دانلود سریال ایرانی مدار 0 درجه ساخته حسن فتحی

    Free &full Download iranian tv series Zero Degree Turn

    بالاترین کیفیت موجود در اینترنت

    نام سریال :مدار صفر درجه-zero point orbit

    سال و شبکه پخش :اردیبهشت 86 – شبکه یک

    نویسنده و کارگردان : حسن فتحی

    تهیه کننده: اسماعیل عفیفه

    بازیگران سریال مدار 0 درجه :

    شهاب حسینی(حبیب پارسا) ، ناتالی متی (سارا آستروک) ، رویا تیموریان (مادر حبیب) ،مسعود رایگان (پدر حبیب) ،پیر داغر (سرگرد بهروز فتاحی) ،لعیا زنگنه (زینت الملوک جهانبانی) ،آتنه فقیه نصیری (سعیده پارسا) ،احمد ساعتچیان (محسن مظفر) ، پیام دهکردی (سردار احتشام) ، ایرج راد (جهانگیر همایون پناه) ،رحیم نوروزی (تقی نواده) ،علی قربانزاده (اردشیر توکلی)

    خلاصه داستان سریال مدار 0 درجه :

    سفر دانشجویی ایرانی به نام حبیب پارسا (شهاب حسینی) به فرانسه- به خاطر تحصیل در رشته فلسفه در دانشگاه پاریس است. داستان بر بستر جنگ جهانی دوم و شکل گرفتنصهیونیزمو تسلط تدریجی بر فلسطین می‌گذرد که طبیعتا فضای داستان متاثر از این واقعه مهم تاریخی است. در زمان اعزام دانشجویان ایرانی به فرانسه و همچنین تحصیل آن ها در دانشگاه پاریس،جنگ جهانی دومنیز در حال آغاز است. حبیب پارسا در دانشگاه با دختری یهودی به نام سارا استروک (ناتالی متی) آشنا می‌شود که اوایل، در کلاس با یکدیگر به مخالفت می‌پردازند که تدریجا این مخالفت و سرکشی به عشق و تمایل بین این دو نفر مبدل می‌شود.

    ترور یهودیان به دست صهیونیست‌ها در ایران و اروپا و دنبال کردن سرنوشت دانشجویی ایرانی در فرانسه و رابطه عاطفی او با دانشجویی یهودی با سلسله حوادثی به یکدیگر مرتبط می‌شوند. به دنبال فتحپاریستوسطآلمان‌هایفاشیستی، جان سارا آستروک و خانواده‌اش نیز به خطر می‌افتد زیرا دولت آلمان با یهودیان مخالف است. و پس از این وقایع مشکلات فراوانی برای حبیب که پس از مدتی به ایران باز می‌گردد روی می‌دهد درحالی که از پی خواسته او سارا آستروک و مادرش نیز به تهران آمده بودند؛ (زیرا جانشان در پاریس به خطر افتاده بود) و حبیب مجددا دو بار دستگیر می‌شود (به اتهام ربودن گذرنامه). پس از آزادی وی از زندان شهربانی و رخ دادن اتفاقاتی از جمله کشته شدن چند نفر مثل سرگرد فتاحی و خواهر حبیب، در آخر ماجرا سارا عمویش را که در تخت جمشید قصد قتل حبیب را داشت به قتل می‌ رساند و حبیب پارسا دوباره به زندان می‌ افتد. ولی در پایان پس از رهایی از زندان به معشوق خود می‌ رسد که آخرین سکانس سریال است.

    .

    لینک های دانلود همه پارت های  سریال زیبای «مدار صفر درجه»

    لینک های دانلود به درخواست سازمان تنظیم و مقررات برداشته شدند

    .

    بهترین سکانس های سریال مدار صفر درجه

    دانلود موزیک تیتراژ سریال مدار صفر درجه

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    حسن فتحی از ساخت سریالشهرزاد می گوید

    قصه اصلی داستان «شهرزاد» بر اساس قربانی شدن خیلی از موارد در هر فاجعه‌ای سیاسی است و یکی از مظلوم ترین قربانی‌ها عشق است. حسن فتحی کارگردانی است که تا به حال بیش از نیمی از آثار وی مربوط به حوزه تاریخ است و یا اگر این اتفاق در داستان‌هایش نیفتد، به نوعی تاریخ را در دل داستان‌ها می‌گنجاند.

    یادآوری سریال‌هایی چون: شب دهم،‌میوه ممنوعه، مدار صفر درجه، پهلوانان نمی‌میرند، همگی گواه این مطلب است که فتحی علاقه خاصی به حضور در این ژانر دارد.با وی درباره ساخت آثار تاریخی و لزوم نمایش آن برای مردم امروز به گفت‌وگو نشستیم.

    علاقه شما به آثار تاریخی از کجا نشات گرفته است؟

    -علاقه من به تاریخ از دغدغه‌هایی نشات می‌گیرد که به مسایل سیاسی،‌ اجتماعی،‌ فرهنگی این سال های جامعه‌ام مرتبط می‌شود. تصورم بر این است که مردم ما برای این که در یک سربزنگاه‌هایی چیزهایی را تکرار نکنند، لازم است تاریخ گذشته را مطالعه کنند. تاریخ گذشته ما بخصوص تاریخ یکسد ساله اخیر امکان بسیار مناسبی برای این است که درک عمیق تاریخی برای مردم اتفاق بیفتد تا در آینده و امروزشان بر اساس خرد جمعی و عقلانیت بیشتری عمل کنند.

    مطالعه کتاب‌های تاریخی و سرگذشت افراد مختلف تاریخ،‌تا چه میزان برایتان اولویت دارد؟

    -هر بار که به تاریخی هر کدام از شاهان ایرانی در ‌دوره‌های مختلف صفویه،‌ قاجار،‌ یکسد ساله اخیر، چهار سد سال گذشته و … رجوع می‌کنم، آنقدر نکات عجیب و غریب و درس آموزی می‌بینم که گاه فکر می‌کنم اگر روح جمعی جامعه ما این برهه‌های تاریخی که از 500 سال پیش شروع شده را به خوبی مطالعه کنند،‌شاید ما در ادامه زندگی‌مان دچار اشتباهات و بحران‌های کمتری شویم و به درک و تفاهم عمیق تری نسبت به نوعیت انسانی،‌ هویت ملی و فرهنگی‌مان برسیم و در همین راستا گرفتار خیلی از مسایل عجوز و لایجوز سیاسی و روزمره که متاسفانه خیلی از افراد گرفتارشان بودند،‌ نشویم و سعی کنیم تا درک روشنی از گذشته‌ خود داشته باشیم تا به تعبیری چراغی برای حرکت درست‌مان در آینده باشد.

    فکر می‌کنید آشنایی مردم ما با تاریخ کشورشان چقدر ضرورت دارد؟

    -ضرورت آشنایی کلیت جامعه با خویشتن تاریخی خود به حدی اهمیتی دارد که اگر سدها فیلم سینمایی تاریخی و ده‌ها سریال تاریخی هم ساخته شود باز هم کم است،اما در این میان امیدوارم آثاری که ساخته می‌شود تاریخ را تحریف نکند و بر مبنای آنچه در واقعیت تاریخ و گذشته ما روی داده است،بدون خوشامد و بدآمد آن گروه و این دسته و جناح‌های مختلف ساخته شوند و طوری باشند که آنچه در واقعیت اتفاق افتاده است را پیش روی مردم و مخاطبان قرار دهیم. این موضوع در مورد نسل جوان ما که خیلی نیازمند آشنایی با تاریخ گذشته و خویشتن تاریخی خود هستند،‌مصداق بارز دارد.

    حسن فتحی و شهاب حسینی

    خیلی‌ها دوست دارند تا بدانند چرا در اغلب آثار تلویزیونی شما تاریخ نقش پر رنگی دارد؟

    -در وجود هر کدام از ما ایرانی‌ها یک منِ تاریخی وجود دارد که گاه خودمان از وجود این منِ تاریخی در کالبد خود بی خبریم و گاه این منِ تاریخی در یک سربزنگاه‌های وجودی، روحی و روانی ما رفتارهایی را باعث می‌شود که شاید بعد از انجام آنها بسیار تعجب کنیم. ما ایرانی‌ها معمولا موجودات بی قراری هستیم و دل آشوبه داریم و برای مثال اگر چهار اتفاق خوب برایمان بیفتد مدام نگران این هستیم که نکند بعد از اینها یک اتفاق بد برایمان بیفتد.

    فکر می‌کنید این ها از کجا می‌آید؟

    اگر به طور دقیق در این زمینه جستجو کنیم متوجه می‌شویم که همه اینها از همان خویشتن تاریخی ما می‌آیند و خویشتن تاریخی ما در حقیقت مجموعه ژن‌های فرهنگی نیاکان ما است که در وجود هر کدام از ما نهادینه شده است.در خویشتنِ تاریخی ما به طور ناخودآگاه تمام تجربه‌های تلخ و شیرین نیاکان ما انباشته شده است. تمام آرزو، ترس، اضطراب، لحظات و تجربه‌های تلخی که در طول تاریخ داشتند و هم چنین لحظات شیرین و کوتاه اندک و کوتاه. تمام اینها ذخیره خویشتنِ تاریخی ما هستند که جمع شده است و فکر می‌کنم برای غلبه بر بحران‌هایی که جامعه امروز ما به آنها دچار است از جمله بحران‌های سیاسی،‌فرهنگی،‌هویتی توجه هر فرد به خویشتن تاریخی خود به غلبه بر این موضوع می‌تواند کمک دوچندانی داشته باشد تا به یک قرار آرامش و به نوعی فرهیختگی جمعی و اجتماعی در جامعه برسیم.

    شما مدتی است که با سریال «شهرزاد» پا به عرصه نمایش خانگی گذاشتید.فاصله از تلویزیون باعث تمایل شما به سمت شبکه نمایش خانگی شده است؟

    -هنوز هم از سمت تلویزیون پیشنهاد ساخت سریال دارم،‌اما به این دلیل که خودم بعد از سالها دوست داشتم تا در شبکه نمایش خانگی سریالی را کارگردانی کنم،‌ به این سمت آمدم و در این رسانه سریالی را کارگردانی کردم.

    در ساخت سریال در شبکه نمایش خانگی کدام عنصر برایتان اولویت داشت؟

    -همیشه دغدغه این را داشتم که اگر می‌خواهم سریالی را در بخش خصوصی بسازم،‌ قصه آن جذابیت لازم را دارد یا خیر؟ چراکه همیشه معتقدم در رسانه‌ای مثل شبکه نمایش خانگی عنصری به نام داستان، مهمتر از سایر عناصر است و بیشتر می‌تواند مردم را جذب خود کند. در مورد سریال «شهرزاد» هم باید بگویم زمانی که دیدم قصه خوبی پیش رویم هست، اقدام به ساخت آن کردم.

    بعد از اتمام ضبط سریال «شهرزاد» قصد ساختن اثری دیگر را چه در تلویزیون و چه در شبکه نمایش خانگی دارید یا خیر؟

    -حقیقت این است با تمام دلبستگی که به این سریال دارم،‌ اما به شدت خسته‌ام و بعد از ساخت این سریال دوست دارم مدت طولانی را استراحت کنم تا انرژی بیشتری برای ساخت آثارم داشته باشم.

