بچگی باران کوثری
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
عکس یادگاری اعضای گروه دنگ شو در کنار مهدی پاکدل
که میهمان تمرینشان شده بود
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
کاش اسمه بابام نعمت بود اسمه مامانم هم نازی
این جوری دلم خوش بود با ناز و نعمت بزرگ شدم!!
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
به بابام میگم بیل گیتس و زاکبرک هم از دانشگاه انصراف دادن ولی موفقن.
میگه نکبت اونا از هاروارد انصراف دادن نه از پیام نور دوقوز آباد
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
اوووووووووووووف جیگرشووووووووووووووووووووووو
عکس العمل فرشته ها پس از آفریده شدن من!!
هر گونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد!!!
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
امروز بی عرضه ترین و پشمک ترین همکلاس دبیرستانمو
که تا چند سال پیش بند کفششو خودم می بستمپشت یه اُپتیما دیدم.
رو به آسمون کردم یهو ندا اومد هیچی نگو، خودم می دونم، می فهممت.
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
سعدی به چند نفر تلفن داده بود و شب
یکی شون زنگ زده و سعدی هم نمی دونست کدومه:
ملکا مها نگارا صنما بتا بهارا…
متحیرم ندانم که تو خود چه نام داری!
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
یکی از بهترین شوخیایی که دیدم، همکلاسی اول دبیرستانم کرده بود؛
ناظمه گفت کیا مایلن برای مبصر شدن کاندید شن،
پا شد کج کرد خودشو گفت من مایلم.
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
رفتم خواستگاری، بابای دختر پرسید شما نظرتون واسه مهریه چقده؟
منم گفتم نظرم رو 2 تا ربع سکه به نیت 2 طفلان مسلم هستش….
نذاشت موزمو وردارم،انداختنم بیرون
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم چه خوشگلی تو گفتا چشت در آید
بلـــــــــه … این جوریاس
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
جایزه معروف ترین تیکه کلام واسه پیچوندن
تعلق می گیره به جمله: “بزار ببینم چی میشه”.
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
کاش اینایی که وقتی بهشون میگی آدرس ایمیل
بده برمی گردن میگن: ایمیل یا جی میل؟ رو اعدام کنن.
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
آش رشته تنها جایی بود که گیاهان موفق شدن بدون کمک گوشت
خودشون به تنهایی طعم مطبوعی تولید کنن.
بقیه تجربههاشون به شکست مطلق منجر شد.
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
اولین قومی که به فن آوری نانو دست پیدا کردند ایرانی ها بودند…
نانو پنیر، نانو گوجه، نانو خیار، نانو پنیر و هندونه، نانو پنیر و گردو …
ما هم توخونمون از این فن آورى زیاد استفاده می کنیم!
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
مرده خواب بود، یهو زنش با لگد زدتش و گوشی رو کوبوند
تو سرش ، میگه: بگیر Alarm جونت داره زنگ می زنه!
سیستم عامل گوشی از شدت خنده از اندروید به جاوا تبدیل شد
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
از اتاق در اومدم رفتم آشپزخونه، به مامانم
میگم مامان جون ناهارم رو میدی بخورم.
گفت واسه تو ناهار درست نکردم!!
گفتم یعنی چی؟
گفت: برو ناهارتو دانلود کن با بچه های پیجت دور همی بخورید..!
بابام گفت لایک | داداشم گفت مامان با اجازه Copy
میگم مامان آخه گشنمه!
گفت: همینه که هست، دوس نداری Left بده،
از همون روز اولم اگه منو بابات می دونستیم Invited نمی کردیم
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
پسره خشتکش با آسفالت 2 سانت فاصله داره!!!
کمربندو رو زانوهاش می بنده!!
ابروها شیطونی!
موهاشم زری خانم درست می کنه!
یقه لباسش برای شیر دادن بچه خوبه
بعد هی پست میزاره:
مورد داشتیم دختره این جوری، اونجوری…!!
شما وقت زایمانت کیه عزیزم؟
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
به یکی میگن چه آهنگی دوس داری؟
میگه اونی که حمیرا در مورد “ارتش کوفه” خونده !!!!
بهش میگن من که نشنیدم میشه یکمشو بخونی؟؟
میگه: ارتش کوفه داری، مثل گل بهاری، وقتی که از راه میای…
طرف عطر شکوفه حمیرا رو می گفته !
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
به مامانم میگم:
چرا همش تو خونه دمپایی پات می کنی؟
میگه: یه کابوی هیچ وقت از اسلحش دور نمی مونه
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
یه جوری میگین پزشکی سخته، انگار ما نمی دونیم
تو دبیرستان از ترس ریاضی رفتین تجربی برداشتین.
