کیارستمی: جنگ هیچ مفومی نداشت + فیلم صحبت‌ ها

    ابراهیم حاتمی کیا: وزارت ارشاد نسبت به سخنان کیارستمی واکنش نشان دهد

    به گزارش سلام سینما، عباس کیارستمیدر حاشیه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه سیراکیوز آمریکانسبت به اتهامات وارده از سوی ابراهیم حاتمی‌کیا گفته بود :

    «یک هفته قبل از این که اینجا بیایم، یکی از فیلمسازانی که سال‌ها فیلم جنگی ساخته، فیلم‌های پرهزینه جنگی و البته با مخاطب کمتر- برای اینکه مخاطب ایرانی دیگر حوصله جنگ نداشت، بنابراین [ایشان] بودجه‌های خیلی سنگین می‌گیرد و فیلم‌های جنگی می‌سازد- گوش من رو پیچانده بود که زمانی که ما داشتیم می‌جنگیدیم کیارستمی داشت دنبال دفترچه دوستش می‌گشت.»

    «خانه دوست یکی از پربیننده‌ترین فیلم هایی بود که من ساختم، در واقع همه جای دنیا آن را می‌ شناسند. خانه دوست ماندگار شد چون راجع به یک ارزش انسانی صحبت می‌کرد. اما فیلم‌های تو نماند چون تو راجع به یک پریودی از تاریخ ایران حرف زدی که تازه آن پریود هم به هیجان اورد بچه ها را. احمدپور [شخصیت اصلی فیلم خانه دوست کجاست؟] رفت پس داد دفترچه را، اما تو به هیجان آوردی و احمدپورهای دیگر رفتند در جنگ و کشته شدند. و حالا پس از سال‌ها می‌شود راجع به آن‌ها فکر کرد که آن‌ها چطوری از بین رفتند. در یک جنگی که هیچ مفهومی نداشت»

    ابراهیم حاتمی‌کیاکارگردان فیلم سینمایی «چ» که در اختتامیه جشنواره فیلم مقاومت جایزه ویژه هیات داوران را از آن خود کرد در انتقاد به صحبتهای اخیر عباس کیارستمی گفت: عزیز کرده ای از سینمای ایران، اخیرا حرف هایی زده و شهدا را قربانی جنگ دانسته است. من مصاحبه این کارگردان را چندین بار دیدم. البته همیشه می دانستم که جریانی وجود دارد که نسبت به جنگ و دفاع مقدس بی تفاوت است از همین رو از استادان خود که در راس آن ها سید محمد بهشتی قرار دارد می خواهم که نگاه خود را نسبت به این اظهار نظر بیان کنند.

    به گفته وی، عباس کیارستمی کارگردانی بوده که همواره مورد حمایت وزارت خارجه بوده است.

    این کارگردان سینمای دفاع مقدس افزود: سید محمد بهشتی همیشه ما را به فیلمسازی تشویق می کرد، ولی مرا به جنوب فرستاد و دیگری را به شمال. به هر حال این کارگردان، عزیز کرده جشنواره های خارجی است و پرچم ایران را با افتخار بالا برده است. دستش درد نکند، اما آنچه در حال حاضر درباره شهدا گفته غیر قابل چشم پوشی است.

    کارگردان «برج مینو» تصریح کرد:من از همین تریبون از وزیر ارشاد، رییس سازمان سینمایی و دیگر مسوولان ارشد سینمای ایران می خواهم که مواضع خود را صراحتا درباره اظهارات اخیر این کارگردان بیان کنند.

    حاتمی کیا متذکر شد: من به عنوان فیلمسازی که در جنگ بوده و فیلم دفاع مقدسی ساخته از حجت الله ایوبی که می دانم خودش نیز در جنگ بوده است، انتظار دارم نگاه خود را به عنوان رییس سازمان سینمایی درباره این موضوع صراحتا بیان کند که اگر چنین نشود، یقین پیدا می کنم در دولتی حرف می زنم که در آن نفاق است. دعا کنید خداوند کسانی که خون پاک شهدا را نمی بینند، رسوا کند.

    سپس عباس کیارستمی با یک بیت شعر نسبت به سخنان ابراهیم حاتمی کیا واکنش نشان می دهد

    به گزارش کافه سینما عباس کیارستمی در پاسخ به سوال شرق مبنی بر واکنش او به اظهارات ابراهیم حاتمی‌کیا به جمله کوتاهی بسنده کرد و بیتی از اشعار سعدی به روایت عباس کیارستمی را کافی دانست. او گفت: «گر خسته‌دلی نعره زند بر سر کویی / ای بس که نتوان گفت که بی‌خویشتن است او»

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    دانلود کلیپ خنده دار و بسیار جالب قارپوز در حریم بلغورخان قسمت 854

    کلیپ طنز بسیار زیبا و جالب درباره سریال های ترکی که از شبکه نسیم پخش شده.

    √راهنمای دانلود: پس از ورود به لینک دانلود، روی دکمه Free Download کلیک کرده و سپس دکمه

    Create Download Link را بزنید تا لینک مستقیم برای شما آماده گردد.

    دیدگاه ها و پیشنهاد های خود را با ما در میان بگذارید. رضایت شما هدف ماست.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    دانلود پاروی بی قایق آلبوم جدید محسن چاوشی با کیفیت بالا 320

    دانلود یک جای همه ترک های آلبوم پاروی بی قایق در فایل زیپ

    جهت پشتیبانی از محسن چاوشی آلبوم را به گونه ارجینال خریداری کنید.

    متن ترانه های آلبوم پاروی بی قایق


    √ راهنمای دانلود: پس از ورود به لینک دانلود، دکمه Free Download (یا دانلود کم سرعت) وسپس

    Download file) Create Download Link یا) را بزنید تا لینک مستقیم برای شما آماده گردد.