    حسن فتحی در نمايى از پشت صحنه شهرزاد

    حرف‌هایی درباره ادامه دار بودن سریال «شهرزاد» در سه فصل وجود دارد، در این باره بفرمایید.

    -از همان ابتدا که این سریال را کلید زدیم،به ادامه دار شدن «شهرزاد» فکر کردیم، اما همه چیز بستگی به استقبال مخاطب دارد. ضمن اینکه برای هر فصل از این سریال تعداد 26 تا 30 قسمت را در نظر گرفتیم.

    در سریال «شهرزاد» شما اشاره مستقیمی به موضوع کودتای 28 مرداد داشتید،چرا؟

    -بله اما در این سریال به مسایل سیاسی کودتا ورود زیادی نداشتیم و بیشتر داستان عشق چند جوان را در آن فضای ملتهب سیاسی نشان دادیم و درباره تاثیر مخربی که اوضاع سیاسی بر سر عشق‌های آن دوران آورده صحبت کرده و نشان دادیم چگونه در یک فضای سیاسی غبار گرفته ممکن است عشق‌ها به نفرت تبدیل شود. قصه اصلی داستان «شهرزاد» بر اساس قربانی شدن خیلی از موارد در هر فاجعه‌ای سیاسی است و یکی از مظلوم ترین قربانی‌ها عشق است.

    اگر سریال «شهرزاد» از تلویزیون پخش می‌شد،‌ممکن بود در میزان مخاطب تاثیر داشته باشد؟

    -از همان ابتدا که تصمیم گرفتم تا سریال «شهرزاد» را در شبکه نمایش خانگی تولید کنم و حتی الان دیگر به این موضوع فکر نمی‌کنم،چراکه راهی که بر آن استوار بودم را رفته‌ام و معتقدم فردی که حین مسیر سرش را بی موقع بچرخاند،‌روح وی با او همراهی نخواهد کرد. من هم در همین مسیری که انتخاب کردم سعی می‌کنم به راهم ادامه داده و به نحو احسن کار خود را به سرانجام رسانم.

    در شبکه نمایش خانگی چه محدودیت‌هایی پیش پایتان بود؟

    -محدودیت در همه جای دنیا و برای هر کاری وجود دارد،‌اما در هر مکانی با توجه به شرایط آنجا متفاوت است. ما هم برای ساختن سریال «شهرزاد» محدودیت داشتیم،‌چراکه سلایق و ادعاهای تاریخی متفاوت است.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    سریال شهرزادبه خوبی در میان مردم جا افتاده است

    شهرزاد نمادی از ایران است در چنبره عاشق بی‌مسوولیت، مرد عیاشی که قرار است عاشقش شود و پدرخوانده‌ای که عاطفه خاموشش را درز گرفته تا به وقتش سر دختر مثل آوار خراب شود.

    در شش سال اخیر سریال‌های متفاوتی وارد شبکه نمایش خانگی شدند. هر کدام به دلیلی یا تماشاگر خود را در ادامه داستان از دست دادند یا انقدر بد بودند که اصلا از همان ابتدا دیده نشدند. در میان این عناوین مهم و دهن پرکن، «شهرزاد» اما چیز دیگری است. حاصل حرفه‌ای بودن و تمرکز و جدی گرفتن ملزومات ساخت یک اثر پرمخاطب. با رویکردی متفاوت نسبت به تمام محصولات تولید شده در شبکه نمایش خانگی، مانوس و نزدیک به روحیه کارگردان و خالقش.

    روایت یک داستان عاشقانه در روزگار گذشته. به انضمام استعاره‎هایی که کارکرد امروزی دارند و داستان را از حالت محدود و شخصی به شکل داستان یک «ملت» ارتقا می‌دهند.

    چرا باید «شهرزاد» ببینیم؟ / 5 دلیل برای دیدن «شهرزاد»

    عشق و تاریخ:

    تنها فیلمساز تاریخ سینمای ایران که ذوق بررسی و پرداختن به تاریخ در دل یک داستان جذاب را داشت، مرحوم علی حاتمی بود. غیر از محدودیت‌های سخت‌افزاری سینمای ایران در بازسازی «روزگار سپری شده» که دلیلی برای طفره رفتن فیلمسازان ایرانی بوده، منظر و افق دید محدود فیلمسازان و تهیه‌کنندگان عافیت طلب، دلیل مهمتری است که اثری از تاریخ و روایت‌های تاریخی در فرهنگ عامه ایرانی نباشد. در حالی‌که با کمی ذوق می‌توان مینی سریال یا فیلم‌های درجه یکی درباره بخش‌های مهم تاریخ معاصر و شخصیت‌های اثرگذار آن ساخت. از آیت‌الله خمینی و محمد مصدق تا ماجرای «سیاهکل» و دوران طولانی نخست وزیری امیرعباس هویدا.

    «شهرزاد» تلاشی است برای جدی گرفتن این موضوع مغفول مانده. به سیاق کارهای قبلی حسن فتحی (سریال‌های شب دهم و مدار صفر درجه، و فیلم خوب و دست کم گرفته شده «پستچی سه بار در نمی‌زند») شاهد فراز و فرودهای یک داستان عاشقانه در دل یک واقعه مهم سیاسی/ اجتماعی (کودتای 28 مرداد 1332) هستیم.

    علی نصیریان:

    یکی از بهترین نقش آفرینی‌های چند سال اخیر سینما و تلویزیون ایران. موید این نکته که نصیریان چه بازیگر بزرگی است و کارگردانان نتوانسته‌اند به اندازه استعدادش از او در فیلم‌ها بهره ببرند. او در نقش پدرخوانده داستان (بزرگ آقا) حیرت‌انگیز است. با طمطراق و تبختری که از بازیگران فیلم‌های کوینتین تارانتینو سراغ داریم و وقاری که یادآور برت لنکستر «یوزپلنگ» ویسکونتی است.

    نصیریان فراتر از نقشی که برایش نوشته شده، در حال خلق مهمترین پدرخوانده ایرانی است. سنگین و اخمو و سنتی که به وقتش مهر و عاطفه‌اش را نثار دیگران می‌کند و بیشتر از هر شخص دیگری در داستان متوجه زیر و زبر شدن سنت در دنیایی که دارد در آن زندگی می‌کند، است. کسی که عشق خاموشش نسبت به دختر زیباروی داستان (شهرزاد)، به شرط برملا شدن در داستان می‌تواند او را از اینی که هست در ذهن تماشاگر ماندگارتر کند.

    شهرزاد همان ایران است:

    ترانه علیدوستی تنها بازیگر زن ایرانی است که قابلیت در مرکز قرار گرفتن یک داستان، به عنوان کانون یک جهان استعاره‌ای را دارد. تنها بازیگر زن ایرانی که شانه‌هایش پذیرای استعاره‌های یک داستان تاریخی است. شبیه به فیلم‌هایی که بنای خود را بر نمایش توامان مصایب و حوادث رفته بر یک کشور/ زن گذاشته‌اند و از دست دادن معشوق/ زن را با از دست دادن میهن/ مملکت یکی انگاشته‌اند («کاباره» باب فاسی، «درخت گلابی» داریوش مهرجویی و «باد می‌وزد» هایائو میازاکی»)، اینجا هم شهرزاد نمادی از مملکتی است که دارد لگدمال می‌شود. دارد ویران می‌شود و دارند برایش تصمیمات ناجور می‌گیرند.

    شهرزاد نمادی از ایران است در چنبره عاشق بی‌مسوولیت، مرد عیاشی که قرار است عاشقش شود و پدرخوانده‌ای که عاطفه خاموشش را درز گرفته تا به وقتش سر دختر مثل آوار خراب شود. تماشای شهرزاد/ ایران وقتی دارند دست به دستش می‌کنند و تیشه به ریشه‌اش می‌زنند، آگاهی بخش است. همان‌طور که خواندن تاریخ و فهم گذشته، می‌تواند چراغ راه آینده باشد. آینده‌ای که شهرزاد/ ایران در صدد احیای خود برمی‌آید؛ پدرخوانده‌ها باید قربانی شوند تا شهرزادها بتوانند راحت زندگی کنند.

    موسیقی و ترانه:

    بعد از مدت‌ها (به استثنای موسیقی کارن همایونفر برای «جرم» کیمیایی) موسیقی متنی ساخته شده که هم احساساتی می‌کند و هم اینقدر تاثیرگذار است که وادارتان می‌کند با سوت بزنیدش. یک موسیقی ملودیک با طعم و لحنی عاشقانه که به موقع لحظات احساساتی داستان را موکد می‌کند و گویای منظر رمانتیک این قصه تاریخی است. علاوه بر موسیقی به یادماندنی فردین خلعتبری، ترانه‌هایی که محسن چاوشی برای سریال خوانده هم بعد از مدت‌ها، نمایانگر یک چاوشی سینه سوخته است که احوالات ملت عاشق را در سال‌های اخیر، در بهترین ترانه‌هایش نمایندگی کرده. اینجا هم ترانه «رفیقم کجایی» که در انتهای اپیزود پنجم روی تصویر جدایی و دلتنگی زوج عاشق شنیده می‌شود، در مدت زمانی کوتاه راه خود را به فرهنگ عامه باز کرد و قلوب ملت را به تسخیر درآورد.

    با حسی متفاوت و امروزی روی تصاویر مربوط به دوران گذشته. خرق عادتی خلاقانه در حاشیه صوتی یک محصول تاریخی که برخلاف شیوه معمول استفاده از آواز و ترانه مبتنی بر موسیقی ارکسترال، از ترانه پاپ بهره برده است. شبیه به حس متفاوتی که شنیدن موسیقی «هیپ هاپ» امروزی روی تصاویر برده‌های رنگین پوست قرن نوزدهمی در «جنگوی رها از بند» تارانتینو برمی‌انگیخت؛ اینجا هم موسیقی پاپ، باروت بیداد صحنه و داستان را مشتعل می‌کند و قلب تماشاگر را مشحون از عواطفی که پوسیدند و عاشقانه‌هایی که در خلوت دل پژمردند، به تپش می‌اندازد.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    حسن فتحی، کارگردان کاردرست این سریال به همراه پسرش امیرحسین

    شامگاه 1 آذر 94 مراسم نشست خبری سریال شهرزادبرگزار شد. در این مراسم که برای عموم آزاد بود بسیاری از بازیگران و چهره های سرشناس حضور داشتند.

    به گزارش ایسنا، نشست خبری شهرزاد به همراه اکران قسمت ششم و خلاصه پنج قسمت اول با حضور عوامل سریال، علاقمندان و اهالی رسانه در حالی در پردیس ملت برگزار شد که حواشی بسیاری را به همراه خود داشت. حسن فتحی(کارگردان)، محمد امامی( تهیه کننده و سرمایه گذار)، سید محمد هادی رضوی( سرمایه گذار)، علی نصیریان، ترانه علیدوستی، عبدالله اسکندری، پریناز ایزدیار، امیر حسین رستمی، گلاره عباسی و نغمه ثمینی(نویسنده) از جمله افرادی بودند که یکشنبه شب گذشته در این مراسم حضور یافتند.