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
از کلید محترم “پ” در کیبورد می خواهیم یه جا رو
مشخص کنه واسه خودش و همیشه همون جا
بتمرگه که تو هر کامپیوتری جاش عوض نشه
هر کی این درخواست رو داره به 10 تا گروه شِیر کنه
ببینم چند نفریم!!!پاره کننده زنجیره نباش….
یکی زنجیر و پاره کرد الان کیبوردش عربیه پرتقال و مینویسه برتقال
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
عده ای ازحکیمی پرسیدند: ای حکیم تو را چه شده
که سال هاست در این کنج عزلت گزیده ای؟
حکیم فرمودند: فقط همین کنج آنتن میده
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
ﭘﺴﺮ: ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻢ ﮐﻨﯽ؟
ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ: ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﻨﻢ
ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺍﺳﻤـﺖ ﭘﺴﻮﻭﺭﺩ ﺍﯾﻤﯿﻞ َﻣـﻪ؟
ﭼﺸﻤـﺎﻥ ﭘﺴﺮ ﭘُﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ ﺷﺪ ﻭ پس از یک ربع
ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺍﯾﻤﯿﻞ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪ
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧـﻪ، ﻣﺎ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺷﻮﺧﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
این دخترایی که گوششون رو میزارن بیرون دقیقا منظورشون چیه؟
1) من گوش دارم شما ندارین
2) گوش من خیلی گوشه،گوشه شما بوقه
3) من خیلی باگوشم
4) گوشم تو حلق شما
5) اینجا محل نصب گوشواره ست
6) شمارت رو بگو من سرتا پا گوشم….
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
یه فلش USB 3.0 خریدم انقد سرعتش زیاد بود
هدایتش کردن پارکینگ جهت اعمال قانون
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
می دونستی ﭼﺮﺍ یخچال ﺑﺮﻓﮏ داره؟
ﭼﻮﻥ ﺁﻧﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﺑه خدا ﺍﮔﻪ ﻣﯿﺪﻭنستی!!
☺☻♥♦♣♠•► جدیدترین اس ام اس sms های خنده دار جوک و باحال اسپند 94 ◄◘○♂♀♪♫☼
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﯿﻤﺮﻭ ﺩﺭﺳﺖ می کنی ﻭ
ﺍﺯ بقیه می پرﺳﯽ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻦ؟
ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻪ: ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﻟﻘﻤﻪ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ …
ﺍﺯ همون ﺑﺘﺮﺳﯿﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺗﺮﺳﻨﺎﮐﯿﻪ
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
از قدیم میگن برای کسی بمیر که برات تب کنه…
قدیمیا چه پر توقع بودن!!!
من برات می میرم ولی خدا نکنه تو تب کنی عشقم!
اسپندگان شاد باد

سپندارمذ پاسبان تو باد / خرد جای روشن روان تو باد
پردیسی توسی (فردوسی)

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق
مرا در خود کشیدی برمودای من!!!
سپندارمذگان فرخنده

تقدیم به او که نبود ولی
حس بودنش بر من شوق زیستن داد
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را
به میهمانی گل های باغ می آورد و
گیسوان بلندش را به باد می داد و
دست های سپیدش را به آب می بخشید و
شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

دوتا سدا هست که خیلی دوسشون دارم:
سدای تو وقتی که هستی،
سدای اس ام اس هات وقتی که نیستی

آدم برفی هم که باشی دوست داری
یه دوست داشته باشی
تا همدمت باشه و تنهایی ات رو پر کنه داشتن
یه دوست خوب مثل داشتن
یه فنجون چای تو هوای سرد زمستونیه

می گویند عشق خدا به همه یکسان است
ولی من می گویم مرا بیشتر از همه دوست دارد
و گر نه به همه یکی مثل تو می داد
روز عشاق ایرانی خجسته باد

قول می دهم لام تا کام حرفی نزنم
فقط بگذار از “دال تا میم” بگویم،
بگذار بگویم که “دوستت دارم”
دیگر لام تا کام حرفی نمیزنم
ولنتاین نه، سپندارمذگان؛ روز عشق ایرانی فرخنده باد
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
دانلود رایگانآهنگ جدید و زیبایمهراد حاجى بابایى
به نام کهریزکبا لینک مستقیم ، کیفیت بالا و کم حجم
download new song by Mehrad Hajibabaei calledKahrizak
ترانه سرا:احسان رعیت , آهنگساز : بهروز پایگان
میکس و مستر : مسرور شیدایىتنظیم کننده : پوریا حیدری
لینک های دنلود با دو کیفیت 128kb و 320kb
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
دانلود رایگانآهنگ جدید و زیبایکامران تفتی
به نام پرواز روی بام تهرانبا لینک مستقیم ، کیفیت بالا و کم حجم
download new song by Kamran Tafti calledParvaaz Rooye Baame Tehran
آهنگساز: بهنام جلیلیان , ترانه سرا: حسین غیاثی
تنظیم کننده: بهنام جلیلیان
لینک های دنلود با دو کیفیت 128kb و 320kb
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
دانلود رایگانآهنگ جدید و زیبایامیر یگانه
به نام حیفبا لینک مستقیم ، کیفیت بالا و کم حجم
download new song by Amir Yeganeh calledHeyf
آهنگساز: امیر یگانه
تنظیم کننده: محمدرضا رهنما , میکس و مستر : آرش پاکزاد
لینک های دنلود با دو کیفیت 128kb و 320kb
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
امیر آقایی در برنامه اخیر «هفت» از حضورش در یک سریال
ترکیه ای و ممانعت از ادامه کار در این سریال سخن به میان آورد.
