بیوگرافی و عکس هایی از مبینا سادات آتشی، بایگر نقش باران در سریال آوای باران

    مبینا سادات آتشی بازیگر خردسال سینما و تلویزیون است او در ۱۰ دی سال ۱۳۸۳ در تهران متولد شد او با بازی در سریال آوای باران در نقش کودکی باران شناخته شد. مبینا آتشی بازیگر خردسال و آینده دار ایرانی تاکنون در بیش از 35 فیلم سینمایی، مجموعه تلویزیونی و تله فیلم از جمله” بوسیدن روی ماه” ، ” شب واقعه ” ، ” چشم” ، ” غریبه” ، ” میگرن ” ، ” بچه‌ها نگاه می‌کنند ” ، ” فصل زندگی “، ” عروسک شکسته “، ” نیلوفر “و … نقش آفرینی کرده است.

    آغاز فعالیت مبینا آتشی در زمینه بازیگری از سن ۳ سالگی است. سوابق بازیگری وی شامل ایفای نقش در بیش از چهل کار سینمایی و تلویزیونی می‌باشد.

    برخی از فیلم ها و سریال ها

    عنوان کار سریال فیلم سینمایی سال تولید بازیگر تهیه کننده کارگردان
    چشم (فیلم) Yes ۱۳۸۹ Yes جمیل رستمی
    میگرن (فیلم) Yes ۱۳۹۰ Yes مانلی شجاعی فرد
    بوسیدن روی ماه Yes ۱۳۹۰ Yes همایون اسعدیان
    عملیات مهد کودک Yes ۱۳۹۱ Yes فرزاد اژدری
    آوای باران Yes ۱۳۹۲ Yes حسین سهیلی زاده

    دانلود فیلم عملیات مهد کودک با بازی مبینا سادات آتشی

    دانلود مصاحبه تصویری با مبینا سادات آتشی

    دانلود سریال آوای باران

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    آرتور شوپهناور در 22 فوریه 1788، در شهر “دانتزیگ” آلمان (گدانسک در لهستان امروزی) دیده به جهان گشود. پدر او که پیشه بازرگانی داشت، به سبب مهارت، مزاج گرم، سرشت پابرجا و عشق به آزادی، نام آور بود. هنگامی که آرتور پنج سال داشت، پدرش از “دانتزیگ” به “هامبورگ” کوچ کرد؛ زیرا “دانتزیگ” به دلیل چیرگی “پروس” در سال 1793، استقلال خود را از دست داده ‌بود. بدین ترتیب، شوپنهاور جوان، میان تجارت و داد و ستد بزرگ شد و با وجود تشویق و تحریک پدر، این کار را ترک کرد، ولی اثرات آن در وی باقی ماند که عبارت بود از رفتاری کمابیش خشن، ذهنی حقیقت‌‌بین و شناختی نسبت به امور دنیا و مردم؛ همین امر، وی را در برابر فیلسوفان رسمی آکادمیک، که او از آنها بیزار بود، قرار داد. شوپنهاور می‌گوید:

    “طبیعت، نهاد و یا اراده، از پدر به ارث می‌رسد و هوش، از مادر.”

    مادر او زنی باهوش بود و یکی از نام آور‌ترین داستان نویسان روزگار خود گردید. این زن از همنشینی با شوهر عامی خود چندان خشنود نبود و پس از مرگ او، آزادانه به عشق ورزی پرداخت و به “وایمار”، که در آن زمان، مناسب‌ترین مکان برای این گونه زندگی بود، رفت. آرتور شوپنهاور، همچون “هملت”، بر ضد ازدواج دوباره‌ مادرش شورش کرد. این درگیری با مادر سبب شد که او فلسفه خود را با باورهایی نیمه حقیقی درباره‌ زنان چاشنی دهد. یکی از نامه‌های مادرش، چگونگی روابط آن ها را روشن می‌سازد:
    “تو ستوه آور و آزار دهنده هستی و زندگی با تو بسیار دشوار است؛ خودخواهی‌ات همه‌ ویژگی های نیک تو را در بر گرفته است و همه‌ این ویژگی ها بیهوده است؛ زیرا تو نمی‌توانی از خرده‌گیری بر دیگران دوری کنی.”

    از این رو مادر و فرزند از یکدیگر جدا شدند و شوپنهاور، گاهی مانند دیگر میهمانان به خانه‌ مادر خود می‌رفت؛ روابط آن دو بسیار رسمی و مودبانه گردید و آن ناسازگاری و کدورتی که گاهی میان افراد خانواده دیده می‌شود، بین آن دو وجود نداشت.

