سریال شهرزادبه خوبی در میان مردم جا افتاده است

    شهرزاد نمادی از ایران است در چنبره عاشق بی‌مسوولیت، مرد عیاشی که قرار است عاشقش شود و پدرخوانده‌ای که عاطفه خاموشش را درز گرفته تا به وقتش سر دختر مثل آوار خراب شود.

    در شش سال اخیر سریال‌های متفاوتی وارد شبکه نمایش خانگی شدند. هر کدام به دلیلی یا تماشاگر خود را در ادامه داستان از دست دادند یا انقدر بد بودند که اصلا از همان ابتدا دیده نشدند. در میان این عناوین مهم و دهن پرکن، «شهرزاد» اما چیز دیگری است. حاصل حرفه‌ای بودن و تمرکز و جدی گرفتن ملزومات ساخت یک اثر پرمخاطب. با رویکردی متفاوت نسبت به تمام محصولات تولید شده در شبکه نمایش خانگی، مانوس و نزدیک به روحیه کارگردان و خالقش.

    روایت یک داستان عاشقانه در روزگار گذشته. به انضمام استعاره‎هایی که کارکرد امروزی دارند و داستان را از حالت محدود و شخصی به شکل داستان یک «ملت» ارتقا می‌دهند.

    چرا باید «شهرزاد» ببینیم؟ / 5 دلیل برای دیدن «شهرزاد»

    عشق و تاریخ:

    تنها فیلمساز تاریخ سینمای ایران که ذوق بررسی و پرداختن به تاریخ در دل یک داستان جذاب را داشت، مرحوم علی حاتمی بود. غیر از محدودیت‌های سخت‌افزاری سینمای ایران در بازسازی «روزگار سپری شده» که دلیلی برای طفره رفتن فیلمسازان ایرانی بوده، منظر و افق دید محدود فیلمسازان و تهیه‌کنندگان عافیت طلب، دلیل مهمتری است که اثری از تاریخ و روایت‌های تاریخی در فرهنگ عامه ایرانی نباشد. در حالی‌که با کمی ذوق می‌توان مینی سریال یا فیلم‌های درجه یکی درباره بخش‌های مهم تاریخ معاصر و شخصیت‌های اثرگذار آن ساخت. از آیت‌الله خمینی و محمد مصدق تا ماجرای «سیاهکل» و دوران طولانی نخست وزیری امیرعباس هویدا.

    «شهرزاد» تلاشی است برای جدی گرفتن این موضوع مغفول مانده. به سیاق کارهای قبلی حسن فتحی (سریال‌های شب دهم و مدار صفر درجه، و فیلم خوب و دست کم گرفته شده «پستچی سه بار در نمی‌زند») شاهد فراز و فرودهای یک داستان عاشقانه در دل یک واقعه مهم سیاسی/ اجتماعی (کودتای 28 مرداد 1332) هستیم.

    علی نصیریان:

    یکی از بهترین نقش آفرینی‌های چند سال اخیر سینما و تلویزیون ایران. موید این نکته که نصیریان چه بازیگر بزرگی است و کارگردانان نتوانسته‌اند به اندازه استعدادش از او در فیلم‌ها بهره ببرند. او در نقش پدرخوانده داستان (بزرگ آقا) حیرت‌انگیز است. با طمطراق و تبختری که از بازیگران فیلم‌های کوینتین تارانتینو سراغ داریم و وقاری که یادآور برت لنکستر «یوزپلنگ» ویسکونتی است.

    نصیریان فراتر از نقشی که برایش نوشته شده، در حال خلق مهمترین پدرخوانده ایرانی است. سنگین و اخمو و سنتی که به وقتش مهر و عاطفه‌اش را نثار دیگران می‌کند و بیشتر از هر شخص دیگری در داستان متوجه زیر و زبر شدن سنت در دنیایی که دارد در آن زندگی می‌کند، است. کسی که عشق خاموشش نسبت به دختر زیباروی داستان (شهرزاد)، به شرط برملا شدن در داستان می‌تواند او را از اینی که هست در ذهن تماشاگر ماندگارتر کند.

    شهرزاد همان ایران است:

    ترانه علیدوستی تنها بازیگر زن ایرانی است که قابلیت در مرکز قرار گرفتن یک داستان، به عنوان کانون یک جهان استعاره‌ای را دارد. تنها بازیگر زن ایرانی که شانه‌هایش پذیرای استعاره‌های یک داستان تاریخی است. شبیه به فیلم‌هایی که بنای خود را بر نمایش توامان مصایب و حوادث رفته بر یک کشور/ زن گذاشته‌اند و از دست دادن معشوق/ زن را با از دست دادن میهن/ مملکت یکی انگاشته‌اند («کاباره» باب فاسی، «درخت گلابی» داریوش مهرجویی و «باد می‌وزد» هایائو میازاکی»)، اینجا هم شهرزاد نمادی از مملکتی است که دارد لگدمال می‌شود. دارد ویران می‌شود و دارند برایش تصمیمات ناجور می‌گیرند.