    خواهران اسکندری

    علیرضا نیکبخت و مهرداد میناوند

    در ابتدای این مراسم حسن فتحی گفت: من و نغمه ثمینی (نویسنده) نوشتن فیلمنامه شهرزاد را با این فرض آغاز کردیم که شبکه خانگی ظرفیت و پتانسیل بالایی دارد، ولی متاسفانه آنطور که باید رونق پیدا نکرده است. عزممان را جزم کردیم تا بر اساس تحقیق در حوزه تاریخ بتوانیم فیلمنامه ای بنویسیم که با مردم ارتباط برقرار کند. به همین منظور نیز تلاش کردیم تا از بازیگران و عوامل خوب و مناسبی دعوت به کار کنیم .

    فتحی از اینکه سریال شهرزاد تاکنون مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است ابراز خوشحالی کرد و گفت: البته می شد از ابتدا این موضوع را تا حدی پیش بینی کرد، چراکه اگر گروهی در حوزه تولید آثار نمایشی کم فروشی نکند و از تمام ظرفیت‌های موجود استفاده کند، حتما اثر موفقی تولید خواهد کرد.

    نهال دشتی (بازیگر نقش خواهر فرهاد)

    ترانه علیدوستیکه گردنبند مرغ آمین (نماد سریال شهرزاد) همیشه همراهشونه!

    در ادامه علی نصیریان گفت: در موفقیت این سریال که یک گروه بسیار حرفه ای پشت آن قرار داشت، حضور دو تن بسیار مهم و بسیار تاثیر گذار بود. این کار با حضور حسن فتحی و محمد امامی بود توانست قوام بگیرد. او با اشاره به ورود بخش خصوصی در حوزه سریال سازی با بیان اینکه به طور کلی تولید اصلا وظیفه دولت و تلویزیون نیست، ادامه داد: فکر می‌کنم بخش خصوصی حتی به صرفه تر از دولت می تواند کار کند. به این دلیل که تولید خوب زمانی صورت می‌گیرد که کار به دست مردم سپرده شود. به همین خاطر تولید آثار نمایشی نیز باید توسط بخش خصوصی انجام شود که سریال شهرزاد نمونه همین کار است.

    نصیریان درباره نقش خود در سریال شهرزاد اظهار کرد: پیش از آغاز کار تمام فیلمنامه را نخواندم و فقط ۴ قسمت از آن را مطالعه کردم. ولی همان مقدار کافی بود که تا نقشم تا آخر کار را حس کنم و از آنجایی که به کارگردان مجموعه اعتماد داشتم،مطمئن بودم که کار موفقی خواهد شد. به همین دلایل این نقش را پذیرفتم.

    او در ادامه با بیان اینکه من به عنوان یک بازیگر برای ایفای نقشم در سریال شهرزاد تمام تلاشم را کردم، گفت: البته آقای فتحی ( کارگردان) گاهی مرا جلوی دوربین هدایت می‌کردند که به نظر من این کار بسیار ناب و درست بود.

    لیلا اوتادی و سارا منجزی

    الهام پاوه نژاد

    متاسفانه عدم برنامه‌ریزی مناسب و همچنین حضور تعداد زیادی از علاقمندان در سالن نشست خبری سریال شهرزاد، اعتراضات برخی از خبرنگاران را به همراه داشت که باعث شد این نشست خبری نا تمام بماند.

    ترانه علیدوستی، گلاره عباسی و پریناز ایزدیار

    علی نصیریان (بزرگ آقا)

    مریم کاویانی

    عذرخواهی روزنامه ایران از بازیگران زن سریال شهرزاد

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    درباره ادعای برخی از کرمانی ها و توهین به آن هادر بخش

    هشتم سریال شهرزاد در اینستاگرام خود چنین نوشت:

    «سلام به همگى به خاطر مشغله ى كارى نشد كه اين روزها به صفحه ى اينستاگرامم سر بزنم و امروز كه كامنتهاى زير پست قبل رو ديدم خيلى تعجب كردم واقعا نميدونم با اين حرفها بايد خنديد يا گريه كرد.

    عزيزانِ دل ِ كرمانى ، هم وطنهاى نازنين من اول اينكه داستان سريال شهرزاد مربوط به سال ١٣٣٢ ميباشد و اون زمان هيچ شهرى حتى خود تهران ذره اى به شكل امروز نبود ، دوم اينكه شيرين قصه ، پرى ناز ايزديار نيست و با توجه به شخصيت ناز پرورده اى كه داره از رفتار اجتماعى درست و ادبيات كلامى درستى برخوردار نيست و بارها و بارها تو اين ٨ قسمت شاهد حرفها و رفتارهاى اينچنينى ازش بوديم ، به نظرم بعضى ها با كامنتهاشون خيلى كم لطفى كردن واز كاه كوه ساختن به هر حال اميدوارم اين سو تفاهم رفع بشه ، همه جاى ايران براى من زيباست و نه فقط روى شهر خودم ، روى كشور و مردم عزيزم تعصب دارم .

    اميدوارم از تماشاى سريال شهرزاد لذت ببريد و نگذاريد خستگى ٨ ماه كار شبانه روزى به تنمون بمونه اين سريال با يک دنيا عشق و علاقه فقط براى لذت بردن شما ساخته شده .

    ❤️?? پ ن : البته دوستانى كه از الفاظ ركيک در كامنتهاشون استفاده كردند هم بلاک شدن .»

    در بخش 8 سریال شهرزاد ، شیرین که تازه از سفر کرمان بازگشته در پاسخ به پرسش پدرش که مسافرت چگونه بوده است چیزی شبیه به این گزاره می گوید: «خوب نبود، یه شهر خاکی و عقب افتاده با آدم های دهاتی و …»

    نماینده کرمان نیز به این رویداد واکنش نشان داده و خواستار توقف پخش شهرزاد شد.

    در همین راستاحسن فتحی نیز به این جبهه گیری کرمانی ها واکنش نشان داد

    به گزارش تسنیم، کارگردان این سریال، ضمن اظهار تاسف از سوتفاهم پیش آمده در رابطه با شهر کرمان در یکی از قسمت های این سریال اظهار کرد: جایگاه فرهنگی و اقتصادی رفیع مردم هنرپرور کرمان در تاریخ ایران بر کسی پوشیده نیست و مایه مباهات است.

    او با توجه به قسمت‌های بعدی سریال شهرزاد، این چنین توضیح داد: در بخشی از قسمت یازدهم سریال نه تنها معلوم می‌شود که خانواده شیرین که در واقع -شخصیت منفی و افاده‌ای قصه است- کرمانی نیستند بلکه مردم نجیب و نازنین کرمان مورد ستایش قرارمی گیرند.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    دو مقاله در دفاع از سریال شهرزاد

    عصر ایران – مهرداد خدیر : حاشیه سازی غیر ضروری

    خبرآنلاین – دانش، مهرزاد : توهم توهین در سریال شهرزاد

    مقاله نخست

    عصر ایران؛ مهرداد خدیر

    حاشیه سازی غیر ضروری برای سریال «شهرزاد»

    با توزیع قسمت نهم سریال «شهرزاد» در شبکه نمایش خانگی همان اندک نگرانی که به خاطر دیالوگی درباره سفر به کرمان ایجاد شده بود منتفی شده و کارگردان هم البته توضیح داده عجله نکنید و منتظر قسمت های بعد باشید تا بدانید قضاوت بازیگر نقش منفی تا چه اندازه نادرست بوده است.

    پس از حرف و حدیث‌هایی که مطرح شد نماینده کرمان در مجلس شورای اسلامی در تذکری به وزیر ارشاد این موضوع را مطرح کرد: «اخیرا سریالی با عنوان “شهرزاد” به کارگردانی شخصی به اسم “ح. ف” در شبکه نمایش خانگی آمده که توهین جدی به مردم ولایتمدار و بصیر دیار کریمان، شهر کرمان است.»

    وی که در دولت اول محمود احمدی نژاد وزیر علوم و تحقیقات و فناوری بوده گفته است: «این مسئله جای تاسف دارد که اجازه پخش چنین سریال‌هایی را می‌دهند و لازم است نسبت به جمع‌آوری آن اقدام کنند و ما نیز شکایت به قوه قضائیه را در دست پی‌گیری داریم».

    ماجرا از این قرار است که در یکی از قسمت‌ها شخصیت منفی سریال، توصیفی درباره کرمان 60 سال پیش دارد و کارگردان نیز توضیح داده همان‌گونه که دیگر سخنان و قضاوت های این شخص (‌شیرین/ دختر بزرگ آقا) نادرست است در قسمت‌های بعد می‌بینیم که در روایت این سفر نیز درست نگفته است و چند قسمت دیگر این سوءتفاهم رفع می‌شود.

    جدای این که این امکان وجود داشت که آن دیالوگ قدری دقیق‌تر بیان شود و مثلا اشاره‌ای به کرمان نکنند چند نکته را می‌توان یادآور شد: حاشیه سازی غیر ضروری برای سریال «شهرزاد» اول: با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی برخی نمایندگان می‌کوشند از این طریق محبوبیت و مقبولیتی برای خود کسب کنند و در این میان دیواری کوتاه تر از هنرمندان پیدا نمی‌کنند. البته از آقای محمد مهدی زاهدی می‌توان پرسید مگر مدام نمی‌گویید که پیش از انقلاب به شهرها و روستاها رسیدگی نمی‌شد و مگر این توصیف مربوط به سال‌های پس از کودتای 28 مرداد و پیش از پیروزی انقلاب و از زبان یک شخصیت منفی نیست؟

    پس چرا احساس توهین به شما دست داده است؟ از کجای توصیف شرایط و وضعیت 60 سال پیش آن هم از زبان شخصیت منفی سریال – که می‌تواند مثل دیگر قضاوت‌های او نادرست باشد- احساس توهین به شما دست داده است؟ آیا جز این است که استانداردهای زندگی در 60 سال قبل با اکنون بسیار متفاوت بوده است؟ روایت استاد دکتر محمد علی اسلامی ندوشن از دوران کودکی خود را در کتاب «روزها» بخوانید تا بدانید 80 یا 90 سال قبل امکانات زندگی در مناطق مرکزی ایران چیزی در حد صفر بوده است و شاید صفر مطلق. البته که در دهه 30 به نسبت 20 سال قبل از آن تفاوت کرده بود اما با دهه 50 قابل قیاس نیست که درآمد نفت فوران کرد. بهترین مرجع و منبع برای این مقایسه کتاب « تاریخ ایران مدرن» نوشته «یرواند آبراهامیان» است و اگر نقل‌ اطلاعات‌ مختلف از آن موجب اطاله کلام نمی‌شد

    شاخص‌هایی را می آوردیم که نشان می‌داد ایران در این شصت هفتاد سال چه تغییرات شگرفی به خود دیده است. دوم: از نماینده کرمان که بالطبع داعیه‌دار دوست‌داری کرمان و کرمانی‌هاست می‌توان پرسید در چهار سالی که وزیر علوم بوده برای نکوداشت مشهورترین کرمانی پژوهش‌گر و نویسنده دانشگاهی ایران – مرحوم باستانی پاریزی- چه کاری انجام داد و آیا اصلا اثری از او را خوانده است؟!