به گزارش تابناک، امیر آقایی جمعه شب در برنامه هفت گفت: من قرارداد بازی در یک فیلم ترکیه ای را بسته بودم، اما ایوبی و ایلبیگی (مسوولان سینمایی) گفتند که باید بازگردی. من به آقای ایلبیگی گفتم شما مدیرید و کار شما پشت میز نشینی است اما من بازیگرم و در میان مردم جامعهام زندگی میکنم.
من از شما بهتر به خطوط قرمز نظام آشنا هستم. آقایی افزود: ما چرا نباید حق داشته باشیم تا مثل بازیکنان فوتبال لژیونر داشته باشیم و با فیلمسازهای خارجی کار کنیم؟ این اتفاقها، اتفاقهای خوبی است و پرچم کشور ما را بالا میبرد. من برای بازی در یک سریال ترکیهای به آنجا رفتم. حتی به آنها قید کردم در لوکیشنی که روی میزش مشروبات الکی باشد بازی نخواهم کرد، اما سر صحنه بودم که آقایان ایوبی، ایلبیگی و مدیران بالا با من تماس گرفتند که این کار شما هزینه دارد، برگردید تا ما در خدمت شما باشیم.
دلیلشان این بود که ترکیه و سریالهای ترکیهای دشمن ما هستند! در صورتی که معتقدم این تلقی از کار من اشتباه است. حضور در عرصه بینالملل یک تجربه بزرگ است. اتفاق ناگوار اینجا بود که هیچ دلیل موجهی نداشتند. نهایتا به من گفتند چون احتمال دارد این سریال را یک شبکه ترکیهای معلومالحال بخرد و پخش کند، نباید بازی کنی. آقایی تاکید کرد: معتقدم ما میتوانیم با تعیین موارد مکتوبی بگوئیم برای بازی در فضای بینالملل این موارد را باید رعایت کنید. نه این که به این شیوه با سرنوشت کسی بازی شود.
من نباید به خاطر بازی در یک سریال وطنم را از دست بدهم و حتی نتوانم خانوادهام را ببینم. به هر حال قرارداد ما فسق شد و وکیلم گفت خیلی شانس آوردی که از تو شکایت نکردند. پس از گفتههای این بازیگر خبرنگار تابناک به جزئیات قرارداد آقایی با شبکه ماهوارهای ترکیه و پشت پرده توصیه به وی برای عدم حضور در سریال ترکیهای دست یافت؛ جزئیاتی که باعث شد وقتی امیر آقایی برای مشورت – و نه تعیین تکلیف – با مسئولان داخلی گفتوگو کند، مسئولان داخلی به او توصیه کنند از بازی در این سریال ترکیهای صرفنظر کند.
سازنده سریال مورد اشاره و طرف قرارداد با امیر آقایی، شبکه ترکیهای خصوصی شو تیوی / Show TV است؛ شبکهای که از سال ۲۰۱۳ به کمپانی جینر واگذار شده است. این شبکه سریالهای پرطرفدار و جنجالی را ساخته که در ایران نیز محل مناقشه بوده و «حریم سلطان» یکی از این سریالها است که زندگی یکی از سلاطین عثمانی را به شکلی غیرواقعی به تصویر میکشد و تولیدش در راستای تلاش برای گسترش نگاه نوعثمانیگری تحلیل شده بود.