    دیدگاه ها و پیشنهاد های خود را با ما در میان بگذارید. رضایت شما هدف ماست.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    لیست قطعات

    « پاروی بی قایق »
    آهنگساز و خواننده : محسن چاوشی

    1- دِزیره
    تنظیم : امیر جمال فرد
    ترانه سرا : روزبه بمانی

    2 – قهوه قجری
    تنظیم : محسن چاوشی
    ترانه سرا : روزبه بمانی

    3 – جُز
    تنظیم : محسن چاوشی
    ترانه سرا : حسین صفا

    4 – تُفنگ سرپُر
    تنظیم : محسن چاوشی
    ترانه سرا : حسین غیاثی

    5 – خواب
    تنظیم : امیر جمال فرد
    ترانه سرا : حسین صفا

    6 – پاروی بی قایق
    تنظیم : اُمید حجت
    ترانه سرا : حسین صفا

    7 – یه خونه کوچیک
    تنظیم : محسن چاوشی
    ترانه سرا : حسین صفا

    8 – کلنجار
    تنظیم : محسن چاوشی
    ترانه سرا : حسین صفا

    9 – یوسف
    تنظیم : کوشان حداد
    ترانه سرا : حسین صفا

    10- وصیت
    تنظیم : محسن چاوشی
    ترانه سرا : حسین صفا


    دزیره

    دستمو بالا گرفتم
    تو ضیافت اسیری
    تا تو آخر دنیا
    سرتو بالا بگیری
    دستمو بالا گرفتم
    تا تو قلبت پا بگیرم
    تا ببینی با چه عشقی
    این شکستو می پذیرم..

    تو یه طوفان من یه جزیره
    من ناپلئون تو دِزیره
    جز تو کی میتونست از من
    همه دنیا رو بگیره

    نقطه ی تسلیم محضم
    نقطه ی آرامشم بود
    اسمتو زمزمه کردم اینت تمام شورشم
    بود
    تو هوای تو که باشم
    صاحب کل زمینم
    من همه دنیامو دادم
    زیر چتر تو بشینم

    شوق تسلیم تو بودن
    لحظه لحظه تو تنم بود
    بهترین تصویر عمرم
    عکس زانو زدنم بود
    عکس زانو زدنم بود..

    تو یه طوفان من یه جزیره
    من ناپلئون تو دِزیره
    جز تو کی میتونست از من
    همه دنیا رو بگیره
    همه دنیارو بگیره..

    قهوه قجری

    گاهی بهانه ی هوسی باشم
    یا پشت میله ی قفسی باشم
    من راضی ام به هرچه تو میخواهی
    ترجیح میدهی چه کسی باشم
    من خام بودمو تو پُرم کردی
    با اینکه از تو خاطره ام خالیست
    مردی که رو به روی تو می خواند
    جز یک نوار پُر شده چیزی نیست..

    دیوار دور خانه ی من چینیست
    دارو ندارم آنچه که می بینیست
    غیر از خودت که واقعیت داری
    هر آنچه دیدم همه تزئینیست
    من یوسفم که برای تماشایت
    با حبس با توطئه میسازم
    هر روز پیش چشم برادر ها
    خود را درون چاه می اندازم

    من سال های سال از این خانه
    بیرون نرفته ام که تو برگردی
    یک بار هم که آمده ای مارا
    مهمان به قهوه ی قجری کردی..

    دیوار دور خانه ی ما چینیست
    دارو ندارم آنچه که می بینیست
    من عاشق تویی شده بودم که
    تنها ، تنها ، تنها ، تنها ..

    دیوار دور خانه ی من چینیست
    دار و ندارم آنچه که می بینیست
    غیر از خودت که واقعیت داری
    هر آنچه دیدم همه تزئینیست
    از هرشب ِ بدون تو بیزارم
    از وهم ها و اینهمه انکارم
    این حرف ها نشانه ی سودا نیست
    من حدس میزنم که جنون دارم..

    من حدس میزنم که جنون . .

    جُز

    من ، بی تو چیزی نیستم جُز
    پرده ی بی آفتاب جُز
    رختخواب کهنه و لیوان آب و قرص خواب
    من ، بی تو چیزی نیستم جُز..
    خونه ی بی پنجره جُز
    آدمی که غربتش از مرگ طولانی تره..

    من ، بی تو چیزی نیستم جُز
    چندتا اَبر بی قرار
    من ، بی تو چیزی نیستم جُز
    آه جُز گرد و غبار من..
    بی تو چیزی نیستم جُز
    چندتا اَبر بی قرار من
    بی تو چیزی نیستم جُز
    آه جُز گرد و غبار..

    یادم بده کاری کنم جوری بهم عادت کنی
    که زیر چتر گریه هام احساس امنیت کنی
    یادم بده کاری کنم بی وقفه با من سر کنی
    من شعر بنویسم برات تو شعرامو از بر کنی

    کاشکی به گوشت می رسید دارم چه رنجی می برم
    بپا غرورم نشکنه من از تو دل نازک ترم
    من بی تو چیزی نیستم ، من بی تو اصلا” نیستم
    شاید کسی که عمریه ، دنبالشی من نیستم..

    من ، بی تو چیزی نیستم جُز
    چندتا اَبر بی قرار
    من ، بی تو چیزی نیستم جُز
    آه جُز گرد و غبار من..
    بی تو چیزی نیستم جُز
    چندتا اَبر بی قرار من
    بی تو چیزی نیستم جُز
    آه جُز گرد و غبار..

    تفنگ سر پُر

    توی خونه روی دیوار یه تفنگه سر پُره
    داغ جنگلا رو میشه روی قندافش دید
    آره یه تفنگ سرپُر و فراری از شکار
    که میشه از تو گلوش صدای شلیکو شنید
    یه تفنگ پیر و کهنه یه تفنگ بی جواز
    که دلش رو برده زوزه های زخمیه یه گرگ
    عمریه باروتو نفس نمیکشه
    تنها شاهد نفس کشیدنه پدربزرگ..

    توی خونه
    روی دیوار
    یه تفنگه سرپُره
    منم آخرین گوزنی
    که گلوله میخوره
    توی خونه
    روی دیوار
    یه تفنگه سرپُره
    منم آخرین گوزنی
    که گلوله میخوره..

    خسته از روزای غمگینه بدون ِ دفاع
    خواب رفته مثل آتیش زیر خاکستر داغ
    یه تفنگی که مثه یه مرد گریه میکنه
    شب و روح پرنده های مُرده تو اتاق
    با دوتا میخه سیاه مونده رو دیواره سفید
    تو سر هردوی ما وسوسه ی آزادی
    خیلی وقته بوی خون خونه رو پُر کرده و من
    خیره ام به آخرین ارثیه ی اجدادی…

    توی خونه
    روی دیوار
    یه تفنگه سرپُره
    منم آخرین گوزنی
    که گلوله میخوره
    توی خونه
    روی دیوار
    یه تفنگه سرپُره
    منم آخرین گوزنی
    که گلوله میخوره..