    ما کرمان را با شخصیت‌های فرهنگی آن مانند مرحوم باستانی پاریزی و هوشنگ مرادی کرمانی و محمد جواد حجتی کرمانی و با صنعت گرانی چون همایون صنعتی‌زاده و سیاسیون مشهور آن می شناسیم ولی این حساسیت را در تجلیل از آنان ندیدیم. شاید چون انتخابات مجلس نزدیک نبوده است. سوم: «ح.ف» دیگر کیست؟

    اگرمنظورتان«حسن فتحی» کارگردان مطرح سینما و تلویزیون ایران است که او حسن فتحی است نه ح.ف. متهم پرونده و بابک زنجانی نیست که با نام‌های اختصاری نام او را می‌آورید! کارگردانی است که دارد پا جای پای علی حاتمی فقید می گذارد. چی را جمع آوری کنند؟ مگر با سرمایه و هنر مردم می توان این گونه بازی کرد؟!

    مگر وقتی شما وزیر بودید مسوول تک تک کلماتی بودیدکه همه اعضای هیات علمی در همه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی بر زبان می آوردند که وزیر ارشاد را مسوول همه دیالوگ های تمام فیلم هاس سینمایی و شبکه نمایش خانگی می‌دانید؟! چهارم: نشد این جماعت حرفی بزنند و کلماتی مانند «برخورد» و«شکایت» در آن نباشد! برخورد کنند که چی بشود؟ تا مردم بروند سریال علیرضاخان و لطیفه را از ماهواره‌ها دنبال کنند؟! چطور آن 4 کلمه دیالوگ را که نپسندیدید، شنیدید اما آن همه تصویر زیبا را ندیدید؟ تا به حال در کدام فیلم کودتای 28 مرداد این قدر تاثیر گذار و رسا به تصویر کشیده شده بود؟ «ح.ف» دیگر یعنی چه؟ واقعا موانست و مجالست و مصاحبت 4 ساله با آقای احمدی نژاد تا این اندازه باید بر روی ادب انسان تاثیر بگذارد؟ تا «تق»ی به توقی می خورد می گویند شکایت می‌کنیم.

    شما نماینده مجلس هستید و از همان تریبون هم می توانید اعتراض خود را مطرح کنید. چرا مدام می خواهید پای قوه قضاییه را به میان بکشید؟ چرا تصور می کنید شکایت از کارگردان محبوب و مطرحی چون حسن فتحی برای شما اعتبار آفرین و رای آور است؟

    شمار بازدید کنندگان از صفحه مجازی ترانه علیدوستی بازیگر نقش «شهرزاد» از یک میلیون نفر فراتر رفته است. آخر کیست که دوستدار کرمان و کرمانی نباشد؟ اما دفاع هایی از جنس باستانی پاریزی و روایت های او درباره کرمان کجا و حساسیت نشان دادن هایی از جنس آقای زاهدی کجا؟

    مردم کرمان در گستره تاریخ به سعه صدر شهرت دارند و این خصوصیت مردمان کویری است که دنیا را بسیارفراخ می بینند و کرمان و یزد و دیگر شهرهای کویری از این رو باصفاتی چون بزرگ منشی شناخته می شوند و کسی که افتخار نمایندگی مردم این سامان را دارد نیز مانند خود آنان باید بزرگ منشانه برخورد کند نه این که تقاضای برخورد داشته باشد و تهدید کند. کرمان شخصیت های برجسته و صاحب قلمی دارد اما هیچ یک این گونه برنیاشفتند که آقای زاهدی و همین می تواند گواهی باشد بر این که مشکل هرگزبه آن حادی که آقای زاهدی تصور می کند نیست.

    در این سریال، دختر از دماغ فیل افتاده بزرگ آقا، جمله ای گفته که اگر از زبان شخصیت مثبت فیلم (شهرزاد) بیان شده بود قابل انتساب به کارگردان بود و نه از جانب خود او. جالب این که کسانی که در حق شخصیت های بزرگ کرمان بالاترین جفاها را روا می دارند حالا به خاطر دیالوگی سینه چاک کرمان و مردم کرمان شده اند غافل از آن که بارزترین ویژگی مردمان کویر بلند نظری و سعه صدر آنان است و به اسم خیرخواهی آنان نمی توان بدِ دیگران را خواست. کرمان و کرمان دوستی را با نوشته های باستانی پاریزی و سرمایه گذاری های همایون صنعتی‌زاده و قلم شیوای مرادی کرمانی و سیاست مداران ملی آن می شناسیم و بهانه گیری به خاطر گفته های یک نقش را نمی توانیم در این مجموعه قرار دهیم. چه کنیم؟ شاید این ناتوانی به خاطر این باشد که ما ریاضی دان منتخب جهان نشده ایم.

    سریال شهرزاد خوش‌ساخت است.خیلی. به خاطر آن زحمت کشیده‌اند. خیلی. علی نصیریان بازی بسیار روانی دارد. بازی‌های ترانه علیدوستی و شهاب حسینی هم درخشان است. صدای محسن چاووشی هم خوش نشسته است. این همه نکته خوب را رها کنیم و تنها به خاطر یک دیالوگ پروژه‌ای را که می‌تواند ده ها میلیارد تومان فروش داشته باشد متوقف کنیم؟! هر چند که خوش‌بختانه این اتفاق نیفتاده است و عرضه ادامه دارد. کاش آقای زاهدی هم اهل تماشا بود و این قدر به دنبال برخورد و شکایت نبود. راستی وقتی باستانی پاریزی درگذشت (‌هم او که بیش از نیم قرن برای کرمان و درباره کرمان نوشت و استاد بازنشسته و نامدار دانشگاه تهران هم بود) نماینده کرمان با سابقه تصدی وزارتخانه متصدی دانشگاهیان چقدر از او یاد کرد؟!

    مقاله دوم

    خبرانلاین- دانش، مهرزاد

    توهم توهین در سریال شهرزاد

    قطعا در بخش‌های خبری تلویزیون بار‌ها دیده‌اید که از قول برخی چهره‌های سیاسی کشورهای متخاصم و یا مخالف (از نتانیاهو گرفته تا عادل الجبیر)، صحبت‌هایی نامطلوب علیه شخصیت‌ها و هنجارهای سیاسی کشورمان پخش شده است. آیا انعکاس این صحبت‌ها، به معنای توهین سدا و سیما به رجال و ارزش‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران و همراهی و همدلی با آن سیاستمداران متخاصم خارجی است؟

    لابد در برخی سریال‌ها و فیلم‌های تاریخی/مذهبی ملاحظه کرده‌اید که از زبان چهره‌های منفی‌ای همچون یزید و ابن زیاد و ابوسفیان و… سخنانی ناروا بر ضد ارزش‌های شیعی و مناسبات اهل بیت گفته می‌شود. آیا پخش این دیالوگ‌ها به معنای ضدیت کارگردان و بازیگر آن فیلم و سریال با مکتب ائمه اطهار است؟

    بابت طرح این دو پرسش ساده که جواب‌هایی بسیار بدیهی دارند، از خواننده باشعور مطلب پوزش می‌طلبم؛ ولی متاسفانه گاهی اوقات فضاسازی‌هایی هوش ربا در قبال تولیدات فرهنگی و هنری به وجود می‌آید که جز توسل به این مثال‌های بدوی، راه دیگری برای پاسخ به ذهن متبادر نمی‌شود.

    آنچه اخیرا در قبال مجموعه شهرزاد تبدیل به غائله‌ای نابخردانه شده است، نمونه‌ای از این جریان غریب است. ماجرا خیلی ساده است: یکی از شخصیت‌های داستان (که زنی نازپرورده و پرافاده و در عین حال به دلیل هوو نازل شدن بر سرش، رقت انگیز است) برخلاف میلش مجبور به مسافرت به کرمان می‌شود و در بازگشت از آن منطقه با عبارت‌هایی نامطبوع یاد می‌کند.

    این عبارت‌های نامطبوع، دلالت بر حس انگیزشی او در مسیر درام دارد. این یک فیلم مستند درباره کرمان‌شناسی و مردم‌شناسی آن دیار نیست که قرار باشد تک تک جملاتش ناظر به واقعیت باشد؛ بلکه فیلمی داستانی است و در داستان بر حسب شخصیت‌های منفی و مثبت و اتفاقات گوارا و ناگوار و موقعیت‌های پرفراز و نشیب روایت، در هر مقطع دیالوگ‌هایی متناسب با فضای درام (و نه واقعیت بیرون از چارچوب داستان) ادا می‌شود. اتفافا اینکه شخصیتی در ابعاد این زن، قرار باشد در بازگشت از سفر اجباری‌اش به کرمان، از این شهر (و هر شهر دیگری که رفتنش به آنجا با اجبار و اکراه و در اثر رویدادی تلخ در زندگی زناشویی بوده باشد) کلی تعریف و تمجید کند، فضایی پرمضحکه و تصنعی شکل خواهد گرفت و عملا توهین به شعور مخاطب (از جمله مخاطبان کرمانی) خواهد بود. از سوی دیگر شهرزاد یک سریال است.

    در بررسی یک سریال، هیچ‌گاه با استناد به یک دیالوگ و نما و حتی قسمت، نتایج قطعی گرفته نمی‌شود و حتی ما منتقد‌ها هم از نوشتن نقد تا قبل از اتمام آن ابا داریم و نهایتا اگر هم قرار باشد چیزی به بهانه‌اش بنگاریم، مطالبی کلی خواهد بود و نقد به معنای درست ترش را به فرجام ماجرا موکول خواهیم کرد.

    این روند در خصوص ماجراهایی مانند این جور غائله‌ها، بیشتر نمود دارد. سریال، کلیتی به هم پیوسته از حلقه‌های متصل به هم است و نمی‌توان با انگشت نهادن بر یکی، تمام پیکره را تحلیل کرد. پاسخ دراماتیک یک کنش یا دیالوگ یا موقعیت، ممکن است در قسمتی دیگری از سریال با کنش و صحبت و وضعیت دیگری داده شود.

    نمی‌توان لا اله را علم یزید کرد و از آن پیراهن عثمان بافت و الا الله ش را نادیده گرفت. چنین رویکردی یا ناشی از جهل است و یا غرض ورزی که در هر دو حالت نامطلوب است. عبارت «توهین»، مفهوم حقوقی و واژگانی خاص خود را دارد و اگر قرار باشد بدون در نظر گرفتن نمودهای بدیهی شعور هنری و درک فرهنگی از اقتضائات ماهوی یک پدیده، از این مفهوم استفاده‌های دم دستی به عمل آید، هیچ بنایی روی بنای دیگر بند نخواهد شد.

    اگر قرار بر این روند باشد پس فردوسی بزرگ هم محکوم است به توهین به اقوام ترک زبان در این بیت از شاهنامه که: بود ترک، بد طینت و دیو زاد/ که نام پدرشان ندارندیاد

    در حالی که این بیت از زبان یکی از شخصیت‌های حاضر در مجلس بین سیاوش و رستم ابراز می‌شود و ناظر به عقیده خود فردوسی نیست.

