش نیم بوت کت
نیم بوت مردانه CATERPILLAR
نمونه طرح اصلی
جنس: چرم مصنوعی
دوخت تمیز
طراحی اسپرت و زیبا
کفی دوخته شده برای استحکام بیشتر
کفی نرم و راحت
رنگ : قهوه ای سوخته
ارایه شده در سایز های مختلف 41 تا 44
هم اکنون نمونه طرح اصلی نیم بوت مردانه از برند پرطرفدار CATERPILLAR را به شما عزیزان پیشنهاد می دهیم که طراحی اسپرت و زیبایی دارد و کفی دوخته شده آن، باعث استحکام و دوام بیشتر کفش می شود.
ویژگی بعدی داشتن کفی شیاردار این مدل می باشد که باعث اصطکاک بیشتر و مانع از سرخوردن پا روی سطوح می شود و علاوه بر استفاده روزانه، این نیم بوت برای کوهنوردی هم کاربرد بسیار خوبی دارد.
نیم بوت کت در رنگ قهوه ای سوخته و سایز های 41 تا 44 ارایه شده است.
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
شاید کمتر عکسی از فرناز رهنماو همسرش دیده بودید
این عکس در آتلیه مجله زندگی ایده آل گرفته شده وعکاسش هم نیما مرادپور می باشد
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.

خرید ریش تراش روتو شیورRoto Shaver
تنها شیور شارژی
با سرعت 30 دور در ثانیه
به 270 ضربه در ثانیه
دارای 9 تیغه چرخان
بالاترین کیفیت و سرعت باورنکردنی
اصلاح با حرکت عمودی و افقی
هیچ صدمه ای به پوست وارد نمی کند
موتور با سیم پیچ اسپیرال
کاملا ضد آب و ضد زنگ
باتری داخلی فوق العاده قوی که
با هر بار شارژ 10 با اصلاح را انجام می دهد
ريش تراش Roto Shaver
روتو شیور تنها شیور شارژی میباشد که دارای 9 تیغه چرخان با سرعت 30 دور در ثانیه به 270 ضربه در ثانیه که بالاترین کیفیت و سرعت باورنکردنی اصلاح رو به همراه داره.
ریش تراش روتو شیور با نهایت سرعت و دقت در اصلاح نهایت امنیت را برای پوست صورت شما به همراه دارد چون شکاف بین تیغ ها یه قدری زیبا و دقیق طراحی شده که با حرکت عمودی و افقی هیچ صدمه ای به پوست وارد نمیکند.
علاوه بر این همه کارایی از موتور با سیم پیچ اسپیرال مجهز شده که کاملا ضد آب و ضد زنگ برای مدت طولانی برای شما کار میکند و باطری داخلی فوق العاده قوی که با هر بار شارژ 10 با اصلاح را انجام میدهد.
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
منوچهر هادی کارگردان و یکتا ناصر بازیگر سینما و تلویزیون، طی مراسمی به عقد یکدیگر درآمدند و جدیدترین زوج سینمایی ایران را تشکیل دادند.
باشگاه خبرنگاران جوان: منوچهر هادی کارگردان و یکتا ناصر بازیگر سینما و تلویزیون، طی مراسمی به عقد یکدیگر درآمدند و جدیدترین زوج سینمایی ایران را تشکیل دادند.
در این رابطه منوچهر هادی ابراز داشت: مهمترین اتفاق زندگی من در سال 94، آغاز زندگی با یکتا ناصر بود که در روز پنجشنبه 20 اسپند این عمل انجام شد. از این بابت خوشحالم چراکه امید من در زندگی با این کار بیشتر شد.
یکتا ناصر نیز در مورد ازدواجش با منوچهر هادی گفت: روزهای خوبی را پشت سر میگذارم و حسم نسبت به این ازدواج، مثبت است. پایان سال 94 و شروع سال 95 با این اتفاق مهم در زندگی من و منوچهر هادی رقم خورد و امید دارم همه چیز خوب پیش برود.
ناصر همچنین در مورد اتفاق مهم دیگر سال 94 برای خودش گفت: سال 94 برای من، سالی پربار و البته پرکار بود. من از اوایل امسال با فیلم «من سالوادور نیستم» که در کشور برزیل فیلم برداری شد شروع کردم و تا ده روز پیش مشغول کار کردن بودم. امسال به جهت کاری سالی سخت ولی بسیار پربار و مهم در زندگی من بود و بازخورد آن در سال آینده آشکار خواهد شد.
در ادامه این گفتگو، هادی در خصوص سال 94 و اتفاقات مهم در زندگی برای خودش اظهار داشت: در کنار ازدواج من در سال 94، از لحاظ کاری امسال برای من سالی بسیار ویژه بود. فیلم «من سالوادور نیستم» و اکران آن در سینماهای کشور و از آن مهمتر ساخت فیلم «کارگر ساده نیازمندیم» به عنوان بهترین کار سینمایی من، در این سال رقم خورد. مجموع تمام این وقایع، سال 94 را برای من به سالی ویژه تبدیل شد.
