عنوان مقاله: آشنایی با سامانه های کشف مزاحمت
    قالب بندی: PDF
    قیمت: رایگان

    شرح مختصر: هدف از ارایه این پروژه معرفی اصول و مبانی امنیت در شبکه هایکامپیوتری می باشد. در آغاز به تعاریف و مفاهیم امنیت در شبکه می پردازیم. درمبحث امنیت شبکه، منابع شبکه و انواع حملات، تحلیل خطر سیاست های امنیتی، طرح امنیت شبکه و نواحی امنیتی به تفضیل مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد. برای حفظ امنیت شبکه نیاز است تا مراحل اولیه ایجاد امنیت و سیتم های عامل و برنامه کاربردی مناسبلحاظ شود. در ادامه به انواع حملات در شبکه های رایانه ای پرداخته ایم و برای افزایش امنیت در سطح شبکه به AUDITING ، کامپیوترهای بدون دیسک، به رمز در آوردنداده ها و محافظت در برابر ویروس پرداخته ایم.

    و اما روش های تامین امنیت در شبکهکه عبارتند از: دفاع در عمق، فایروال و پراکسی که به طور کامل تشریح شده است. و درادامه سطوح امنیت شبکه، تهدیدات علیه امنیت شبکه، امنیت شبکه لایه بندی شده،ابزارها و الگوهای امنیت شبکه، مراحل ایمن سازی شبکه، راهکارهای امنیتی شبکه،مکانیزم های امنیتی و الگوریتم جهت تهیه الگوی امنیت شبکه توضیح داده شده است.

    فهرست:
    مقدمه
    مقدمه ای بر فایروال
    فایروال چه کار می کند ؟
    چه نوع فایروال هائی وجود دارد ؟
    نحوه پیکربندی بهینه یک فایروال به چه صورت است ؟
    انواع فایروال
    موقعیت یابی برای فایروال
    خلاصه فصل اول
    نتیجه گیری
    کاربرد پراکسی در امنیت شبکه (۱)
    پراکسی چیست؟
    پراکسی چه چیزی نیست؟
    پراکسی با Stateful packet filter تفاوت دارد
    پراکسی ها یا Application Gateways
    کاربرد پراکسی در امنیت شبکه (۲و)
    برخی انواع پراکسی
    SMTP Proxy
    کاربرد پراکسی در امنیت شبکه (۳)
    HTTP Proxy
    FTP Proxy
    DNS Proxy
    خلاصه فصل دوم
    نتیجه گیری
    IDSها لزوم و کلیات
    IDS
    Network IDS (NIDS)
    Host-Based IDS (HIDS)
    Distributed IDS (DIDS)
    IDSچیست؟
    مزاحمت چیست؟
    IDS چگونه کار می‌کند؟
    چه کسى روى شبکه شماست؟
    خلاصه فصل سوم
    نتیجه گیری
    امنیت شبکه
    تکنولوژی های زیر امنیت را در سطح برنامه فراهم می کنند:
    نتیجه گیری
    مقایسه تشخیص نفوذ و پیش گیری از نفوذ
    تفاوت شکلی تشخیص با پیش گیری
    تشخیص نفوذ
    پیش گیری از نفوذ
    خلاصه فصل چهارم
    نتیجه گیری
    آشنایی با Snort
    Snort چیست؟
    سیستم مورد نیاز برای نصب Snort
    امکانات Snort
    Packet Sniffer
    Preprocessor
    Detection Engine
    اخطار دهنده
    Snort و ساختار شبکه
    دام های Snort
    خلاصه فصل پنجم
    نتیجه گیری
    خلاصه کل مطالب
    فقط یک پیشنهاد

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    محسن یگانهبه همراه همسرش

    شیلا خداداد در کنار پسرش

    ایلیکا عبدالرزاقی

    جدیدترین دلنوشته بنیامین بهادری
    (همسر بنیامین چند ماه پیش در یک حادثه رانندگی درگذشت)

    نگار جواهریان و ریما رامین فر – ونیز

    مهناز افشار، مرجانه دلدارگلچین

    خانم فراهانی مادر گلشیفته فراهانی… هما روستا تئاتر شهر

    نفیسه روشن و همسرش

    هانیه توسلینمایش فیلم خط ویژه

    دانیال حکیمی و پسرش دانا

    آناهیتا نعمتی

    روناک یونسی و همسرش محسن میری

    مهناز افشار

    روناک یونسی و پسرش

    ریما رامین فر

    سپند امیرسلیمانی و همسرش

    جواد عزتی و همسرش و بهنوش طباطبایی و همسرش مهدی پاکدل

    بهاره افشاری

    جواد عزتی و همسرش مه لقا باقری

    محمود پاک نیت و همسرش مهوش صبر کن

    ترانه علیدوستی و همسر و فرزندش

    هانیه توسلی -کیش

    شاهرخ استخری و دخترش

    شقاقیق دهقان و مهراب قاسمخانی

    شقایق فراهانی و محمدرضا فروتن

    محمود پاک نیت و همسرش مهوش صبر کن

    مراسم تجلیل از سریال پایتخت

    شهاب حسینی و میلاد کی مرام

    مهران احمدی یا همون بهبود فریبا

    مسعود رایگان و همسرش رویا تیموریان

    شاهرخ استخری و دخترش

    ترانه عليدوستي اين روزها پاي ميز گريم

    احسان خواجه امیری، علی لهراسبی، مهدی یراحی – فروردین 93

    امیر رضا دلاوری و دخترش شاهرخ استخری و دخترش

    بابا اتی ( جواد عزتی و همسرش )

    مهدی مهدوی کیا به همراه همسر و فرزندش…

    احمد نجفی به همراه همسر و فرزندانش

    احسان خواجه امیری و همسرش

    جواد عزتی و همسرش مه لقا باقری به همراه هومن سیدی

    حدیث فولادوند و همسرش رامبد شکرابی

    یکتا ناصر

    کوچه یاس


    حدیث فولادوند و رامبد شکرابی


    نیوشا ضیغمی و مازیار فلاحی

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    نگار جواهریان -فیلم کوتاه صبح روز بعد

    لاله اسکندری

    فلور نظری – اردیبهشت ۹۳ _ پاریس ٬ فرانسه

    فقیه سلطانی

    شهره سلطانیو سگش

    شهره سلطانیخیلی حیوانات رو دوست داره

    شبنم قلی خانی

    ستاره اسکندری و لاله اسکندری – ظهر جمعه 5 اردیبهشت…

    سارا خوئینی ها در روز خلیج فارس – جزیره کیش

    ریما رامین فر و پسرش، آیین جعفری – اردیبهشت 93

    روشنک عجمیان به همراه همسر و دخترش

    جلیل فرجاد – مارال فرجاد و مادرش

    ترانه علیدوستی – پگاه آهنگرانی

    اندیشه فولادوند

    نگار جواهریان در استرالیا

    آنا نعمتی

    آشا محرابی

    سحر قریشی

    کتایون ریاحی و شهلا ریاحی

    پگاه آهنگرانی و ترانه علیدوستی

    هانیه توسلی

    نیما فلاح و همسرش سحر ولدبیگی

    نگار جواهریان و باران کوثری – پشت صحنه فیلم «هیچ»

    نفیسه روشن

    نسرین مقانو و لاله صبوری

    نسرین مقانلو – رامسین کبریتی

    نسرین مقانلو – رامسین کبریتی

    نسرین ستوده و لاله اسکندری در تالار حافظ

    مهراوه شریفی نیا

    مهدی پاکدل و همسرش بهنوش طباطبایی – مهناز افشار – رستوران لیدوما لانج تقاطع دولت و پاسداران

    محمدرضا گلزار – امین حیایی – سیامک انصاری – الناز شاکردوست – احمد پورمخبر

    نیوشا ضیغمی و همسرش آرش پولاد خان

    روز تولد سی و پنج سالگی بهرام رادان – اردیبهشت 93

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    ماشین عروس جشن ازدواج مهدی سلوکی

    مهدی سلوکی در ۱۴ خردادماه سال ۱۳۶۱ در اصفهان به دنیا آمد، پدرش افسر نیروی هوایی ارتش و اصالتا تهرانی است،زمانی که مهدی به دنیا آمد،سرهنگ سلوکیمامور به خدمت در پایگاه هشتم شکاری نیروی هوایی در اصفهان بود و به همین دلیل شناسنامه‌اش را در اصفهان گرفتند پس از پایان ماموریت پدر به همراه خانواده به تهران بازگشت و درمحله نارمک تهرانسکنی گزید.

    مادر او اصالتا اراکی است، فرزند اول خانوادهمحمددر سوم اسفندماه سال ۱۳۵۸ به دنیا آمد، او مجری شبکه تهران است. خانواده سلوکی‌ها اصیل و متعصب و مذهبی‌اند. پدر و مادر هر دو تحصیلکرده و اهل فرهنگ و هنر بودند.

    دوران کودکی مهدی مثل بقیه پسر بچه‌ها، به شیطنت گذشت، در مجتمع مسکونی پایگاه هشتم شکاری مهدی اغلب اوقات با همراهی برادرش مشغول بازی‌های کودکانه بود.

    عکس مهدی سلوکی و همسرش

    دانلود قسمت آخر فصل دوم سریال ستایش

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    اصغر فرهادی برنده اسکار سینمایی تصمیم گرفته است زندگی مصدق در تبعید را به تصویر بکشد. از هم اکنون واکنش ها به آن آغاز شده ولی نتیجه هرچه باشد موجی است که ساخت یا عدم ساخت این فیلم ایجاد خواهد کرد.

    بخشی ازمتن مصاحبه اصغر فرهادی با یک روزنامه ژاپنی: به طور حتم، اثری در ارتباط با تاریخ ایران خواهم ساخت. می‌خواهم قیام‌کنندگانی که حدود شصت سال قبل سعی کردند کشور را نجات بدهند، به تصویر بکشم.» سال ۱۹۵۳میلادی دولت مصدق، نخست‌وزیری که قهرمان ملی در ایران خوانده می‌شود، با ابتکار سازمان سیا (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) ‌سقوط کرد.

    سپس نظام استبدادی شاه پهلوی که تحت حمایت و پشتیبانی آمریکا قرار داشت، قدرت گرفت و مخالفت با چنین وضعیتی به انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹میلادی منتهی شد.

    تاریخ ایرانی نوشت، اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی که برای نخستین بار در طول تاریخ سینمای ایران، برنده جایزه اسکار در بخش فیلم‌های خارجی شد، روز نوزدهم ماه جاری و همزمان با اکران فیلم «گذشته» در ژاپن، با روزنامه ماینیچی مصاحبه کرد.