    خواب

    لبخند زدو دستامو گرفت اما توی خواب
    فردا نشده بیدار شدم بیدار و خراب
    عکسش از روی میز باز از روی قاب بیرون اومدو
    دستامو گرفت باهم دوباره رفتیم توی قاب
    ترسیدم اگه بیدار بشم خوابم بپره
    گفتم نکنه اصلا روی میز خوابم نبره
    تنها روی تخت تنها توی خواب با اون توی قاب
    چشماشو که بست قاب از روی میز افتاد و شکست..

    حالا یه نفر این خواب منو تعبیر
    تا ساعتای بی خوابی من تغییر کنه..

    بارون میومد پس داد زدم من پشت درم
    خمیازه ی باد آهسته گذشت از پشت سرم
    در باز نشده بیدار نشده بارون میومد
    گفتم نکنه فردا شده و من بی خبرم
    بارون میومد پس داد زده پشت دره
    بیدار شدی نکنه گفتی خوابم نبره
    سیل از توی قاب اومد تو اتاق در واش ده
    ما غرق شدیم از بس که اتاق دریا شده بود

    حالا یه نفر این خواب منو تعبیر
    تا ساعتای بی خوابی من تغییر کنه..

    تغییر کنه..

    پاروی بی قایق

    دوتا چشمام دوتا سرباز مغرورن
    که مدت هاست از معشوقشون دورن
    دوتا سرباز که چندتا زن تنها
    توی دلشوره هاشون رخت میشورن
    دوتا دستام دوتا چاقوی بی دسته
    دوتا قفل بزرگ ِ دست و پا بسته
    دوتا پارو دوتا پاروی بی قایق
    دوتا کشتی با ده تا لنگره خسته..

    گلو خلوت ترین پس کوچه ی بن بست
    سرم سرکش ترین فواره ی میدون
    یه فنجون قهوه تو غمگین ترین کافه
    یه عابر تو خیابونای سرگردون
    چشامو بستمو وا کردمو دیدم
    یکی از بال ِ بستم آسمون ساخته
    یکی دفتر شده افتاده رو سینم
    یکی از استخونام نردبون ساخته
    سرم چندتا کتاب ِ رنگ و رو رفته
    یه بالون با طناب ِ از گلو پاره
    به اعدامی که اُمیدش به دنیا نیست
    ولی دنیا براش جذابیت داره..
    نه دنیا از سرم خیلی زیادی بود
    نه پیشونی نوشتم گود کن باشن
    بهر طبعی شکلک در نیاوردم
    فقط میخواستم شکل خودم باشم
    گلومو پاره کردم اما این مردم
    بهم گفتن که دیوونست ، عاشق نیست
    کسی باور نکرد این آدمه بی شکل
    به غیر از عشق با چیزی موافق نیست..

    یه خونه ی کوچیک

    خیال میکردم
    برای پیشونیم
    یه خونه ی کوچیک
    رو شونه هات داری
    چه بی دلیل چه زود
    بهونه گیر شدی
    چقد دلیل واسه
    بهونه هات داری

    آهای فرصت کم
    آهای راه زیاد
    یه عمر فاصله بود
    از تو به این آغوش
    بین منو تو هنوز
    یه ریز برف میاد
    به دیدنم که میای
    لباس گرم بپوش
    به دیدنم که میای
    برام گلاب بیار
    که مزه مزه کنم
    نفس کشیدن ِ تو
    برای تشنگیام
    یکم سراب بیار
    که باز دوره کنم
    خیال ِ دیدن تو…

    بخاطر تو دلم با اینکه زود شکست
    نه باز عاشق شد نه دوست پیدا کرد
    نه پای درد دل ِ هرکی رسید نشست
    نه سفره ی دلشو پیش ِ کسی وا کرد
    به دیدنم که میای برام ستاره بیار
    چراغ ِ اول این شبو تو روشن کن
    بازم اگه حرفام حوصلتو سر برد
    هنوز سحر نشده هوای رفتن کن

    به دیدنم که میای
    برام گلاب بیار
    که مزه مزه کنم
    نفس کشیدن تو
    برای تشنگیام
    یکم سراب بیار
    که باز دوره کنم
    خیال دیدن تو…

    کلنجار

    کمد پر از لباس تو میز پر از عکس توئه
    هنوز تو اتاقمون میپلکن نشونه هات
    وقتی که توی خلوتت منو مرور میکنی
    یه قطره اشک ممکنه بشینه روی گونه هات
    میپرم از خواب شیو لباسمو تن میکنم
    چراغو روشن میکنم خونه رو پرسه میزنم
    تا خود صبح با خودم همش کلنجار میرم
    تا بلکه خوابم نبره نیای به خواب دیدنم
    سعی نمیکنم تورو
    مجاب اون نادان کنم
    از کجا معلوم که سرت
    از این شلوغ تر نشه
    از کجا معلوم دل تو
    یه رو ز برام تنگ شه و
    یه روز بخوای بیای پیشم
    که هیشکی با خبر نشه..

    اینکه دوستم نداشتی برام اهمیت نداشت
    فقط دلم میخواست یه روز تموم بشن بهونه هات
    دلت که پر زد واسه من به در که چشم دوختی
    بال شکسته ی منو بدوز روی شونه هات
    برام مهم نیست که دیگه صدای قلبم چی میگه
    تو آخرش توجهی به خواهشم نمیکنی
    فقط یکم کلافه ام یکم به هم ریخته ام
    اما مهم نیست که دیگه نوازشم نمیکنی

    سعی نمیکنم تورو
    مجاب اون نادان کنم
    از کجا معلوم که سرت
    از این شلوغ تر نشه
    از کجا معلوم دل تو
    یه رو ز برام تنگ شه و
    یه روز بخوای بیای پیشم
    که هیشکی با خبر نشه..

    اینکه دوستم نداشتی برام اهمیت نداشت
    فقط دلم میخواست یه روز تموم بشن بهونه هات
    دلت که پر زد واسه من به در که چشم دوختی
    بال شکسته ی منو بدوز روی شونه هات
    برام مهم نیست که دیگه صدای قلبم چی میگه
    تو آخرش توجهی به خواهشم نمیکنی
    فقط یکم کلافه ام یکم به هم ریخته ام
    اما مهم نیست که دیگه نوازشم نمیکنی

    سعی نمیکنم تورو
    مجاب اون نادان کنم
    از کجا معلوم که سرت
    از این شلوغ تر نشه
    از کجا معلوم دل تو
    یه رو ز برام تنگ شه و
    یه روز بخوای بیای پیشم
    که هیشکی با خبر نشه..