این کارگردان همچنین در خصوص «من سالوادور نیستم» بیان کرد: این فیلم نزدیک به سه هفته است که در حال اکران است و رضا عطاران و یکتا ناصر دو نقش اصلی این اثر را بر عهده دارند. این فیلم به لحاظ جذب مخاطب و رونق گیشه موفق بوده است و در این مدت نزدیک به دو میلیارد تومان فروش داشته که در اسپند ماه این میزان فروش یک رکورد است. شرط من برای ساختن «من سالوادور نیستم» حضور رضا عطاران بود که خوشبختانه این عمل نیز محقق شد. این اثر صرفا برای سرگرمی مردم ساخته شده است و برای مردم لحظات شاد ایجاد میکند.
کارگردان «من سالوادور نیستم» در انتهای صحبتهای خود در مورد حضور کودکان در سینما گفت: حضور این قشر در سینما اتفاق خوبی ست اما باید از آنها مراقبت کرد و آنها از تحصیل خود دور نمانند.
در ادامه این گپ و گفت، یکتا ناصر در مورد اتفاقات سینمایی سال 94 و وجود فیلمهای با کیفیت در سینمای ایران گفت: حضور جوانان در سینمای ایران بسیار حایز اهمیت است و این موضوع در سینمای ایران و در فجر سی و چهارم خود را نشان داد ولی این حرف به این معنا نیست که سینمای ایران در سالی که گذشت پربار بود و باید به این اشخاص تبریک گفت نه به وجود جریان سینمایی در ایران.
سینمایی ایران حدی دارد که بیشتر از آن نمیتواند جلو برود. کسانی که پوستر «من سالوادور نیستم» را پاره میکنند، به طور حتم با نفس سینما مشکل دارند و نمیگذارند که سینما پا بگیرد. همچنین منوچهر هادی و یکتا ناصر پیشاپیش آغاز سال 95 را به مردم ایران تبریک گفتند و برای همه آرزوی امید و آرامش کردند.
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
تازه ترین و کامل ترین گالری عکس هایدیا میرزا مانکن مدل و بازیگر هندی
بازیگر نقش مقابل محمدرضا گلزار در فیلم جدیدسلام بمبیی
بیوگرافیدیا میرزا
دیا میرزا (به انگلیسی: Dia Mirza) زاده ۹ دسامبر ۱۹۸۱ یک هنرپیشه، و مانکن (فرد) اهل هند است.
از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به ام شنتی ام اشاره کرد. در پرونده این بازیگر ٣٤ ساله هندی، ٤٠ فیلم به چشم میخورد؛ «دیا میرزا» در سال ٢٠٠٠ ،عنوان دختر شایسته آسیا و اقیانوسیه را از آن خود کرد و در مدت فعالیتش در سینمای بالیوود، 11 بار نامزد دریافت جایزههای مختلف شد و توانست 9 جایزه را از آن خود کند.
واپسین موفقیت «میرزا» بازی در فیلم «paanchadhyay» بود؛ این فیلم در بسیاری از فستیوال های معتبر جهان پذیرفته شد و در جشنواره جیپور هند ، جایزه بهترین بازیگر زن به این بازیگراعطا شد. میرزا در فیلمهای «نمی توانم تو را فراموش کنم » با سلمان خان ،«پارینیتا » با آمیتاب باچان،«باجگیری» با پریانکا چوپرا و أجی دیوگن «بهت نگفتم» با آیشواریا رای و آمیتاب باچان همبازی بوده است.
او در پروژه مشترک سینمای ایران و بالیوود نقش مقابل محمدرضا گلزار را در فیلم «سلام بمبیی» بازی کرد.
زندگی شخصی و خصوصیدیا میرزا
دیامیرزا با نام اصلی دیا هاندریچ بعد از حضور در عرصه مدلینگ و پیروزی به عنوان بانوی برتر آسیا وارد بالیوود شد. او در رسانهها به خاطر کارهای اجتماعیاش معروف است. دیا به همراه ساحل سنگا و زایدخان شرکتی به نام بورنفری اینترتینمنت در عرصه تهیهکنندگی فیلم را اداره میکند.
اولین فیلم آنها «عشق برهم زننده زندگی» نام داشت که 17 اکتبر 2011 اکران شد. دیا در حیدرآباد ایالت اوتارپرادش متولد شد. پدرش فرانک هاندریش نقاش و گرافیستی آلمانی بود که به معماری و طراحی دکوراسیون نیز میپرداخت و اصالتی مونیخی داشت. در حالی که مادرش دیپا از اهالی بنگال بود که او هم نقشهکش ساختمان و طراح دکوراسیون است و در حال حاضر فعالیتهای اجتماعی مختلفی را در زمینه کمک به معتادان و الکلیها انجام میدهد.
وقتی دیا چهارسال و نیمه بود والدینش از هم جدا شدند و نزدیک به پنج سال بعد پدرش از دنیا رفت. مادرش نیز در ازدواج مجدد، با احمدمیرزا زندگی خود را سر گرفت که او نیز سال 2003 از دنیا رفت. دیا برای کارهای هنری خود نام فامیل ناپدریاش را انتخاب کرد. هنگامی که در خیراتآباد در حومه حیدرآباد زندگی میکردند به دبیرستان دخترانه ویدیارانایا میرفت و بعد راهی کالج استنلی جونیور شد.