    به گزارش «تیک»، فرهادی در این مصاحبه با اشاره به اینکه «با روی کار آمدن دولت روحانی، رئیس‌جمهور جناح میانه‌رو، امید در سینمای ایران فوران کرده است»، دیدگاهی دایر بر ساخت فیلم‌هایی که ممکن بود در گذشته سانسور شود، نشان داد.

    داستان فیلم «گذشته» با سکانسی در خصوص سفر مرد ایرانی برای رسیدگی و اجرای تشریفات رسمی طلاق از همسر فرانسوی، که چهار سال قبل از او جدا شد، شروع و در ادامه تطبیق‌هایی از ذهن تاریک و گذشته افراد به عنوان «واقعیت» پدیدار می‌شود. کارگردان در خصوص اینکه برای نخستین بار کشور خارجی (پاریس) را به عنوان محل فیلمبرداری انتخاب کرده است، تصریح کرد: «این امر به دلایل سیاسی ایران نبوده است، بلکه ضرورت این داستان ایجاب می‌کرد که در فرانسه فیلمبرداری شود.»

    اصغر فرهادی اظهار داشت: «دوران دولت پیشین احمدی‌نژاد به جهت سختگیری در سانسور، دوران تاریک برای سینمای ایران بود. بزرگترین مشکل این است خطوط قرمز فرهنگی به طور دقیق تدوین نشده است و به همین جهت، خطوط قرمز همانند آب و هوا به شکل لحظه‌ای تغییر می‌کند. ارزیابی هنوز زود است، ولی در حال حاضر به تحقق آزادی بیان امیدواریم.»

    فرهادی، از یک سو بر این نکته که «این دهه بر خلاف دوران خلاقیت دهه‌های گذشته، کیفیت فیلم‌های ایرانی در مجموع افت کرده است»،‌ تاکید و از سوی دیگر خاطرنشان کرد: «قدرت خلاقیت افراد هنگام تلاش برای عبور از دیوار مقررات سفت و سخت، غنی و شکوفا شده است.»

    کارگردان فیلم «گذشته»، در خصوص ساخت فیلم در آینده تصریح کرد: «به طور حتم، اثری در ارتباط با تاریخ ایران خواهم ساخت. می‌خواهم قیام‌کنندگانی که حدود شصت سال قبل سعی کردند کشور را نجات بدهند، به تصویر بکشم.» سال ۱۹۵۳ میلادی دولت مصدق، نخست‌وزیری که قهرمان ملی در ایران خوانده می‌شود، با ابتکار سازمان سیا (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) ‌ سقوط کرد. سپس نظام استبدادی شاه پهلوی که تحت حمایت و پشتیبانی آمریکا قرار داشت، قدرت گرفت و مخالفت با چنین وضعیتی به انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ میلادی منتهی شد.

    اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی، به جزئیات واقعیت تاریخی در فیلمی که خواهد ساخت اشاره نکرد، ولی با این حال، با بیان اینکه «چنانچه دورانی که هرج و مرج سیاسی شدید در ایران برقرار بود را به تصویر بکشم، قطعا سانسور خواهد شد و به همین جهت، می‌خواهم پس از نوشتن سناریو در خصوص چگونگی روش بیان آن به شکلی که سانسور نشود، تامل کنم»، نیتی را که در سر داشت، ابراز کرد.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    عکس کارلوس کیروش و همسرش آنا پاولا کیروش

    Carlos Queiroz and his wife : Ana Paula Queiroz

    کی روش در سفر های ایرانگردی

    عکس یادگاری یک دختر بچه هوادار کی روش

    آقای کی روش شما خوش تیپ ترین مرد جهان هستید

    بیوگرافی

    کارلوس مانوئل بریتو لئال کی روش (به پرتغالی: Carlos Manuel Brito Leal Queiroz) (تلفظ پرتغالی: کِی روش) زاده ۱ مارچ ۱۹۵۳ در ناپولاموزامبیک، مربی فوتبال اهل پرتغال است. وی هم‌اکنون سرمربی تیم ملی فوتبال ایران است. موزامبیک در زمان تولد او مستعمره پرتغال بود و والدین او پرتغالی بودند.

    کی‌روش در زمانی که به عنوان بازیکن وارد زمین فوتبال می‌شد، در پست دروازبانی بازی می‌کرد. چندی پس از زمین فوتبال به عنوان بازیکن خداحافظی کرد و به مربیگری رو آورد. کی‌روش در دو دوره دستیار آلکس فرگوسن در منچستر یونایتد، و دو دوره سرمربی تیم ملی پرتغال بوده‌است و این تیم را در جام جهانی ۲۰۱۰ رهبری کرد. وی پیش تر موفق به راهیابی به جام جهانی ۲۰۰۲ با تیم ملی آفریقای جنوبی شده بود.

    از دیگر تجربیات مربیگری وی می‎توان به سرمربی گری رئال مادرید در فصل ۲۰۰۳ – ۲۰۰۴ اشاره کرد که دوران ناموفقی برای وی تلقی می‎شود. او سابقه مربیگری در جی لیگ ژاپن و ام‌ال اس را نیز دارد.

    قهرمانی جام جهانی با تیم پرتقال

    کیروش با تیم ملی جوانان پرتقال توانست قهرمان جهان بشود. سایتفیفا به مناسبت بیست و پنجمین سالروز آن قهرمانی گزارشی منتشر کرد و در آن کی روش را به عنوان پدر نسل طلایی فوتبال پرتغال معرفی کرد.

    جام جهانی جوانان در 3 مارچ سال 1989 در ریاض، پایتخت عربستان به پایان رسید که در پایان شاگردان کی روش جام را بالای سر بردند. سایت فیفا درباره آن قهرمانی نوشت: وقتی که تیم ملی فوتبال جوانان پرتغال در سال 1989 وارد عربستان شد، کمتر کسی برای این تیم شانس قهرمانی قائل می‌شد و همچنین رسانه‌ها هم توجهی به کی روش نمی‌ کردند. ولی تیم ملی جوانان پرتغال با پشت سر گذاشتن حریفان قدرتمندی مثل نیجریه و برزیل، جام قهرمانی را بالای سر برد. این تیم در 6 مسابقه تنها 3 گل خورد و عملکرد خوبی داشت. باید کارلوس کی روش را پدر نسل طلایی فوتبال پرتغال بدانیم.

    این سایت همچنین در تمجید از عملکرد کی روش نوشت: «کی روش ستاره‌ های بزرگی را به فوتبال جهان معرفی کرد. بازیکنانی مثل فریرا، پینتو، سوسا، کاستا و فیگو سال‌های سال در اروپا درخشیدند. او دو سال پرتغال را قهرمان جام جهانی زیر 20 سال کرد. کی روش در حال حاضر سرمربی تیم ملی ایران است. کی روش در مورد دوران حضورش در تیم ملی زیر 20 سال پرتغال گفت: دوره طلایی در تیم ملی جوانان پرتغال داشتیم. کار ما سازنده بود و در نهایت ثمره آن را دیدیم و ستارگان بزرگی را به فوتبال جهان دادیم. آن زمان فدراسیون فوتبال پرتغال برنامه جامعی برای رشد فوتبال این کشور برنامه ریزی کرده بود. وقتی در ریاض قهرمان جام جهانی شدیم بازیکنانی در تیم حضور داشتند که هنوز ستاره نشده بودند ولی فدراسیون پرتغال نتیجه برنامه‌هایش را دید و بازیکنانی تحویل فوتبال دنیا داد که نام آن‌ها همیشه در فوتبال جهان به یاد خواهد ماند.»

    کی روشپسازبازگشتازبرزیلبهایرانبههمراه بازیکنانتیمملی-تیر93

    استقبال ایرانی ها از کی روش در فرودگاه

    علاقه کیروش به کورش

    کارلوس کروش برای دیدن مسابقه فجر سپاسی – استقلال به شیراز رفته بود. سرمربی تیم ملی با همسرش به شیراز رفت و در مسیر این شهر به پاسارگاد و تخت جمشید هم سر زد. او بر سر آرامگاه کورش بزرگ رفت و چند عکس به یادگار گرفت.

    کورش و کیروش

    کی روش در آرامگاه کورش بزرگ

    علاقه همسر کی روش به فرهنگ ایرانی!

    آنا کی روش، همسر کارلوس کی‌ روش که ریاست بخشی از یک بیمارستان معتبر در برزیل را عهده‌دار است بیشتر مرخصی‌ هایش را به ایران می‌آید تا در کنار شوهرش باشد.وی در روزهای حضورش در تهران به مناطق مختلف می‌ رود و علاقه زیادی به فرهنگ ایرانی‌ها پیدا کرده است. ایشان به همراه کی‌روش به موزه‌ها، رستوران‌ ها و مکان‌ های دیدنی تهران می‌روند.

    کی روش و پاوولا – بازدید از کاخ گلستان

    کی روش و همسرش در ایران

    عکس آنا کی روش

    کی روش و همسرش آنا کی روش

    عکس کی روش و همسرش در ایران

    کی روش و همسرش در آرامگاه سعدی

    کارلوس کیروش در تیم ملی ایران می ماند …

    میریم واسه قهرمانی آسیا ، دی ماه امسال در استرالیا.

    جدید ترینخبر-دوشنبه22تیر93:

    به گزارش خبرگزاری تسنیم، علی کفاشیان در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع رسانی وزارت ورزش و جوانان اظهار داشت: طرفین با هم مشکلی ندارند، برای مبلغ دستمزد کی‌روش به تفاهم رسیده‌ایم. وی ادامه داد: در قرارداد جدید شرط حضور یک مربی ایرانی را حتما داریم، در ضمن تعداد دستیاران خارجی کی‌روش را کم کرده ایم.

    عکس کارلوس کی روش

    عکس جالبی از کی روش و کریس رونالدو در منچستریونایتد

    پس از پیروزی بر بارسلونای فرانک ریکارد

    سر آلکس فرگوسن و کارلوس کی روش

    کارلوس کی روش دستیار آلکس فرگوسن در منچستر یونایتد

    عکس کارلوس کی روش و رائول، رونالدو بکهام در ریال مادرید

    عکس از جوانی های کارلوس کی روش

    کیروش بههمراهرائولوزیداندررئالمادرید

    کیروشبه همراه گیگز، کینوبکهامدرمنچستریونایتد

    کیروش و فرگوسن در منچستر

    کیروش و دل بوسکه در رئال

    کیروش و کریس رونالدو در پرتقال

    کیروش در کنار اوزه بیو در پرتغال

    کی روش و کریس رونالدو در منچستر | بهش میگه : چشاتو خوب وا کن پسر :-دی

    عکس کیک جشن تولدکیروش در ایران

    حضور بازیکنان و مسوولین تیم ملی در جشن تولد کیروش

    اشکان دژاگه و رضا قوچان نژاد در جشن تولد کیروش

    عکس های جشن تولد کی روش در ایران

    عکس کارلوس کی روش و کریم انصاری فرد و چسباندن کیک تولد به صورت او

    کی روش و خلعتبری آلوده به کیک !