اگرچه امیر آقایی برخی ملاحظات را در قراردادهایش در نظر گرفته بود تا آینده کاریاش به خطر نیافتد، اما به زعم برخی مسوولان داخلی و با توجه به وقایعی که برای برخی بازیگران دیگر در زمان حضورشان در سریال های با محوریت ترکیه پیش آمده، قرارداد ۴۰۰ میلیون تومانی که با امیر آقایی برای بازی در سریالی با محوریت چنین شبکهای بسته شده بود، میتوانست یک دام برای خروج آقایی از گردونه بازیگری در ایران باشد و رقم قابل توجه این قرارداد نیز به همین دلیل شائبه برانگیز بود.
دغدغه دیگر به روابط نزدیک دو شبکه شو تیوی و جم تیوی و احتمال فروش این سریال به شبکه جمتیوی و پخش از این شبکه بود که موقعیت آقایی را در سینمای ایران شکننده میکرد و ممکن بود برای او از سوی برخی جریانها مشکلات جدی پیش آید و همین مساله نگرانی مسئولان داخلی را در پی داشت و زمانی که آقایی با مسئولان سازمان سینمایی مشورت کرد، به عدم بازی در این سریال توصیه شد.
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
عکسی از شایلی بهادری ، همسر دوم و جدید بنیامین بهادری به همراه دخترش ، بارانا
در هواپیما و پیش به سوی سفر به هند برای بازی در فیلم سلام بمبیی
بازی بنیامین و همسرش شایلی خانم در فیلم سلام بمبیی
بازی بنیامین و همسرش شایلی خانم در فیلمسلام بمبیی
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.
گفتگو با آزاده نامداری و همسرش سجاد عبادی
آزاده نامداری و همسرش با صبر و حوصله و روی خوش مقابل ما نشستند تا از زندگی مشترک و حال و هوای این روزهای زندگی مشترک زیبایشان بگویند.
«درهای رحمت آسمانی در چهار وقت گشوده میشود: ۱. موقع بارش باران ۲. زمانی که فرزند به چهره پدر و مادرش مینگرد ۳. هنگام گشوده شدن در کعبه ۴. هنگام برپایی مراسم عقد و ازدواج.» این سخن پیامبر«ص» است؛ کسی که خودش رحمتی برای عالم و عالمیان بود. در پایان از رحمت الهی برای کسانی میگوید که جایی از زندگی تصمیم میگیرند تنهایی را رها کنند و برای رسیدن به آرامش همراهی دلپذیر همراه خود داشته باشند. اینجاست که خدا مانند نوری که از دریچه و منفذی به داخل خانهای میتابد رحمت را نرم و آرام بر خانه عاشقانهها نازل میکند. این خانه عاشقانه اینبار صاحبانی آرام، متین و باوقار دارد. آزاده نامداری و سجاد عبادی چند ماهی است که زیر یک سقف رفتهاند و دل به دل و دست به دست هم دادهاند. این زوج دوستداشتنی با صبر و حوصله و روی خوش مقابل ما نشستند تا از زندگی مشترک و حال و هوای این روزهای زندگی مشترک زیبایشان بگویند. گفتند و ما شنیدیم و بر کاغذ نشاندیم تا شما هم شریک این حس و حال خوب باشید و از زندگی مشترکی بدانید که حساب شده و پیش رفته و حالا به ثمر نشسته است.
اگر به ما اجازه دهید از اینجا شروع کنیم که شما از کجا با هم آشنا شدید؟
آزاده نامداری: سال 87 به واسطه دوستان مشترکمان که در آن زمان در تلویزیون مشغول به کار بودند که یکی از آنها از مدیران ارشد تلویزیون بود به هم معرفی شدیم و چند بار همدیگر را دیدیم چون در یک دوره زمانی بود که من بهشدت مشغول انجام فعالیتهای گوناگون تلویزیونی و. . . بودم و اصلا به ازدواج و تشکیل خانواده فکر نمیکردم خیلی پیش نرفتیم و بعد از گذشت مدتی ارتباطمان قطع شد.
همان آشنایی اولیه برای ازدواج بود؟
آزاده نامداری: بله ایشان از همان ابتدا با پیشنهاد ازدواج جلو آمدند اما همانطور که گفتم من در آن سالها اصلا شرایطش را نداشتم.
پس درواقع شما یکبار به طور جدی حدود 7 سال قبل پروسه خواستگاری و اینها رو پشت سر گذاشته بودید؟
آزاده نامداری: بله اما متاسفانه اتفاق نیفتاد چون من در آن سالها ابدا دوست نداشتم ازدواج کنم و به ایشان هم گفتم من الان به درد ازدواج نمیخورم وگرنه بهترین فردی هستید که بخواهم یک روز با او ازدواج کنم.