    سعدی نیز ابیاتی مشابه درباره این قوم دارد: ندانی کــــه مـن در اقالیم غربت/چـــرا روزگاری بــکـــــــردم درنــگــــی

    برون رفتم از ننگ ترکان که دیدم/جهان درهم افتاده چون موی زنگی

    همــــه ادمی‌زاده بودند لیکــــــن/چـو گرگــان بخونخوارگی تیزچنگی

    اما توصیف سعدی نه ناظر به کلیت رفتاری و نژادی ترکان، بلکه ناشی از حس حضور در مناسبات خصمانه حکومت‌های وقت و زمانه‌اش بوده است. نظامی گنجوی نیز در شعری می‌سراید: ترکی صفت وفای ما نیست /ترکانه سخن سزای ما نیست که البته این نکته نه عقیده خود این شاعر، بلکه جمله‌ای است از جانب پادشاه زمانه‌اش که می‌خواست خود را از شباهت با فردی همچون محمود غزنوی مبرا سازد. از این دست مثال‌ها در ادبیات و شعر ایران کم نیست و اگر قرار باشد نگاهی همچون غوغامداران بر سر سریال شهرزاد بدان‌ها داشت؛ لاجرم از فردا باید جواز انتشار شاهنامه و بوستان و گلستان و… هم باطل شود.

    آثار هنری، معیار و مبنایی جدا از سنجه‌های ارزیابی سایر پدیده‌های بشری دارند و کم هوشی فراوانی می‌طلبد تا فارغ از اقتضائات این چنینی، حکم به تنبیه و تهدید و درفش و داغ داده شود. ****** اما چرا هر از چندگاهی در قبال برخی آثار هنری از جمله فیلم ها و سریال ها، با استناد به مناسبات مربوط به لهجه و قومیت و شهر و نژاد و…این نوع غائله ها برپا می شود؟ و حتی فراتر از آن، گاهی تعصبات شغلی و صنفی هم به میان می آید و با استناد به این که مثلا فلان شخصیت منفی بهمان سریال فلان شغل را دارد، پس این سریال به همه شاغلان آن صنف توهین کرده است.

    این حس و میل فراوان به توهین یابی در برخی از اقشار جامعه ما از کجا نشأت می گیرد؟ پیش از این نگارنده در یادداشتی مندرج در ماهنامه فیلم که به بهانه غائله برخی پزشکان در برابر سریال مهران مدیری نوشته شده بود، اشاراتی اجمالی را مطرح کرده بود از آن جمله که موارد پرشماری در پیشینه‌های تاریخ و فرهنگ و حکومت و اقتصاد و باورهای اجتماعی دست به دست هم داده است تا در بسیاری از پیکره‌های گروهی جامعه ما، تشخص هویتی، نه با اثبات و ایجاب، بلکه با توهم توهین شدگی و تهاجم یافتگی، اعتبار پیدا کند. گویی برخی از مردمان و حتی گروه‌های مرجع ایشان، ناخواسته میل فراوان دارند تا از طرف جایی به ایشان توهین (ولو پنداری) شود و سپس با فریاد تظلم خواهی و اعتراض علیه آن توهین، مراتب اعتباری و هویتی خود را به اثبات رسانند.

    بسیاری از ما دربه در دنبال این هستیم که اثبات کنیم کسی به ما و هنجار‌ها و منافع گروهیمان، توهین یا حمله کرده است؛ آن‌گاه با نمایش تورم رگ گردن، حمیت گروهی خود را فریاد می‌زنیم و خیالمان راحت می‌شود که چقدر مهم هستیم. تعصب، خودبرتربینی، عدم اعتماد به نفس، فقدان اعتماد اجتماعی، و از همه مهم‌تر ضعف شدید در بینش اجتماعی و فرهنگی، به این جریان منحط بیشتر دامن زده است. نگارنده ساکن و متولد تهران است و از ناحیه مادری نیز اصالت تهرانی دارد.

    اما چرا من (و بسیاری دیگر از همشهریانم) با وجود این همه تصویر منفی که از تهرانی ها – چه معاصر و چه قدیمی – در فیلم ها و سریال ها خلق می شود آزرده خاطر نمی شوم؟ از لات های بی ناموسی که در فیلم های مسعود کیمیایی به تجاوز و تعدی به حق دیگران مشغولند تا علاف های کله پاچه خوری که در هزاردستان زنده یاد علی حاتمی جز کتک کاری و عیاشی کار دیگر بلد نبودند و در شهری مملو از کثافت و شپش و فلاکت به سر می بردند… حالا تازه این تصویر تهران و تهرانیان در آثار فیلمسازانی متشخص است؛ وگرنه نمودهایش در فیلم های دیگران که مثنوی هفتاد من است. شاید یکی از ابعاد این موضوع به ماجرای اقلیت/اکثریت یا مرکز/حاشیه معطوف باشد.

    متاسفانه فقدان یا کمبود رسیدگی های مقتضی به برخی مناطق غیر مرکز که نه مربوط به امروز و دیروز، بلکه معضلی ریشه ای از دهه های پیشین است، پتانسیلی متراکم و پربغض پرورش داده است که به محض بروز کوچکترین تلنگر، قابلیت فوران دارد و در صورت مهارنشدگی می تواند مسأله ساز باشد.

    مقصر در این میان، نه لزوما آن تلنگر (که می تواند از اساس پندارآلود باشد)، بلکه در درجه اول، دامن زنندگان مسئول فضای همچنان تبعیض آلود بین مرکز و حاشیه هستند و در درجه دوم، متولیان فرهنگی ای که می توانند در آگاه سازی و بهبود اندیشه فرهنگی و هنری مردمان موثر باشند و عملا کاری انجام نمی دهند؛ که بیش از همه، مدیران مربوط دستگاه رادیو و تلویزیون به دلیل برد وسیع رسانه ای شان متهم در این نوع کوتاهی ها به شمار می آیند.

    نکته دیگر نیز برمی گردد به ماهیگیری از آب های گل آلود. معمولا افرادی که در پی بقای مقام و منصب خود در جایگاه هایی هستند که نیاز شدید به رأی های محلی و اقلیمی دارد، مترصد خودنمایی و خودجلوه گری در این جور موقعیت ها هستند تا مثلا اثبات کنند که چقدر برای حوزه های متبوع خویش اهمیت فراوان قائلند؛ فارغ از این که اگر سابقه و صبغه برخی از ایشان در همین منصب و مناصب پیشین کندوکاو شود؛ آن گاه روشن خواهد شد که چه شاهکارهایی برای خلق الله (چه در حوزه عموم مردم و چه در نواحی اقلیمی خویش) به جا نهاده اند و وجدان شان هم به آسودگی خفته است.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    علیرضا منظری توکلی نماینده مردم بافت ، رابر و ارزوییه در مجلس

    بهدفاع ازاز سریال ویدیویی شهرزاد پرداخت

    عضو هیات رییسه فراکسیون رسانه و هنر مجلس با اشاره به انتقادات اخیر نسبت به سریال «شهرزاد» گفت: با اندکی صبر و تامل و درخواست توضیح از مسوولان و عوامل فیلمساز،‌ پیش از رسانه‌ای کردن مسایل می‌توانیم مانع توقف پخش سریال‌های فاخر شویم.

    علیرضا منظری توکلی در گفت و گو با خانه ملت، با بیان این که نباید به علت برخی سوتفاهم های پیش آمده جلوی پخش شهرزاد گرفته شود،‌ گفت: با گفتگو و توضیح می توان علت برخی سوتفاهم ها را فهمید و آن را برطرف کرد.

    نماینده مردم بافت،‌ رابر و ارزوییه در مجلس شورای اسلامی بر این اساس بر ضرورت نظارت بیشتر وزارت ارشاد تاکید کرد و ادامه داد: متاسفانه به خاطر بسیاری از سوتفاهم های پیش آمده در جریان اکران،‌ اجرا یا پخش برنامه های مختلف،‌ جلوی ادامه کار بسیاری از آنها گرفته شده است که این کار بعضا به ضرر فرهنگ و هنر کشور نیز بود.

    این نماینده مردم استان کرمان در ادامه با تاکید بر این که باید در زمینه پخش سریال های شبکه خانگی هوشیاری لازم صورت گیرد،‌ گفت: بهتر است افراد برای اظهارنظر در خصوص سریال ها اندکی صبر پیشه کنند و پیش از رسانه ای کردن از مسوولان امر توضیح بخواهند تا شاهد توقف پخش سریال های فاخری مثل شهرزاد به کارگردانی حسن فتحی که پیش از این نیز سریال فاخری مثل «شب دهم» را در آثار خود دارد،‌ نباشیم.

    او در پایان خاطرنشان کرد: سریال شهرزاد با استقبال خوبی از سوی مردم روبرو شده است که باید از این فرصت برای فرهنگ سازی و ارایه تاریخ و گذشته مردم به آنها استفاده شود. وی افزود: استقبال خوب مردم از فیلم ها و سریال های شبکه نمایش خانگی فرصتی است برای استفاده فیلمسازان جهت نمود فرهنگ ایرانی و اسلامی و نمایش دادن تاریخ و هر آنچه یک ایرانی باید از گذشته و نحوه زندگی در حال بداند.

    او با بیان این که مردم حاضرند بهای فیلم خوب را بپردازند، گفت: دلیل این که رویکرد مردم به شبکه نمایش خانگی افزایش یافته است، در یافت محتوای خوب و عمیق از این دست از فیلم هاست که کارگردانان و فیلمسازان نیز این را متوجه شده اند و می دانند اگر فیلم بامحتوایی نسازند قطعا فروش نمی رود لذا برای استقبال مردمی تمام تلاش خود را برای ساخت یک اثر خوب به کار می گیرند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز باید از این موقعیت استفاده کند و بداند در این زمینه هرچه هزینه کند، استفاده در جهت انتقال فرهنگ ایرانی و اسلامی است و نتیجه بخش نیز خواهد بود.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    گفتگوی فارس با بزرگ آقای شهرزاد

    نباید وارد مقایسه زنده‌ یاد علی حاتمی و حسن فتحی شویم

    کارگردان «شهرزاد» چیزی کم ندارد

    علی نصیریان گفت: شاید بتوان شباهت‌هایی بین زنده‌یاد علی حاتمی و حسن فتحی پیدا کرد اما او کار خودش را می‌کند و چیزی کم ندارد. این دو از دو نسل متفاوت هستند.

    به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، علی نصیریان بازیگر نقش «بزرگ آقا» در مجموعه «شهرزاد» که مدتی است در شبکه نمایش خانگی توزیع می‌شود با اقبال خوب مخاطبان روبه‌رو شده است از وی در ارتباط با اینکه آیا به نظرش شهرزاد اتفاق ویژه ای در شبکه نمایش خانگی محسوب می‌شود و می‌تواند دوباره اطمینان را به مخاطب زخم خورده این شبکه برگرداند و این که ‌آیا دلشن نمی‌خواست این فیلم در رسانه فراگیرتری همچون رسانه ملی پخش می‌شد گفت:

    ای کاش در سدا و سیما شرایطی به وجود می‌آمد که این مجموعه در آن جا به نمایش در می‌آمد. از یک طرف من احساس می کنم که خیلی هم خوب است که بخش خصوصی وارد عرصه ساخت چنین آثاری شده است که البته حمایت هم باید بشود.