    کلیپ : واکنش های دیدنی کی روش در جام ملت ها

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    کيک تولد 40 سالگی عادل فردوسی پور – 10 مهر 93

    عادل فردوسی‌پور(زاده۱۰مهر۱۳۵۳درتهران)روزنامه‌نگار،مترجم، مدرس دانشگاه،تهیه‌کننده،مجری تلویزیونیوگزارشگر فوتبالاهلایراناست.وی اصالتا اهل شهررفسنجاندر استانکرماناست. او دارای مدرککارشناسی ارشدمهندسی صنایعازدانشگاه صنعتی شریفاست.

    او پایه‌گذار، تهیه‌کننده و مجریبرنامهٔ ۹۰که ازشبکه ۳ سیمای جمهوری اسلامی ایرانپخش می‌شود نیز هست. در سال ۲۰۰۹، هفته‌نامۀنیوزویکاو را در فهرست پرقدرت‌ترین افراد در ایران در ردۀ نوزدهم جای داد.مجله ورلد ساکربه او لقب «جان ماتسنایران» داده‌است.

    لیلا حاتمی کنار عادل فردوسی پور در المپیک هنگام تماشای تنیس

    «رامبد جوان،عادل فردوسی پور- اسپند ماه 92 – برنامه سال تحویل «گوشه دل تهرون

    کشیدنلپعادل فردوسی‌پور در میانهوادارانش!!

    فردوسی پور دراتوموبیلشخصیخود

    فردوسی پور در کلاس درس دانشگاه صنعتی شریف

    عادل فردوسی پور و مزدک میرزایی در زمین فوتبال

    فردوسی پور اکنون یکی از مهم ترین و محبوب‌ترین و با نفوذترین چهره‌های کشورش است، آن هم در شرایطی که این سرزمین همیشه برای موفقیت جوان‌ها و کم سن و سالها کمتر امکانی فراهم کرده است.موقعیت فردوسی پور تا جایی پیش رفت که مجله معتبر نیوزویک نام او را در فهرست 20 چهره ی مهم و تاثیرگذار ایران قرار داد؛ فهرستی که 17 نام بالای جدولش از سران سیاسی مذهبی و اجرایی کشور بودند و فردوسی پور و مهران مدیری تنها نمایندگان دنیای رسانه ها و سرگرمی و نمایش. مجری و تهیه کننده برنامه “نود” که بی تردید پرمخاطب ترین برنامه زنده تخصصی تاریخ تلویزیون است، حالا پیش از چهل سالگی تمام مدارج و مراحل موفقیت و محبوبیت را گذرانده و با هوشمندی و شناخت از جامعه و رسانه و فرهنگ عمومی کشورش از رسانه ها و مصاحبه و در صدر اخبار شدن پرهیز کرده و به همین دلیل از حاشیه های بی شمار اطرافش به سلامت عبور کرده است. با این حال دانستن در مورد او برای مخاطبان یک علاقه و نیاز دائمی است که نباید بی پاسخ بماند. این نوشته به بهانه 37 سالگی محبوب ترین مجری تلویزیون از نگاه مردم نگاهی دارد به زندگی شخصی عادل از دریچه ای متفاوت:

    عادل فردوسی پور 11 مهر ماه سال 53 در محله ای واقع در غرب تهران چشم به جهان گشود. در خانواده‌ای که پدرش مهندس برق بود و یک خواهر و یک برادر داشت. فضای خانه مسلما فضای فوتبالی نبود و او به دلیل علاقه‌اش به فوتبال، بچه سر به راه خانه محسوب نمی‌شد. دبستان را در مدرسه ذوقی، راهنمایی را در مدرسه طالقانی و دبیرستان را… البرز.

    بچه درس‌خوانی بود؛ آن‌قدر درس‌خوان که با معدل بالای ۱۸ دیپلم گرفت اما فوتبال هیچ‌وقت از سرش نیفتاد. شاید به همین خاطر هم بود که پدر با او کاری نداشت. بعد هم در دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی صنایع قبول شد و تا پایان فوق لیسانس ادامه داد…

    اغلب کارهای ترجمه‌ای را خودش انجام می‌دهد. زبانش آنقدر خوب بود که در دوره‌ای در دانشگاه تدریس می‌کرد و البته در کلاس‌های زبان. باورتان می‌شود عادل فردوسی‌پور معلم زبان‌تان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشید بدانید کلاس‌های زبان عادل چگونه می‌گذرد، یک نفر برای‌تان زحمتش را کشیده: “تا حالا سر کلاس‌های عادل فردوسی‌پور رفتید یا نه؟ خوب اگر نرفتید، هیچ اشکالی نداره و چیز خاصی رو از دست ندادید؛ به جز یک سری اطلاعات فوتبالی.”

    از اول جلسه که پسرا می‌پرسن استاد از فوتبال چه خبر و همین سوال کافیه که عادل‌خان شروع کنه به سخنرانی و یک مدت مدیدی پشت سر این بازیکن و اون تیم و اینا بگه و اطلاعات رو کنه. خلاصه بعد از همه این حوادث، جناب عادل‌خان شروع می‌کنن به انگلیسی‌صحبت‌کردن و درس‌دادن که خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگلیسی حرف زدن نمی‌خوره ولی جدا از اینها، آدم ذاتا مهربونیه؛ مثلا بعد از کلاس با دقت می‌شینه به همه سوالا جواب می‌ده…».

    خودش هم در مورد کلاس‌های زبانش می‌گوید: «بالطبع حرف‌هایی پیش می‌یاد ولی اصولا از یک ساعت و نیم زمان کلاس فقط ده تا پانزده دقیقه!».

    سال سوم دانشگاه تصمیم گرفت به علاقه‌مندی‌اش یعنی کار خبری بیشتر بپردازد. به دفتر روزنامه ابرار ورزشی رفت: «من علاقه دارم کار کنم؛ مطلب بنویسم». اردشیر لارودی سردبیر آن‌وقت ابرار ورزشی از او در مورد حیطه کاری‌اش پرسید: «ترجمه»! یک متن داد دستش و خداحافظی کرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. کارم رو تحویل دادم و بعد از چند روز کارم رو شروع کردم».

    سال ۱۳۷۲ بود. او کارش را شروع کرد. اما بی‌شک بزرگ‌ترین علاقه‌مندی‌اش حضــــــــور در صداوسیما بود. او به قول خودش «n»دفعه تست داد و در نهایت قبول شد؛ «اوایل هم مثبت بود اما می‌گفتن صدات جوونه؛ پخته نیست. آخرین باری که تست دادم، اواخر سال‌۱۳۷۳ بود». او در تست قبول شد و کار روزنامه را رها کرد و رفت. رفت که رفت…گرچه که الان هنوز هم هر از گاهی کار مطبوعاتی را انجام می دهد…

    رفت؛ هیچ‌وقت پشت سرش رو هم نگاه نکرد. یکی از دوستانش در روزنامه ابرار ورزشی، هنوز هم ناامید نشده و هرازچندگاهی با شماره همراه او تماس می‌گیرد.
    اتفاق جدیدی نمی‌افتد، منتهی او دیگر تلفن‌های روزنامه ابرار را جواب نمی‌دهد. کسی نمی‌داند چه بین او و روزنامه‌ای که فعالیتش را در آن آغاز کرد گذشت اما او حالا دیگر جواب نمی‌دهد.

    عادل فردوسی‌پور اما هیچ‌وقت نمی‌تواند «۹۰» را دوست نداشته باشد؛ برنامه‌ای که از ذهن او متولد شد و تا آنجا پیش رفت که کمتر علاقه‌مندی در فوتبال وجود دارد که ترجیح دهد دوشنبه شب را در خواب باشد تا جلوی صفحه تلویزیون. او از برنامه‌اش لذت می‌برد؛ شاید بیش از گزارش‌کردن یک بازی؛ «آره! ترسناک‌بودنش هم جالبه. همین که یک چیزی بگیم که دعوا بشه، یک چالشی ایجاد می‌کنه که جالبه. به نظرم، این یک ترس لذتبخشه».

    کمی هم کمتر، به گزارش‌کردن روی خوش نشان می‌دهد: «وقتی بازی‌ها خوب باشند، گزارش می‌چسبه. برای من باشگاه‌های انگلیس از همه لذتبخش‌تره. از این کارم لذتی می‌برم که مطمئنم تو رشته‌ای که درسش رو خوندم، نمی‌تونستم این لذت رو ببرم».

    من قرمزم یا آبی؟ او گزارشگر بی‌طرفی است؟ بسیاری از پرسپولیسی‌ها می‌گویند او استقلالی است. استقلالی‌ها هم بر عکس. هر کدام هم برای خودشان دلیل دارند.

    اگرچه به نظر می‌رسد او در دوره‌ای که در دانشگاه شریف درس می‌خوانده پرسپولیسی بوده و آنها که از نزدیک می شناسندش می دانند که زمانی پرسپولیسی تیری بوده است ولی امروز اصلا حاضر نیست به طرف خاصی متمایل شود؛ «واقعا اینجا فضا این‌قدر باز نیست که یه گزارشگر بگه من قلبا طرفدار کدوم تیم هستم. اینجا فوتبال دوقطبی است. بگی قرمزم یا آبی، نصف مملکت با تو بد می‌شن. البته الان دیگه اصلا برام فرقی نمی‌کنه. الان واقعا بی‌طرفم. گزارشگر، یه ذره به یک تیم گرایش داشته باشه، تو کارش تاثیر می‌ذاره».

    اما این مورد اصلا شامل حال تیم ملی نمی‌شود. نمی‌توان گفت که او مثل یک تماشاگر می‌تواند به‌راحتی و به هر طریقی ابراز احساسات کند اما بی‌طرفی هم معنایی ندارد؛ «به هر حال در این جور موارد، حتی استرس هم ایجاد می‌شه. اگه بگم در مورد پیروزی یا باخت تیم ملی کشورم بی‌احساس و بی‌طرف هستم حتما دروغ گفته‌ام. مسلما ما باید توی کار گزارش بی‌طرف باشیم ولی آن احساسی که انسان در مورد کشور خودش داره، مانع اصلی کاره».