    شهرزاد نمادی از ایران است در چنبره عاشق بی‌مسوولیت، مرد عیاشی که قرار است عاشقش شود و پدرخوانده‌ای که عاطفه خاموشش را درز گرفته تا به وقتش سر دختر مثل آوار خراب شود. تماشای شهرزاد/ ایران وقتی دارند دست به دستش می‌کنند و تیشه به ریشه‌اش می‌زنند، آگاهی بخش است. همان‌طور که خواندن تاریخ و فهم گذشته، می‌تواند چراغ راه آینده باشد. آینده‌ای که شهرزاد/ ایران در صدد احیای خود برمی‌آید؛ پدرخوانده‌ها باید قربانی شوند تا شهرزادها بتوانند راحت زندگی کنند.

    موسیقی و ترانه:

    بعد از مدت‌ها (به استثنای موسیقی کارن همایونفر برای «جرم» کیمیایی) موسیقی متنی ساخته شده که هم احساساتی می‌کند و هم اینقدر تاثیرگذار است که وادارتان می‌کند با سوت بزنیدش. یک موسیقی ملودیک با طعم و لحنی عاشقانه که به موقع لحظات احساساتی داستان را موکد می‌کند و گویای منظر رمانتیک این قصه تاریخی است. علاوه بر موسیقی به یادماندنی فردین خلعتبری، ترانه‌هایی که محسن چاوشی برای سریال خوانده هم بعد از مدت‌ها، نمایانگر یک چاوشی سینه سوخته است که احوالات ملت عاشق را در سال‌های اخیر، در بهترین ترانه‌هایش نمایندگی کرده. اینجا هم ترانه «رفیقم کجایی» که در انتهای اپیزود پنجم روی تصویر جدایی و دلتنگی زوج عاشق شنیده می‌شود، در مدت زمانی کوتاه راه خود را به فرهنگ عامه باز کرد و قلوب ملت را به تسخیر درآورد.

    با حسی متفاوت و امروزی روی تصاویر مربوط به دوران گذشته. خرق عادتی خلاقانه در حاشیه صوتی یک محصول تاریخی که برخلاف شیوه معمول استفاده از آواز و ترانه مبتنی بر موسیقی ارکسترال، از ترانه پاپ بهره برده است. شبیه به حس متفاوتی که شنیدن موسیقی «هیپ هاپ» امروزی روی تصاویر برده‌های رنگین پوست قرن نوزدهمی در «جنگوی رها از بند» تارانتینو برمی‌انگیخت؛ اینجا هم موسیقی پاپ، باروت بیداد صحنه و داستان را مشتعل می‌کند و قلب تماشاگر را مشحون از عواطفی که پوسیدند و عاشقانه‌هایی که در خلوت دل پژمردند، به تپش می‌اندازد.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    گفتگوی خبرگزاری مهر با ترانه علیدوستی درباره سریال شهرزاد

    ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد شخصیت پردازی سریال های تلویزیونی را مطابق با آنچه که در جامعه وجود دارد، ندانست و بیان کرد که بهتر است سداوسیما فاصله خود را با جامعه کمتر کند.

    ترانه علیدوستی با اشاره به حضورش در سریال «شهرزاد» ساخته حسن فتحی که تاکنون 6 قسمت از آن در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است و نقش مهمی که در این سریال دارد، گفت: سنت ها گاهی بی دلیل است و زمان هایی باید بتوان از این سنت ها که در گذشته وجود داشته است، عبور کرد، در این میان نقش آثار تصویری مهم است و البته تاکنون فیلم و سریال هایی ساخته شده اند که خواسته اند عُرف هایی را که گاهی بی دلیل است به چالش بکشند ولی هنوز جای شخصیت هایی که بتوانند چنین کنش هایی داشته باشند در سینما و تلویزیون ما کمی خالی است.

    این بازیگر درباره این که تا چه حد سریال های تلویزیون را تماشا می کند، بیان کرد: سعی می کنم هر سریالی که اسم آن بر سر زبان هاست، ببینم. علیدوستی درباره کیفیت آثار تلویزیونی اینگونه بیان کرد: فکر می کنم بخشی از این مساله که جزییات شخصیت ها در سریال ها دیده نمی شود به دلیل محدودیت های صداوسیماست و به نویسنده و یا کارگردانان مربوط نمی شود. اگر فضا در سداوسیما آزادانه تر باشد آن زمان می توان قضاوت کرد که هنرمندان چگونه جای خالی شخصیت پردازی ها را پر خواهند کرد. امیدوارم شخصیت پردازی بهتری از شخصیت ها در تولیدات سداوسیما دیده شود. این مساله در به تصویر کشیدن چهره مردان هم وجود دارد و فکر می کنم بهتر است سداوسیما کمی فاصله خود را با جامعه کمتر کند.