    سدا و سیما کار تولیدی نکند

    وی در ادامه افزود: تا بتواند ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند. واقعا همه جا گفتم باز هم می‌گویم بهتر است تولید در دست دولت نباشد و سدا و سیما به جز مسایل خبری و…. تولید نداشته باشد. کار تولیدی نکند و این کار را به کنندگان این عرصه واگذار کند. کسانی که در بخش خصوصی تولید می‌کنند را دریابد مثلا اگر اثر خوب و با کیفیتی ساخته شده است آن را از آنها بخرد. بهترین راهی که به نظرم می رسد همین است.

    بخش خصوصی به فکر هزینه و کیفیت اثر خواهد بود

    او همچنین اظهار داشت: وقتی بخش خصوصی وارد عرصه تولید می‌شود هم به صرفه‌تر کار می‌کند و وارد هزینه‌های اضافی نمی‌شود و هم به دلایل دیگری مانند اینکه هزینه ها از جیب شخصی است در کیفیت دقت زیادی می‌کند تا بتواند مخاطب حداکثری را جذب کند.

    نباید وارد مقایسه زنده یاد علی حاتمی و حسن فتحی شویم

    کارگردان «شهرزاد» چیزی کم ندارد

    نصیریان بازیگر پیشکسوت سینما تیاتر و تلویزیون که با مرحوم علی حاتمی نیز همکاری داشته است درباره برخی از اظهار نظر ها مبنی بر این که شاید حسن فتحی نزدیکترین کارگردان به لحاظ کاری به علی حاتمی است گفت: شاید بتوان گاهی شباهت‌هایی بین این دو کارگردان پیدا کرد اما به هر حال هر دوی این کاگردانان از دو نسل متفاوت هستند. علی حاتمی شکل خاص خود را در کار کردن داشت و حسن فتحی هم کار خودش را می‌کند و نگاه خود را در کارهایش دنبال می‌کند. البته لزومی ندارد که وارد مقایسه این دو کارگردان و آثارشان بشویم برای اینکه هر کس کار خودش را انجام می‌دهد.اگر بخواهیم ارزش گذاری کنیم به نظرم حسن فتحی چیزی کم ندارد. نسل بعدی در کل چیزی کم ندارند.

    موفقیت یک مجموعه یک علت ندارد

    بازیگر فیلم سینمایی «گاو» درباره دلیل استقبال مخاطبین از مجموعه «شهرزاد» در شبکه نمایش خانگی گفت: علت توفیق و موفقیت مجموعه «شهرزاد» یک چیز نیست. بلکه چندین عامل دست به دست هم داده است تا این مجوعه مخاطب پسند شود. ابتدا باید به فیلمنامه اشاره کنم و دیگری کارگردان است در مجموعه تمام عوامل به درستی در جایگاه خود قرار گرفته بودند. انسجام گروهی که در کل مجموعه وجود داشت قطعا از نقاط قوت این مجموعه به حساب می‌آید.

    گفتگوی دوم با بزرگ آقا – بانی فیلم

    یک فنجان چای با علی نصیریان – بخش نخست

    مثل شاگرد كلاس اول

    شناسنامه‌اش عددی بیش از هشتاد سال را نشان می‌دهد اما کماکان پر انرژی و پر انگیزه است. سبک و نگاهش به بازیگری کاملا جدی و نقش در مشتش کارگردانی می‌شود. هنوز قوی و پر صلابت قدم بر می‌دارد. سال‌ها کار تیاتر و تجربه بازی در سینما و تلویزیون به او یاد داده کاراکتر چگونه شکل می‌گیرد، چگونه جذاب می‌شود و چگونه در دل یک درام متبلور می‌شود.

    بازیگر سریال‌های «جلال الدین»، «قاب خاطره»، «زمین انسان‌ها»، «پرواز در حباب»، «نیمه گمشده»، «تصمیم نهایی» و نقش قاضی شارع «سربداران» را در کارنامه دارد. جزو بازیگرانی است که در این عرصه نویسندگی و حتی کارگردانی (تله تیاتر) را تجربه کرده است و با شناخت کامل از ابزار سینما و تلویزیون و حتی بازیگری امروز جلوی دوربین می‌رود. بازیگر شخصیت ماندگار آقای هالوی سینمای ایران که به همراه تعدادی از تیاتری‌ها با فیلم سینمایی «گاو» و شخصیت مش اسلام وارد سینما شد، در این مدیوم نیز با «پستچی»، «دایره مینا»، «سرایدار»، «جایزه»، «کفش‌های میرزا نوروز»، «شیرسنگی»، «جاده‌های سرد»، «روز باشکوه»، «بوی پیراهن یوسف»، «دیوانه‌ای از قفس پرید»، «شاه خاموش»، «شکارچی شنبه» و «ایران برگر» درخشید.

    او که در فیلم «پستچی سه بار در نمی‌زند» و سریال «میوه ممنوعه» هم با فتحی همکاری کرده این بار برای یک نقش خاص جلوی دوربین حسن فتحی رفته است. بزرگ آقا و سریال «شهرزاد» تجربه اخیر علی نصیریان در عرصه بازیگری است که این روزها با استقبال مخاطب روبرو شده است.

    او که به هیچ وجه بزرگ آقا را گاد فادر نمی‌داند مهمان یک فنجان چای بانی‌فیلم شد و از «شهرزاد»، همکاری‌اش با حسن فتحی و اوضاع و احوال فیلمنامه گفت. بخش نخست این گفت‌وگو پیش روی شماست:

    بعد از سریال «میوه ممنوعه» و فیلم سینمایی «پستچی سه بار در نمی‌زند» این بار با سریال «شهرزاد» با حسن فتحی همکاری کردید و شخصیت (بزرگ آقا) خلق شد؟

    – ابتدا تهیه‌کننده این سریال آقای عفیفه بودند و ایشان عوض شدند. من فیلمنامه را خواندم و به نظرم هم قصه بسیار خوب و کامل بود و هم این شخصیت جالب توجه، کار با آقای فتحی هم با توجه به تجارب قبلی برایم با خاطرات خوبی همراه بود به همین دلیل با کمال میل حاضر شدم کار کنم.

    کمتر در کارنامه علی نصیریان نقش خاکستری دیده شده، اصولا ذهنیت مخاطب در مورد شما چیزی جز (بزرگ آقا) است.این نقش را با چه تعریف و ویژگی‌هایی پذیرفتید؟ و اینکه چطور یک کاراکتر با این ویژگی‌ها می‌تواند دوست داشتنی از آب در آید؟

    – هم خود فیلمنامه و هم در گفت‌وگوها و نشست‌هایی که با آقای فتحی داشتیم به این نکته رسیدیم که اصولا آدمیزاد خیلی زیر و بم دارد و نمی‌توان به او در زندگی یک زاویه و یک جهت داد. انسان در طول زندگی می‌تواند جهات مختلفی پیدا کند. به نظرم این نگاه خیلی انسانی و درست هم بود. مساله (بزرگ آقا) هم همین گونه بود. در دستورالعمل استینلاوکسی هم شما می‌بینید که می‌گوید اگر شما یک چیز سیاه (در یک شخصیت) پیدا کردید به سراغ نقاط سپیدش بروید و برعکس اگر یک کاراکتر سپید داشتید نقطه‌های سیاهش را پیدا کنید. در واقع به این تعریف می‌رسیم که بشر نیروهای شیطانی و رحمانی را توامان با خودش دارد. حالا اینکه کجا کدام حس و نیرو بر آن دیگر غلبه پیدا می‌کند تعریف کاراکتر را نشان می‌دهد. خب ضرورت‌های زمانه، نوع زندگی، اتفاقات و شرایطی که آن کاراکتر در آن بزرگ شده روی تعریف شخصیت تاثیر می‌گذارد.

    بخصوص در مورد (بزرگ آقا) که ما در رفتار و کردارش به نوعی یک تاریخ، یک گذشته و یک نگاه عمیق را حس می‌کنیم؟

    – بله دقیقا، ما در صحبت‌هایی که با آقای فتحی هم داشتیم به این نکته رسیدیم. من در مورد شخصیت (بزرگ آقا) هم حس کردم باید مثل هر تجربه دیگری در بازیگری و ایفای هر نقش به سراغ تحقیق و تفکر در مورد این نقش بروم. شناخت کاراکتر، بررسی و پیدا کردن نقاط مختلف نقش از روی فیلمنامه، کنکاش، جستجو و در نهایت تخیل راجع به کاراکتر و البته اتود کردن جزو وظایف یک بازیگر است که من به آن اعتقاد دارم. اتودها پیش از آغاز تصویربرداری، دورخوانی، تمرین‌ها، گپ و گفت‌ها راجع به میزانسن و… شرایط را مهیا می‌کند تا تو مطلع جلوی دوربین بروی!

    به یک تمرین و دورخوانی تیاتری پیش از ضبط هر سکانس اعتقاد دارید؟

    – نه به اندازه دورخوانی‌های تیاتر، ولی خب اینجا هم یکسری دورخوانی محدود داشتیم. به هر حال هر بازیگری می‌رود روی نقش وقت می‌گذارد، کار می‌کند و تا به نقاطی دست یابد که حالت اجرایی پیدا ‌کند. به هر حال پیدا کردن حالت‌های نقش، ریتم شخصیت، ریتم کلی کار و قصه به تمرین احتیاج دارد. اینجا هم ما پیش از ضبط تمرین‌های ابتدایی را انجام می‌دادیم سپس کار با میزانسن و دوربین ضبط می‌شد.

    و در مورد ایفای یک نقش خاکستری…

    – اصلا برای من سیاهی و سپیدی‌های نقش مطرح نیست. برای من زیر و بم‌ها و پیچیدگی‌های انسانی یک شخصیت مطرح است. اینکه این آدم خوب است یا بد، خیلی مطرح نیست به هر حال همه آدم‌ها ویژگی‌های مثبت و منفی دارند. من نگاه‌ هالیوودی ندارم که یک کاراکتر را بدمن یا قهرمان و خوب ببینیم. نگاه من به عملکرد شخصیت است و حالا در این عملکرد پیچیدگی‌های کاراکتر است که خیلی اهمیت دارد.

    در مورد (بزرگ آقا) و رفتارهای متفاوتش در طول قصه با شخصیت‌های مختلف از جمله قباد، شهرزاد، دخترش و حتی دستیارش این فرصت به شما ‌داده شد که به پیچیدگی‌های این کاراکتر پیش از اجرا دست پیدا کنید؟

    ـ بله دقیقا، بزرگ آقا دارای این پیچیدگی‌ها بود و همانطور که شما به درستی اشاره کردید ما از او در تمام لحظات واکنش‌های مختلفی در برخورد با کاراکترهای دیگر می‌بینیم. اینکه یک شخصیت چقدر منفی است و چقدر سپید و اینکه مردم چه نظری راجع به آن دارند واقعا برایم اهمیت ندارد. من در زمان اجرا، آنچه را لازمه نقش است به آن اضافه می‌کنم و حس نمی‌کنم چون تا به حال روال کارم این بوده، بیایم فلان نقش را هم مثبت از آب در بیاورم.

    یکی از نقدهایی که اصولا بازیگران به فیلمنامه‌ها و البته طراحی شخصیت‌ها دارند نگاه تخت و تک بعدی به کاراکتر است…

    ـ بله…

    اینجا ما در مورد اکثر شخصیت‌ها (هاشم خان، حشمت، قباد و… و به خصوص بزرگ آقا این نگاه چند بُعدی حس می‌شود.اما این فاکتور شاید در بازی همه بازیگران محسوس نیست.