    سوتی‌های عادل
    بهتر است کمی هم در مورد اشتباهات عادل فردوسی‌پور در کار گزارش بدانیم؛ چیزی که به قول خودش «سوتی» نام دارد؛ «سوتی زیاد دارم. بهترینش هم این بود که توی برنامه، حدود ۲ساعت تموم با آقای حاج‌رضایی بودیم و من موقع خداحافظی گفتم خب من از آقای نصیرزاده که ۲ساعت با ما همراه بودن تشکر می‌کنم. اصلا اون شب، هنگ کرده بودم».

    با این حال، شاید این مشکل اساسی فردوسی‌پور نباشد. بیشتر، از تندصحبت‌کردن عادل شاکی هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اینکه بهتر از گذشته صحبت می‌کند اما گاهی اوقات کنترل از دستش خارج می‌شود؛ «از بچگی این‌طور بودم. خیلی هم تمرین کردم و بازم دارم تمرین می‌کنم که این‌طور نباشم ولی در کل، خیلی تند صحبت می‌کنم».

    البته او هیچ‌گاه هیچ تکنیک خاصی را برای گزارش‌کردن نیاموخته است؛ «هنوز خیلی چیزهاست که باید یاد بگیرم، چون هیچ دوره خاصی ندیده‌ایم و همه هنرمون چیزهای ذاتی و بیشتر خلاقانه است. هیچ وقت به طور اصولی بهمون یاد داده نشده که باید چیکار کنیم و هیچ کلاس خاصی زیر نظر مربی‌های داخلی و خارجی برامون نذاشتن».

    او حتی می‌تواند آرزو کند که در بازی‌های ملی روی سکوی تماشاگران بود؛ «… و مثل آنها بالا و پایین بپرم».

    انتقاد نمی‌شودهمیشه حسرت انتقاد کردن گزارشگران خارجی را می‌خورد: «این قدر که گزارشگران خارجی به‌راحتی از بازیکنان انتقاد می‌کنن که ما نمی‌تونیم بکنیم. سه سال پیش تو بازی منچستر – رئال وقتی گری نویل دوکارته شد، گزارشگر بازی گفت من مطمئنم خیلی از طرفداران منچستر خوشحال شدن که گری نویل دواخطاره شد. اگر شما چنین چیزی رو در مورد بازیکن x پرسپولیس یا استقلال بگویی، پدرت رو درمی‌یارن؛ حتی اگه بدترین بازیکن زمین باشه».

    او بارها چوب همین مساله را خورده است. ۲فصل پیش علی پروین حسابی از خجالت عادل فردوسی‌پور درآمد و مسلما او تا مدتی سوژه داغ شعارهای تماشاگران در ورزشگاه کارگران بود. امیر قلعه نویی هم کم، آهن داغ انتقاد را روی تن او نگذاشته و حالا و در آخرین مورد، خداداد عزیزی – مرد همیشه شاکی فوتبال – پس از کسب نتیجه ناخوشایند ابومسلم برابر مس کرمان، چنان از این گزارشگر تلویزیونی انتقاد کرد که گویی او در تمامی بدبختی‌های ابومسلم نقش دارد.

    با این حال، کمتر دیده می‌شود که او در برنامه تلویزیونی۹۰ یا حتی گزارش‌هایش مصحلت‌اندیشی پیشه کند: «خودم سعی می‌کنم هر چیزی به ذهنم می‌رسه بگم و تا جایی که نترسم می‌گم. بعضی‌ها بهشون برمی‌خوره. بعضی‌ها چیزهای دیگری می گن و البته خودسانسوری هم هست».

    فقط فوتبال
    بی‌طرفی باعث نمی‌شود که او به فوتبال بی‌تفاوت باشد. یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی او در زندگی، پرداختن به فوتبال است؛ از فوتبال‌بازی‌کردن و تماشاکردن، تا مجله‌های خارجی فوتبال و اینترنت؛ «می‌شه گفت از ۲۴ساعت، ۱۲ساعت در حال دیدن فوتبال، خواندن اخبار فوتبال و کارکردن روی فیلم‌های فوتبالی هستم.
    اصلا فوتبال تمام زندگی منه». همسر عادل فردوسی‌پور شرایط را پذیرفته: «او کاملا پذیرفته که قراره با کی زندگی کنه. من کار خودم رو می‌کنم و برایم خیلی جدیه. هر اتفاقی بیفته من باید فوتبالم رو ببینم. همه هم می‌دونن وقتی فوتبال می‌بینم، نباید کاری به کار من داشته باشن».

    کلاس‌های زبان عادل
    زبان انگلیسی! علاقه عجیبی به زبان داشت. از کلاس اول دبیرستان در کلاس‌های زبان نام‌نویسی کرد. سال آخر دبیرستان به خاطر کنکور، زبان را رها کرد اما بعدا وقتی برگشت، تا پایان کار را ادامه داد. سال سوم دانشگاه، زبان تمام شد: «کلاس‌های استادی‌اش رو هم قبول شدم اما کارم تو تلویزیون بیشتر شده بود و تصمیم گرفتم نرم».

    فیلم دیدن من
    یکی از علاقه‌مندی‌های سابقش سینما بوده. البته الان تنها علاقه‌مندی‌اش«۹۰» و فوتبال است و بس. شاید هم دیگر حوصله‌اش را ندارد که به سینما برود؛ «نه دیگر! اصلا حوصله‌اش رو ندارم. واقعا نمی‌تونم بشینم پای تلویزیون و یه فیلم رو تا آخر ببینم».

    منبع : سینما ما

    فردوسی پور و دانشجویانش در دانشگاه صنعتی شریف تهران در حال تدریس زبان انگلیسی

    عکس قدیمی عادل فردوسی پور و جواد خیابانی

    25 سالگیعادل فردوسی پور و برادرش (15 سال پيش)

    عادل فردوسی پور

    عکس کودکیعادل فردوسی پور

    فردوسی پور و فرهاد مجیدی

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
    عکس های جدید آزاده نامداری – آذر ماه 93

    آزاده نامداریو اندیشه فولادوند در آغوش هم

    آزاده نامداریو لاله اسکندری

    آزاده نامداری پس از بازدید از نمایش «زورو محاکمه می‌شود» در پشت صحنه این نمایش باهنرمندانعکسیادگاری گرفت و نوشت: «تبریک به احسان کرمی … این نمایش هرشب توی فرهنگسرای نیاوران اجرامیشه..به همه بویژه علاقه مندان زورو توصیه می کنم.»

    نمایش «زورو محاکمه می‌شود» کار شایان افکاری وبازیاحسان کرمی در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه است. داستان این نمایش از جایی آغاز می‌شود که زورو دستگیر شده و قرار است محاکمه شود و در شب آخری که او زنده است اتفاقاتی می‌افتد و کسانی مثل «گروهبان گارسیا»،«کشیش»، «اسب زورو،» به ملاقاتش می‌روند.

    این مجری تلویزیون چند روز پیشخبرجدایی اش را رسانه ای کرد و در مصاحبه ای گفت: «در کل حالم خوب است و به دوستانم از همین جا می گویم اصلاً نگران من نباشید ، حالم خوبه!من همانم ولی کمی سختی کشیدم و حالا به نظرم خیلی خوب هستم.خودم را هم خیلی دوست دارم.»

    او مجموعه از عکس هایش را در صفحه شخصی اش منتشر کرده است.

    حال این روزهای آزاده نامداری پس از جدایی از فرزاد حسنی

    آزاده نامداری – شبنم مقدمی – ارسلان قاسمی بندر عباس – هرمزگان

    مصاحبه خواندنی با آزاده نامداری درباره طلاقش

    اعلامخبرطلاق فرزاد حسنی و آزاده نامداری، از زبان خود آزاده که در مصاحبه‌ای رسماً از جدایی و پایان زندگی مشترکش سخن گفته بود، روز گذشته به یکی از پربازدید‌ترینخبرهای روی وب و از جمله جام جم سرا تبدیل شد. مصاحبه‌ای را که او دربارهطلاق و جدایی خود، زندگی، طرز فکر و دیدگاه‌هایش درباره خانواده، روابط، عشق و… سخن گفته انتخاب کرده‌ایم که در خلال آن تاکید می‌کند دیگر نمی‌خواهد به همه اعتماد کند، و از مردم می‌خواهد او و همکارانش را بخصوص در زمینه مسائلی چونطلاق و موضوعات شخصی تحلیل نکنند. آزاده می‌گوید: «دردناک است که مردم ما را قضاوت می‌کنند».

    این گفتگو برای من که روبه‌روی دوستی نشسته‌ام که تقریباً یک سال و اندی مصاحبه نکرده و در این مدت فراز و نشیب‌های زیادی را گذرانده، گفتگوی خیلی سختی بود. واهمه هر دوی ما هم از این بود که مبادا به گفت‌ و شنودی سطحی و صرفاً حاشیه‌ای برسیم، اما این اتفاق خوشبختانه نیفتاد. از‌‌‌ همان ابتدای بحث رفتیم به سمت و سویی که نامداری تا به الان درباره‌اش حرف نزده بود. از عشق و رابطه شروع کردیم و رسیدیم به تلویزیون و مردم و دانشگاه و البته مهم‌ترین سؤال‌های مردم از زندگی شخصی این هنرمند. به همین خاطر خواندن این گفتگو را به شما توصیه می‌کنیم. این شما و این آزاده نامداری و حال و هوایش در قلب تابستان ۹۳.

    *تو تقریباً یک سال و اندی ست که مصاحبه نکردی و امروز ما باهم اینجا نشستیم تا تمام این یک سال و اندی را با تمام خوب و بد‌هایش تحلیل کنیم و درباره‌اش حرف بزنیم. الان و در مرداد ۹۳ حال آزاده نامداری چطور است؟ به تعبیری حالت چه مزه‌ای‌ست؟

    خیلی ملس… یک چیزی بین خوبی و بدی. یک کسی چند روز پیش به من گفت آزاده تو چقدر بزرگ‌تر شدی. راست می‌کفت من پاییز امسال سی ساله می‌شوم اما احساس می‌کنم درحال حاضر خیلی بیشتر از سی ساله‌ها می‌فهمم. این نمی‌تواند خوب یا بد باشد اما یک کودکانگی وجود دارد که آدم دوست ندارد آن را هیچ وقت از دست بدهد اما من در حال حتاضر حس می‌کنم آن‌ها را از دست دادم. الان دارم فکر می‌کنم چی دوباره می‌تواند من را خیلی خوشحال و هیجانزده کند. و پاسخ این سوال را با تامل به دست می‌آورم. اما راجع به طعمم باید بگویم الان طعم من طعم یک آدم سی ساله نیست، طعم شصت سالگی را از خودم حس می‌کنم. تشخیصم الان از آدم‌ها خیلی بیشتر از سی ساله‌هاست. در کل حالم خوب است و به دوستانم از همین جا می‌گویم اصلاً نگران من نباشید، حالم خوب است!