    بازیگر سریال «شهرزاد» در پایان درباره بازی خود در این مجموعه و اینکه بعضی فکر می کنند از همه ظرفیت خود استفاده نکرده است و گاهی بازی هایی خنثی داشته است، اظهار کرد: احساسات من هنگام بازی در سریال «شهرزاد» بسیار درگیر این کار بود و متاسفم که برای بعضی چنین برداشتی حاصل شده است، من بعید می دانم که بازی من در این کار خنثی بوده باشد.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    حسن فتحی، کارگردان کاردرست این سریال به همراه پسرش امیرحسین

    شامگاه 1 آذر 94 مراسم نشست خبری سریال شهرزادبرگزار شد. در این مراسم که برای عموم آزاد بود بسیاری از بازیگران و چهره های سرشناس حضور داشتند.

    به گزارش ایسنا، نشست خبری شهرزاد به همراه اکران قسمت ششم و خلاصه پنج قسمت اول با حضور عوامل سریال، علاقمندان و اهالی رسانه در حالی در پردیس ملت برگزار شد که حواشی بسیاری را به همراه خود داشت. حسن فتحی(کارگردان)، محمد امامی( تهیه کننده و سرمایه گذار)، سید محمد هادی رضوی( سرمایه گذار)، علی نصیریان، ترانه علیدوستی، عبدالله اسکندری، پریناز ایزدیار، امیر حسین رستمی، گلاره عباسی و نغمه ثمینی(نویسنده) از جمله افرادی بودند که یکشنبه شب گذشته در این مراسم حضور یافتند.

    خواهران اسکندری

    علیرضا نیکبخت و مهرداد میناوند

    در ابتدای این مراسم حسن فتحی گفت: من و نغمه ثمینی (نویسنده) نوشتن فیلمنامه شهرزاد را با این فرض آغاز کردیم که شبکه خانگی ظرفیت و پتانسیل بالایی دارد، ولی متاسفانه آنطور که باید رونق پیدا نکرده است. عزممان را جزم کردیم تا بر اساس تحقیق در حوزه تاریخ بتوانیم فیلمنامه ای بنویسیم که با مردم ارتباط برقرار کند. به همین منظور نیز تلاش کردیم تا از بازیگران و عوامل خوب و مناسبی دعوت به کار کنیم .

    فتحی از اینکه سریال شهرزاد تاکنون مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است ابراز خوشحالی کرد و گفت: البته می شد از ابتدا این موضوع را تا حدی پیش بینی کرد، چراکه اگر گروهی در حوزه تولید آثار نمایشی کم فروشی نکند و از تمام ظرفیت‌های موجود استفاده کند، حتما اثر موفقی تولید خواهد کرد.

    نهال دشتی (بازیگر نقش خواهر فرهاد)

    ترانه علیدوستیکه گردنبند مرغ آمین (نماد سریال شهرزاد) همیشه همراهشونه!

    در ادامه علی نصیریان گفت: در موفقیت این سریال که یک گروه بسیار حرفه ای پشت آن قرار داشت، حضور دو تن بسیار مهم و بسیار تاثیر گذار بود. این کار با حضور حسن فتحی و محمد امامی بود توانست قوام بگیرد. او با اشاره به ورود بخش خصوصی در حوزه سریال سازی با بیان اینکه به طور کلی تولید اصلا وظیفه دولت و تلویزیون نیست، ادامه داد: فکر می‌کنم بخش خصوصی حتی به صرفه تر از دولت می تواند کار کند. به این دلیل که تولید خوب زمانی صورت می‌گیرد که کار به دست مردم سپرده شود. به همین خاطر تولید آثار نمایشی نیز باید توسط بخش خصوصی انجام شود که سریال شهرزاد نمونه همین کار است.

    نصیریان درباره نقش خود در سریال شهرزاد اظهار کرد: پیش از آغاز کار تمام فیلمنامه را نخواندم و فقط ۴ قسمت از آن را مطالعه کردم. ولی همان مقدار کافی بود که تا نقشم تا آخر کار را حس کنم و از آنجایی که به کارگردان مجموعه اعتماد داشتم،مطمئن بودم که کار موفقی خواهد شد. به همین دلایل این نقش را پذیرفتم.

    او در ادامه با بیان اینکه من به عنوان یک بازیگر برای ایفای نقشم در سریال شهرزاد تمام تلاشم را کردم، گفت: البته آقای فتحی ( کارگردان) گاهی مرا جلوی دوربین هدایت می‌کردند که به نظر من این کار بسیار ناب و درست بود.

    لیلا اوتادی و سارا منجزی

    الهام پاوه نژاد

    متاسفانه عدم برنامه‌ریزی مناسب و همچنین حضور تعداد زیادی از علاقمندان در سالن نشست خبری سریال شهرزاد، اعتراضات برخی از خبرنگاران را به همراه داشت که باعث شد این نشست خبری نا تمام بماند.