در آخر نیز در رشته هنر از دانشگاه آندراپرادش در حیدرآباد فارغالتحصیل شد. بعد از آن دیا وارد رقابتهای بانوی شایسته هند شد و سپس به مسابقات بانوی آسیا رسید و مقام اول را در سال 2000 کسب کرد. این مسابقات در فیلیپین انجام میشد و دیا میرزا اولین هندی بعد از 27 سال بود که به مقام اول میرسید. دیامیرزا مدتی است با ساحلسنگا ازدواج کرده است و همچنین در کنار زایدخان، دیگر بازیگر سینمای هند، شرکت تولید فیلمشان را اداره میکنند و به این شکل وارد دنیای تهیهکنندگی نیز شده است.
پدر آلمانی، مادر بنگالی
من متولد حیدرآباد هستم و آنجا بزرگ شدم. اما پدرم آلمانی و مادرم بنگالی بودند. پدرم معمار و طراح گرافیک بود که به کل دنیا سفر میکرد و شیوه تدریس را به معلمها یاد میداد. در یکی از همین سفرها و در بازدید از مکسمولر باون در دهلی، مادرم را میبیند که به طور اتفاقی مادر من هم زبان آلمانی را برای خواندن انتخاب کرده بود و آن زمان میتوانست خیلی روان و خوب صحبت کند و حتی بنویسد. آنها طی یک عشق توفانی با هم ازدواج کردند و من به دنیا آمدم. وقتی چهارسال و نیم سن داشتم پدر و مادرم از هم جدا شدند و هر دو دوباره ازدواج کردند.
پدر خودم وقتی 9 ساله بودم فوت کرد. از طرفی مادرم هم ازدواج کرد اما از اینکه ناپدریام را پدر خونی خودم ندانم، متنفر بودم. او مرد شگفتانگیز و خوبی بود و هیچ وقت سعی نکرد جای پدر خونیام را بگیرد. او هم در سال 2003 فوت کرد. ناپدریام مسلمان و اهل حیدرآباد بود و من اسم فامیلم را از روی فامیل او برداشتم. شوک بزرگ زندگی من بزرگترین ضربهای که خیلی روی زندگیام تاثیر گذاشت، مرگ پدرم بود. من در هر مسالهای به او تکیه کرده بودم. همسر دومش باردار بود که او فوت کرد و بعد از مرگش آن خانم دوباره ازدواج کرد. این جوری شد که من تنها بچهاش در زمان زنده بودنش بودم. البته نتوانستم جسدش را ببینم چون اجازه ورود به مراسم را نداشتم.
راستش حتی قبل از اینکه ما برسیم خانوادهاش همه کارها را انجام داده بودند و مراسم را تمام کرده و منتظر ما نمانده بودند. تا مدت زیادی نتوانستم گریه کنم چون باورم نمیشد که او فوت کرده است. مشکل کوچک دنیای بزرگ من تنها فرزند پدر و مادرم بودم اما با اینکه تکفرزند بودم تا به امروز هیچ وقت مادرم با من رفتار نازپروردهای نداشته است. او تمام سعیاش را کرد که من را مستقل بار بیاورد تا بتوانم روی پای خودم بایستم. یاد گرفتم که بارها همه چیز را از نو بسازم و اشتباهات و خرابیها را جبران کنم. حرفهای پدرم را هم هنوز به وضوح به یاد دارم. او مرد خیلی خلاقی بود و ای کاش همه مثل او بودند. او قهرمان من بود. وقتی پدر و مادرم از هم جدا شدند، من روزهای هفته پیش مادرم بودم و آخر هفتهها کنار پدرم.
یادم هست یک روز وقتی که از مدرسه بازگشته بودم روی پلههای بیرون نشسته و منتظر پدر بودم چون در خانه قفل بود. بعد از مدت کوتاهی او رسید و دید که ناراحتم. از من پرسید: « چرا اینقدر ناراحت به نظر میرسی؟» و من جواب دادم: « به خاطر اینکه من مشکلات زیادی دارم.» این حرف از دهان بچهای به سن من بامزه بود و او خندید و گفت: « جدی؟ بیا برویم چیزی نشانت بدهم.» مرا به اتاقم در خانه خودش برد که همه آن را با دستهای خودش ساخته بود، از تخت و کمد گرفته تا اسباببازیها. بعد نقشه جهان را نشانم داد.
روی چند نقطه دست گذاشت و کشورهایی را به من نشان داد تا نوبت به حیدرآباد رسید که یک نقطه ریز بود. من سردرگم به او نگاه کردم و پرسیدم: « حیدرآباد فقط یک نقطه است پدر؟» و او گفت: « حالا میتوانی تصور کنی که مشکلت اصلا بزرگ نیست؟» پدرم در آن سن پایین چنین چشماندازی را به من نشان داد و همین داستان سالیان سال به من کمک کرد. به طوری که هر وقت ناراحت میشوم این قصه را به خودم یادآوری میکنم. مادر قهرمان من مادرم را بیشتر از همه دوست دارم. حس میکنم بند نافم با او هرگز قطع نشده است. رابطه من با مادرم از یک رابطه معمولی دختر و مادری فراتر رفته چون ما بیشتر تجربیات زندگیمان را با هم شریک بودیم.