    رابطه ی مادر و فرزند را “گوته” تیره‌تر کرد، زیرا به مادر خبر داد که فرزندش مردی بسیار نام آور خواهد شد؛ مادر هرگز نشنیده‌ بود که دو نابغه از یک خانواده به وجود بیاید. سرانجام، روزی، درگیری به اوج خود رسید و مادر، رقیب و فرزند خود را از پله‌ها پایین انداخت و فرزند به مادرش گفت که آیندگان، مادر را تنها از راه فرزند خواهند شناخت. پس از آن شوپنهاور به زودی “وایمار” را ترک گفت و دیگر میان آن دو دیداری صورت نگرفت.
    تامس تافه می گوید:

    “درباره‌ دیدگاه های او [شوپنهاور] درباره‌ زنان چیزی نمی‌توان گفت، جز این که این دیدگاه ها شاید کمی عجیب و غریب باشد.”

    شوپنهاور با پایان دوره‌ دبیرستان و دانشگاه، مدتی را به همنشینی با مردم و عشقبازی گذرانید که نتایج آن، در سرشت و فلسفه‌اش آشکار گردید. او افسرده و دریده و شکاک بار آمد؛ دچار وسوسه‌ ترس و گمان های بد شد، پیپ خود را در قفل و کلید نهان می‌کرد و هرگز نگذاشت تیغ سلمانی به گردنش برسد؛ همیشه زیر بالش خود طپانچه‌ای پُر می‌گذاشت، شاید برای آن که کار دزدان را آسان تر سازد. از سر و سدا بیزار بود و در این ‌باره می‌نویسد:

    “… میزان بردباری که شخص می‌تواند در برابر سر و سدا داشته باشد، با استعداد ذهنی او نسبت عکس دارد و از این راه می‌توان به درجه هوش و استعداد او پی برد… سر و سدا برای مردم هوشمند، رنج و عذاب است… نیروی فراوانی که از برخورد اشیا و چکش زدن و افتادن آنها به وجود می آید، هر روز مرا رنج و عذاب داده ‌است.”

    شوپنهاور به کمک یک هندو از باورهای بوداییان آگاهی یافت و پس از بررسی و اندیشه زیاد به آیین بودایی، باور کامل پیدا کرد. وی از این که قدر و اهمیت‌اش را کسی نمی شناخت، سخت آشفته گردیده و این حس در او به درجه‌ بیماری رسیده‌ بود.

    “رساله ی اجتهادیه” او در سال 1812 با نام “چهار اصل دلیل کافی” نوشته شد و پس از آن، شوپنهاور، همه‌ زمان خود را صرف تدوین شاهکار خود به نام “جهان همچون اراده و تصور” نمود. به نظر او این کتاب دیگ جوش پر از اندیشه ها و باورهای کهن نیست، بلکه از اندیشه‌ای زیبا و تازه ترکیب شده است. این امر بیانگر خودخواهی و غرور گستاخانه‌ای است، ولی بسیار درست است.

    شوپنهاور با نوشتن این کتاب، مدعی شد که پاسخ همه‌ مسایل فلسفی را یافته است؛ تا آنجا که می‌خواست بر نگین انگشتری خود، تصویر “سفینکس” را در حال انداختن خود به گرداب، نقش کند؛ زیرا سفینکس گفته بود که اگر کسی برای مسایل و چیستان‌های او پاسخی بیابد، خود را به گرداب خواهد افکند.

    با این همه، کتاب شوپنهاور، توجه مردم را جلب نکرد؛ مردم به اندازه کافی بدبخت بودند و دیگر نمی‌‌خواستند کتابی درباره‌ بدبختی و سیه ‌روزی خویش بخوانند. از این رو، شوپنهاور به سختی از مردم رنجید و نسبت به اجتماع بدبین گشت. شانزده سال پس از انتشار این کتاب، به شوپنهاور خبر رسید که بخش بزرگی از نسخه های چاپی کتاب را به جای کاغذ باطله فروخته ‌اند.

    شوپنهاور همه‌ باورها و آرای خود را در این کتاب گنجانید؛ تا آنجا که کتاب های دیگر او، تنها شرح این کتاب به شمار می رود. وی در سال 1836، رساله‌ای به نام “اراده در طبیعت” منتشر کرد که تا اندازه‌ای در کتاب “جهان همچون اراده و تصویر”، که در سال 1844 منتشر شد، گنجانیده شده‌ بود. او در سال 1841، کتابی به نام “دو مسئله‌ بنیادی اخلاقی” نوشت و در سال 1851، کتابی به نام “مقدمات و ملحقات” را منتشر کرد که می‌توان آن را به “پیش غذاها و دسرها” نیز برگردان کرد. این کتاب به انگلیسی به نام “مقاله ها” یا “رساله ها” برگردان شده است و از خواندنی‌ترین آثار او به شمار می رود. شوپنهاور در ازای نوشتن آن، تنها ده جلد از نسخه های چاپی آن را دریافت کرد. با چنین شرایطی، خوشبین بودن دشوار است.