    ترانه علیدوستی، گلاره عباسی و پریناز ایزدیار

    علی نصیریان (بزرگ آقا)

    مریم کاویانی

    عذرخواهی روزنامه ایران از بازیگران زن سریال شهرزاد

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    ترانه علیدوستیو همسرش علی منصوری

    مراسم اکران خصوصیفیلم بهمندی ماه 1394

    بیوگرافی و زندگینامه

    ترانه علیدوستی (زاده ۲۲ دی ۱۳۶۲، تهران) بازیگر سینما، تلویزیون و تیاتر و مترجم و ساکن ایران است. در ویژه نامه شماره ۱۰۰ ماهنامه «صنعت سینما» که نگاهی است به سینمای ایران در دهه هشتاد، به انتخاب ۱۳۰ نویسنده و منتقد سینمایی به عنوان بهترین بازیگر زن دهه انتخاب شد. همچنین در سال ۱۳۹۰، ماهنامه سینمایی فیلم او را به عنوان بهترین بازیگر زن دهه ۸۰ انتخاب کرد.

    زندگی شخصی و خانواده

    ترانه علیدوستی در دوره راهنمایی، دو سال در هنرستان موسیقی تحصیل کرد که کلارینت و پیانو می‌ زد. در دوره دبیرستان مشغول تحصیل در رشته علوم تجربی بود که در کلاس‌های بازیگری امین تارخ ثبت نام کرد. سال ۱۳۷۹ از طریق همین کلاس‌ها برای بازی نقش «ترانه پرنیان» در فیلم من ترانه ۱۵ سال دارم انتخاب شد و با بازی در این فیلم وقفه‌ای در تحصیلاتش افتاد که سرانجام در رشته کامپیوتر دیپلم گرفت.

    او برای بازی در فیلم من ترانه ۱۵ سال دارم جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر ، جایزه نخل زرین از سومین جشنواره اجتماعی آبادان، جایزه منتقدین و نویسندگان سینمای ایران و همچنین جایزه بهترین بازیگر زن از پنجاه و پنجمین جشنواره فیلم لوکارنو (سوییس) را دریافت کرد. روند موفقیت‌های او با فیلم دومش شهر زیبا ادامه یافت. علیدوستی پس از تجربه‌های موفق سینمایی‌اش، بازی در عرصه تیاتر را نیز با نمایش «فنز» تجربه کرد. این نمایش با استقبال بسیاری روبه‌رو شد. سال ۱۳۸۰-۱۳۷۹ یک دوره فیلمنامه‌نویسی در کلاس‌های حوزه هنری گذراند.

    او تا سال ۱۳۸۲ در فیلمی حضور نداشت و بیشتر به علایق دیگرش مثل نوشتن و موسیقی می‌پردازد. پدر او، حمید علیدوستی بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران و از مربیان کنونی فوتبال ایران است. برادرش در چهارشنبه‌سوری سال ۱۳۸۳ فوت کرد. این اتفاق دقیقا در همان روزهایی اتفاق افتاد که علیدوستی مشغول بازی در فیلم چهارشنبه سوری بود، فیلمی که در آن با درخشش در نقشی متفاوت توانست جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر توانا تثبیت کند.

    داوری جشنواره

    جشنواره فیلم وزول فرانسه ۲۰۱۴

    جشنواره فیلم هانوی ویتنام ۲۰۱۲

    فیلم‌شناسی

    سینما

    فروشنده

    مادر قلب اتمی

    استراحت مطلق

    زندگی مشترک آقای محمودی و بانو

    آسمان زرد کم عمق

    پذیرایی ساده

    انتهای خیابان هشتم

    هر چی خدا بخواد

    راز دشت تاران

    زندگی با چشمان بسته

    درباره الی

    تردید

    کنعان

    چهارشنبه سوری

    شهر زیبا

    من ترانه ۱۵ سال دارم

    نمایش خانگی

    ترانه علیدوستی در سریال شهرزاد ساخته حسن فتحی اولین سریال خود را تجربه کرد این سریال در 22 مهر 1394 به شبکه نمایش خانگی آمد وی در این سریال نقش شهرزاد بازیگر نقش اول این فیلم را ایفا می کند. شهرزاد دانشجوی رشته پزشکی است که در سال 1332 با کودتای 28 امرداد زندگی اش دچار تغییر و تحول می شود و…

    ترانه علیدوستی در سریال شهرزاد

    تلویزیون

    ترانه علیدوستی که تا کنون در هیچ نوع سریال تلویزیونی حضور نداشته درباره حضور نیافتن خود در سریال‌های سدا و سیما این گونه سخن گفت: من در تلویزیون بازی نمی‌کنم. ۱۲ سال هم هست که بازی نمی‌کنم. چون معتقدم یک خیانت فرهنگی است. قبلا هم گفته‌ام. انتخاب کرده‌ام. حتی سریال‌های سطح بالاتر ما نهایتا دستخوش یک جهت گیری بی‌موردی در پخش می‌شوند. من کسانی را که در تلویزیون کار می‌کنند قضاوت نمی‌کنم ولی مردم حق دارند قضاوت کنند. ما در این جایگاه قرار داریم که قضاوت شویم.

    دوبله و سداپیشگی

    ترانه علیدوستی در انیمیشن جمشید و خورشید سداپیشه نقش «خورشید» بود.