    یوسف

    افسوس بود و جز افسوس چیزی به شب نمی تابید
    هرچشمه ای که می خشکید از چشم ما می افتاد
    از روزگار دلگیرم ای کاش اشک آخر داشت
    یوسف اگه برادر داشت کی توی چاه می افتاد
    دل چشمه بود و می جوشید
    وقتی خدا واسه ی مردم
    هر روز یک کوزه رو میشکست
    از تکه هاش دل می ساخت
    از تیکه تیکه قلبم
    هی کوزه ساخت اما
    هی هرشب واسه ی من تنها
    از خون و خاک گل می ساخت

    بکار و بچین
    بچین و ببخش
    زمین خدا
    برای همست
    ببین و نترس
    نترس و بگو
    خدای تا ابد
    خدای همست

    تا چشم کار می کرد و
    تا اعتماد می کردم
    چشمم می دید
    بی اعتماد تر می شد
    معجون دردمندی از سردرد و دردسر بودم
    با هر مسکن تازه دردم زیادتر می شد
    خشکیده تر شدم ای ماه
    عکست توی کدوم چشمست
    اینجا که هرچی می بینم دالون و تنگ و تاریکه

    اینجا که هرچی می گردم
    راهی به سرپناهی نیست
    روح بزرگ من دیدی دنیا چقدر کوچیکه

    بکار و بچین
    بچین و ببخش
    زمین خدا
    برای همست
    ببین و نترس
    نترس و بگو
    خدای تا ابد
    خدای همست

    وصیت

    برای این گل قرمز
    نماز مُرده بخوانید
    مرا شمرده بخوانید
    برای خاکسپاری
    تمام باغچه ها را
    به مادرم بسپارید
    دو دانگه پیرهنم را
    دو پاره از کفنم را
    به این دو چشم بدوزید
    سپس ملال تنم را
    دو بال پر زدنم را
    در این کفن بگذارید

    به همسر نگرانم
    به نقل قول بگویید
    چه دوست داشتنی بود
    شما آهای شماها
    شما که همسر خود را
    همیشه دوست ندارید

    زیاد امید ندارم
    که از تپیدن قلبم
    گلی دوباره بروید
    مگر بهار که سر شد
    کنار سنگ مزارم
    دلی دوباره بکارید
    کدام قله کدام موج
    منی که اینهمه کوهم
    از این جهان به ستوهم
    من از شکار نکردم
    شما از اینکه شکارم
    نبوده اید شکارید

    دو دانگه پیرهنم را
    دو پاره از کفنم را
    به این دو چشم بدوزید
    سپس ملال تنم را
    دو بال پر زدنم را
    در این کفن بگذارید

    دانلود آلبوم پاروی بی قایق+ کاورها

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳ – ۱۰:۱۸
    در ایسنا و در آستانه اکران عمومی «ساکن طبقه وسط»
    شهاب حسینی : نمی‌خواهم حرفه‌ام شغل شود
    -بخش اول

    شهاب حسینیبیش از 13 سال است که در سینما حضور دارد و در این سال‌ها از بازیگری خوش چهره و معروف به بازیگری محبوب درمیان قشرهای مختلف جامعه تبدیل شده است، او پس از بازی در بیش از 40 فیلم و نیز تعدادی سریال شاخص، اولین فیلم سینمایی خود را کارگردانی کرده و منتظر اکران آن است.

    «ساکن طبقه وسط» فیلمی است که حسینی علاوه بر کارگردانی، نقش اصلی آن را هم ایفا کرده و آرزو دارد مردم آن را ببینید و دوست داشته باشند.

    ابن هنرمند در آستانه اکران عمومی فیلمش با روحیه‌ای سرشار از نشاط و انگیزه، مهمان خبرگزاری ایسنا شده بود، تاکید می‌کند که با ساخت این فیلم، نه به دنبال شهرت بوده، نه پول و نه عنوان کارگردانی و از آنجا که این تجربه را در راستای همان هدایت و سیری میداند که از ابتدای کارش وجود داشته، به دیده شدن آن امید دارد.

    بخش اول گفت‌وگوی شهاب حسینی با خبرنگاران سینمایی ایسنا را در ادامه می‌خوانیم:

    ایسنا: اولین تجربه کارگردانی چطور بود؟ آیا این تجربه فیلمسازی ممکن است دوباره تکرار شود یا ادامه کار بستگی به شرایط اکران دارد؟

    برای پاسخ به این سوال ابتدا باید بگویم که در حیطه فعالیت سینما به خصوص در عرصه‌ای که من در آن به عنوان بازیگر مشغول هستم، خط سیر تعالی می‌تواند تبدیل شدن به شکلی دیگر باشد، مثل قانون انرژی که به صورتی دیگر تبدیل می‌شود. در بحث کارگردانیِ کسانی که، بازیگر بوده‌اند، تجربه‌های خوبی در دنیا اتفاق افتاده و بازیگرانی بوده‌اند که به کارگردانی روی آوردند و اتفاقا کارگردان‌های خوبی هم شدند. براین اساس همیشه این دست بازیگرانی که در حرفه خود به جایی می‌رسند و بعد قصد می‌کنند که در تألیف ذهنی خود نقشی داشته باشند، برایم قابل احترام بوده‌اند و این خط مشی را برای خودم هم در نظر داشتم؛ یعنی این دغدغه را داشتم که مقداری در راستای ذهنیات، سلیقه‌ها و علائق خودم حرکت کنم نه اینکه صرفا از این فیلم به آن فیلم، رنگ نقش‌های مختلف را به خود بگیرم.بنابراین طبعا برای آینده بازتاب این فیلم موثر است، هرچند به امید خدا، در اینکه کارگردانی را ادامه دهم تردیدی نیست، اما اینکه چه زمانی اتفاق بیفتد، به بازتاب «ساکن طبقه وسط» بستگی دارد.