    عشق شکست ندارد. مثل آب تصفیه نشده یک سری ناخالصی‌هایی باعث می‌شود رابطه‌ات به سرانجام نرسد. دو تا آدم با هم هماهنگ نبودند و به هردلیلی نشده که با هم بمانند. این اسمش شکست نیست.

    *این حرف‌ها به معنای این است که دیگر تمام عزمت را جزم کردی که در هیچ زمینه‌ای اشتباه نکنی؟ چون آن کودکانگی همراه آدم است که من را مجاب می‌کند اشتباه کنم و تو می‌گویی آن را از دست دادی.

    نه؛ من دارای کاراکتری هستم که اشتباه کردم و اشتباه زیاد می‌کنم و متاسفانه فعل خواهم کرد را هم می‌توان به آن اضافه کرد. چون اشتباه کردن را جزو حقوقم می‌دانم. من اشتباه می‌کنم و می‌گویم دوست داشتم که این کار را انجام بدهم، می‌خواستم ببینم چه جوری است! در علم روان‌شناسی به این جور آدم‌ها می‌گویند فلانی آدم «های ریسک»ی است و من هم جزو همین دسته هستم. دویدن، نشستن، شکست خوردن و دوباره پاشدن جزئی از زندگی من است.

    *وقت‌هایی در زندگی هست که آدم حس می‌کند به یک سکوت عاطفی رسیده و دوست ندارد دیگر کسی را دوست داشته باشد. شده که خالی از عشق بشوی؟

    سکوت عاطفی یک بخشی از زندگی هرکسی است اما زندگی بدون عشق امیدوارم برای هیچ کسی پیش نیاید. این عشق می‌تواند مادرت باشد و برای تو دلیل زندگی‌‌ همان مادر باشد پس لزوماً درباره عشقجنسیحرف نمی‌زنم. کسانی را دیدم که می‌گویند عاشق کارشان یا عاشق کتاب‌هایشان و… هستند. من فکر می‌کنم انسان یک فطرت عشق طلبی دارد که نباید از آن فرار کند.

    *یعنی تو معتقدی که شکست عشقی آدم را از عشق متنفر نمی‌کند؟

    نه من این طوری نیستم. البته من به این کلمه که تو می‌گویی اصلاً معتقد نیستم. عشق شکست ندارد. مثل آب تصفیه نشده یک سری ناخالصی‌هایی باعث می‌شود رابطه‌ات به سرانجام نرسد. دو تا آدم با هم هماهنگ نبودند و به هردلیلی نشده که با هم بمانند. این اسمش شکست نیست. اگر عاشق کسی باشی هیچ وقت نمی‌توانی پرونده‌اش را ببندی.

    *این نگاه منطقی توست به عشق. اما در تعریف رایج شیدایی در عشق وجود دارد که با منطق همخوان نیست.

    من می‌گویم که دوست داشتن هیچ وقت با شکست مواجه نمی‌شود چون دوست داشتن یک مسئله شخصی است. من تو را دوست دارم، به تو چه؟ پس وقتی به تو ربطی ندارد من آن را می‌توانم چندین دهه با خودم حمل کنم و به بلوغ برسم.

    *پس این تمام اندیشه‌های عاطفی تو در مرداد ۹۳ است و‌‌ همان طور که می‌گویی حالت خوب است، خوب است؟

    آزاده نامداری که الان روبروی تو نشسته قطعاً زندگی‌اش آبستن یک اتفاق بوده و هرجوری هم که مدیریت کرده نتوانسته جلوی منظر بیرونی این اتفاق را بگیرد. اما من اصلاً سعی نمی‌کنم که بگویم این اتفاق نیفتاده یا مقصرش کس دیگری بوده. من می‌خواهم بگویم که این اتفاق می‌تواند در زندگی هرکسی بیفتد. آدم‌ها می‌توانند خیلی خوب باشند ولی برایشان اتفاقات تلخ بیفتد. عکسش هم صادق است. ولی در کل من معتقدم باید مسئولیت اتفاقی را که افتاده بپذیریم. من مسئولیتش را به عهده می‌گیرم و می‌گویم اصلاً رخداد هولناکی نیست، من همانم،‌‌ همان آزاده نامداری سابق. فقط یک کم بزرگ‌تر شدم و بیشتر می‌دانم و بیشتر می‌فهمم. اما اینکه پس دیگر عشق معنا ندارد و… نه اصلاً این طور فکر نمی‌کنم. من همانم ولی کمی سختی کشیدم و حالا به نظرم خیلی خوب هستم. خودم را هم خیلی دوست دارم.

    تقوا داشتن به معنای کنترل بر نفس خیلی سخت است. من اگر میز داشتم و از قدرتم سوءاستفاده نکردم، اگر زیبا بودی و از زیبایی‌ات سوءاستفاده نمی‌کردی درست است، آن یکی اگر زور فیزیکی داشت و استفاده نمی‌کرد و… درست است اما بیشتر آدمهای دوروبرمان این تقوا را ندارند

    *معمولاً آدم‌ها در میان اتفاقات زندگیشان دنبال مقصر می‌گردند. تو چقدر خودت را مقصر اشتباهاتت می‌دانی؟

    من اصلاً قابل سرزنش نیستم. به دلایل شخصی اصلاً خودم را سرزنش نمی‌کنم و اتفاقاً حس می‌کنم خیلی هم باشهامت هستم. هر وقت احساس کنم کاری درست است آن را انجام می‌دهم و اگر احساس کنم غلط است دیگر انجام نمی‌دهم.

    *پشیمان نیستی از تصمیماتی که گرفتی؟

    من اگر به سال ۸۲ برمی گشتم مسیر زندگی‌ام را عوض می‌کردم. انتخاب دانشگاهم را عوض می‌کردم. هرگز وارد تلویزیون نمی‌شدم و یک زندگی دیگر را تجربه می‌کردم. اگر بخواهم خیلی دردناک فکر کنم این جوری به زندگی‌ام نگاه می‌کنم که کاش خدایا به من یک دهه فرصت می‌دادی تا دوباره بعضی از تصمیمات را بگیرم. مثلاً مدیریت صنعتی دیگر نمی‌خواندم و می‌رفتم روان‌شناسی بالینی می‌خواندم. هرچند که من این اشتباه را تصحیح کردم و در دوره ارشد دارم بالینی می‌خوانم اما می‌توانستم از این فرصت بهتر استفاده کنم. اگر زمان به عقب برمی گشت من هرگز نمی‌رفتم دانشکده صداوسیما تست بدهم و مجری تلویزیون بشوم. اما این به آن معنا نیست که اشتباه کردم، این شیوه‌ای بود که من آن زمان حس می‌کردم درست است، بنابراین انجام دادم.

    *به جای خیلی خوبی رسیدیم. بگذار بعضی از این تصمیمات را مرور کنیم. چرا روان‌شناسی را دوست داری؟

    من در دوره لیسانس احساس کردم که اینجا جایم نیست. من رشته‌ام ریاضی بود و می‌خواستم درسی بخوانم که به رشته‌ام نزدیک باشد. به سرعت حس کردم اینجا اقناع نمی‌شوم و این شغل، شغل من نخواهد بود. من در کنار روان‌شناسی بالینی، عرفان و ادیان را هم خیلی دوست داشتم، همین طور زبان‌شناسی و ادبیات فارسی. اما روان‌شناسی بیشتر به من چشمک زد. شاید برای اینکه دوستان روان‌شناس زیاد دارم و از طرفی حس می‌کنم نگاه یک روان‌شناس به آدم‌ها و اجتماعش با نگاه دیگران متفاوت است و اصلاً سطحی نیست و به فکر و ناخودآگاه آدم‌ها توجه می‌کند. من در روان‌شناسی دارم خانواده درمانی می‌خوانم و فهمیدم که توی نوعی اصلاً گناهی نداری، همه چیز از خانه و خانواده تو نشات می‌گیرد و من اگر بخواهم تو را تحلیل کنم باید بیایم خانه‌ات. این درحالی است که ما خیلی فردی به همه چیز نگاه می‌کنیم.

    می‌پرسند راست است که فلانی از آن یکی جدا شده و طلاق گرفتند؟ به نظرم این حق مردم است که درباره ستاره‌هایشان این سوال را بپرسند و جزو حقوق مردم است. من حق ندارم در این جور موضوعات بگویم این به خودم مربوط است! اما چیزی که از آن می‌نالم این است که مردم ما را قضاوت می‌کنند و این خیلی دردناک است.

    برای اینکه آمدم میان آدمهایی که جنسمان باهم فرق می‌کرد. روی آنتن بودن به تو خیلی چیز‌ها می‌دهد، قدرت، زیبایی، ثروت و… این برای آدم‌ها جالب است اما زیادش دردسر درست می‌کند. من می‌گویم تقوا داشتن به معنای کنترل بر نفس خیلی سخت است. من اگر میز داشتم و از قدرتم سوءاستفاده نکردم، اگر زیبا بودی و از زیبایی‌ات سوءاستفاده نمی‌کردی درست است، آن یکی اگر زور فیزیکی داشت و استفاده نمی‌کرد، فلانی اگر صدایش بلند بود و فریاد نمی‌زد و… درست است اما بیشتر آدمهای دوروبرمان این تقوا را ندارند و از آن چیزی که خدا داده استفاده‌های غلط زیادی می‌کنند. من فکر می‌کنم روی آنتن تلویزیون این قدرت ناخودآگاه به تو تزریق می‌شود. این را هم اضافه کنم که من درباره همه مجری‌ها صحبت نمی‌کنم، من درباره آن ۴-۵ مجری صحبت می‌کنم که قدرتمندند و از تلویزیون این قدرت را گرفتند. وقتی این قدرت را پیدا می‌کنی زندگی کردن برایت سخت می‌شود. من بیست سالم بوده که آمدم تلویزیون و داشتم برنامه «تازه‌ها» را اجرا می‌کردم. در آن زمان دیگر خودم نبودم چون مورد توجه و زیر نگاه‌های مردم بودم. آن کودکی و سرزندگی و… را در تلویزیون از دست دادم و از دست رفت. من بیست تا بیست و پنج سالگی را از سربالایی جام جم بالا رفتم و مورد توجه بودم. یک تصوری از من ساخته شد که می‌خواستند من را با آن مچ کنند. آن وقت یکهو می‌فهمی که من آنقدر که روی آنتن تند حرف می‌زنم در زندگی عادی‌ام این طور نیستم، می‌گویی من فکر می‌کردم تو خیلی بچه پررویی و فکر می‌کردم از عهده خودت برمیایی و من می‌گویم نه من روی آنتن این طوری‌ام! در زندگی معاشرتی واقعی‌ام این طور نیستم. این‌ها را گفتم تا به این نتیجه برسیم که اگر می‌گویم کاش به تلویزیون نمی‌رفتم برای این است که کاش این فرصت را داشتم خودم را زندگی می‌کردم. من همیشه به این فکر کردم که بقیه چه فکری می‌کنند و این فاصله‌ای از خودم تا من برایم به وجود آورد. اگرچه که به تلویزیون آمدن حسن‌هایی هم برایم داشته. اینکه انرژی زیادی از مردم می‌گیرم، کارم زود‌تر راه می‌افتد و… اما خزیدن یک گوشه بیشتر با روحیه‌ام جور است تا در مظان نگاه دیگران بودن.