    ترانه علیدوستیبه همراه پدرشحمید علیدوستی

    تیاتر

    فنز (طرفداران)- کارگردان محمد رحمانیان

    مانفیست چو – کارگردان محمد رحمانیان

    روز حسین – کارگردان محمد رحمانیان (انجام نشد)

    بچه داری ترانه عليدوستی در پشت صحنه شهرزاد

    نویسندگی

    علاوه بر سابقه اش در بازیگری، او برای نویسندگی در وبگاه شخصی اش نیز شناخته شده است. علاوه بر این، داستان‌های کوتاه و نقدهای مختلف او به صورت گسترده در مجله‌ها و روزنامه‌هایی مانند روزنامه شرق منتشر شده است. در سال ۲۰۱۰ در پی انتشار مطلبی از او در وبلاگش در حمایت از اصغر فرهادی که در دفاع از هنرمندان دگراندیش مطلبی منتشر کرده بود، وبلاگ این بازیگر سینما و تئاتر به دستور کمیته دولتی فیلترینگ، حذف شد و بدین ترتیب آرشیو این وبلاگ نیز از روی سایت بلاگفا حذف شده است. به هر حال وبگاه جدید او همچنان فعال است.

    ترجمه

    ترانه علیدوستی با ترجمه داستان رویای مادرم اثر «آلیس مونرو» در نوزدهمین دوره کتاب فصل، در گروه ادبیات شایسته تقدیر شناخته شد.

    جوایز و افتخارات

    کاندید بهترین بازیگر نقش اول زن از انجمن منتقدان برای آسمان زرد کم عمق – ۱۳۹۲

    برنده جایزه پروین (به همراه لیلا حاتمی و نگار جواهریان) – ۱۳۹۱

    تقدیر شده برای بهترین بازیگر از جشنواره وزول برای پذیرایی ساده – ۱۳۹۱

    کاندید بهترین بازیگر از سی و یکمین جشنواره فجر برای آسمان زرد کم عمق – ۱۳۹۱

    برنده جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم آسیایی و عربی اوسیان سینه فن برای پذیرایی ساده – ۱۳۹۱

    کاندید بهترین بازیگر از سی امین جشنواره فجر برای پذیرایی ساده – ۱۳۹۰

    کاندید بهترین بازیگر نقش اول زن از سومین جشن انجمن منتقدان برای تردید – ۱۳۸۸

    کاندید بهترین بازیگر از بیست و هفتمین جشنواره فجر برای تردید – ۱۳۸۷

    کاندید بهترین بازیگر از دهمین دوره جشن خانه سینما برای چهار شنبه سوری – ۱۳۸۵

    تقدیر شده برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن در جشنواره فجر برای چهار شنبه سوری – ۱۳۸۴

    کاندید بهترین بازیگر از جشن خانه سینما برای شهر زیبا – ۱۳۸۳

    کاندید بهترین بازیگر از بیست و دومین جشنواره فجر برای شهر زیبا – ۱۳۸۲

    برنده جایزه نخل زرین بهترین بازیگر زن از سومین جشنواره اجتماعی آبادان برای من ترانه ۱۵ سال دارم – ۱۳۸۱

    برنده جایزه بهترین بازیگر زن از پنجاه و پنجمین جشنواره فیلم لوکارنو سوییس برای من ترانه ۱۵ سال دارم – ۱۳۸۱

    برنده جایزه بهترین بازیگر زن از انجمن منتقدین و نویسندگان سینمای ایران برای من ترانه ۱۵ سال دارم – ۱۳۸۱

    برنده سیمرغ بهترین بازیگر زن از جشنواره فجر برای من ترانه ۱۵ سال دارم – ۱۳۸۰

    ترانه علیدوستی|اکران خصوصی استراحت مطلق

    سلفی رضا عطاران ، ترانه علیدوستی و عبدالرضا کاهانی – اکران خصوصیاستراحت مطلق

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    ترانه علیدوستی در حاشیه کنسرت گروه چارتار

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    پست جنجالی رامین ناصر نصیر در اینستاگرام درباره بازیگر نقش شهرزاد

    ستایش ناصر نصیر از ترانه علیدوستی که نزدیک بود کار دستش دهد

    در میان خانمهای جوان بازیگر، به گمانم ترانه علیدوستی و گلشیفته فراهانی یک سر و گردن از سایر هم نسلانشون بالاتر بوده اند. و در سالهای اخیر و در غیاب گلشیفته، ترانه علیدوستی گزینه بی رقیب ایفای نقش های خاص هست، و سریال شهرزاد هم گواهی بر این مدعا.

    همکاری با او در سریال شهرزاد باعث شد متوجه بشم بر خلاف بسیاری از همکارانمون که متاسفانه موجوداتی تک بعدی هستند ، با مطالعه بیگانه اند، و از جهان اطرافشون شناخت اندکی دارند؛ ترانه انسانی فرهیخته و موشکاف هست. آنهایی که اهل مطالعه هستند با ترجمه ی خوب او از داستانهای کوتاه آلیس مونرو آشنایی دارند، و مژده میدم که بزودی کتاب دیگری با ترجمه ی ترانه در بازار کتاب عرضه خواهد شد.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    مصطفا زمانی و حنا علیدوستی – پشت صحنه سریال شهرزاد

    سلفی بامزه ای که مصطفا زمانی از خود در کنار حنا خانم دختر ترانه علیدوستی، از روزهای فیلمبرداری شهرزاد به اشتراک گذاشت.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    عکس جدیدترانه علیدوستیو همسرش علی منصوری

    در مراسم اکران خصوصیفیلم بهمن

    دی ماه 1394

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    خاطره بامزه و جالبی که ترانه علیدوستی

    آن را به تازگی در اینستاگرام خود پست کرده است :

    «خیلی بی‌ مقدمه برگشت بهم گفت تو بی من کجایی؟»

    حنا خانم هم شهرزاد بازی شده که بیا و ببین ….!!