    بعد از ساخت این فیلم، این طور نشد که فکر کنید کارگردانی آن چیزی که می‌خواستید نبوده یا مثلا به آن راحتی‌هایی که فکر می‌کردید نبوده است؟

    اصلا فکر نمی‌کردم کار راحتی است. بعد از سال‌هایی که در این حرفه مشغول به کار بودم، متوجه شدم که کارگردانی راحت نیست. اما یک نکته وجود دارد و آن هم این است که همیشه در بازیگری و در بهترین حالت آن، ممکن است در آخر فعالیت کاری وقتی کارنامه خود را نگاه می‌کنید،‌ فقط از 50 درصد کارایی خود رضایت داشته باشید،‌50 درصدی که شما برای آن از عمر و وقت و هرآنچه داشته‌اید مایه گذاشته‌اید؛ ‌به همین دلیل ترجیح می‌دهم ان شاءالله شرایط طوری شود که انرژی آن 50 درصدی را که به هر دلیل، صرف کارهایی کرد‌ه‌ام که خیلی از آن‌ها مطمئن نبودم، به این سمت منتقل کنم تا لااقل اگر قرار است در کاری که اطمینان ندارم چه می‌شود، حضور داشته باشم، کار خودم باشد و فعلا هم اولین آن را امتحان کردم.

    در جایی گفته بودید که سینما و بازیگری دیگر شما را اقناع نمی‌کند؟ آیا این هم دلیلی بر گرایش شما به کارگردانی بود؟

    واقعیت این است که تعداد فیلمنامه‌هایی که در سینما آدم را به وجد بیاورد و باعث شود دچار بی‌خوابی شوید و هر روز با انرژی کافی سر صحنه بروید، بسیار کم است، بنابراین اگر صرفا بخواهم فعالیتم را روی بازیگری متمرکز کنم زندگی‌ام پر از انتظار خواهد شد؛ یعنی باید دائما منتظر باشم که آن کار خوب چه زمانی اتفاق می‌افتد و چند کار گِل باید انجام دهم تا به کار دل برسم. پس فکر می‌کنم لااقل اگر روی مزرعه کوچک خودم کار کنم، تمام سختی‌هایش برایم لذت‌بخش‌تر خواهد بود.

    البته این را هم اضافه کنم که وقتی یک بازیگر با اصغر فرهادی، کیانوش عیاری یا بهرام توکلی کار می‌کند،‌هرگز نمی‌تواند چنین حرفی بزند، چون آثار آن‌ها آنقدر خوب است که می‌توانی مثل کار خودت آن را تلقی کنی، اما متاسفانه در اغلب مواقع این اتفاق نمی‌افتد و همیشه ترس من از این بوده که حرفه‌ام برایم تبدیل به شغل شود که اگر این اتفاق بیفتد قاعدتا شغل کسالت‌باری خواهد بود.

    زمانی که فیلم «اینجا بدون من» اکران شد خیلی‌ها فکر نمی‌کردند موفق شود و یکی از دلایلی هم که برای این موفقیت و فروش خوب در گیشه مطرح شد این بود که موضوعی مانند افسردگی و شرایط بخشی از جامعه را نشان می‌داد. «ساکن طبقه وسط» هم می‌تواند چنین اتفاقی را تجربه کند؟

    حقیقت این است که از نظر من سینما مدت‌هاست از مخاطب عقب افتاده است. اگر می‌بینید «اینجا بدون من» بهرام توکلی مورد توجه قرار می‌گیرد، برای این است که او می‌داند چه می‌خواهد بگوید و آن را هم خیلی خوب می‌گوید. اگر داستان، خوب روایت شود و جذابیت داشته باشد می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد، به همین دلیل وقتی «آواتار» یا «ای.تی» اسپیلبرگ را نگاه می‌کنیم، با وجود اینکه در دنیای واقعی ما وجود ندارند، اما تماشاگر با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند، چون به گونه‌ای داستان خود را روایت می‌کنند که باورپذیر می‌شود.

    این در حالی است که نسل امروز، وقتی به سینما می‌رود، اغلب اقناع نشده بیرون می‌آید که البته علت آن را هم باز نمی‌کنیم و شاید روزی این کار را انجام دهیم، چون حفره‌هایی در سینما وجود دارد که به واسطه آن‌ها شاهدیم نگاه به سینما به شدت بیزینسی شده و سینما را به عنوان ابزاری برای پول درآوردن و مبادلات مالی نگاه می‌کنند. این اتفاق نتایج خوبی برای سینما ندارد و به عنوان کسی که در این حرفه کار می‌کنم با پوست و گوشت و استخوانم آن را لمس کرده‌ام و این طور می‌شود که در مرحله‌ای، در اوج پختگی و جوانی و تجربه به جای لذت بردن از کار و امیدوار بودن به آینده به این فکر می‌کنم که شاید دیگر نخواهم این حرفه را ادامه دهم. وقتی هم به علت این ماجرا فکر می‌کنم می‌بینم، انصافا آن چیزی که ساخته می‌شود و حتی خودم در آن بازی کرده‌ام، در بیشتر موارد خودم را هم راضی نمی‌کند، چون من فیلم‌های خودم را به عنوان تماشاگر نگاه می‌کنم و شهاب حسینی برایم بازیگری است که جدا از خودم می‌بینم. وقتی به این شکل فیلمی را نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم برخی از این آثار مرا به عنوان تماشاگر اقناع نمی‌کند.

    در واقع تماشاگر امروز از سینما سبقت گرفته، اما ما نمی‌خواهیم این موضوع را باور کنیم. سینما نمی‌خواهد باور کند “تماشاگر عام” کم سواد و ناآگاه نیست، ‌چون این تماشاگر”عام” به کسی اطلاق می‌شود که ارتباطی با سینما ندارد و در میان آن‌ها دکتر، دانشجو، مهندس،‌ تاجر و… هم وجود دارد. کارگردانی مثل اصغر فرهادی می‌تواند یک فیلمنامه را در مدت دو ماه بنویسد و به سیاق بسیاری دیگر، در مدت 20 روز بسازد، اما چرا سه سال روی یک فیلمنامه وقت می‌گذارد؟ چرا برای فیلمنامه «درباره الی» مجبور می‌شود خودش تهیه‌کنندگی را بر عهده بگیرد؟ چون هیچ تهیه‌کننده‌ای حاضر نمی‌شود فیلمبرداری فیلمی را که 90 درصد آن با 9 بازیگر و در یک لوکیشن ساخته می‌شود را سه ماهه انجام دهد، پس او مجبور می‌شود خودش تهیه‌کننده باشد تا آنچه را می‌خواهد بتواند بسازد.