    شوپنهاور آرزو داشت که فلسفه‌ خود را در یکی از دانشگاه های بزرگ آلمان تدریس کند؛ این فرصت در سال 1822 پیش آمد و وی را به عنوان دانشیار به دانشگاه “برلین” فرا خواندند. او از روی عمد، همان ساعاتی را که هگل در آن درس می داد، برای تدریس برگزید و بر این باور بود که دانشجویان به او و هگل همچون آیندگان خواهند نگریست؛ ولی به دلیل عدم پیشباز دانشجویان، ناگزیر شد در اتاق خالی تدریس کند. از این رو، از امر تدریس کنار گرفت و برای انتقام، هجونامه‌های* تلخی بر ضد هگل نوشت. در سال 1831، بیماری وبا شهر “برلین” را فرا گرفت و هگل و شوپنهاور هر دو گریختند، ولی هگل پس از بازگشت، گرفتار بیماری شد و پس از چند روز درگذشت. شوپنهاور به “فرانکفورت” رفت و مانده عمر هفتاد و دو ساله‌ی خود را در آنجا سپری کرد.

    دانشگاه ها از او و آثارش بی‌خبر بودند؛ گویا هر پیشرفت مهم فلسفی می‌بایست بیرون از فضای دانشگاه صورت گیرد. نیچه می‌گوید:

    “هیچ چیز، دانشمندان آلمان را مانند عدم شباهتی که میان شوپنهاور و آنان بود رنج نداد.”

    سرانجام، شوپنهاور به نام‌آوری رسید و نزد همگان، پرآوازه گشت. مردم طبقه‌ متوسط از وکلا و پزشکان و بازرگانان، او را فیلسوفی یافتند که با واژه های بر سروسدای مظنونات [ =پندارها ] دانش الهی سر‌ و ‌کار ندارد؛ بلکه دیدگاهی پذیرفتنی درباره‌ رویدادها و زندگی روزانه دارد. اروپایی که از بردباری ها و کوشش های 1848 سرخورده بود، به پیشباز این فلسفه که بازتاب نومیدی 1815 بود، رفت. حمله دانش به الهیات، نفرت سوسیالیسم از تهیدستی و جنگ و اجبار حیاتی درگیری برای زندگی؛ همگی عواملی بودند که سبب نام‌آوری شوپنهاور شدند.

    وی با آزمندی، همه‌ گفتارهایی را که درباره او می‌نوشتند، می خواند؛ از دوستان خود درخواست کرده ‌بود که هرچه درباره‌ او چاپ می‌شود، برایش بفرستند. در سال 1854، واگنر نسخه‌ای از “حلقه نیبلونگ” را به همراه ستایشی از فلسفه موسیقی شوپنهاور برای او فرستاد. بدین ترتیب، این بدبین بزرگ در سنین پیری تا اندازه‌ای خوشبین گردید؛ پس از غذا به گرمی، فلوت می‌نواخت و از روزگار سپاسگزار بود که او را از آتش جوانی رهانیده ‌است. در سال 1858و در هفتادمین سال زایش وی، از همه بخش‌های اروپا، سیل تبریک و شادباش به سوی او روان گردید.

    شوپنهاور تنها دو سال پس از کسب چنین آوازه‌ای زنده ماند و در 21 سپتامبر 1860، ]در فرانکفورت[ هنگامی که به تنهایی سرگرم خوردن صبحانه بود و گویا تندرست به نظر می‌رسید؛ درگذشت. [در اتاق کارش دو مجسمه‌ برنزی وجود داشت: یکی از کانت و دیگری از بودا]

    گردآوری و ویرایش: مریم فودازی

    برگرفته از:
    – ویل دورانت، تاریخ فلسفه، برگردان عباس زریاب، چاپ هجدهم، تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی، تابستان ۱۳۸۴.
    – تافه، تامس؛ فلسفه ی آرتور شوپنهاور؛ برگردان عبدالعلی دست غیب؛ نشر پرسش، 1379.

    * سروده‌ای که در آن، کسی را دشنام دهند یا سرزنش کنند.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    الیکا عبدالرزاقی بازیگرسینما، تئاتر و تلویزیون زاده۱۸ مرداد۱۳۵۸در تهران است. وی دختر سوسن فلکی مقدم می باشد. عبدالرزاقی فارغ‌التحصیل آموزشگاه هنری سمندریان، لیسانس ادبیات نمایشی است. او همسرامین زندگانیاست و دو برادر دارد.