زندگی به او خیلی فشار آورد، چیزهای زیادی را از دست داد و من میدیدم که او هر بار دوباره برخاست، جنگید و کاری کرد که اتفاقهایی که میخواست بیفتد. سالهای زیادی را کار کرد. بعد از فوت پدر دومم به علت نارسایی چند عضو، مادر با من در بمبیی زندگی کرده، برای بهبود در مرکز درمانی ریکاوری کار میکند. مرگ عجیب ناپدریام راستش کمی دیر با ناپدریام ارتباط برقرار کردم. یعنی زمانیکه به دوره نوجوانی رسیده بودم ولی این ارتباط خیلی نزدیک و پر از احترام بود. البته وقتی کوچکتر بودم نمیدانست چطور با من ارتباط برقرار کند. زمانی ارتباط خوبی بین ما برقرار شد که من خانه را ترک کردم و به بمبئی آمدم. آن زمان بود که فهمیدم چه نقش مهمی در زندگی من داشته و من چقدر دوستش دارم. من دیگر شانس بازگشت به حیدرآباد را پیدا نکردم تا با او زندگی کنم اما خوشحالم که در چند سال آخر عمرش یک رابطه دوستداشتنی با او داشتم. هیچوقت روزی را که او به خانه من در بمبئی آمد فراموش نمیکنم. آن خانه را در 21 سالگی خریده بودم.
روی تابلوی بیرون خانه نوشته بود میرزا… اصلا فکرش را نمیکردم که به آن نوشته توجه کند. به محض اینکه از آسانسور پیاده شد به سمتش رفت و با دقت نگاه کرد، اشک در چشمانش جمع شد، من را بغل کرد و گفت: « تو دختر من نیستی، تو پسر منی» و یک سال بعد از این ماجرا او نیز فوت کرد. آن زمان من برای فیلمبرداری در لندن بودم و مادرم هم همراه من بود. در واقع این از معدود دفعاتی بود که اصرار کرده بودم مادرم همراه من باشد چون فیلمبرداری بلندمدتی بود. شب بود که دخترعمویم تلفن زد و خبر داد که ناپدریام بستری شده و به کما رفته است. اما گفت هرچیزی را که بگوییم میشنود و آیا میخواهم چیزی به او بگویم؟ گوشی را دم گوشش گذاشت و من گفتم: « پدر، تو قول داده بودی تا مرا عروس نکردهای هیچجا نمیروی، پس نمیتوانی مرا تنها بگذاری.» آنطور که به من گفتند او پلکهایش را در جواب من تکان داد. این آخرین مکالمه من با او بود.
نقش دوستان و آدمها
به نظرم روابط مهمترین جایگاه در زندگی انسان را دارد چرا که تعادل، هارمونی و قدرت شما از خانواده و دوستان و کسانی که دوستشان دارید نشات میگیرد. چیزی مهمتر از خانواده و دوستان در زندگی نیست و آنها روی تمام عملکردهای شما در زندگی تاثیر میگذارند. دنیای بیمانند آغوش مادر مادرم تمام دنیای من است. صادقانه بگویم هیچجای دنیا آغوش مادر نمیشود. چرا که هیچ جا چنین امنیتی حس نمیکنید. او شما را قضاوت نمیکند و پر از عشق و آینه زندگی شماست. زمانبندی خاص خدا در مورد ازدواجم با ساحلسنگا باید بگویم که بیشتر از هر چیز از طرز تفکرش خوشم میآید. هرگز ندیدم با مردم متفاوت رفتار کند و این برای من خصیصه بسیار مهمی است. خیلی کم پیش میآید کسی را پیدا کنید که دیگران را قبل از خودش قرار بدهد و با همه افراد با وقار و احترام رفتار کند. من از روزی که ساحل را دیدم در ذهنم با او ازدواج کرده بودم.
راستش من به زمانبندی خدا خیلی اعتقاد دارم. حتما دلیلی بود که قبلها این اتفاق نیفتاده بود. خواستگاری رویایی من وقتی که من و همسرم با هم آشنا شدیم من 32 و ساحل 33 ساله بودیم. سطح خانوادگی هر دو ما تقریبا یکی بود. نقاط مشترک زیادی داریم. هردو آدمهای رک ولی آرامی هستیم. عاشق غذا، فیلم و موسیقی هستیم. از آن زمان 5 سال میگذرد. شرکت فیلمسازیمان را با هم راه انداختیم. آن زمان به نیویورک رفته بودیم که یک روز ساحل از من خواست که به پل بروکلین برویم. جایی که دوران تحصیلش را گذرانده بود. زمانیکه به میانه پل رسیدیم ناگهان در مقابل من زانو زد و از من خواستگاری کرد. شگفتانگیز بود مانند صحنهای از یک فیلم. توریستهای زیادی از کشورهای مختلف آنجا بودند که با دیدن این صحنه شروع به دست زدن کردند. واقعا چیزی فراتر از واقعیت بود. همان چیزی بود که ارزش این همه صبر کردن را داشت.
ازدواج ساده و بدون تجمل مراسم ازدواج ما یک ازدواج پنجابی ساده بود که سه روز به طول انجامید. ما هر دو زیاد اهل تجمل نیستیم؛ بنابراین مراسم خیلی باشکوهی نداشتیم. دوستان محدودی را دعوت کرده بودیم و حتی برخی از اعضای دور خانواده نیز دعوت نبودند. راستش نمیخواستیم خیلی شلوغبازی کنیم! من و همسرم در شراکت هم با هم مشکلی نداریم. ممکن است خندهدار به نظر برسد اما باید این مساله را ذکر کنم که وقتی افراد مختلف به دفتر ما میآیند شاید به واسطه اسم من به اینجا قدم بگذارند. اما ما همه کارها را با هم انجام میدهیم و برای کار هم ارزش قایل هستیم.