    حالا که شما با این نگاه وارد فیلمسازی شدید، اگر در اکران استقبالی از «ساکن طبقه وسط» صورت نگیرد برای شما چه مفهومی خواهد داشت؟ آیا آن را به عنوان تجربه‌ای می‌بینید که می‌تواند شما را به هدفی که می‌خواهید برساند یا اینکه به این نتیجه می‌رسید که جایی از کار نامتوازن است و باید دنبال راه دیگری بود؟

    اول به این مسئله اشاره کنم که متأسفانه وضعیت اکران به لحاظ نامناسب بودن تایم اکران، تعداد سینماها و فیلم‌های زیادی که پشت اکران هستند، چندان مساعد نیست و باید برای نمایش فیلم، تمام اینها را در نظر گرفت، اما جدا از این مسائل اگر «ساکن طبقه وسط» در هنگام اکران با تماشاگر ارتباط برقرار نکند، یک پیام آن این است که این کار را ادامه ندهم، ‌یعنی ادامه ندادن اولین انتخابم باشد و بگویم مردم از فیلم من خوششان نیامده پس دیگر فیلمی نخواهم ساخت. البته با این تعریف، بسیاری از کارگردان‌ها باید در همان ابتدای کار خود را رها می‌کردند. در حالی که معتقدم آثار هنری مثل آدم‌ها سرنوشت‌های مختلفی پیدا می‌کنند، ولی متأسفانه الان سینما به این سمت حرکت می‌کند که منافع زودهنگام برایش اهمیت دارد.

    اما درباره فیلم خودم، مطمئن هستم «ساکن طبقه وسط» برای تعدادی از آدم‌ها که ممکن است زیاد هم نباشند، جالب توجه خواهد بود و آن‌هایی که از این فیلم خوششان بیاید، مثل من آن را در گنجینه ذهن خود قرار می‌دهند. من آرزو دارم که مردم این فیلم را ببینند، دوست داشته باشند و از آن استقبال کنند، چون برای ساخت فیلم،‌ الحمدلله نه انگیزه شهرت داشتم و نه انگیزه مالی. این را تاکید می‌کنم که اگر تاکنون هدایتی درون من اتفاق افتاده که کارهایم را انتخاب شده‌تر انجام دهم و بیشتر مواقع لطف مردم را همراه خود داشته‌ام، ساخت «ساکن طبقه وسط» را هم در ادامه همان سیری که از نقطه صفر شروع کرده بودم،‌ انجام داده‌ام.

    قطعا همه نظرها نمی‌تواند منفی باشد، ضمن اینکه امیدوارم شاید چند سال دیگر، وجوهی از فیلم، تازه خود را نشان دهند. برای من عرصه، عرصه آزمون و خطا و کشف و شهود است؛ عرصه‌ای که در آن کسی مثل اصغر فرهادی با پنج فیلم به قله فیلمسازی می‌رسد، کسی هم 50 فیلم در کارنامه خود دارد، اما به جایی نمی‌رسد. من نمی‌دانم کدام سرنوشت در انتظارم است، اما این را خوب می‌دانم، ‌از آنجا که هیچ‌گاه در فیلمی یک بازیگر صرف نبوده و سعی کرده‌ام به عنوان عضوی مثمرثمر به ارتقای فیلم کمک کنم، اولین فیلم خود را هم با همان بینش ساخته‌ام و تصور می‌کنم نیاز مخاطب خود را درک کرده‌ام. ‌درواقع بازخوردهایی که تاکنون در فضای مجازی گرفته‌ام، این امیدواری را در من بوجود آورده که جدا از اینکه تماشاگران با فیلم ارتباط برقرار کنند یا نکنند، برای دیدن آن کنجکاو هستند. استادم، آقای سمندریان می‌گفت، اثر خوب اثری است که وقتی جلوی چشمت تمام شد، در ذهنت شروع شود. من وقتی فیلم‌های بزرگ را دیدم همین اتفاق برایم افتاد و می‌خواهم برای فیلم من هم همین اتفاق بیفتد و مردم بعد از دیدن آن درباره‌اش حرف زد، حتی اگر بود بگویند بد است، اما از کنار آن خنثی و بی‌تفاوت نگذرند. از نظر من همین که تماشاگر فیلمی را بکوبد یا از آن تعریف کند، اقناع کننده است.

    یکی از شانس‌هایی که فیلم شما داشته این است که در جشنواره نمایش داده نشد و بازخورد آنچنانی هم درباره آن وجود ندارد، ‌یعنی مردم ذهنیت مشخصی از آن ندارند که در اکران تاثیرگذار باشد.

    بله خوشبختانه همین طور است و خوشحالم که این اتفاق افتاد. البته هیأت انتخاب جشنواره فیلم را دیده بود، اما فیلم در مرحله راف کات قرار داشت و مراحل فنی آن تکمیل نشده بود، بنابراین‌ از جشنواره کناره‌گیری کردیم تا رونمایی بدی از فیلم اتفاق نیفتد.

    آیا قرار است بعد از اکران این فیلم سرنوشت کاری شما تغییر پیدا کند؟

    بله، ولی این‌طور نیست که از یک حیطه کاملا جدا شوم و مثلا دیگر سراغ بازیگری نروم. فکر می‌کنم که در این سینما همه موظفیم تلاش کنیم تا کار خوب تولید شود، یعنی اگر من جایی بتوانم مشاوره دهم یا بازیگردانی کنم باید انجام دهم تا اثری خوب ساخته شود. گاهی فکر می‌کنم اگر با بازیگری حالم خوب نشد سراغ کارهای دیگری بروم، مثل کتاب‌های صوتی که به آن علاقه زیادی دارم. البته در این مدت خیلی هم بی‌گدار به آب نزدم و تجربیات کوچکی را داشتم، مثل ساخت تئاترهای تلویزیونی که آن را ضبط کردم و بعد از تحقیقاتی هم متوجه شدم شیوه‌ای که کار کردیم در دنیا مرسوم است.

    شما قبلا هم تجربه بازی در تئاتر داشته‌اید. علاقه ای به ادامه کار در بخش ندارید؟

    در چند تئاتر بازی کرده‌ام، اما دلیل اینکه آن را مستمر ادامه ندادم این است که با توجه به شرایط کاری و مالی و وقتی که صرف می‌شد امکان آن هم فراهم نبود. نکته مهم اینجاست که تئاتر بسیار مهجور است و وضعیت اقتصادی آن برای زمانی که نسبت به آن صرف می‌شود مناسب نیست. اگرچه من تئاترهایی که بازی کردم را با عشق هم کار کرده‌ام، اما به عنوان یک فرد متأهل صرف زمان چند ماهه با بهره مالی کم کار را سخت می‌کند وگرنه اگر شرایط دیگری داشتم حتما سالی یک کار تئاتر انجام می‌دادم.