    عکس های جدید ایلیکا عبدالرزاقی 93

    امین زندگانی و همسرشایلیکا عبدالرزاقیدر کنار رضا یزدانی و همسر و دخترش

    امین زندگانی و همسرشایلیکا عبدالرزاقی

    ایلیکا عبدالرزاقیو همسرش امین زندگانی -مراسماختتامیه شاهگوش

    عکسایلیکا عبدالرزاقی

    عکسایلیکا عبدالرزاقی و شوهرش امین زندگانی

    سحر ذکریا و الیکا عبدالرزاقی

    کارنامه بازیگری

    سینما
    • زنان ونوسی، مردان مریخی(کاظم راست‌گفتار- ۱۳۹۱)
    • فرزند صبح(بهروز افخمی- ۱۳۸۷)
    • نسل جادویی(ایرج کریمی- ۱۳۸۵)
    • جایی برای زندگی(محمدرضا بزرگ‌نیا- ۱۳۸۲)
    تلویزیون
    • شوخی کردم(مهران مدیری- ۱۳۹۲)
    • گنج مظفر(مهران مدیری- ۱۳۹۲)
    • سریال ویلای من(مهران مدیری- ۱۳۹۱)
    • سریال ساخت ایران(محمدحسین لطیفی- ۱۳۹۰)
    • سريال قهوه تلخ(مهران مدیری- ۱۳۸۹)
    • سريال‌ ‌‌ميوه ممنوعه(حسن فتحي- (۱۳۸۶)
    • سریال مرد هزار چهرهمهران مدیری – ۱۳۸۶
    • سریال باغ مظفر(مهران مدیری- ۱۳۸۵)
    • همیشه مادر – فیلم نود(شاهد احمدلو- ۱۳۸۵)
    • باران بهاری(مسعود رشیدی- ۱۳۸۴)
    • مزرعه کوچک(سیروس مقدم- ۱۳۸۳)
    • این سه نفر(اصغر توسلی- ۱۳۸۲)
    • وارث(۱۳۸۲)
    • آواز مه(حسین علی لیالستانی- ۱۳۸۲)
    • تلخ و شیرین(حمید فرخ‌نژاد- ۱۳۸۲)
    • جست‌وجو در شهر(حسن هدایت- ۱۳۸۱)
    • سریال چند دقیقه زندگی(۱۳۸۰)
    • سریال دختران(اصغر توسلی- ۱۳۷۹)
    • پروانه طلایی – فیلم نود(مسعود نوابی- ۱۳۷۸)
    • سریال گمشده(مسعود نوابی- ۱۳۷۷)
    فیلم کوتاه
    • دندان آبی(هومن سیدی)
    • یک منهای بی‌نهایت(رسول قاسمی)
    • صفر(رضا سنجابی)
    • دعوت(مهدی کرم‌پور)
    تئاتر
    • 33% نیل سایمون(افسانه ماهیان- ۱۳۹۱)
    • ملاقات با بانوی سالخورده(حمید سمندریان- سال ۱۳۸۷)
    • امروز دوستت ندارم(علی هاشمی- جشنواره بانوان ۱۳۸۶)
    • از خواب تا مهتاب(علی هاشمی- جشنواره بانوان ۱۳۸۵)
    • الوتریا(وحید رهبانی-محمد رضا جوزی- ۱۳۸۳)
    • مرد اتفاقی(وحید رهبانی- ۱۳۸۳)
    • اتوبوسی به نام هوس(افسانه ماهیان- ۱۳۸۰)
    • بهجت(حسین عاطفی- ۱۳۸۰)
    • نقش زن(علی هاشمی- ۱۳۷۹)
    • دایره گچی قفقازی(حمید سمندریان- ۱۳۷۷)

    جوایز

    • برنده تندیس حافظ بهترین بازیگر زن کمدی از دوازدهمین جشن سینمایی،تلویزیونی دنیای تصویر برای بازی در سریالقهوه تلخ- ۱۳۹۱

    عکس زیبا ایلیکا عبدالرزاقی و شوهرش امین زندگانی

    عکسایلیکا عبدالرزاقی و همسرش امین زندگانی

    کامل ترین گالریعکسایلیکا عبدالرزاقی

    عکسایلیکا عبدالرزاقی در نمایش تئاتر

    عکسایلیکا عبدالرزاقی و بهنوش بختیاری

    جدیدترین آلبومعکسایلیکا عبدالرزاقی

    به روزترین گالریعکسایلیکا عبدالرزاقی

    کامل ترین آرشیوعکسایلیکا عبدالرزاقی

    بترین آلبومعکسایلیکا عبدالرزاقی

    جذاب ترینعکس های زیبا و دیدنی ایلیکا عبدالرزاقی

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    عکس تبریک سال نو مهدی پاکدل و همسرش بهنوش طباطبایی

    تبریک سال 95 مهدی پاکدل و همسرش بهنوش طباطبایی

    جدیدترین عکس هایمهدی پاکدلو همسرشبهنوش طباطبایی- شهریور ماه94

    مهدی پاکدل،شهرام حقیقت دوست و امیر جعفری

    سرگرم دیدن بازیایران و امریکا– 31 خرداد 94

    مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی-جشن حافظ 94

    مهدی پاکدلوعاطفه رضویدر نمایش «امر ملوکانه»