    * این گزاره اشاره به مصرعی از آهنگ کجایی که محسن چاوشی برای تیتراژ سریال شهرزاد خوانده است دارد.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    ترانه علیدوستیاین روزهادر نقش شهرزاد می درخشد.

    گفتگوی متفاوت با او را از دست ندهید.

    آخرین باری که خیلی خوشحال بودید؟

    همین امروز. بابت سکانس خیلی زیبایی که گرفتیم. سر فیلم آقای فرهادی

    یعنی از کار خودتان راضی بودید؟ و خوشحال؟

    نه که کار خودم. از مجموعه صحنه ای که گرفتیم آن قدر به وجد آمدم که چند ساعتی خیلی خوشحال بودم.

    و آخرین باری که غمگین بودید؟

    خیلی آخرین بار ندارد. آدم هر هر روز باهاش سر و کار دارد.

    یعنی همیشه یک اندوهی باهاتان هست؟

    نه این که همیشه یک اندوهی باهام باشد. ولی خب هر روز که چشم باز کنی یک چیزهایی هست که تو را غمگین کند. بگردی، هست. گاهی آدم می گردد و گاهی نه.

    آن خصوصیتی که فکر می کنید شخصیت شما با آن تعریف می شود؟

    شاید اصول گرایی [می خندد]!

    اصول گرایی؟ منظورتان که دقیقا همین نیست؟

    نه به معنی مصطلحش در عرصه سیاست کشور! بار اول یکی از نزدیکانم به من گفت اصول گرا هستم. اول مخالفت کردم. حالا فکر می کنم او راست می گوید و گاهی هتا دیگران را با این خصوصیتم عصبانی کرده ام. چون کوتاه نمی آیم. یکی اصول گرای افراطی [می خندد]! منظورم البته اصول شخصی است که هر آدمی به شکل خاص برای خودش دارد.

    یکی اش را می توانید بگویید؟

    راز داری. راست گویی. شجاعت، در حد منطقی. قدرت سکوت کردن. از همه مهم تر انصاف. انصاف خیلی حیاتی است.

    و آن خصوصیتتان که ازش ناراضی هستید؟

    فکر می کنم زیادی حساس و زودرنجم. و کم اند کسانی که این را می دانند. چون وقتی هم که از چیزی یا کسی می رنجم نمی توانم درباره اش حرف بزنم. نمی توانم نشان بدهم که اذیت شده ام. از این که حس کنم حس ناراحتی من دردسری برای دیگران است وحشت دارم. از این که فکر کنم مسوولیت حال بدم را گردن بقیه انداخته ام. این خصوصیت بدی است چون دلگیری ها را عمیق می کند و انسان را تنها. و گاهی یک دنده.

    پس وقتی به هر دلیلی ذهنتان درگیر و تحت فشار است چه کار می کنید؟

    هیچ کاری. دقیقا هیچ کاری نمی کنم.

    گاهی وقت ها نوشتن درباره اش به آدم کمک می کند.

    بله. آن موقع ها که می نوشتم باز خوب بود ولی از وقتی نمی نویسم یا کمتر می نویسم… بعضی ها تکنیک هایی دارند برای خلاص شدن ازش. یوگا می کنند. موسیقی گوش می کنند. من اگر چیزی بزند به سرم با اینها بیرون نمی رود.

    «تکنیکی» برایش ندارید.

    خودخوری. خودخوری تا عبور به مرحله بعد.

    با استرس قبل از کار چه می کنید؟قبل از رفتن جلوی دوربین.

    وقت کار استرس ندارم.

    یعنی هیچ صحنه یا فیلمی نبوده که قبلش دلهره نداشته باشید؟

    آن اسمش دلهره و استرس نیست. یک جور نگرانی خوشایند است. دغدغه است. اهمیت است. اتفاقا هر دردی ام باشد وقتی می روم سر صحنه بهتر می شوم. اصلا آن چیزی که از بقیه نگرانی ها در زندگی روزمره نجاتم می دهد بازی است. «باری تراپی» می کنم. با نقش ها از خودم بیرون می آیم. وقتی از خودم خوشم نمی آید نقش ها کمکم می کنند به خودم فکر نکنم.

    می خواستم بپرسم آیا کاری به جز بازیگری بوده که بخواهید امتحانش کنید؛ پس نبوده.