واقعا چنین حرفی را به آقای عبادی گفتید؟
آزاده نامداری: بله حتی خاطرم هست موقعی که داشتم چنین جملاتی را تلفنی به ایشان میگفتم در پارکینگ جامجم بودم چون من به این اعتقاد دارم آدمهایی که در یک رابطه قرار میگیرند باید هم هدف باشند؛ مثلا نمیشود که خانم هدفش ازدواج و آقا هدفش سه ماه دوستی باشد. من احساس میکردم دارم از اطلاعات ایشان و نقطهنظرات ایشان استفاده میکنم ولی تهذهن من این نیست که بخواهم ازدواج کنم البته سن و سالم خیلی کم بود و تجربه حالا را نداشتم.
چقدر بعد از آشنایی به شما پیشنهاد ازدواج دادند؟
آزاده نامداری: اصلا ایشان با هدف ازدواج کردن به همان دوستان و واسطهها گفته بودند که زمینه آشنایی را فراهم کنند و در همان جلسههای اول پیشنهادشان را مطرح کردند.
یعنی قبل از اینکه آشنا شوید شما هدفگیری کرده بودید که میخواهید با خانم نامداری ازدواج کنید ؟
سجاد عبادی: بله. همانطوری که ایشان گفتند بنده از همان ابتدا با نیت ازدواج جلو رفته بودم.
چطور ممکن است؟ شما که از ایشان شناختی نداشتید؟
سجاد عبادی: به هر حال ما دوستان مشترک زیادی داشتیم و در فضاهای مشترک زیادی چه در تلویزیون و چه در پروژههای دیگر خانم نامداری را دیده بودم و شناخت اولیه و حتی میتوانم بگویم تا حدودی کامل وجود داشت.
قطعا به غیر از شناخت مد نظر ما، یک حس مشترک خوب بین خودتان حس میکردید، درست است؟
سجاد عبادی: طبیعتا همینطور است. بالاخره هر کسی که میخواهد چنین اتفاق با اهمیتی را شروع کند یا یک پیشنهادی را به شخص دیگری دهد، حالا در هر زمینهای نه فقط در ازدواج یک حس و انگیزشی در او ایجاد شده که در مراحل بعدی به دنبال رسیدن به آن و افزودنش است.
ولی خب، این حس بعضی مواقع در حد خوش آمدن است و برخی مواقع عمیقتر، برای شما کدامیک بود؟
سجاد عبادی: برای من حسی کاملا متفاوت و عمیق بود.
در حقیقت شما درگیری حسی برایتان به وجود آمده بود؟
سجاد عبادی: بله و البته خیلی مهم و ارزشمند.
وقتی خانم نامداری پیشنهاد شما را رد کردند چه احساسی داشتید؟
آزاده نامداری: این کلمه رد کردن را بهتر است به کار نبریم چون من ایشان را رد نکردم. من به کل دوست نداشتم ازدواج کنم چه ایشان، چه هر کس دیگر. ممکن است بگوییم من این پیشنهاد را رد کردم چون چند اولویت برای زندگیام داشتم که گذاشتم کنار هم و متوجه شدم این پیشنهاد برای من مناسب نیست اما در حقیقت در مورد ما چنین چیزی وجود نداشت.
آن سالها چه مشغلهای داشتید که کلا دوست نداشتید ازدواج کنید ؟
آزاده نامداری: فکر میکنم اواخر حضورم در شبکه یک بود و من انواع و اقسام پروژهها را داشتم.
آقای عبادی! حس شما بعد از شنیدن جواب منفی از طرف خانم نامداری چه بود؟
سجاد عبادی: فکر میکنم پاسخی که ایشان دادند درستترین چیزی است که میشود گفت. چون من همان سالها وقتی از طریق دوستان پیگیر بودم به نظرم آمد این موضوعی که میگویند واقعی بود و ازدواج دغدغه ایشان نبود و اولویتهای کاری برایشان ارجحتر بود.
میخواهیم دقیقا بدانیم حس شما چه بود؟
سجاد عبادی: واقعا و عمیقا خیلی سخت بود برایم و دوستانی که آن زمان در جریان بودند به خوبی میدانند که که من مدتها چه حال و هوا و حس ناامیدی داشتم.
خانم نامداری شما چطور؟
آزاده نامداری: راستش من اصلا نفهمیدم که ایشان چه احساسی داشتند و فکر میکردم خیلی راحت برخورد کردند و با مساله کنار آمدهاند اما خب الان واقعا حس آن موقع ایشان را به خوبی درک کردم.