ساحل روابط عمومی خوبی دارد و میتواند افراد را در کنار یکدیگر قرار دهد. گاهی برای خودم هم جای تعجب دارد که چگونه این قدر خوب همه کارها را مدیریت میکنیم و در عین حال وارد حریم شخصی یکدیگر نمیشویم. ساحل کسی است که به برابری زن و مرد بسیار معتقد است و فضای کافی به من میدهد. شش سال است که این شرکت را با هم اداره میکنیم و تنها چیزی که ما را در کنار یکدیگر نگه داشته این است که خودخواهی جایی در رابطه کاری ما ندارد. زنها را جدی بگیرید یکی از مشکلات تهیهکننده بودن برای من، زن بودن است و اینکه بعضیها آدم را در این حرفه جدی نمیگیرند؛ همان طور که وقتی با تهیه اولین فیلم خودم، کارم را در این زمینه شروع کردم همه مرا دستکم گرفتند اما خیلیها از نتیجه کار من شگفتزده شدند. از طرفی با فیلم دومم نشان دادم که من هم میتوانم در این حرفه موفق باشم؛ بنابراین زنها را در هرکاری جدی بگیرید.
همبازی محمدرضا گلزار، دیامیرزا را بهتر بشناسید همکاری با رضا گلزار این برای اولین بار است که در یک پروژه مشترک سینمایی کار میکنم که البته بیشتر عوامل آن ایرانی هستند. از بازی در کنار رضا گلزار واقعا خوشحالم. او یک بازیگر فوقالعاده است و جدا از قدرت بازیگری، چهرهای خاص دارد. بهنظرم او یکی از زیباترین آدمهای روی کرهزمین است.
از قربان محمدپور نیز تشکر میکنم. او یک کارگردان مهربان است و امیدوارم همیشه شاد و خندان باشد. ضمن اینکه در این مدت مردم ایران نیز به من لطف زیادی داشتند و در صفحه شخصی من علاقه خودشان را نسبت به من نشان دادند که از همه آنها تشکر میکنم. مهمترین بخش زندگی مهمترین و بزرگترین مساله زندگی انسان، سلامتی است و متاسفانه زمانی به این مساله پی میبریم که بیمار میشویم. در یک آهنگی شنیدم که میگفت بدن تو مهمترین ابزاری است که در دست داری. پس زمانی میتوان از این ابزار استفاده کرد که سالم باشد و تفکر سالم هم نتیجه داشتن بدنی سالم است.
اگر از سلامت کافی برخوردار باشید میتوانید در زندگی تصمیمات درست بگیرید، درست عمل کنید و به امیال و رویاهایتان برسید. همچنین میتوانید از کسانی که دوستشان دارید حمایت و محافظت کنید. سلامتی کلید همهچیز است و قدرتتان را افزایش میدهد. متاسفانه برخی به دیگران اهمیت میدهند ولی به خودشان نه. باید به تغذیه و روش زندگی خود بسیار توجه کنیم.
دیا میرزا و همسرش ساحل سنگا
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.

خرید گوشواره مرغ آمین
گوشواره با پلاک مرغ آمین
از سریال محبوب و دیدنی شهرزاد
جنس تیتانیوم
پلاک با جنس برنج آبکاری شده
طراحی بی نظیر
زیبا با ظاهری متفاوت
جذاب ترین هدیه برای
کسی که دوستش دارید
نمادی از عشق و محبت
مناسب با هر سلیقه ای
ابعاد پلاک :2*1.9
ارتفاع:5 سانتیمتر
گوشواره مرغ آمين
مُرغ آمین در فولکلور و فرهنگ مردم ایران، نام فرشتهای ست که مدام در پرواز است و دایما «آمین» میگوید. معروف است که اگر کسی نیازی داشته باشد و آن را بیان بکند و همان دم مرغ آمین نیز از فراز سر او بگذرد، نیاز و دعاهای او برآورده میشود.
در اعتقاد عامه فرشته ای است که در هوا پروازکند و همیشه آمین گوید و هر دعایی که به آمینش رسد مستجاب شود. در عقاید عامه ، این است که گاهی در حین دعا و یا نفرین مرغی به نام مرغ آمین در پرواز باشد و سبب برآمدن و مستجاب شدن آن نفرین یا آفرین گردد.
>>> جهت دیدن توضیح و عکس های بیشتر
یا فیلم های آشنایی با محصول روی خرید پستی کلیک کنید.
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.

خرید انگشتر مرغ آمین
از سریال محبوب و دیدنی شهرزاد
جنس : فلز برنج آبکاری شده
رنگ ثابت و تضمین شده
انگشتری زیبا با ظاهری متفاوت
جذاب ترین هدیه برای کسی که دوستش دارید
نمادی از عشق و محبت
طراحی بی نظیر
مناسب با هر سلیقه ای
قابلیت تغییر سایز و مناسب
برای همه انگشتان دست
انگشتر مرغ آمين
مُرغ آمین در فولکلور و فرهنگ مردم ایران، نام فرشتهای ست که مدام در پرواز است و دایما «آمین» میگوید. معروف است که اگر کسی نیازی داشته باشد و آن را بیان بکند و همان دم مرغ آمین نیز از فراز سر او بگذرد، نیاز و دعاهای او برآورده میشود.