    *پس شاید باید به این نتیجه برسیم که مردم درباره تو اشتباه فکر می‌کنند و در واقع چیزی را می‌بینند که تو نیستی و نقاب داری؟

    نه نقاب کلمه بدی است و قبول ندارم. داستان سر این است که وقتی با من معاشرت کنید متوجه می‌شوید من آدم آرامتری هستم. آن آزاده نامداری که در تلویزیون دیدید هم منم، اما آن فقط بخشی از من است، من بخش‌های دیگر هم دارم. مثلاً من از کل تلویزیون کسی که واقعاً جزو علاقه‌مندی‌های کاری من است عادل فردوسی‌پور است. چون معتقدم خودش است و هرکاری می‌کند رئال است. من هم دوست دارم رئال باشم اگر غیر از این بود می‌رفتم بازیگر می‌شدم. ولی تمام حرف من این است که آن چیزی که از من در ویترین تلویزیون دیدید فقط بخشی از من است اما شما همه بخش‌های من را نادیده گرفتید و دارید با ۲۰درصد من زندگی می‌کنید! من می‌توانم مجسمه سازی کنم، من نویسنده‌ام، من می‌توانم عکس‌های خوبی بگیرم، من بچه پررو هستم اما آشپزی‌ام حرف ندارد اما شما این‌ها را نمی‌بینید.*این ندیدن‌ها در میان مدیران برای سپردن برنامه به تو هم پیش آمده؟ اینکه محدودت کنند فقط به اجرای یک نوع برنامه روتین؟

    آره. من عقاید دینی خیلی محکمی برای خودم دارم و می‌توانستم یک برنامه مذهبی اجرا کنم. مردم باورشان نمی‌شود که من از پس این بربیایم. پس قبول کن که همه شما من را روی ۲۰ درصد بستید و این نقاب نیست. ما مثل یک منشور هزاران بعد داریم و گاهی جوری می‌میریم که ده‌ها تجربه را تجربه نکردیم.

    *من فکر می‌کنم موفقیت تو در بخشی باعث شده که آن ۸۰ درصد باقی دیده نشود. بگذریم. برسیم به مردم. معمولاً درباره چهره‌ها کنجکاوی درباره کار و زندگیشان وجود دارد اما من می‌خواهم بدانم تا چه حد این را مجاز می‌دانی؟ چرا اغلب آدم‌های معروف این انتظار را دارند که مردم در اتفاقات خوب آن‌ها کنارشان باشند و به آن‌ها تبریک بگویند اما برای اتفاقات بدشان هیچ توضیحی به مخاطبشان ندهند و حتی حاضر نشوند با ما درباره آن مسئله مصاحبه کنند.

    مردم به من لطف دارند. در طول این سال‌ها یادم نمی‌آید کسی ری‌اکشن منفی به من داده باشد و حالم را بد کرده باشد. تنها چیزی که حال من را بد کرد قضاوت کردن است.
    من تصورم این است که اگر به رسانه می‌آیی و دیده شدی خودت را در معرض دید دیگران قرار دادی بنابراین باید انتظار داشته باشیم هراتفاقی با ریشتر بالا و پایین برایمان اتفاق بیفتد. مثلاً مردم می‌گویند که چرا فلان برنامه که همیشه با فلان مجری موفق بود کس دیگری اجرای آن را برعهده گرفته، یا می‌پرسند راست است که فلانی از آن یکی جدا شده و طلاق گرفتند؟ به نظرم این حق مردم است که درباره ستاره‌هایشان این سوال را بپرسند و جزو حقوق مردم است. من حق ندارم در این جور موضوعات بگویم این به خودم مربوط است! اما چیزی که ما از آن می‌نالیم این است مردم ما را قضاوت می‌کنند و این خیلی دردناک است. در کشورهای خارجی این اتفاق دردناک نیست چون زندگی اغلب آدم‌های معروف روی دایره است اما در ایران یک حجب و حیایی وجود دارد و برایمان این قضاوت‌ها قابل درک نیست و اساساً گناه بزرگی هم هست. پس مردم من و همکارانم را تحلیل نکنید و به ما انگ نچسبانید، ما ناراحت می‌شویم.*سروصداهایی از سال گذشته تا الان از زندگی شخصی تو خوب یا بد بلند شده، خیلی دوست دارم بدانم مواجهه تو با مردم در کوچه و خیابان به چه صورت است. شده که سوالی بپرسند یا حرفی بزنند که ناراحتت کنند؟

    مردم در برابر من این برخورد را نداشتند. من ۷سال اجرا کردم و ۳سال اجرا نکردم و نکات زیادی در زندگی من بود که می‌شد درباره‌اش حرف زد اما مردم این کار را حداقل در قبال من نکردند و وقتی به من می‌رسند به من لطف دارند. واقعاً در طول این سال‌ها باور کن یادم نمی‌آید کسی ری‌اکشن منفی به من داده باشد و حالم را بد کرده باشد. تنها چیزی که حال من را بد کرد قضاوت کردن است. اصل دینی‌اش هم این است که ظن و گمان بد درباره کسی گناه محسوب می‌شود.

    *در فضای مجازی هم این فشار روی تو احساس می‌شد، آنجا چطور با شرایط کنار آمدی؟

    راستش را می‌گویم. هرکسی از من سوال کند، تیتر راست آن اتفاق را می‌گویم اما جزییات زندگی‌ام به خودم مربوط است. این را هم بگویم که رابطه من با فضای مجازی بسیار کم است و اصلاً آدم کامنت بخوانی نیستم!

    *این خیلی خوب است که خودت را مسئول پاسخ گفتن به مردم می‌دانی. اما خیلی‌ها شبیه تو نیستند و روی اتفاقات درپوش می‌گذارند. مثلاً فلان برنامه را از او گرفتند و به رقیبش دادند، اصلاً درباره این اتفاق هیچ توضیحی نمی‌دهد و ترجیح می‌دهد تلفنش را خاموش کند.

    تو الان نگاه کاری کردی پس بگذار من این را به حرفت اضافه کنم. من معتقدم در کار هیچ چیزی برای هیچ کسی نیست. مثلاً ماه محرم‌های هرسال به من برنامه بدهند، اما یک سالی یکباره برنامه من را بدهند به آقای کاظم احمدزاده. آن وقت من نباید به رسانه‌ها بگویم که من برای آن برنامه جواب نمی‌دادم و آقای احمدزاده جواب می‌دهد چون این خودزنی است. بنابراین سکوت می‌کنم و می‌گویم خب هیچ چیزی برای هیچ کسی نیست و آن برنامه هم مالکیتش با من نبود که ناراحت شوم.

    *بگذار من هم این را به حرفت اضافه کنم که برخلاف تو فکر می‌کنم برخی برنامه‌ها با نفس مجری و تهیه کننده‌اش است که جان می‌گیرد. مثل «ماه عسل» ۹۱ که آن را از صاحبش که احسان علیخانی باشد گرفتند و به مجری دیگری دادند. این اتفاق هیچ وقت قابل اغماض نیست، چون صاحب طرح، ایده و نوع اجرای آن برنامه احسان علیخانی بود و نباید دوباره این اتفاق تکرار شود.

    خب اگر زمان به عقب برمی گشت من به احسان علیخانی در آن برهه می‌گویم اصلاً ناراحت نباش، چون آن برنامه برای تو نیست و برای شبکه است. پس از خدا بخواه که یک اتفاق بهتر در مسیرت قرار بدهد، کما اینکه این اتفاق افتاد. هم به لحاظ دینی و هم روان‌شناسی این آرامت می‌کند. البته من خودم هیچ وقت این تجربه را نداشتم که برنامه با من برود روی آنتن و با مجری دیگری تمام شود.

    *فرضا اگر برنامه «خانومی که شما باشی» را بدهند به مجری دیگری اجرا کند تو همین قدر خونسرد درباره‌اش حرف می‌زنی؟

    نه من قطعاً آن مجری را می‌کشم! (می‌خندد) البته این را به شوخی گفتم.*پس حرفت نقض شد. دیدی که چقدر اتفاق غیرقابل تحملی است؟!

    آره باید اعتراف کنم که تو راست می‌گویی و جنبه جدیدی از من را کشف کردی. من دست به نصیحت کردنم خوب است و خودم را هیچ وقت نتوانستم در این میزانسن بگذارم.

    *باید حق کپی رایت درباره طراح، مجری و تهیه کننده یک برنامه حفظ شود که متاسفانه در تلویزیون ما مرسوم نیست.

    حرفت کاملاً درست است. (می‌خندد)

    *بگذار کمی درباره حاشیه‌هایی که درباره‌ات وجود داشت شفاف سازی کنیم. این حاشیه را تایید می‌کنی که در برهه‌ای که نبودی ممنوع التصویر بودی؟

    نه واقعا. نبودم برای اینکه فکر کردم بروم یک کار شیک‌تر کنم و مستند بسازم. من تا سال ۹۰ اجرای برنامه زنده داشتم و ۹۰ تا ۹۳ این تجربه مستندسازی در «خانومی که شما باشی» را داشتم و خیلی هم بهم چسبید. دلم می‌خواست فاز دیگری را تجربه کنم.