    و سوال آخر، معمولا با اکران هر فیلمی نقدهایی در فضای رسانه‌ای یا اظهارنظرهایی منتشر می‌شود که می‌تواند تاثیرگذار باشد. از «می‌گویند»، می‌گویندهایی که پس از فضای جشنواره مطرح می شود تا نقدهایی که به هرحال براساس اعتقادات منتقد منتشر می شود. اگرچه فضای اکران با جشنواره فرق دارد،‌ اما نکته مهم این است که «ساکن طبقه وسط» صدایی دارد که البته قرار نیست همه آن را بشنوند و بهتر است بازخورد فیلم هم برپایه همین بینش سنجیده شود. برای شما چقدر این نوع اظهارنظرها اهمیت داشته است؟

    با توجه به آنچه در جشنواره سال گذشته که به لحاظ برخورد با فیلم‌ها یکی از اسفبارترین جشنواره‌ها بود،‌ نسبت به فیلم‌های بسیاری از سینماگران رخ داد، معتقدم اگر بدون حب و بغض قضاوت کنیم اتفاق خوبی رخ خواهد داد. در این باره رسانه باید بتواند مردم را ترغیب کند تا آن‌ها خودشان ببینند و قضاوت کنند. من با جشنواره فجر به یک دلیل مشکل دارم، چون معتقدم وقتی فیلمی هنوز اکران نشده و مردم زیادی نمی‌توانند آن را ببینند، چطور تمام حرف‌ها و نظرها درباره آن باید از سالن میلاد به بیرون منتقل شود که آن فیلم خوب بوده است یا بد؟ پس سهم مردم در این میان چه می‌شود؟

    ضمن این که در خیلی از مواقع نظر منتقدان با مردم متفاوت است. البته نظر منتقدان محترم است چرا که در توفیق یا عدم توفیق یک فیلم می‌توانند موثر باشند، اما وقتی من به عنوان یک علاقه‌مند به سینما نقدی را می‌خوانم، ترجیح می‌دهم مطلبی باشد که زوایای مختلف فیلم را بتوانم از طریق آن کشف کنم. نه آنکه مطلبی بخوانم که برای فیلم حکم صادر کند.

    دانلود فیلم جدید و بسیار زیبای ساکن طبقه وسط

    تازه ترین خبرها درباره شهاب حسینی را از این جا دنبال کنید

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    حضور احسان و سولماز (ماه عسل) در پشت صحنه برنامه نود

    و جشن تولد عادل فردوسی پور

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    دانلود ماه هفتمآلبوم جدید مازیار فلاحیبا کیفیت عالی320

    دانلود یک جای همه ترک های آلبوم جدیدمازیار فلاحی در فایل زیپ

    جهت پشتیبانی از مازیار فلاحی آلبوم را به گونه ارجینالخریداریکنید.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    مهران مدیری ، سامان احتشامی ، علی زندوکیلی ، خشایار اعتمادی و استاد انوشیروان روحانی … مهر 93

    عکس جدیدنگار جواهریان- مهر 93

    فیلم جدید «دوران عاشقی» به کارگردانی علیرضا رییسیان با بازی شهاب حسینی و لیلا حاتمی

    عکس جدیدشقایق نوروزی و سگش

    سلفی جدیدفریبا نادری

    شهرام محمودی در کنار پدر و مادرش

    احسان خواجه اميري و زهرا عاملی (مجری و ترانه سرا)

    سحر جعفری جوزانی ونیوشا ضیغمی

    بهاره افشاری و دانیال عبادی در برنامه زنده رود

    عکس جدید بهاره افشاری و دانیال عبادی

    ستاره و لاله اسکندری در کنار سامیه لک

    رامسین کبریتی ، نسرین مقانلو ، عمو پورنگ و فریبا کوثری

    لاله اسکندری – گلاره عباسی – شبنم قلی خانی

    لیلا اوتادی و امیرحسین رستمی

    عکس جدید لیلا اوتادی

    عکس جدید الناز حبیبی

    الناز شاکردوست با شلوار پاره

    فیلم جدید «مرگ ماهی‌» کارگردان روح الله حجازی که چند روز دیگر فیلمبرداری اش آغاز می شود.

    بازیگران: طناز طباطبایی،نیکی‌ کریمی‌، مهناز افشار، پانته‌آ بهرام، ریما رامین فر، علی‌ مصفا، بابک حمیدیان

    محمد رضا گلزار به همراه فرهاد مجيدي

    (سوتی های فرهاد مجیدی در برنامه نود)

    میترا حجار و بهرام رادان در مراسم فیلمآتش بس 2

    عکس جدیدنیوشا ضیغمی

    عکس جدید رز رضوی

    عکس لیلا اوتادی در سریال زخم

    مهران مدیری در پشت صحنه سریال اتاق عمل

    بنیامین بهادری و دخترش بارانا

    عکس جدیدنیوشا ضیغمیو همسرش

    سلفی مهدی ماهانی وسحر قریشی


    سلفی امین حیایی با دوستان …سمانه پاکدل هم آن وسط حضور دارد

    محسن افشانی و …

    رحیم نوروزی ، فریبا کوثری ، نرگس محمدی و محمدرضا شیرخانلوی

    طناز طباطبایی-نقد فيلم آرايش غليظ در فرهنگسرا ارسباران

    عارف لرستانی و همسرش

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    نام کلیپ : رویا

    مدت زمان : 6:19

    حجم : 16 مگابایت

    زبان : انگلیسی

    در این پست ویدیو کلیپی بسیار تماشایی و سودمند برای شما آماده کرده ایم.

    این کلیپ همراه با زیرنویس است.

    ویدیوی رویا (Dream) که در سراسر جهان میلیون ها بار دیده شده است ،

    زندگی شما را متحول خواهد کرد !کافی ست آزمایش کنید ….

    بسیاری از ما طبق رویاهایمان زندگی نمی کنیم، زیرا با ترس هایمان روزگار می گذرانیم.

    «لس براون»


    √ راهنمای دانلود: پس از ورود به لینک دانلود، دکمه Free Download (یا دانلود کم سرعت) وسپس

    Download file) Create Download Link یا) را بزنید تا لینک مستقیم برای شما آماده گردد.