در اعتقاد عامه فرشته ای است که در هوا پروازکند و همیشه آمین گوید و هر دعایی که به آمینش رسد مستجاب شود. در عقاید عامه ، این است که گاهی در حین دعا و یا نفرین مرغی به نام مرغ آمین در پرواز باشد و سبب برآمدن و مستجاب شدن آن نفرین یا آفرین گردد.
>>> جهت دیدن توضیح و عکس های بیشتر
یا فیلم های آشنایی با محصول روی خرید پستی کلیک کنید.
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
با پیشرفت علم و فناوری، روش های جرم شناسی و دستگیری قاتلان در طول سال های اخیر دچار تغییرات فراوانی شده و دیگر هیچ قاتلی نمی تواند از چنگ قانون بگریزد. امروزه در کنار کارآگاهان خبره و باتجربه پلیس، دانشمندان و متخصصان علوم زیست شناسی حضور دارند که مهارت های آنان در کارشان گاه تنها وسیله ای است که به روشن شدن زوایای تاریک یک پرونده جنایی کمک می کند. سریال های زیادی در این چند سال حول محور تعقیب و گریز نیروهای زبده جرم شناسی پلیس و قاتلان فراری ساخته شده است که مشهورترین آنها بدون شک سریال آمریکایی «سی اس آی» است.
در این میان سریال ایتالیایی «جنایت های غیرحرفه ای» هم از نمونه های موفق است. سری ششم این مجموعه پرطرفدار در 19 قسمت ساخته شده است. این سریال که در سراسر جهان با نام «آر ای اس» (بخش تحقیقات علمی) یا «جنایت های غیر حرفه ای» شناخته می شود، در ایران با نام «گروه تجسس» پخش می شود.
چرا گروه تجسس دیدنی است
این مجموعه روایتگر داستان ستوان دنیله گیرلی ملقب به گیرو است که فردی شوخ، بی مبالات و عصبی است که با پیوستن به گروه تجسس پلیس، درگیر ماجراهای فراوانی می شود. درست مانند سریال «دکستر»، «گروه تجسس» در طول فصل به دنبال یک هدف اصلی هستند و در کنار جستجو برای یافتن این هدف نهایی، به بررسی پرونده های جانبی نیز می پردازند. همانطور که گفتیم این اولین بار نیست که سریال جنایت های غیرحرفه ای از تلویزیون پخش می شود، لذا با توجه به محبوبیت سری های قبلی این سریال که پخش شد، این فصل نیز به سرعت جای خود را در میان مردم باز کرده است. علاوه بر بازیگران قدرتمند و داستان جذاب، نحوه ساخت و تدوین سریال نیز به گونه ای است که نه تنها طرفداران سریال های پلیسی و جنایی را جذب می کند بلکه می تواند تمامی گروه های سنی را مجذوب خود سازد. یکی از نکات مهم سریال، پیوستگی قسمت هاست که یک قسمت را به یک پرونده اختصاص نمی دهد، به نوعی که نیروهای پلیس در اواسط هر قسمت با یک پرونده جدید مواجه می شوند و حل کامل پرونده در قسمت بعدی به سرانجام می رسد، لذا مخاطبان مجاب به پیگیری سریال می شوند و چه بخواهند یا نخواهند خود را درگیر سریال خواهند یافت. دانیل سارانو خالق اصلی داستان، شخصیت ها و ماجراجویی های آن است. او داستان مجموعه را با همکاری باربارا پترونیو و لئوناردو والنتی نوشته و خلق کرده است. حال و هوای جنایتکارانه و پر رمز و راز گروه تجسس یکی از عوامل اصلی موفقیت آن میان تماشاگران ایتالیایی و غیرایتالیایی است. اولین اپیزود مجموعه در ژانویه 2005 پخش شد و بلافاصله به یکی از پربیننده ترین مجموعه های تلویزیونی ایتالیا تبدیل شد.
چالش پیش رو
فیلمبرداری فصل اول مجموعه جنایت های غیرحرفه ای در سال 2004 و در کشور ایتالیا آغاز شد و با 12 قسمت روی آنتن شبکه 5 ایتالیا رفت. داستان سریال حول محور پنج شخصیت کلیدی می چرخد. نام های این کاراکترها کاپیتان ریکاردو لوکاس، آنا جیردانو، فابیو مارتینلی، دیوید ویتنس و مارشال وینچنزو دی بیس است. مقر اصلی این بخش از نیروهای پلیس در پارماست. آنها با کمک پیشرفته ترین تجهیزات مدرن و علمی، گاهی اوقات تنها امید برای حل پرونده های پیچیده قتل ها هستند.
در واقع بخش اعظمی از پروسه حل پرونده بر دوش آنها قرار دارد. یکی از مهمترین چالش های این سریال در ایتالیا، رقابت و به نوعی فرار از زیر سایه سریال آمریکایی «سی اس آی» بود. در حالی که این مجموعه تلویزیونی مشهور از تلویزیون ایران پخش نشده است، بر همین اساس سریال جنایت های غیرحرفه ای مشکلی برای جذب مخاطب در ایران ندارد اما در کشورهایی همانند ایتالیا و آلمان که تمامی سریال ها از شبکه های خصوصی پخش می شوند، نوآوری در این سبک و متهم به تقلید نشدن، کاری بس سخت است که مجموعه تلویزیونی «جنایت های غیرحرفه ای» بدون شک از پس آن به خوبی برآمده است.