    *اجرای تو در برنامه سال تحویل به همراه فرزاد حسنی صرفاً سفارشی و اجباری بود؟

    من قبل از اینکه همسر کسی باشم مجری تلویزیون هستم. کارم را دوست دارم و دوست دارم که تجربیات خوبم را تکرار کنم. من سه سال مجری سال تحویل بودم، سال اول با جعفر خسروی، سال دوم با احسان علیخانی و سال سوم با فرزاد حسنی. حالا ممکن است حالت خوب باشد و برنامه خوب شود، ممکن هم هست که حالت بد باشد و برنامه بد بشود.

    *پس یعنی اجباری برای این کار وجود نداشته؟

    هیچ وقت. نه این کار که سر هیچ کاری به من اجبار نشد که برو این برنامه را اجرا کن.

    *از حاشیه‌ها بگذریم، الان داری چه کار می‌کنی؟

    یک کارهایی می‌خواهم انجام بدهم. خانومی که شما باشی را اواخر شهریور و مهر روی آنتن ببرم با‌‌ همان غالب مستند. یک برنامه هم در پاییز احتمالاً اجرا می‌کنم. اما اینکه بخواهم دقیق درباره‌اش حرف بزنم امکان پذیر نیست.

    *دلت برای برنامه روتین در تلویزیون تنگ نشده؟

    احساس تعلق من به تلویزیون خیلی شدید است و حتی مثلاً به شبکه دو به شکل دردناکی وابسته هستم. (می‌خندد) روی تلویزیون متعصب هستم و نمی‌توانم آن را‌‌ رها کنم. اما سه سال است که روتین کار نکردم و حالا احساس می‌کنم که دلم می‌خواهد با یک برنامه روتین برگردم. بیشتر از سه شب در هفته هم نمی‌توانم اجرا کنم چون مشغله‌های زیادی در زندگی‌ام دارم.

    *باز هم پیشنهاد برای بازی در سینما داشتی؟

    آره اما فعلاً به آن فکر نمی‌کنم. پیشنهاد هیجان انگیزی فعلاً ندارم. به نظرم خیلی سخت است که یک مجری را بازیگر کرد و نمی‌توانم در این برهه شهامتش را داشته باشم.

    *به عنوان آخرین سوال دوست دارم بپرسم مهم‌ترین نتیجه‌ای که این روز‌ها گرفتی و می‌خواهی رعایتش کنی چیست؟

    اینکه به همه اعتماد نکنم. (دنیا خمامی/صبا)

    این عکس ها رو یادتون هست ؟

    مراسم عقد فرزاد حسنی وآزاده نامداری

    فرزاد حسنی و آزاده نامداری -کنسرت فرزاد فرزین – 31 اردیبهشت ۱۳۹۲

    دلیل واقعی طلاق آزاده نامداری :

    آزاده نامداری: من وارد یک زندگی شدم که همه اش جنگ بود

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    چرا رفتی… چرا … من بی قرارم..!

    وستر و عکس بسیار زیبای دوباره می سازمت وطن سیمین بهبهانی

    سیمین بهبهانی بامداد امروز (سه‌شنبه، ۲۸ امردادماه) در سن ۸۷ سالگی
    بر اثر ایست قلبی و تنفسی دیده از جهان فرو بست.

    سیمین بانو، برخیز و ببین که منظومه های نیمه تمام روی میز تحریرت، انتظار تو را می کشند، یک عالمه کار و تحقیق و نوشتن و سرودن… مگر نمی خواستی تمام شان کنی و به دست چاپ بسپاری شان… سیمین مادرم، سیمین غزل ها و بوسه ها، یک بار دیگر برخیز، به خاطر ما دختران ات در جنبش زنان، به خاطر آن نیمه دیگر سرزمین مان که چشم انتظارند، به خاطر همه زنان رنج کشیده و بی پناه «بین النهرین»، به خاطر کمک به برقراری صلح در منطقه آتش گرفته مان، به خاطر سقفی برای وطن ات که می خواهی با استخوان هایت بر پا داری، … فقط یک بار دیگر برخیز….

    سراینده غزل های سیمین ایران زمین، صبح شده، برخیز، بار دیگر قامت راست کن، صبحانه ات را بخور، اخبار صبحگاهی را بشنو، آرایش چهره ات را تجدید کن، قلم به دست بگیر، و بخند…. چه دلنشین است لبخند پُر مهر و نجیبانه ات در این صبح زیبا، که غبار اضطراب سالیان را از چهره ی ما دختران سرزمین ات، می روبد؛… در کنارت بودن، ترس خوردگی را به خاطره تبدیل می کند…

    سیمینِ روح و جانم، بلند شو و ببین که دختران آتش پاره ات چه ها که نمی کنند… مریم میرزاخانی را می گویم که در نوجوانی به ادبیات دلبسته بوده و در کودکی دوست داشته نویسنده شود ولی امروز بالاترین جایزه ریاضیات را در جهان کسب کرده… می دانم که با شنیدن این خبر چقدر دلت شاد می شود و خستگی سالیان از تن ات بیرون می رود… مطمئنم که مریم میرزاخانی به زمان نوجوانی اش شعرهای تو و فروغ فرخزاد و داستان های سیمین دانشور را می خوانده و در خلوت تنهایی اش، غزل های تو در رگ هایش جاری بوده…

    گزارش خبری سایت یاهو از درگذشت سیمین بهبهانی

    علی بهبهانی، پسر ارشد سیمین بهبهانی، گفت: با همه تلاش پزشکان، متاسفانه ساعت یک بامداد مادرم درگذشت.او افزود: حال مادر دیروز عصر اندکی بهتر شده بود و ما فکر می‌کردیم او متوجه اتفاقات اطرافش است اما متأسفانه مثل شعله شمع که بالا می‌گیرد و بعد خاموش می‌شود، ساعت یک بامداد از بیمارستان خبر دادند که او درگذشته است.

    علی بهبهانی گفت: در حال تصمیم‌گیری برای انتخاب محل آرامگاه مادر هستیم و در حال حاضر نیز پیکر او در سردخانه بیمارستان است.خبر درگذشت سیمین بهبهانی از سوی کادر بیمارستان محل بستری او نیز تایید شد.

    عکس ممنوع ملاقات بودن سیمین بهبهانی در بیمارستان پارس تهران
    بخش حراست و پرستاری بیمارستان در تمام شیف ها از ملاقات با سیمین بهبهانی جلوگیری می کرد

    سیمین بهبهانی از ۱۵ امردادماه به کما رفت و در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری بود.به دنبال بستری شدن این شاعر غزل‌سرا، پیش‌تر شایعاتی زودهنگام از درگذشت او در برخی رسانه‌ها انتشار یافته بود کهاز سوی خانواده بهبهانی تکذیب شد.

    سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به همراه افشین علاء و فاطمه راکعیبرای عیادت از این شاعر به بیمارستان رفتند. مهدی قزلی، مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی، نیز در این دیدار حضور داشت.

    سیمین بهبهانی‌ زاده‌ ۲۸ تیرماه سال ۱۳۰۶ در تهران، به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های تازه به «نیمای غزل» معروف است.سیمین خلیلی معروف به «سیمین بهبهانی» فرزند عباس خلیلی (شاعر، نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) بود. او ابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام خانوادگی همسر خود شناخته شد ولی پس از او با منوچهر کوشیار ازدواج کرد.سیمین که در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده حقوق شد، سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد.

    زندگینامه سیمین بهبهانی

    سیمین خلیلی معروف به “سیمین بهبهانی” فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) و نبیره حاج ملا علی خلیلی تهرانی است.پدرش عباس خلیلی (۱۲۷۲ نجف – ۱۳۵۰ تهران) به دو زبان پارسی و عربی شعر می گفت.

    هنگامی که هنوز به دنیا نیامده بودیم «فخر عظما ارغون»، مادر سیمین بانوی ما، مشروطه خواه و عضو انجمن «نسوان وطن خواه» بود و برای حقوق زنان مبارزه می کرد. فخرعظما طی سالها تلاش حق خواهانه اش، مجله بانوان را نیز در سال 1314 بنیان گذاشت. پس از او، دخترش، سیمین بهبهانی، چه با قلم سحرآمیزش و چه با حضورش در تجمع های اعتراضی زنان، و چه صرفاَ با بودن اش به عنوان ستاره درخشان شعر و غزل ایران، توانایی و جایگاه غیرقابل انکار زنان را به جامعه پدرسالار یادآوری می کرد.

    در روزگاری که نسل ما چشم به جهان نگشوده بود یا کودکی بیش نبود، سیمین بهبهانی اولین کتاب اشعارش را در سال 1329 منتشر کرد. او سرودن را تا لحظه ای که زنده بود، ادامه داد، و بسیاری از سروده هایش، در آوازها و ترانه ها، در پوسترها و شعارهای سیاسی، بازتابی در خور پیدا کرد، به ویژه پژواک غزال های او در قلب های مهربان ایرانیان، همواره زنده است.

    اوحدود۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده بود ودر ضمن رمان های متعددی را هم به رشته تحریر درآورد که همگی به چاپ رسیدند. مادر او فخرعظمی ارغون (۱۳۱۶ ه.ق – ۱۳۴۵ ه.ش) دختر مرتضی قلیارغون (مکرم السلطان خلعتبری)از بطن قمر خانم عظمت السلطنه(فرزند میرزا محمد خان امیرتومان و نبیره امیر هدایت الله خان فومنی) بود. فخر عظمی ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و بامتون نظم و نثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سویسی آموخت . او همچنین از زنان پیشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن خواه عضویت داشتو مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود . او همچنین عضو کانون بانوان و حزب دموکرات بود و به عنوان معلم زبان فرانسه در آموزش و پرورش خدمت می کرد.

    پدر و مادر سیمین که در سال ۱۳۰۳ ازدواج کرده بودند، در سال ۱۳۱۰ از هم جدا شدند و مادرش با عادل خلعتبری (مدیر روزنامه آینده ایران) ازدواج کرد و صاحب سه فرزند دیگرشد.سیمین بهبهانیابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام فامیلی همسر خود نامبردار شد ولی پس از وی با علی کوشیار ازدواج نمود.او سال ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری به فرزندان این آب و خاک خدمت کرد.سیمین بهبهانیاز چهره های ماندگار و شاعر ارزنده و صاحب سبک درعرصه غزل فارسی و همچنین از زنان پیشرو و سنت ستیز معاصر است که در زمینه حقوق بشر و حقوق زنان نیز فعالیت می کندو در کانون نویسندگان ایران نیز فعالیت دارد و مورد احترام تمامی اهل قلم و دوستداران شعر و ادب فارسی و فعالان سیاسی ایران است.او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن های بی سابقه به “نیمای غزل” معروف است.