    بهنوش طباطبایی و مهدی پاکدل – اکران فیلم تمشکاسپند 93

    مهدی پاکدل و همسرش بهنوش طباطبایی| سی و سومین جشنواره فیلم فجر

    فاطمه معتمدآریا ،مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی

    مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی

    مهدی پاکدل و همسرش بهنوش طباطبایی

    مهدی پاکدل و همسرش بهنوش طباطبایی

    عکس جدید مهدی پاکدل و همسرش بهنوش طباطبایی – شهریور 93

    عگس جدید مهدی پاکدل و همسرش بهنوش طباطبایی – امرداد 93

    در کتابفروشی حسین پاکدل (برادر مهدی پاکدل)

    عکس جدید مهدی پاکدل – گل آفتاب گردون

    مهدی پاکدل(زاده سال۱۳۵۹دراصفهان)بازیگرتیاتر،سینماوتلویزیونایراناست. وی دانشجوی انصرافی رشته گرافیک دانشگاه آزاد ، واحد تهران مرکز است. مهدی پاکدل برادر کوچک ترحسین پاکدلنویسنده ، مجری و کارگردان ایرانی است.

    ازدواج

    وی در تاریخ ۱۳ اسپند 1389 بابهنوش طباطبایی ازدواج کرد.

    تیاتر (تئاتر)

    • جنبش انفیه در کلکته (سیروس شاملو، ۱۳۷۶)
    • ریچارد سوم (داوود رشیدی، ۱۳۷۸)
    • سیاها(حامد محمد طاهری، ۱۳۷۸)
    • بعد از مگریت (مریم مجد، ۱۳۷۹)
    • دیر راهبان (فرهاد مهندس پور، ۱۳۸۰)
    • پای دیوار بزرگ شهر (حسن معجونی، ۱۳۸۱)
    • قهوه تلخ (شبنم طلوعی، ۱۳۸۲)
    • روی زمین (افروز فروزند، ۱۳۸۲)
    • بی شیر و شکر (مهرداد ضیاییوحمید امجد، ۱۳۸۳)
    • همسایه آقا (حسین کیانی، ۱۳۸۵)
    • می خوام بخوابم (رضا گوران، ۱۳۸۶)
    • یرما (رضا گوران، ۱۳۸۶)
    • ماچیسمو(محمد یعقوبی، ۱۳۸۷)
    • خشکسالی و دروغ(محمد یعقوبی، ۱۳۸۸)
    • اهل قبور (حسین کیانی، ۱۳۸۸)
    • داستان یک پلکان (رضا گوران، ۱۳۸۸)
    • نوشتن در تاریکی(محمد یعقوبی، ۱۳۸۹)
    • حضرت والا(حسین پاکدل، ۱۳۸۹)
    • برهان (محمد یعقوبی، ۱۳۹۱)

    فیلم‌ های سینمایی

    • آبی (حمید لبخنده، ۱۳۷۸)
    • ماجراهای اینترنتی (حسین قناعت، ۱۳۸۲)
    • ماهی‌ها عاشق می‌شوند(علی رفیعی، ۱۳۸۳)
    • شبانه(امید بنکداروکیوان علیمحمدی، ۱۳۸۴)
    • مصائب دوشیزه (مسعود اطیابی، ۱۳۸۵)
    • مخمصه(محمدعلی سجادی، ۱۳۸۵)
    • دایره زنگی(پریسا بخت‌آور، ۱۳۸۶)
    • بدون اجازه(مرتضی احمدی هرندی، ۱۳۸۹)
    • نفوذی
    • آزاد راه (۱۳۸۹)
    • محمد ساختهمجید مجیدی(۱۳۹۰)
    • تمشک (1392)

    فیلم‌های تلویزیونی

    • یک روز معمولی (حسن فتحی، ۱۳۸۲)
    • گزارش یک اعدام (ابراهیم شیبانی، ۱۳۸۶)
    • استخوان (فرهاد علیزاده آهی، ۱۳۸۶)
    • ضامن (منوچهر هادی، ۱۳۸۶)
    • دوباره بهار (راما قویدل، ۱۳۸۷)
    • عزیزی که ناپدید شد (منوچهر هادی، ۱۳۸۸)
    • هویت (مسعود فروتن، ۱۳۸۹)