    خب من موسیقی کار می کردم و خیلی دوستش دارم. نوشتنش را امتحان کرده ام و ترجمه می کنم ولی حرفه من بازیگری است. از این که بازیگرم خیلی راضی ام. خوشحالم. فکر می کنم در جایی هستم که باید باشم. خیلی وقت ها که سر فیلم نیستم هم به بازیگری فکر می کنم. به این که واقعا چه اتفاقی می افتد وقتی بازی می کنیم. یک وجه جادویی دارد به نظرم. تو هم یکی دیگر باشی هم نباشی. عمیقا خودت باشی در حالی که خودت نیستی. مثل زندگی در یک واقعیت موازی است. بازیگری دنیای من را بزرگ تر کرده.

    اولین کاری که می کنید، صبح ها که بیدار می شوید؟

    روزهایی که کار نمی کنم، رفتن سراغ حنا دخترم. یعنی این جوری است که همیشه با سدای او بیدار می شوم و می روم به او می رسم.

    اولین کاری که صبح برای خودتان می کنید؟ [می خندد] چایی دم می کنم.

    کدام کارتان را بزرگ ترین موفقیتتان می دانید؟ فیلم اولم، «من ترانه 15 سال دارم»، بهترین فیلم من نیست، اما اگر تازه واردی من و سطح موفقیت آن فیلم را در نظر بگیرید قطعا آن را تعیین کننده ترین کارم می دانید. اما فیلم هایی که سر و شکل به کارنامه ام داده اند و شاید تعریف درستی از جنس فعالیتم داده اند، فیلم هایی هستند که با اصغر فرهادی و مانی حقیقی کار کرده ام.

    دلتان می خواست شبیه کدام شخصیت تاریخی باشید؟ البته درباره شما شاید درست ترش این است که بپرسیم دلتان می خواست شبیه کدام کاراکتر ادبی باشید؟

    راستش شبیه هیچ شخصیت تاریخی ای دلم نمی خواهد باشم و کاراکتر ادبی… از آن سوال هایی است که آدم باید فکر کند و جواب بدهد. دلم می خواست و می خواهد انسان آزاده ای بودم. مثل آنا کارنینا، مثل راوی داستان های کورت ونه گات. هتا مثلا اسکارلت اوهارا.

    عزیزترین دارایی تان در زندگی؟

    عزیزترین چیز دخترم حناست، اما او دارایی من نیست. احساسم به او دارایی من است.

    بارها از قول بازیگرها، بازیگرانی مثل کیت لانشت، کالین فرث و دیگران جملاتی خوانده ایم شبیه این که بچه دار شدن علاج خودشیفتگی است یا بچه دار شدن باعث می شود به چیزی بیرون از خودت و غیر از خودت فکر کنی. نظر شما چیست؟

    مخصوصا که آدم فکر می کند خودشیفتگی برای بازیگرها شاید یک حسن به حساب بیاید. خودشیفتگی برای همه عیب است. زهری است که دیر عمل می کند و رفته رفته زوالت را جلو می اندازد. بچه داشتن هم علاج خودشیفتگی نیست؛ انسان خودشیفته با بچه دار شدن فقط خودش را بیشتر آزار می دهد و فرزندش را آزار می دهد. فکر می کنم بچه داشتن، علاوه بر ارضای حس بقا که مساله مهمی است هنوز برای انسان، تنها چیزی است که به تو ثابت می کند عیب های تو هم بخشی از توست و می توان آنها را پذیرفت و دوست داشت. فقط فرزند توست که وقتی بداخلاق و ضعیف هم باشی دوستت دارد. فقط اوست که تو را از ته قلب و بی بدیل می خواهد. تا روزی که به مقام مادری ات غره نشوی، و تا روزی که او درگیر پیچیدگی های بزرگ سالی نشده، این غریزی ترین و صاف ترین رابطه دنیاست. باید خیلی مواظب این احساس بود.

    کتابی که کنار تختتان است؟

    سه تاست. «نامه به سیمین» از ابراهیم گلستان، «The Savage Detectives» نوشته روبرتو بولانیو و «کار هنرپیشه روی نقش». البته این آخری را قبلا خوانده ام و فقط می خواستم درباره نکته ای به آن رجوع کنم.

    و آن دو تا را با هم دارید می خوانید؟

    آن دو تا را هم قرار است بخوانم. گذاشته ام که بخوانم مثلا. وقت نمی کنم مثل سابق کتاب بخوانم متاسفانه.

    بازیگری که دوستش دارید؟

    راستش من خیلی به این که آدم حتما در بازی الگویی داشته باشد یا بازیگری را مدل خودش قرار بدهد اعتقادی ندارم. اصلا این جوری نمی بینم ماجرا را.

    منظورم این وجهش نبود. آن بخش حسی اش را می گویم. کسی که دوستش دارید و مثلا اگر در فیلمی بازی کند آن فیلم را حتما می بینید.

    کسی که الان برایم این حکم را دارند آقای نصیریان اند.