    تندیس سیمین بهبهانی

    هنگامی که هنوز در خیال خود هم نمی دیدیم که جایزه نوبل روزی به سرزمین مان برسد و زنی ایرانی برنده این جایزه پُر افتخار شود، سیمین بهبهانی در سال 1378 کاندید جایزه نوبل ادبیات شد.

    هنگامی که جنبش زنان بعد از سال ها فترت پس از انقلاب دوباره سربلند می کرد، سیمین بهبهانی، به دفعات برای امید بخشیدن به کنشگران جنبش زنان و تقویت امید و پایداری آنان، شعر و غزل های پُرمعنایی را سروده و به دختران خود در سراسر این مرز و بوم هدیه کرد.بانوی غزل های شورانگیز سرزمین مان نه تنها به عنوان مادر معنوی جنبش زنان بلکه در مقام یک همرزم و یاور همیشگی در این جنبش، همواره ثابت قدم بود و پا به پای آنان در تجمع های مسالمت آمیز شرکت می کرد و هتا مورد ضرب و شتم هم قرار گرفت.

    عکس های سیمین بهبهانی در میان تجمعات اعتراضی در 8 مارچ روز زن

    ولی اکنون سیمین بهبهانی خالق سرود «می سازمت وطن»، دیگر در میان ما نیست. او رفت ولی میراث گرانبها و ارجمندی را برای ما و نسل های آینده به یادگار نهاد. از این رو ما یاد و خاطره گرانقدر و مانای اش را عزیز می داریم، جامه عزا بر تن می کنیم و در سوگ اش، غزل های او را با جام جان مان می نوشیم… فقدان بانوی غزل سرای میهن مان را به همه هم میهنان تسلیت می گوییم.

    بریدن کیک تولد محمود استاد محمد توسط سیمین بهبهانی

    آثار او

    سه تار شکسته (۱۹۵۱)
    جای پا (۱۹۵۴)
    چلچراغ (۱۹۵۵)
    مرمر (۱۹۶۱)
    رستاخیز (۱۹۷۱)
    خطی ز سرعت و آتش (۱۹۸۰)
    دشت ارژن (۱۹۸۳)
    کاغذین جامه (۱۹۹۲)
    یک دریچه آزادی (۱۹۹۵)
    مجموعه اشعار (۲۰۰۳)

    سروده و شعر دلم گرفته ای دوست با دستخط سیمین بهبهانی

    سیمین بهبهانی در مراسم بزرگداشت دکتر محمد مصدق – قلعە احمد آباد

    سيمين بهبهانیدر مراسم تشییع سیمین دانشور

    .

    .

    .

    .

    مراسم خاکسپاری سیمین بهبهانی

    عکس های مراسم تشییع جنازه سیمین بهبهانی

    عکس های مراسم تشییع جنازه و خاکسپاری سیمین بهبهانی

    جعفر پناهی در مراسمخاکسپاری سیمین بهبهانی

    حضور نسرین ستوده درخاکسپاری سیمین بهبهانی

    مهناز افشار و هنرمندان در مراسم خاکسپاری سیمین بهبهانی

    همایون شجریان در مراسمخاکسپاری سیمین بهبهانی

    نسرین ستوده بر مزار سیمین بهبهانی

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﺗﻮ تابستونی ﮐﻪ ﮔﺬﺷﺖ….

    ﺍﮔﺮ ﺩﻟﺘﻮﻧﻮ ﺷﮑﻮﻧﺪﻡ ﺍﮔﺮ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻡ

    ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﺍﺫﯾﺘﺘﻮﻥ ﮐﺮﺩﻡ…

    ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢﺑﮕﻢ

    ﺗﻮ ﻓﺼﻞ ﺟﺪﯾﺪ ﻫﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﻤﯿﻨﻪ

    حالا خوبه لایک و کامنتمون دست شما افتاده اگه

    روزیمون دست شما بود که از گشنگی می مردیم

    والا….

    راحت ترین شغل دنیا رو دبیر کل سازمان ملل داره

    کارش فقط ابراز نگرانیه !!!

    مگه غیر اینه؟

    آقا بچه که بودم یه شب به بابام گفتم میشه برام داستان تعریف کنی من بخوابم ؟؟؟

    بابام هم شروع کرد:یکی بود یکی نبود…یه شب توی یه قبرستان سرد و تاریک

    یه جن ملایکه ای از تو قبر میاد بیرونومیگه کدوم بچه نخوابیده بیام بخورمش ؟؟؟

    هیچی دیگه تا یه هفته جرات نمی کردم چشامو باز کنم…

    اصن یه وعضیا …

    هیچی بدتر از این نیست که شام خوشمزه داشته باشید ، مهمونای خوب داشته باشید ،

    فیلم عالی هم تلوزیونداشته باشه اما تو مشقات مونده باشه!

    یادتونه؟

    ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻤﻮﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺷﻮﻫﺮﺷﻮ سدﺍ می کرﺩ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﭘﯿﺸﯿﻪ ﻣﻦ …ﻣﻮﺷﯽ …ﺟﻮﺟﻮﯼ ﻣﻦ

    ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ : سدﺍش ﮐﻦ ﻣﻨﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺘﻢ : ﺣﯿﻮﻭﻭﻥ ﺧﺎﻧﻤﺖ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﻩ…

    ﻧﻤﯿ ﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ 6 ﻣﺎﻫﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻤﻮﻡ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺣﺮﻑ نمی زﻧﻪ

    دختره اومد پیشم با اعتماد خیلی به نفس 😐

    تو چشمام نگاه کرد و گفت شارژر اندروید داری !!!

    منم با اعتماد خیلی به سقف گفتم اندروید چند؟؟؟

    بنده خدا گفت اندروید سونی

    در پی حفاری در آبادان ، باستان شناسان موفقبه کشف یک عینک ریبون

    سفالی می شوندکه متعلق به “کا” اول بوده است !

    ﺍﺯ ﺩﻫﻪ 50 ﺑﻪ ﻗﺒﻞ: ﺯﯾﻨﺐ ، ﺍﮐﺮﻡ ، ﻣﻠﻮﮎ ، ﺑﻄﻮﻝ ، ﮐﻮﮐﺐ ، ﺳﮑﯿﻨﻪ ، ﻓﻮﺯﯾﻪ ، ﺯﮐﯿﻪ ، ﮐﻠﺜﻮﻡ

    ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 60 : ﺯﻫﺮﺍ ، ﻓﺎﻃﻤﻪ ، ﺣﺪﯾﺚ ، ﻓﺮﯾﺒﺎ ، ﻟﯿﻼ‌ ، ﺳﻤﯿﻪ ، ﺭﺍﺿﯿﻪ ، ﻣﻨﺼﻮﺭﻩ

    ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 70: ﻫﺎﻧﯿﻪ ، ﻓﻬﯿﻤﻪ ، ﺁﺭﺯﻭ ، ﻣﺮﯾﻢ، ﺳﺎﺭﺍ ، ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ، ﮐﯿﻤﯿﺎ ، ﺁﺗﻨﺎ

    ﺩﻫﻪ 80: ﯾﺎﺳﯽ ، ﭘﺎﺭﻣﯿﺪﺍ ، ﺁﯾﺴﻮﺩﺍ ، ﮊﯾﻨﻮﺱ ، ﺳﯿﻨﻮﺱ ، ﮐﺴﯿﻨﻮﺱ ، ﭘﺎﻧﯽ ، ﺷﺎﺩﻧﻮﺵ ، ﺯﻣﺰﻡ ، ﺭﺯﯼ ، ﭘﻮﻧﯽ

    ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﺩ ﺩﻫﻪ 90 ﺑﺮﺳﻪ … 😐 :))))

    لعنت ﺑﺮ ﻫﺮ چی ﻓﺎﺻﻠﻪ است ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎ ………..

    ﭼﺮﺍ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﺑﺎﺱ ﺍﺯ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺧﻪ ؟

    چیه فک کردی پست شکست عشقیه؟!

    نه عزیزم ، این جا از این قرتی بازیا نداریم !!!

    سیاهپوسته شلوارقرمزمی پوشهبهزنش میگه خوبه؟

    میگه آره شدی مثل انبردست

    مامانم دیروز یه طرح داد خفن …. یعنی مصرف برق رو نصف می کنه

    گفت صبح که بلند می شی برو یه عکس از تو یخچال بگیر

    تا شب هر موقع خواستی بیای درش رو باز کنی ، به همون عکس نگاه کن!

    یه ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻧﻘﺪ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﺭ ﺑﻮﺩ

    ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺍﻟﮑﯽ ﺣﻠﻘﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﻥ میی کردﻥ ﮐﺴﯽ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻧﺸﻪ!

    ﺍﻻﻥ ﺁﺳﺘﯿﻦ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺁﺭﻧﺞ ﻣﯿﺪﻥ ﺑﺎﻻ

    ﻫﻤﻪ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ولی ﺑﺎﺯﻡ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ 😐

    به سلامتی شرک که با اون قیافه زشتش نهدماغشو

    عمل کرد نه ابرهاشو برداشت تازه با یه الاغمخ فیونا رو زد!!!

    یه زمانی یکی از فانتزیام این بود کهدکتر بشمبعد سر عمل جراحی

    وقتی به دختر دستیارمهی میگم پنس، چاقو، تیغ و اینا…

    یه دفعه وسطش بگم ماچ! ببینم چیکار می کنه!!!

    زین پس به جای واژه بیگانه “LOL” از واژگان زیر بهره مند می شویم:

    ماخ: مردم ازخنده

    تاخ: ترکیدم از خنده

    سشاخ: سرویس شدم از خنده

    بشاخ: بیهوش شدم از خنده

    پشاخ: پخش شدم از خنده

    پشکاخ: پهن شدم کف اتاق از خنده

    پارسی را پاس بداریم…!!

    قله ای که چند بار فتح شود

    بی شک روزی تفريح گاه عمومی می شود

    مواظب دلت باش

    (الان من چرا اینو این جا گفتم ؟ !!!)

    امروز رفتم کافی شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خودم تنها هستم . . .

    هیچی دیگه گوشیم رو برداشتم و کنار گوشم گرفتم و با سدای بلند گفتم

    هی بدبخت بیا که خواهرت با یه پسره تو کافی شاپ نشسته !

    جاتون خالی همه دخترا فرار کردند …

    دختره اسمشو گذاشته “ر ر ر” !

    میگم ینی چی ؟؟ میگه ستاره ….. 3تا “ر”

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ته موویز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : پرشین وردپرس
سایت بت اسپات