    مجموعه‌های تلویزیونی

    • با من بمان (حمید لبخنده، ۱۳۸۱)
    • مروارید سرخ (شاپور قریب ومسعود رسام، ۱۳۸۳)
    • خاموشی دریا (حسین عاطفی، ۱۳۸۴)
    • اولین شب آرامش (احمد امینی، ۱۳۸۴)
    • ما چند نفر (فیاض موسوی، ۱۳۸۵)
    • بی‌گناهان (احمد امینی، ۱۳۸۶)
    • شب می‌گذرد (راما قویدل،۸۷)
    • گمشده (راما قویدل، ۱۳۸۸)
    • ستایش(سعید سلطانی، ۱۳۸۹)

    شبکه نمایش خانگی

    شام ایرانی(بیژن بیرنگ)1390

    شاهگوش (داوود میر باقری) 1392

    بهنوش طباطبایی در نمایش «فصل شکار بادبادک ها»

    نمایش «فصل شکار بادبادک ها» با بازیبهنوش طباطبایی

    بهنوش طباطبایی وفاطمه معتمد آریا-جشن حافظ 94

    بهنوش طباطباییو خواهرش تینوش طباطبایی

    بهنوش طباطبایی| سی و سومین جشنواره فیلم فجر

    بهنوش طباطبایی – دریافت جایزه حافظ

    بهنوش طباطبایی(متولد۲۷ اردیبهشت۱۳۶۰)،بازیگراهلایراناست. تحصیلات ویلیسانسمهندسی کامپیوتراست و یک دوره بازیگری دردانشکده هنرهای زیبایدانشگاه تهرانگذرانده‌ است.

    فیلم‌ ها

    سینمایی

    • قصه عشق پدرم(۱۳۹۱)
    • گام‌های شیدایی(۱۳۹۱)
    • آزادراه(۱۳۸۹)
    • پوست موز(۱۳۸۷)
    • کلاغ پر(۱۳۸۶)
    • مجنون لیلی(۱۳۸۶)
    • پسران آجری(۱۳۸۵)
    • مصایب دوشیزه(۱۳۸۵)
    • غریبه

    فیلم های ویدیویی

    • به فاصله یک نفس(۹۰-۱۳۸۹)

    تله فیلم‌ها

    • گزارش یک اعدام
    • عزیزی که ناپدید شد
    • دستها نگاه می‌کنند
    • قصّه سیمین
    • مادرانه

    تیاتر (تئاتر)

    • ابرهای پشت حنجره
    • برهان
    • داستان یک پلکان
    • سیندرلا

    مجموعه تلویزیونی

    • از یاد رفته(۱۳۹۰)
    • مختارنامه(۱۳۸۹)
    • در مسیر شهبازخانی(۱۳۸۹)
    • چاردیواری(۱۳۸۸)
    • پیله‌های پرواز(۸۴-۱۳۸۳)
    • مسافری از هند(۱۳۸۱)
    • کوی دامون(۱۳۷۸)
    • نو عروس
    • عشق گمشده

    مهدی پاکدل وبهنوشطباطبایی در حال اجرای نمایش

    عروسیبهنوش طباطبایی و مهدی پاکدل

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    یکی از مزایای بزرگ انتشار کتاب در دنیای دیجیتال، این است که می توانید نگارش های جدید کتاب را راحت تر و سریع تر آماده کنید و به دست خوانندگان برسانید. هم اکنون ویرایش دوم کتاب زندگینامه استیو جابز در اختیار شما است و می توانید آن را دانلود کنید.

    در ویرایش جدید برخی ایرادهای موجود در نسخه اول رفع شده، برخی جمله بندی ها تغییر یافته، توضیحات و زیرنویس های بیشتری به کتاب اضافه شده و فونت کتاب نیز تغییر یافته تا خواندن آن برای شما راحت تر شود.

    استیو جابز در میان مدیران عصر ما تبدیل به یک استوره شد که دنیای فناوری را تکان داد. زندگی و تفکر متفاوتش از او مردی ساخت که نام او را تبدیل به یک نماد ساخته است. ولی می دانید که او در طول حیات و مدیریتش علاقه ای به عمومی کردن زندگی شخصی خود نداشت و به همین خاطر میلیون ها نفر مشتاق بودند با داستان زندگی این نابغه تکنولوژی آشنا شوند. تا پیش از انتشار این کتاب، هیچ منبع مکتوب مورد تایید دیگری از زندگی او وجود نداشت، و این تنها کتابی است که با رضایت استیو جابز و بر اساس بیش از ۴۰ مصاحبه طولانی با خود او، طی ۲ سال نوشته شده است. در کنار آن برای جمع آوری اطلاعات با بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای خانواده، دوستان، همکاران و رقیبان استیو جابز گفتگو شده است.