برگردیم به عقب چون ممکن است خوانندگان ما و اصولا مردم عادی آقای عبادی را نشناسند. کمی از خودتان بگویید تا همه بیشتر با شما آشنا شوند؟
سجاد عبادی: من سجاد عبادی هستم. چهارم اسپند 1360 در تهران و در یک خانواده فرهنگی و مذهبی به دنیا آمدم. یک خواهر و برادر هستیم و در حال حاضر در سال سوم دکترای سیاستگذاری دانشگاه آزاد تهران مشغول به تحصیل هستم. کارشناسی ارشد و کارشناسی را هم در رشته روابط بینالملل و علوم سیاسی در همین دانشگاه خواندهام. دورهای برای ادامه تحصیل به فرانسه رفتم که در دانشگاه روبرت شومن استراسبورگ در مقطع فوق لیسانس ادامه تحصیل بدهم ولی خب به دلیل اینکه بازه زمانی آن طولانی میشد و من میخواستم تحصیلات تکمیلیام را سریعتر تمام کنم و چون با زبان فرانسه به خوبی آشنا نبودم فقط موفق شدم یک دوره زبان بخوانم و پس از حدود یک سال و نیم به ایران بازگشتم و مجددا تحصیلاتم را پیگیری کردم.
الان مشغول به کار هستید؟
سجاد عبادی: من به صورت ثابت در حقیقت دو جا مشغول هستم؛ شغل اولم در یک دانشگاه غیرانتفاعی است که 10 سال از زمان تاسسیس آن میگذرد. من مدیر دانشجویی و سرپرست روابط عمومی هستم.
همین دانشگاهی که پدر شما مالک آن هستند؟
سجاد عبادی: خیر پدرم در حقیقت یکی از اعضای هیات موسس این مجموعه هستند و این دانشگاه همانطور که از اسمش پیداست غیرانتفاعی است و فرد یا افراد خاصی انتفاعی از آن نمیبرند بلکه به طور کل تمامی درآمد آن صرف هزینههای خود دانشگاه میشود.
و شغل دومتان؟
سجاد عبادی: علاوه بر آن من در مجموعهای حدود 12،10 سال است که فعالیت میکنم با عنوان نمایندگی فدراسیون جهانی مخترعان و مبتکران که مقر اصلی آن در ژنو است. این مجموعه بیش از نیم قرن است که توسط تعدادی از مهمترین کشورهای پیشرفته تاسیس شده و الان حدود دو سال است که یکی از دوستانم که خودشان از جوانان نخبه برگزیده المپیادهای جهانی بوده و ریاست نمایندگی ایران را برعهده داشتند به عنوان رییس فدراسیون جهانی انتخاب شدهاند و بنده هم افتخار همکاری با این مجموعه را به عنوان دبیر فدراسیون جهانی بر عهده دارم. این فدراسیون در بیش از100 کشور جهان نمایندگی دارد و به نظرم افتخاری بزرگ برای ایران است که یک جوان شایسته ایرانی به عنوان رییس فدراسیون، آن را اداره میکند اما رسانهها و البته دولت ما در ایران از این فرصت و موقعیت چندان استفادهای نکردند.
مقر اصلی در ژنو است و شما در ایران حضور دارید، مشکلی پیش نمیآید؟
سجاد عبادی: در حقیقت در تردد هستیم و طی سال علاوه بر جلساتی که در مقرمان برگزار میشود در 40 رویداد مهم علمی که در سراسر جهان برگزار میشود، شرکت میکنیم و از ایران هم تیمهایی از دانشگاهها و صنایع اعزام میکنیم. پس شما در حال حاضر در دو حوزه اصلی فعالیت میکنید؛ یکی بخش دانشگاهی و مجازی و دوم بخش بینالمللی.
میخواهیم کمی از دیدگاههایتان و وضعیت این دو بخش برای خوانندگانمان بگویید.به طور کلی فضای مجازی را بهخصوص درکشورمان چطور میبینید؟
سجاد عبادی: من تقریبا از سال 1385 تا الان به طور مستقیم بیشتر وقت و کارم در دانشگاه معطوف به حوزه الکترونیکی است و خوب بدون شک بر این باورم که ظهور اینترنت به عنوان مهمترین پدیده قرن اخیر برای همه انسانهاست و با شکلگیری آن بسیاری از روابط، برنامهها و اهداف حکومتها و ملتها تغییر کرده و بهویژه این شبکه قدرتمند جهانی بر زندگی مردم و روابط عادی آنها نیز اثر گذاشته که میتوان ساعتها درباره این تغییرات صحبت کرد اما اگر به طور کلی و تکجملهای بخواهم فقط در مورد این موضوع در کشور خودمان صحبت کنم به نظرم مانند بسیاری پدیدههای دیگر ما ابزارهای مربوط به آن را دست و پا شکسته وارد کشور کردیم در برخی حوزه ها مثل آموزش استفاده های خوبی شده اما فرهنگ آن را نه تعیین کردیم و نه برایمان اولویتی داشته و نتیجه این شده که نه فقط در شبکههای اجتماعی بلکه بسیاری حوزهها باعث بسیاری آسیبهای اجتماعی و چالشهای مختلف فرهنگی شدهایم چون فکر میکنیم این ابزارها آمدهاند برای هر نوع استفاده بیحد و مرز، بدون توجه به مفهوم و کاربری واقعی آنها.