    یعنی بعد از این که در شهرزاد باهاشان هم بازی شدید این اتفاق افتاد؟

    خب همیشه به شان علاقه داشتم و فیلم هایشان را دیده بودم ولی بعد از این همکاری اصلا سطح قضیه برایم عضو شد. من خیلی اهل گفتن جملات این جوری نیستم. چون همیشه به حساب تعارف یا کلیشه گذاشته می شوند و افرادی این جمله ها را بی معنی خرج می کنند؛ ولی واقعا آقای نصیریان بازیگرانی هستند که در هر صحنه که باهاشان هم بازی بودم حس کردم چیزی به من افزوده شد.

    از چی می ترسید؟

    از خیلی چیزها می ترسم. از فضاهای بسته

    آسانسور مثلا؟

    اگر خیلی تنگ و کوچک باشد، یا بی خودی از حرکت بایستد. از هر فضای کوچکی که درش بسته شود. و همیشه این وحشت باهام هست که آن در دیگر باز نشود [مکث]. این یک هراس خیلی عینی است. درباره مسایل مفهومی و ناشناخته مثل مرگ یا آوارگی یا بیماری صحبت نمی کنم.

    اگر بخواهید چیزی را در ظاهرتان تغییر بدهید؟ درواقع آیا از چیزی در ظاهرتان ناراضی هستید؟

    دلم می خواست مژه های پرپشت تری داشتم [می خندد]، ولی دلم هم نمی خواهد بروم اینها را در خودم تغییر بدهم.

    و در خلق و خوتان، آیا چیزی هست که دلتان می خواست جور دیگری می بود؟

    [مکث می کند] دلم می خواست کمتر سخت می گرفتم.

    در زندگی یعنی؟

    در همه چیز. زندگی سخت می شود این طوری. خیلی چیزها در زندگی آن طوری که باید باشد نیست و آن طوری که باید، پیش نمی رود. خیلی چیزها کامل نیستند و تو باید بتوانی این را بپذیری و یک جوری باهاش کنار بیایی. حتی از عدم تکاملش لذت ببری. وقتی این کار را نمی کنی خب سخت می شود همه چیز.شاید شکل دیگری از همان اصول گرایی است که آن اول صحبتش شد و دیگران را هم گاهی ازم شاکی می کند.

    و شکلی از کمال گرایی.

    بله. شاید.

    کلمه ای که دوستش دارید؟

    «رضایت».

    کلمه ای که اذیتتان می کند؟

    «متلک». هر عبارت یا کلمه ای که به کنایه ادا شود. از حرف هایی که به جای این که سرراست گفته شوند به کنایه گفته می شوند متنفرم. از حرف کلفت.

    وسوسه ای که نمی توانید در برابرش مقاومت کنید؟

    وسوسه ای که نتوانم در برابرش مقاومت کنم؟ من پرروام. در برابر همه چیز می توانم مقاومت کنم [می خندد]. اگر کاری به نظرم دلخواه باشد می روم انجامش می دهم. اگر هم نباشد می توانم در برابرش مقاومت کنم. هر چه که باشد. منظورم چیزی است که آدم خوشش می آید ولی با خودش فکر می کند خیلی بهتر می بود که خوشش نمی آمد! مثلا این آقای شرلوک هلمز (بندیکت کامبریچ) جایی گفته بود که عاشق تماشای برنامه X Factor است. تماشا می کند ولی همیشه هم بابتش عذاب وجدان دارد.آهان. خب آن چیز دیگری است. مثلا خیلی وقت ها ممکن است موسیقی پایی گوش کنم که خودم به سطحش واقفم و می دانم کار جدی ای نیست. ولی بابتش شرمنده نیستم. خب موسیقی کلاسیک هم گوش می کنم. هر دو برایم نوعی محصول کاربردی است. موسیقی سنگین تر برای فعالیت های جدی تر موسیقی سبک و گاهی هتا سخیف برای تمام لحظه هایی که باقی مسایل به اندازه کافی سنگین هستند و آدم نیاز به رهایی دارد. این را ممکن است فقط به خاطر لذتش گوش کنم و از این خجالت نمی کشم.

    سریالی که دوست دارید و می بینید؟

    به «بازی تاج و تخت» تقریبا معتادم. بعد از آن «برکینگ بد» بود که شاهکار بود. «یک» سودربرگ را می بینیم و «مردگان متحرک» را دنبال می کنم. فصل اول «کارآگاه حقیقی» هم از آنهایی بود که بعید می دانم دیگر شبیهش را ببینم. و فکر می کنم یک دلیلش حضور متیو مک کانهی در آن بود. مک کانهی اصلا آن موجودی است که می توانم بگویم از یک مرزی گذشته است. می دانید، نمی توانم بگویم خدای بازیگری. چون احتمالا نمی توانید این تعبیر را به آن معنی چاپ کنید. ولی آن حد را فقط او دارد. منحصر به فرد و خالق است واقعا.

    و سوال آخر: قهرمان زندگی تان؟

    ندارم.

    یعنی نگاهتان هیچ وقت به دنیا این جوری نبوده؟

    نه. آدم به نظرم تنهاست. خودش است که باید بخواهد و بهترین باشد.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ته موویز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : پرشین وردپرس
سایت بت اسپات