    نویسنده کتاب والتر آیسزاکسن مدیرسابق سی ان ان و سردبیر سابق مجله تایم است و پیش از این زندگینامه انیشتین و بنجامین فرانکلین را نیز تالیف کرده است. جالب اینجا است که با وجود اینکه استیو جابز با او در تالیف این کتاب همکاری کرده، اما از او خواسته تا هیچ کنترلی بر مطالبی که در این کتاب می نویسد، نداشته باشد و استیو جابز هیچ گاه متن کتاب را نخواند. بنابراین شما کتاب زندگی استیو جابز را در حالی می خوانید که خود او هم آن را نخوانده است. این کتاب در پایان سال ۲۰۱۱ وارد بازار شد و آنقدر با استقبال مواجه شد که تبدیل بهپر فروش ترین کتاب سال آمازونشد.

    و حالا نتیجه سه ماه تلاش و کار بی وقفه در مقابل شما است: ترجمه زندگینامه استیو جابز، با تلاش آقای «ناصر دادگستر». این کتاب برای اولین بار است که در ایران به صورت کامل ترجمه و منتشر می شود. کاری که با دقت و وسواس بسیار زیاد تهیه شده و ماحصل آن، ترجمه ای عالی، روان و کامل از زندگی استیو جابز به زبان پارسی است. این کتاب در ۵۳۲ صفحه با فرمت PDF تهیه شده است و شما هم اکنون می توانید آن رابه گونه رایگان دریافت نمایید.

    دانلود

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    عکس های جدیدنیوشا ضیغمی و شوهرش 93

    نیوشا ضیغمی- امین حیایی – بابک برزویه

    نیوشا ضیغمیو همسرش

    نیوشا ضیغمیو همسرش

    عکس جدیدنیوشا ضیغمی- بدون آرایش

    عکس جدید نیوشا ضیغمی و همسرش – کنسرت محمد علیزاده

    مهدی پاکدل،شهرامحقیقتدوست،نیوشاضیغمیوسایربازیگران
    در شببازی ایران و آرژانتین (جامجهانی2014برزیل)

    نیوشا ضیغمیو همسرش آرش پولادخان

    نیوشا ضیغمیو همسرش آرش پولاد خان

    عکس جدید کتایون ریاحی و نیوشا ضیغمی

    نیوشا ضیغمی،بهنوشبختیاری،نسرینمقانلو،رامسینکبریتیو….

    تولد 18 تیر ماه سال 1359 در تهران، دارای مدرک کارشناسی روانشناسی کودک از دانشگاه شهید بهشتی هستم و بازیگری را

    نیوشا ضیغمی جزء آن دسته از بازیگران جوان سینمای ایران است که طی سال‌های اخیر توانست پله‌های موفقیت را به خوبی طی کند. او فعالیت خود را در عرصه بازیگری با آموزشگاه بازیگری سینماگران جوان آغاز کرد و برای مجموعه «در چشم باد» به آقای جعفری جوزانی معرفی شد او با فیلم «پرتقال خونی» در جشنواره فیلم فجر گذشته حضور داشت، اما این‌بار او فقط بازیگر نبود، نیوشا ضیغمی به همراه همسرش «آرش پولادخان» سرمایه‌گذاری این فیلم را هم به عهده داشتند. سال گذشته نیوشا ضیغمی علاوه بر تهیه کنندگی، مرکز پوست و زیبایی خود با نام آدونیس را نیز تاسیس کرد.

    روان‌شناسی کودک خواندم

    متولد 18 تیر ماه سال 1359 در تهران، دارای مدرک کارشناسی روانشناسی کودک از دانشگاه شهید بهشتی هستم و بازیگری را از کلاس‌های بازیگری سینماگران جوان شروع کردم. سال 1382 به پروژه «در چشم باد» آقای جعفری جوزانی معرفی شدم.

    از شکست نمی‌ترسم

    من همیشه به عنوان فردی که می‌خواهد یک زندگی پویا را تجربه کند، زندگی پرفراز و نشیبی را تجربه کرده‌ام و هیچ وقت از ریسک کردن نترسیده‌ام. به نظر خودم راز موفقیت من این است که اول ایمان داشتم به کارهایی که می‌خواستم انجام بدهم و دوم این‌که باور داشتم کاری که می‌خواهم انجام بدهم برایم مهم است و باید انجام بشود، پس کارم را دنبال می‌کنم و سختی‌ها نمی‌تواند مانع من باشد چون از شکست نمی‌ترسم پس حتما به نتیجه می‌رسم.

    پدرم مخالف بود

    وقتی می‌خواستم وارد بازیگری شوم مادرم مخالفت نمی‌کرد ولی آن دید مادرانه نسبت به آینده من را در نظر می‌‌گرفت اما پدرم با بازیگر شدن من زیاد موافق نبود. پدرم اصولا کارهای علمی را دوست داشته و دارد و ترجیح می‌داد من پزشک یا مهندس شوم تا بازیگر! وقتی وارد این عرصه شدم و با کار آقای جوزانی شروع کردم و پس از آن هم بلافاصله وارد سینما شدم، در همان سال اول نتیجه خوبی حاصل شد، پدرم تغییر موضع داد و با کار من موافقت کرد.