    ـ بله این نگاه در فیلمنامه سریال «شهرزاد» به قلم خانم نغمه ثمینی و آقای حسن فتحی وجود دارد. در مورد «بزرگ آقا» هم همین زیر و بم‌ها بود که شخصیت را جالب کرد. وگرنه اگر ما او را آدمی می‌دیدیم که مدام بدی می‌کند و مدام زور می‌گوید حتما نمی‌توانست جذاب از آب در آید. «

    بزرگ آقا» یک شخصیت خاص ایرانی شاید مرتبط با آن دوره زمانی باشد که امروز هم مدل او اصلا دور از دسترس نیست.

    ـ بله او یک شخصیت سنتی دارد.

    یک کاراکتر سنتی که اصول خودش را در زندگی دارد…

    ـ بله واقعا پایبند به اصول خودش است.

    و در اصول او نگاه انسانی هم می‌توان پیدا کرد؟

    ـ بله نمونه‌اش اتفاقی است که برای او و خانواده‌اش رخ داده. او می‌داند قاتل کیست ولی هیچ اقدامی نمی‌کند چون هنوز بد بودن آن آدم بهش ثابت نشده است. نمی‌خواهد اشتباه کند و خون آدم بی‌گناهی را بریزد. خیلی مراقب است اشتباه نکند…

    تماسش با رییس شهربانی در خصوص واقعه 28 مرداد…

    ـ بله در آن تماس می‌گوید. بس کنید چه خبر است؟ ما آمدیم یه کار کنیم شما برگردید سر کار! حالا که برگشتید چه خبرتان است؟! ما او را پایبند یکسری سنت و قاعده می‌بینم که برای خودش وجود دارد. او معیارهای خاصی در زندگی دارد که بر اساس آن حرکت می‌کند.

    برویم سراغ رابطه حسی شما و نقش «بزرگ آقا»، نگاه‌های سرد و جدی به شخصیت‌هایی مثل شهرزاد، گاه گرم و مهربان به قناری‌های اتاقش «شما چرا کِز کردید؟»، استایل و نوع حرکت، کم و خلاصه حرف زدن‌ها و…

    ـ (می‌خندد) به هر حال هر بازیگری برای خودش در کار روالی دارد. یادم است یکبار یک نفر از آقای عزت ا… انتظامی پرسید چکار می‌کنید که اینجوری می‌شود؟ ایشان گفت والله نمی‌دانم؟! (می‌خندد) استاد آن نمی‌دانم را درست گفت ولی واقعیت این نیست که ایشان نمی‌داند چکار می‌کند؟ گاهی اوقات بعضی از رفتارهای ما می‌رود که از دست خارج شود. بعضی از رفتارها واقعا باطنی است. به قول استاد بزرگ که می‌گوید به آن طبیعت خلاقانه خودت رجوع کن! آن طبیعت خلاقانه که درون هر هنرمندی وجود دارد و می‌جوشد، که اگر نباشد و نجوشد هنر شکل نمی‌گیرد و این اقدامات عملی نمی‌شود، (در هر رشته هنری) هدایت‌گر بازیگر است. در واقع راهنماست تا بازیگر بتواند به جایی برسد و نقشی را متفاوت بازی کند. گفتم هر بازیگری برای خودش در اجرای نقش یک روالی دارد، روال و نگاه من این است که برای هر نقشی مثل شاگرد کلاس اول می‌شوم.

    یعنی برای هر نقش؛ بازیگری نقطه سر خط؟

    ـ بله دقیقا، چون با یک کار جدید مواجه شده‌ام پس باید مثل شاگرد کلاس اول که آمده سر درس رفتار کنم. یعنی باید همان مسیر اولیه را طی کنم. انقدر روی نقش فکر می‌کنم، تمرکز می‌کنم، اتود می‌کنم، تخیل و کار و تلاش می‌کنم تا به یک جایی برسم.

    به نظر شما همه بازیگران با همین منوال با نقش برخورد می‌کنند؟

    ـ نمی‌دانم شاید برخی فکر کنند خب این نقش در فیلمنامه آمده پس باید آن را راحت بازی کنم! همین! ولی من نمی‌توانم اینقدر بی‌خیال باشم! من مطمینم هر بازیگری اگر روی نقش تمرکز کافی و کامل داشته باشد می‌تواند تمام نقاط ریز و درشت کاراکتر بالا و پایین‌های نقش را پیدا و اجرا کند. به هر حال خود اجرا هم مهم است. گاهی در زمان اجرا، نقش، خودش بازیگر را راهنمایی می‌کند. در واقع اجرا به خود بازیگر حس حالی می‌دهد که در کارش موثر است. گاهی خود صحنه، یکی از همکاران، یک راهنمایی از سوی کارگردان یک چیزی به بازیگر می‌دهد که نگاهش را تغییر می‌دهد. گاهی اوقات اتودهای متفاوت به بازیگر راهکارهای جدید راجع به نقش می‌دهد. من می‌خواهم به شما بگویم عزیزم؛ «هنر کار دشواری است» هر کسی این حرفه را سهل بگیرد نمی‌تواند به مسیر درستی برسد.خیلی‌ها حس می‌کنند بازیگری یک حرف زدن و راه رفتن است و یا یک دست و بال تکان دادن است!

    تمام!؟

    ـ (می‌خندد) در حالی که این گونه نیست! مگر می‌شود در موسیقی بدون ساز، اثری خلق کرد!؟ معلوم است که نه!! خیلی‌ها فکر می‌کنند حرف که می‌توانند بزنند چون خیلی‌ها، خیلی حرف می‌زنند! (می‌خندد) خب چلاق هم که نیستیم راه می‌رویم، دست و پای‌مان را هم تکان می‌دهیم! خب این تعریف بازیگری نیست! وارد شدن به یک شخصیت، تجسم نقش و خلق یک کاراکتر جدید اصلا به این سادگی نیست. بازیگری تلاش می‌خواهد، تفکر و تخیل می‌خواهد، نگاه می‌خواهد، نگاه درونی و بیرونی، در واقع گریم، صحنه، لباس و… کمک می‌کنند تا بازیگر بتواند به نقش نزدیک شود، به عمق نقش برود و وجوه مختلف کاراکتر را بیرونی کند.

    ادامه دارد

    تمجيد فتحی از بازی نصيريان

    حسن فتحی کارگردان سریال «شهرزاد» که هفته آینده مهمان یک فنجان چای بانی فیلم خواهد بود و این روزها به شدت مشغول تدوین قسمت‌های آتی مجموعه‌اش است. سابقه همکاری با علی نصیریان در سریال «میوه ممنوعه» و فیلم سینمایی «پستچی سه بار در نمی‌زند» را دارد. کارگردان سریال «شب دهم» وقتی از گپ و گفت بانی فیلم و صرف یک فنجای چای با این بازیگر پیشکسوت مطلع شد درباره او چنین اظهارنظر کرد: «برای من افتخار است که با این هنرمند با اخلاق همکاری می‌کنم. یک بازیگر بزرگ، منظم، کاربلد، همیشه حاضر سر صحنه، در حال فکر کردن به نقش که به نظر من هر سال بهتر می‌شود. این حاصل یک زندگی سالم است که علی نصیریان در این سن و سال اینگونه پر انرژی می‌درخشد. علی باید امروز الگوی بازیگران جوان سینما و تلویزیون باشد».

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز


    دانلود میلیونی تک آهنگ سریال شهرزاد

    روزنامه نوآوران – علی مینایی: سریال «شهرزاد» به کارگردانی حسن فتحی مدتی است سر زبان‌ها است؛ مردم و اهالی هنر به شدت از این سریال عرضه شده در نمایش خانگی استقبال کرده‌اند اما یکی از اصلی‌ترین برگ‌برنده‌های این سریال موسیقی ان است، چه در چند قسمت ابتدایی که خواننده تصنیف تیتراژ علی‌رضا قربانی بود و چه در قسمت‌های اخیر که هم در تیتراژ و هم در خلال سریال کلیپ‌‌هایی از همکاری جالب توجه محسن چاووشی و سینا سرلک را شاهد بوده‌ایم. استقبال از این تک‌اهنگ به حدی بوده که در فضای مجازی و در شبکه‌های اجتماعی به سرعت دست به دست می‌شود. ترکیب سدای گرفته و خش‌دار محسن چاووشی در کنار تحریر‌های چکشی سینا سرلک از یک سو و ترانه قابل اعتنای شخص محسن چاووشی که همه را شگفت‌زده کرده است، از سوی دیگر، مجموعه عوامل مقبولیت و محبوبیت این اهنگ را فراهم کرده است.

    سینا سرلک که در این میان قرار گرفتن سدایش در اهنگ، نقش بسزایی در اعتبار بخشیدن به سدای چاووشی داشته است متولد آبان 1361 شمسی در شهرستان الیگودرز است. وی مدتی خواننده ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی بود. علاوه بر آن زمانی که نادر مشایخی به عنوان رهبر در ارکستر سمفونیک تهران فعالیت داشت؛ با این ارکستر همکاری می‌کرد. وی همچنین در ارکستر پایور هم فعالیت داشت. علاوه بر آن او با ارکستر ملل به سرپرستی پیمان سلطانی همکاری داشته است. سرلک موسیقی را از دوران کودکی زیر نظر پدر و با ملودی‌های محلی بختیاری آغاز کرد.

    7 سال بیشتر نداشت که در سریال تلویزیونی «شاخه طوبی» محصول شبکه یک سیما، ترانه‌ای محلی خواند و از همان زمان مورد توجه قرار گرفت تا پس از آن انگیزه پیدا کند و به طور جدی به موسیقی بپردازد. او ساز تمبک را در شهرستان الیگودرز و با حسن رضایی شروع کرد و برای تکمیل، از محضر جمشید محبی استفاده کرد و سپس مدت شش سال در خدمت زنده‌یاد ناصر فرهنگ‌فر به اموختن پرداخت. او در چندین دوره جشنواره موسیقی فجر مقام اول آواز و تمبک را کسب کرد. بعد از مدتی از طرف حاج قربان سلیمانی به محمد رضا شجریان معرفی شد و به مدت هشت سال ردیف‌های آوازی و تکنیک‌های صداسازی را در محضر شجریان آموخت. در کنار آواز و تمبک مدتی هم نزد کیوان ساکت تار آموخت. وی در اسفندماه سال 1382از طرف سازمان ملی جوانان به عنوان جوان نمونه در حوزه هنر انتخاب شد.

    از سرلک تا کنون البوم‌های موسیقی متعددی منتشر شده که از هرکدام به فراخور قوت و ضعفشان استقبال‌های متفاوتی از سوی علاقه‌مندان به موسیقی سنتی صورت گرفته است. با سینا سرلک درباره موسیقی این سریال گپ زده‌ایم. سرلک می گوید« وقتی کاری منتشر می‌شود و در کمتر از یک هفته استقبالی چند میلیونی از ان صورت می‌گیرد و از همه دنیا نظرات مثبت سرازیر می‌شود، به این معنا است که به دل مخاطبان نشسته است و قاطبه مردم توانسته‌اند با ان ارتباط خوبی برقرار کنند. مطمئنا دست‌کم گرفتن مردمی که این استقبال را از کار می‌کنند چندان توجیهی ندارد. باید مطمئن بود وقتی اثری به این وسعت مورد استقبال قرار می‌گیرد حتما ارزش‌های خاصی داشته است.» ‌ اما از این خواننده می‌پرسیم چرا تصورش بر این است که استقبال از موسیقی سریال شهرزاد تا این پایه گسترده بوده است تا اینگونه پاسخمان را بدهد که «مشخص است دیگر.