در حوزه بینالملل چطور الان با توجه به فعالیتهایی که شما انجام میدهید، اوضاع بهتر شده است؟
سجاد عبادی: خوشبختانه با درایت و مدیریتی که مجموعه نظام ما در خصوص پرونده هستهای نشان دادند بعد از سالها گشایشهای بسیار مثبتی ایجاد شد که البته این موضوع در حوزه کاری ما در فدراسیون هم موثر بود. امیدوارم این بار فرصتسوزی را کنار بگذاریم و از این مجال ارزشمندی که حاصل هزاران هزار سختی و مشکل و گرفتاری برای مردم و مسوولان بوده و باعث ارائه تصویر خوشایندی به نسبت گذشته از کشورمان در عرصه معادلات جهانی شده به نحو احسنت استفاده کنیم. منطقه و کشورهای اطراف ما گرفتار مشکلات متعددی هستند که این بهترین فرصت را برای رشد سریع کشورمان در تمامی عرصهها فراهم کرده است.
اینطور که شنیدهام شما در حوزه جوانان هم فعال بودید و حتی کتابهایی هم در این زمینه دارید، حال و آینده این نسل را چطور میبینید؟
سجاد عبادی: ما اواسط دهه 70 اولین تشکل غیردولتی جوانان تهران را تاسیس کردیم و از آن موقع تا الان همیشه یکی از دغدغههایم موضوع جوانان و مسایل مبتلا به آنها بوده و اتفاقا بسیاری از دوستان مشترک هنرمند و ورزشکار بنده و همسرم از همین جلسات جوانان فعال در آن زمان باقی ماندند. بله دو کتاب در سالهای پیش در این حوزه منتشر کردم و در موسسه پژوهشی که به عنوان دانشپژوهان جوان داریم، کارهای تحقیقاتی بسیاری در حوزههای مختلف جوانان انجام دادهایم که پرداختن به آنها انشاءالله در موقعیت دیگری فراهم میشود، اما باز هم اگر بخواهم خلاصه و ملموس بگویم به نظرم مشکلات و دغدغههای جوانان ما را آقای شهبازی در فیلم مالاریا که خانم نامداری هم در آن نقشآفرینی کردند به خوبی بیان کردهاند. سطحینگری، گسست نسلی، بیتفاوتی، دوری از فکر و عقلانیت و مطالعه و از همه مهمتر دور شدن از خانوادهها همراه مشکلات بسیار اقتصادی و اجتماعی اصلیترین مشکلات یک جوان امروزی است که متاسفانه اکنون هیچ متولی مشخصی نیز در دولت ندارد.
ما خانواده آقای عبادی را با نام پدر محترتان میشناسیم و به واسطه ریاستشان بر سازمان ملی جوانان.
سجاد عبادی: پدرم سالهای طولانی در دولت مشغول فعالیت بودند و در آخرین دوره سازمان ملی جوانان رییس این سازمان بودند.
اگر شما پسر آقای عبادی، رییس اسبق سازمان ملی جوانان نبودید، باز هم تصمیم به ازدواج با خانم نامداری میگرفتید؟
سجاد عبادی: فکر نمیکنم ارتباطی داشته باشد.
آزاده نامداری: این سوال باید برعکس باشد و باید از من بپرسید وقتی ایشان پسر آقای عبادی، رییس سازمان ملی جوانان بودند چرا با ایشان ازدواج نکردید؟
هر طور خودتان راحتید جواب دهید؟
آزاده نامداری: باید بگویم شما آقای عبادی پدر و آقای عبادی پسر را دو فرد با شخصیتهای کاملا جدا در نظر بگیرید. با همه احترامی که برای پدر ایشان قایلم و به عنوان یک فرد حامی، نزدیک و همراه اما سجاد یک کاراکتر دوستداشتنی و خاص است و باید شخصیت ایشان را به طور مستقل بشناسید.