    دیدگاه ها و پیشنهاد های خود را با ما در میان بگذارید. رضایت شما هدف ماست.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    کريمي: آقايان بدون مدرک سرمربي تيم ملي شدند

    علي کريمي ستاره سابق تيم‌ملي فوتبال ايران که در پست مربي در فوتبال ايران به فعاليت مشغول است درباره تجربه منحصر به فرد تازه اش صحبت مي‌ کند.به گزارش “ورزش سه” کریمی چند روزی پس از بازگشت از اردوی پرتغال با ما به گفت‌وگو نشسته است. خواندن حرف های کریمی را از دست ندهید.

    تجربه منحصر به فرد

    من اولین روزهای عمرم را به عنوان مربی در تیم‌ملی پشت سر گذاشتم. چیزی که می‌ توانم بگویم این است که تجربه خیلی خوب و منحصر به فردی بود و من امیدوارم در آینده ثمراتش را ببینیم.

    فکر نمی‌ کردم اینقدر سخت باشد

    بازیگری از مربیگری ساده تر است. خیلی ساده تر. من قبل از اینکه با آقای کی‌روش کار کنم فکر می‌ کردم لازم نیست اینقدر وقت بگذاریم اما یک مربی حرفه ای مثل آقای کی‌روش روزی 8 تا 10 ساعت برای کارش وقت می‌گذارد و کمک او هم باید همین قدر درگیر کار باشد. من از 10 صبح تا 6، 7 بعدازظهر درگیر کار بودم. از آنالیز تمرینات گرفته تا برنامه ریزی برای تمرین بعدی، صحبت کردن درباره ویژگی های بازیکنان و خیلی چیزهای دیگر.

    همه کی‌روش نیستند

    البته مربیگری برای خیلی ها کار سختی نیست اما یک مربی حرفه ای با شکل متفاوتی کارش را انجام می‌ دهد. در کل برای من تجربه جذاب، خوب و سختی بود.

    از ماگات تا کی‌روش

    من در دوران حضور در بایرن مونیخ سطح اول مربیگری دنیا را به عنوان یک بازیکن دیده ام اما همه چیز به شدت تغییر کرده است. فوتبال رشته ای است که هر روز پیشرفت کرده و حالا شکل برنامه ریزی، آنالیز، تکنولوژی تمرین و … نکاتی است که کاملا متفاوت از قبل شده است و فوتبال امروز را نمی‌ شود با چند سال پیش مقایسه کرد.

    سو تعبیر نشود

    این که من از کار کردن در کنار آقای کی‌ روش تعریف می‌کنم نباید باعث سو تعبیر بشود. من این را برای خودم می‌ گویم. به هر حال من قبلا بازیکن بودم و به عنوان یک بازیکن به همه چیز نگاه می‌ کردم اما در مربیگری شرایط خیلی متفاوت است.

    شاید برای این پست ساخته نشده باشم

    من نمی‌ توانم مطمئن باشم که این شغل را ادامه می‌ دهم یا نه. این مساله احتیاج به زمان دارد و شاید نظر من به طور کلی عوض بشود و این حرفه را رها کنم. شاید هم برعکس تا جایی که بتوانم پیش بروم، طبیعتا کار سختی است و اینطور نیست که سر تمرین بیایی، تیم را تمرین بدهی و بروی خانه. به هر حال من باید مطمئن بشوم که برای مربیگری ساخته شده ام و باید اطمینان پیدا کنم که آیا می‌ توانم سال ها در این حرفه بمانم یا نه؟ به هر حال این حسن کار کردن با آقای کی‌روش است. شما باید جدی و کمالگرا بشوید. شاید اگر با آدم دیگری کار می‌ کردم، این ذهنیت را پیدا نمی‌ کردم.

    انتظار من از خودم

    انتظار من از خودم بالاست. همانطور که فکر می‌ کنم انتظار مردم هم از من زیاد است پس اگر بخواهم وارد این مسیر بشوم باید زمان بگذارم، مطالعه کنم، دوره ببینم و … تا موفق بشوم.

    نمی‌خواهم به هر قیمتی باشم

    آدم نباید به هر قیمتی باشد. اینکه هر کسی بازیکن بوده، مربی هم بشود نظر درستی نیست. من نمی‌ خواهم مقایسه کنم اما یک کسی مثل مارادونا می‌ شود که بهترین بازیکن دنیا بوده اما مربی موفقی نشده، یک نفر هم می‌ شود مورینیو که با مترجمی می‌ آید بالا و پله پله به جمع سه مربی برتر جهان می‌رسد. فوتبالیست بودن ملاک خوبی نیست اگرچه کمک می‌ کند، مثلا شما در برخوردها یا در تصمیم ها تجربیاتی دارید که از آن استفاده می‌ کنید. من این ها گفتم تا بگویم دوست ندارم به هر قیمتی مربیگری کنم. مربیگری را دوست دارم اما نباید گذشته ام و خاطراتم در ذهن مردم را خراب کنم چون ممکن است ضررهایی نصیبم بشود که نشود جبرانش کرد.

    لطفا از من ناراحت نشوید

    خواهش می‌ کنم که کسی از من ناراحت نشود و کسی جبهه نگیرد. من این حرف ها را به این دلیل نمی‌ زنم که در تیم کی‌روش هستم، نه. به نظر من کار کردن با یک مربی مثل کی‌روش خیلی فرق می‌ کند تا مربیان شاغل در ایران. البته این درباره همه مربی ها نیست، اما خیلی ها هستند که هیچ اعتقادی به کلاس و دوره ندارند. حتی به کورس های کوتاه مدت … البته این مساله به خودشان ربط دارد.

    انگیزه ام بالاست

    خدا دوستم داشته که شروع کارم با یک چنین شرایطی باشد. امیدوارم بتوانم از این فضا استفاده کنم و کمکی برای تیم‌ملی و فوتبال ایران باشم. اگرچه همکاران شما مدام از من می‌ پرسند که چرا بدون مدرک روی نیمکت تیم‌ملی نشسته ام؟ در حالی که در تیم‌ملی آدمی داشته ایم که بدون هیچ مدرکی سرمربی شده است. به هرحال این حرف ها به من انگیزه می‌ دهد و به یادم می‌ آورد که باید کارم را درست تر و بی غلط تر پیش ببرم.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ته موویز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : پرشین وردپرس
سایت بت اسپات