    امار نشان می‌دهد که در کمتر از 4 روز و فقط در یک سایت عرضه موسیقی، این قطعه بیش از یک میلیون بار شنیده شده است و تازه این به غیر از تعداد بسیار بالای دانلود و شنیده شدن انلاین تنها از طریق سایت‌هایی مجاز نظیر بییپ‌تونز است. به همه اینها علاوه کنید دیگر سایت‌های عرضه موسیقی و البته کسانی که دی‌وی‌دی سریال را خریداری کرده‌اند. مشخصا خبرهایی که در این‌باره وجود دارد به گوش ما هم می‌رسد و ما مطلع می‌شویم که بازخوردهای کارمان چگونه بوده است.» به او می‌گوییم از کارهای در دست تولید خودش به طور مستقل بگوید. ایا کار جدیدی در دست تولید گرفته است که پاسخ سرلک این است که « خیر. کار خاصی در دست تولید ندارم و البته کارهایی هم که هر از گاهی پیشنهاد می‌شوند کارهایی نیستند که من بپسندم و برانگیخته شوم یا سر ذوق بیایم تا اجرایشان کنم. کار معمولی ادم را سر ذوق نمی‌اورد.

    قرار نیست خواننده به طور مداوم البوم بدهد تا فقط البوم داده باشد یا اهنگ منتشر کند تا فقط اهنگ منتشر کرده باشد. قرار است هنرمند کاری و اثری خلق کند که تعداد زیادی از مخاطبان از ان خوششان بیاید و نه ان‌که یک بار شنیده و نشنیده دیگر به سراغش نروند و کسی ان را نشنود. بر همین اساس فعلا کار جدیدی قبول نکرده‌ام.» وقتی از این خواننده ردیف‌دان موسیقی سنتی می‌پرسیم که ایا حرفش به این معناست که قصد دارد برعکس گذشته کم‌کار شود و از حجم تولیدهایش کم کند یا خیر می‌گوید:«خیر. تصمیم خاصی در این زمینه ندارم و اگر کار خوبی وجود داشته باشد دوباره می‌خوانم و ان کار خوب را انجام می‌دهم اما فعلا زیباترین و شاخص‌ترین کار همین سریال «شهرزاد» بود که انجام شد و مورد استقبال هم قرار گرفته خدا را شکر. هرچند مدتی می‌شد که در ایران نبودیم و در مسافرت بودم و دوری از ایران باعث می‌شد نتوانم کارهایم را انجام دهم اما باز هم می‌گویم کار باید به دل ادم بچسبد.»

    موزیک های سریال شهرزاد

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    سریال شهرزادبا داشتن بازیگرانی حرفه ای ، کارگردانی مولف و یک تیم تهیه کاربلد توانست نظر مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کند.

    نام «شهرزاد» همواره برای ایرانیانی که اهل مطالعه باشند حالت نوستالژیک دارد. از زمانی که شخصیت اول قصه های هزار و یک شب «شهرزاد» نام گرفت تا امروز که این نام روی یکی از سریال های پر مخاطب شبکه نمایش خانگی گذاشته شده، «شهرزاد» موفقیت های زیادی در جذب مخاطبان بدست آورده است.

    با نگاهی به تاریخچه شبکه نمایش خانگی خواهیم فهمید که این رسانه در سال 89 با پخش سریال «قهوه تلخ» رنگی جدید به خود گرفت اما چندی بعد با تولید سریال هایی که از لحاظ محتوا چنگی به دل نمی زد وارد رکود شد تا اینکه «شهرزاد» حسن فتحی با آمدنش این شبکه را تا حدی نجات داد. «شهرزاد» که پیش از این « روزی روزگاری عاشقی» نام داشت در 26 قسمت 60 دقیقه‌ای به روایت یک عاشقانه پرفراز و نشیب در دهه سی شمسی می پردازد. ترانه علیدوستی ایفای نقش شهرزاد را برعهده دارد و شهاب حسینی ، علی نصیریان و مصطفا زمانی او را در روایت قصه «شهرزاد» یاری می کنند.

    «شهرزاد» تا قسمت هفت توانست جمع زیادی از مخاطبانش را راضی نگه دارد اما یکی از سکانس های قسمت هشت این سریال سبب شد« شهرزاد» نیز اسیر حاشیه شود.در دقایق 25 تا 28 قسمت هشتم این سریال پریناز ایزدیار که نقش شیرین، دختری افاده ای و ایرادگیر بزرگ آقا خان آن زمان را بازی می کند، پس از سه ماه اقامت در کرمان به تهران و نزد پدرش برمی گردد. شیرین که به دلیل مشکلات خانوادگی به کرمان و نزد عمه اش سفر کرده و پس از سه ماه به تهران برگشته ابتدا در پاسخ به این سوال پدرش که می پرسد «انگار خیلی خوش گذشته که دو هفته شده سه ماه؟»و او می گوید: خوش که چه عرض کنم آقا جون، تهرون کجا بقیه جاها کجا، همش خاکی خلی، در و داهاتی. شیرین چند دقیقه بعد و هنگام صحبت کردن با پسرعمویش «قباد» هم ابتدا در پاسخ به این سوال قباد که می پرسد «خوش گذشت؟» با لحن تمسخر آمیزی می گوید «خیلی» و چند دقیقه بعد با گفتن این جمله که انتظار سوغاتی نداشته باشید و چی می آوردم که بهترش اینجا نباشد می گوید: خفه شدم از اینقد که آن جا (کرمان) همه چی بوی خاک و خل و پهن می داد. همین دیالوگ ها سبب شد هموطنان کرمانی مان رنجیده خاطر شوند تا جایی که نماینده آنها در مجلس هم به این مساله اعتراض کرد و حتی در این باره به وزیر ارشاد تذکر داد.

    حسن فتحی کارگردان این سریال هم ساکت ننشست و در پاسخ به این اعتراضات گفت:جایگاه فرهنگی و اقتصادی رفیع مردم هنرپرور کرمان در تاریخ ایران بر کسی پوشیده نیست و مایه مباهات است. او با توجه به قسمت های بعدی سریال شهرزاد، این چنین توضیح داد: در بخشی از قسمت یازدهم سریال نه تنها معلوم می شود که خانواده شیرین که در واقع -شخصیت منفی و افاده ای قصه است- کرمانی نیستند بلکه مردم نجیب و نازنین کرمان مورد ستایش قرارمی گیرند.

    پریناز ایزدیار، بازیگر نقش شیرین در سریال «شهرزاد» در واکنش به دلخوری مردم کرمان از دیالوگش در این سریال گفت: بسیار تعجب کردم، واقعا نمی دونم به این حرف ها باید خندید یا گریه کرد. عزیزان دل کرمانی، هم وطن های نازنین من ، اول اینکه داستان سریال شهرزاد مربوط به سال 1332 است و آن زمان هیچ شهری حتی تهران ذره ای به شکل امروز نبود. دوم اینکه شیرین قصه پری ناز ایزدیار نیست و با توجه به شخصیت ناز پرورده ای که دارد از رفتار اجتماعی درست و ادبیات کلامی درستی برخوردار نیست و بارها و بارها شاهد حرف ها و رفتارهای اینچنینی از او بوده ایم، بنظرم بعضی ها با کامنت هایشان در این هشت قسمت خیلی کم لطفی کردند و از کاه کوه ساختند به هر حال امیدوارم این سوءتفاهم برطرف بشود، همه جای ایران برای من زیباست و نه فقط روی شهر خودم، روی کشور و مردم عزیزم هم تعصب دارم.

    همچنین حسین نوش آبادی سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست خبری اش در باره این موضوع گفت: در سریال شهرزاد توهینی به قشر یا استانی صورت نگرفته است. این فیلم قابل دفاع است و در ادامه آن ، مردم کرمان در سریال تجلیل می شوند البته در بعضی نقدهایی هم مطرح‌ شده است . در این میان ما هم با چند تن از کارگردانان درباره این سریال هم صحبت شدیم و نظرشان را راجع به محتوا و کیفیت «شهرزاد» پرسیدیم.

    آرش معیریان درباره سریال «شهرزاد» گفت: شهرزاد یک اثر فاخر و باکیفیت است البته از حسن فتحی که کارگردان خبره و کار بلدی است کمتر از این هم انتظار نمی رود. وی در باره دلایل موفقیت این سریال افزود: برای موفقیت یک اثر عوامل مختلفی باید دست بدست هم دهند تا یک سریال گل کند. در شهرزاد هم کارگردان ،تهیه کننده ، طراحان لباس و گریم و یک یک اجزا درست و سر جای خود هستند. معیریان در باره اتفاقی که برای«شهرزاد» پیش آمد گفت: من با حسن فتحی همکاری داشته ام و با توجه به شناختی که از وی دارم مطمین هستم که در کارهایش قصد توهین به هیچ قشر و گروهی ندارد و مطمینا در قسمت های بعدی این سریال هموطنانمان شاهد خواهند بود که این سریال به آنها توهین نکرده است.

    حسین تبریزی کارگردان تلویزیون نیز درباره سریال «شهرزاد» به خبرنگار ما گفت: شک ندارم که این سریال جزو بهترین سریال های شبکه نمایش خانگی است چون حس فتحی،کارگردان مولف تلویزیون به حساب می آید. وی افزود: این سریال از لحاظ بصری و هنری قابلیت های زیادی دارد و بنظرم جای چنین کارگردانان کاربلدی که تلویزیونی هم به حساب می آیند در تلویزیون خالی است.

    سیروس تسلیمی کارگردان سینما نیز در باره این سریال به خبرنگار خبرگزاری سدا و سیما گفت:به نظر من سریال شهرزاد ،سریالی هنری است و قصد توهین به هیچ کس را ندارد. این سریال توانسته است درجذب مخاطب موفق عمل کند زیرا علاوه بر کارگردان باتجربه و کاربلد و بازیگران ستاره تبلیغات گسترده ای هم دارد.وی افزود: از همه دوستداران هنر می خواهم در هنگام مشاهده یک سریال صبر به خرج دهند زیرا تولید چنین سریال هایی باعث دور شدن مردم از ماهواره و جاری شدن فرهنگ ایرانی در زندگی جوانان می شود.

    به هر حال سریال«شهرزاد» با توجه به قصه جذاب ،بازیگران باتجربه و کاربلد و کارگردانی درست و دقیقی که دارد کیمیایی در برهوت شبکه نمایش خانگی به حساب می آید و با یک اشتباه نمی توان قصاصش کرد. باید منتظر ماند و دید در قسمت یازدهم این سریال از کرمانی ها دلجویی می شود و آیا «شهرزاد» همچون گذشته برای تمام مخاطبانش قصه های جذاب روایت خواهد کرد؟.

    منبع: خبرگزاری سدا و سیما

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ته موویز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : پرشین وردپرس
سایت بت اسپات