سجاد عبادی: در حقیقت نه زمینه آشنایی ما و نه فضاهایی که با هم برخورد کردیم و نه هیچ زمان دیگری هیچوقت در این باره صحبت نکردیم که پدر من چه کسی است و شما در تلویزیون هستید یا. . . .
آقای عبادی رفت آمد شما به تلویزیون و همکاریتان با سدا و سیما چطور اتفاق افتاد؟
سجاد عبادی: در حقیقت من چه در گذشته و چه در حال حاضر یک سری دوستان نزدیک دارم که همیشه طی این سالها همکاریهای جسته و گریختهای با آنها و خود تلویزیون داشتهام و در پروژههای مختلفی در قالب مشاوره یا برنامههایی که نیاز به ارتباط با خارج از کشور داشته باشند با آنها همکاری میکنم.
آن زمان که خانم نامداری به شما جواب منفی دادند، شما فکر نکردید که باید اصرار کنم؟
سجاد عبادی: اصرارم را هر جور که از دستم برمیآمد از طریق کانالهای مختلفی پیگیری کردم. حالا شاید نه حضوری و مستقیم اما از طریق دوستان یا واسطه تلاشم را کردم که ایشان را به ازدواج ترغیب کنم.
دقیقا چه کار کردید؟ پیغام دادید و . . . .
آزاده نامداری: اگر خودتان مستقیم گفته بودید شاید بیشتر فکر میکردم.
سجاد عبادی: همان دوستانی که زمینهساز آشنایی ما شده بودند درواقع قرار بود که دوباره با خانم نامداری این موضوع را در میان بگذارند.
آزاده نامداری: اساسا یک تفاوت کاراکتری که من با ایشان دارم ـ البته اوضاع در سری جدید خیلی بهتر شده و ما به هم نزدیکتر شدهایم ـ این است که من به شدت آدم برونگرایی هستم و ایشان درونگرا؛ مثلا ما در نوشتن و برنامههایی که مکتوب میکنیم خیلی زود به نتیجه میرسیم.
یعنی ایشان آدم مکتوبی هستند و شما شفاهی؟
آزاده نامداری: من خودم را هم آدم مکتوبی میدانم و هم شفاهی اما مثلا وقتی ایشان سفر هستند تمام مدت چت میکنیم و وقتی به ایران برمیگردند، میگویم: من اصلا حتی یک اس ام اس را هم جواب نمیدهم چون واقعا خسته میشوم. در حقیقت من خودم را آدمی میدانم که بیشتر چیزهایی که در دلم دارم را بیان میکنم و حتی بعضی مواقع به شوخی به ایشان میگویم اگر آن موقع خودت عنوان میکردی یا بیشتر به صورت جدی اصرار میکردی به جای واسطهها زندگیمان شکل دیگری میشد. متاسفانه یا خوشبختانه واسطهها همیشه آن چیزی که ما در قلبمان هست را انتقال نمیدهند و بیشتر آن چیزی که دوست دارند یا فکر میکنند را به طرف مقابل میگویند. شاید اگر خودشان رگ خواب مرا بلد بودند، بهتر بود. البته همیشه خانمهای ایرانی اولین جوابشان منفی است.
آزاده نامداری: نه، من اینطور نبودم و میتوانم بگویم انصافا اینطوری نیستم. دلم بخواهد میگویم بله و اگر نخواهم خیلی راحت میگویم نه. در حقیقت مشکل من این بود که خیلی سرم شلوغ بود و فکر میکردم با این کار در حق یک آدم و زندگیاش ظلم میکنم چون وقتی زن یک خانه شوید دو روز دیگر هم بچهدار میشوید و نسبت به همسرتان و خانوادهاش یک تعهدی دارید و من در آن زمان اصلا چنین آمادگی نداشتم چون واقعا سنی هم نداشتم و در اوایل جوانی بودم و پدیده ازدواج برایم اصلا قابل لمس نبود.
بعد از آن اتفاق مسیر هر دویتان تغییر کرد ؟
آزاده نامداری: بله. کاملا مسیرمان از هم جدا و ارتباطمان قطع شد و چندین سال از هم خبری نداشتیم تا اینکه سال 91 من مکه بودم و از طریق یک دوست مشترک اس ام اسی به دستم رسید؛ البته نه از این اس ام اسهای شخصی از پیامهای گروهی که متن کاملا رسمی دارد و برای خیلیها ارسال میشود. مطلع شدم که مادر دوست گرامیمان آقای عبادی به رحمت خدا رفتهاند و من بعد از بازگشتم به ایران با ایشان تماس گرفتم و تسلیت گفتم.
توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.