هم پای رقیب آمریکایی
صنعت فیلم و سریال در آمریکا 35 میلیون مشتری و مخاطب دارد که این رقم تنها مختص به خاک ایالات متحده نیست و این تعداد در بازار خارجی گسترش بی حد و مرزی پیدا می کند که با وجود امکانات محدود سازندگان غیرآمریکایی، تولیدکنندگان سریال جنایت های غیرحرفه ای موفق به انتخاب بهترین ها شدند و با امکانات محدود، بهترین نتیجه را کسب کردند.
هر قسمت از سریال مانند یک پازل است که هیچ کدام از مخاطبان تا آخر قسمت نمی توانند راز آن را حدس بزنند و تنها به گمانه زنی بسنده خواهند کرد. بخش های جداگانه از یک نامه، جزییاتی که شاید هر یک از آنها بیشتر از یک اقرار یا یک شاهد ارزش داشته باشند، در گوشه و کنار سریال نمایش داده می شوند. سریال با توجه به کمبود امکانات سازندگان در مقایسه با هالیوود، به موفقیت خوبی دست پیدا کرد، طوری که بسیاری از منتقدان نام «سی اس ای ایتالیایی» را روی این سریال نهادند.
الکسی سوییت، کارگردان این سریال نیز با تایید بار سنگینی که به دلیل مقایسه دو سریال روی دوش سازندگان و بازیگران سنگینی می کرد، گفت: «آنها یک بودجه شش میلیون دلاری در اختیار داشتند در حالی که بودجه ساخت مجموعه جنایت های غیر حرفه ای به مراتب کمتر از این میزان بود.»
هشت میلیون مخاطب الکسی سوییت، کارگردان این مجموعه است. او که کارگردانی ایتالیایی – انگلیسی محسوب می شود، متولد سال 1963 در شهر رم است و از سال 1981 به عنوان دستیار کارگردان کار حرفه ای خود را آغاز کرده است. او در کنار بزرگان و غول های سینما چون نیک روژ، ریدلی اسکات، اسپایک لی، مارک چپمن و سو هارک حضور داشته و بر این اساس تجربیات زیادی از همکاری با آنها کسب کرده است.
او تا سال 1998 بیش از 100 فیلم کوتاه تبلیغاتی در کشورهای مختلف اروپایی از جمله ایتالیا، رومانی، آلمان و بریتانیا تهیه کرده است. به همین دلیل پیتر والسچی تهیه کننده معروف ایتالیایی که سریال مشهور و پرطرفدار «گروه پلیس» را در کارنامه فعالیت خود دارد، کارگردانی مجموعه «گروه تجسس» را به سوییت واگذار کرد؛ مجموعه ای تلویزیونی که سری اول آن موفق به جذب هشت میلیون بیننده شد.
ترس آقای قهرمان
یکی از نقاط قوت سریال «جذابیت های غیرحرفه ای» بازی لورنزو فلاهرتی که تجربه حضور در دو سری اول سریال گروه پلیس را در کارنامه خود داشت، با فضای مجموعه های پلیسی و جنایی ناآشنا نبود و زمانی که بازی در این مجموعه تلویزیونی به او پیشنهاد شد، نتوانست اشتیاق خود را برای حضور در آن پنهان کند. او درباره برداشت های اولیه اش از سریال چنین گفت: «ابتدا خیلی واهمه داشتم. از این که با بازیگران سریال «سی اس آی» مقایسه شوم می ترسیدم، از این که کارم را با آنها مقایسه کنند و لذا به من بی توجهی کنند واهمه داشتم؛ اما پس از مدتی آرام شدم و به این نتیجه رسیدم که کار ما نسبت به بازیگران «سی اس آی» بسیار شبیه تر به واقعیت است. در نهایت با تمام همکارانم آشنا شدم و به این نتیجه رسیدم که «گروه تجسس» می تواند در جذب مخاطب بسیار موفق عمل کرده و حتی به موفقیت جهانی دست پیدا کند.» لورنزو فلاهرتی متولد سال 1968 است و از پدری ایرلندی و مادری ایتالیایی در رم متولد شد. او در 18 سالگی موفق شد به عنوان اولین تجربه سینمایی خود به ایفای نقش کوتاهی در یک فیلم سینمایی بپردازد. دوس ال بعد با حضور در فیلم «ملاقات در لیورپول» اثر مارک تولیو جیوودانا، راه خود را به سوی تئاتر گشود. ابتدای دهه 90 میلادی در فیلم «کوهستان الماس» که بر اساس کتابی با همین نام نوشته نیلبور اسمیت ساخته شده بود، بازی کرد و پس از آن توانست حضور فعالی در سریال های تلویزیونی بیابد که برخی از آنها مانند «میدان عمومی در اسپانیا» (1993) و «فرشته سیاه» (1998) به زبان انگلیسی ساخته شده اند. سال 2000 در دو سری اول سریال تلویزیونی گروه پلیس به ایفای نقش پرداخت که با توجه به محبوبیت بیش از انتظار این سریال، لورنزو فلاهرتی نیز شهرت بسیاری پیدا کرد. جنایت های غیرحرفه ای که در صدا و سیمای ایران با نام گروه تجسس پخش می شود، جدیدترین کار تلویزیونی اوست که همچنان حضورش در آن ادامه دارد. او قرار است با دختر شهردار کالیاری ازدواج کند.
شوکه شدن تهیه کنندگان
برای خود تهیه کنندگان و خالقان «گروه تجسس» هم استقبال بالا و کم نظیر تماشاگران غیرقابل باور بود و آنها را شوکه کرد. موفقیت مجموعه باعث شد آنها بلافاصله کار تولید فصل های بعدی را آغاز کنند. در کل تا به حال هشت فصل از مجموعه تولید و پخش شده است. آخرین اپیزود فصل هشتم اواسط سال گذشته میلادی پخش شد.
از آن زمان، فصل تازه ای از گروه تجسس وارد مرحله تولید نشده است اما تهیه کنندگانش گفته اند قصد دارند به زودی کار فیلمبرداری فصل نهم را آغاز کنند. هشت فصل مجموعه در 65 اپیزود تولید و پخش شده است. نکته جالب در رابطه با این مجموعه این است که فصل های دوم به بعد آن را با بازیگران جدیدی گرفتند. به این ترتیب، در فصل های مختلف مجموعه، بازیگران مختلف و متنوعی حضور دارند که آنها را در فصل های قبل یا بعد مجموعه نمی توان دید. بازیگران اصلی مجموعه که از فصل اول با آنها همکاری داشتند، لورنزو فلاهرتی، اوگو دیگه رو، نیکول گریمادو، فیلیپو پسه و لورنزو بالدوچی هستند.
الگوبرداری از سریال موفقیت اروپایی گروه تجسس به قدری بالا بود و سروصدا به پا کرد که باعث تولید سه نسخه دوباره سازی شده نیز شد. از یک سو تلویزیون فرانسه اقدام به تولید مجموعه ای مشابه کرد و از سوی دیگر، دو شبکه تلویزیونی آلمانی هم همین کار را کردند. هر نسخه دوباره سازی شده، از بسیاری جهات شبیه نسخه اصلی ایتالیایی آن بودند.
تنها تفاوت این نسخه ها با نسخه های اصلی، لوکیشن ها و بازیگران آنها بود. سال گذشته تلویزیون اسپانیا هم همین کار را کرد و نسخه اسپانیایی زبان آن را تولید و پخش کرد. برخورد منتقدان ایتالیایی با «گروه تجسس» متفاوت است. برخی از آنها حال و هوای مجموعه را تحسین کردند و از آن به عنوان یک کار سطح بالای پلیسی اسم بردند. برخی دیگر به شباهت های آن با مجموعه های پلیسی آمریکایی اشاره و آن را به همین دلیل، مورد نکوهش قرار دادند.
دانیل سارانو خالق اصلی مجموعه می گوید: «کار ما تقلیدی از مجموعه های موفق پلیسی آمریکایی نبود. مجموعه ما یک کار خالص ایتالیایی است که قصه، حال و هوا و شخصیت های کاملا بومی دارد اما واقعیت این است که جرم و جنایت در بیشتر کشورهای جهان شبیه هم است و راه های مقابله با آن هم یکسان است؛ به همین دلیل است که تماشاگران شباهت های ناگزیر را میان کار ما و کارهای مشابه آمریکایی می بینند.»
و خانم کارآگاه
تنها شخصیت زن گروه پنج نفره «گروه تجسس»، نیکوله جریمادو است که در سری دوم رومانیا ماندلو جایگزین او شد. جالب آن که رابطه میان مارتینلی و وینس از رابطه خوب و صمیمی میان دو بازیگر آن، یعنی فیلیپو نیگپرو و استفانو فیش الهام گرفته شده که بسیار شبیه رابطه ممفیس و تیراباسی در سریال گروه پلیسی است.
بار فنی مجموعه نیز تا حد زیادی بر دوش اوگو دیجرتو قرار دارد. دولت ایتالیا چهار مرکز فعال تحقیقات علمی و جنایی در رم، پارما، مسینا و کالیاری در اختیار دارد. هر واحد مشتمل بر زیرشاخه هایی است: بخش اسلحه شناسی که نوع گلوله و اسلحه ای را که در جنایات به کار گرفته شده، تعیین می کند، بخش بیولوژی که وظیفه بررسی آزمایش های زیست شناسی همانند تشخیص خون و «دی ان ای» را برعهده دارد، بخش آزمایش های شیمایی، بخش عکس، بخش تحلیل داده ها، بافت شناسی و … که هر کدام بخشی از کار تحقیقاتی را به طور تخصصی انجام می دهند.
به گفته روبرتو ریکاردو، یکی از افسران فعال در این مراکز، هر ساله نمایندگان بسیاری از دیگر کشورها و سازمان های امنیتی بین المللی از جمله «اف بی آی» برای بازدید و آشنایی با شیوه های جدید جرم شناسی از این مراکز عملیاتی دیدن می کنند. موفقیت سری اول جنایت های غیرحرفه ای موجب شد که تولید آن به سری دوم کشیده شود و پس از ساخت 12 قسمت سری اول، پیتر و السچی تهیه کننده سریال که شرکت تایودو را در اختیار دارد، خبر از تولید 16 قسمت جدید آن را به کارگردانی الکسی سوییت داد که در سال 2006 روی آنتن رفت.
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.