    بازیگر یعنی

    ….

    به نظر من بازیگر مثل یک کاتالیزور است، شرایط و دغدغه‌های انسان‌هایی که روی کاغذ ترسیم شده‌اند را مانند یک فیلتر از خود عبور می‌دهد و از خود یک شخصیت تازه می‌سازد. حتی این شخصیت می‌تواند آنقدر تاثیرگذار باشد که گاهی وقت‌ها بازیگر خودش را بعد از بازی در آن نقش فراموش کند. کما این‌که من این اتفاق را در زندگی بازیگری‌ام تجربه کرده‌ام. بعد از بازی در فیلم «شوریده» تحولی در زندگی من رخ داد و من را به یک فرد دیگر تبدیل کرد. شهامتی را به دست آوردم که شاید قبلا آن را نداشتم. پس برای من بازیگری حرفه مقدسی است.

    تهیه کنندگی، سلام

    سال گذشته من وارد مسیر تهیه‌کنندگی سینمایی شدم. کار بسیار سختی بود چون معمولا تصور بیشتر مردم از تهیه‌کننده‌ یا یک فرد با تجربه است یا فردی با گیس سفید. بسیاری از افراد آدمی با شمایل من را برای تهیه‌کنندگی دور از تصور می‌دانند. یکی از عللی که من را به سوی تهیه‌کنندگی کشاند فیلمنامه‌های بدی بود که به من پیشنهاد می‌شد. وقتی وارد عرصه تهیه شدم خیلی حرف‌ها شنیدم، مثلا این‌که نیوشا ضیغمی پول می‌دهد تا در فیلم بازی کند، در صورتی که اگر ما کمی منطقی فکر کنیم یک بازیگر وقتی در طول سال از 10 فیلمنامه، هفت فیلمنامه به او پیشنهاد می‌شود چه احتیاجی به این دارد که با پول خود را در سینما ماندگار کند؟

    حتی خیلی‌ها من را ترساندند که شاید اگر وارد این حرفه شوم دیگر تهیه‌کننده‌‌ها به من پیشنهاد بازی نخواهند داد. اما من تصمیم به انجام این کار گرفته بودم و با اراده‌ای که داشتم این کار را به ثمر رساندم و هیچ‌کدام از این اتفاقات برای من رخ نداد.

    نمی‌خواهم بگویم که در این کار از کسی کمک نگرفته ام، بسیاری از دوستان با تجربه من را برای رسیدن به هدفم یاری کردند، همسر من کارش این نبود اما ایشان را ترغیب به سرمایه‌گذاری در سینما کردم و امروز از نتیجه کارم راضی هستم.

    î

    اگر روزی می‌‌توانستم در زمان سفر کنم به قرن نوزدهم می‌‌رفتم، برای این‌که قرن بیست و یکم قرن تکنولوژی است و قرن سرد و پر دغدغه‌ای است ولی قرن نوزدهم قرن احساس و هنر بود.

    î

    خسرو شکیبایی و اکبر عبدی همیشه از استوره های من بودند و هستند

    در سینمای ایران سوپراستار نداریم

    ستاره آدمیست که واجد شرایط ستاره بودن در دنیاست و این شرایط را افراد کمی در سینمای جهان دارند. متاسفانه ما در سینمای ایران ستاره نداریم. مثلا «رابرت دنیرو» را همه سینماگران در دنیا می‌شناسند پس می‌توان به او لقب استار را داد. اما در ایران یکسری از بازیگران هستند که قطعا واجد شرایطی بودند که آنها را با بازیگران همزمان خود متمایز کرده و در نزد مخاطبین دارای ویژگی‌هایی کرده است که به خاطر آنها به سینما می‌روند. از نظر من این هیچ بد نیست بلکه یک نعمت خدادادی است. اینها قابلیت ستاره شدن هم دارند اما شرایطی که برسینمای ما حاکم است این امکان را از آنها گرفته است.

    خوشــــبخــــتم

    ما آدم‌ها همیشه به چیزهایی که نداریم، فکر می‌کنیم، ولی من همیشه در این فکرم که اگر اتفاقاتی که رخ داده اتفاق نمی‌افتاد چه می‌شد؟ در حال حاضر من خودم را انسان خوشبختی می‌‌دانم. تا به امروز به خیلی از چیزهایی که می‌‌خواسته‌ام رسیدم. خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌‌کنم که خانواده‌ام سالم هستند و یک خانواده چهارچوب‌دار و سلامت دارم. خیلی‌ها به من می‌گفتند سینما آدم‌ها را از زندگی واقعی دور می‌کند ولی برای من این اتفاق نیفتاد. من الان هم کارم را انجام می‌‌دهم و هم خانواده‌ام را دارم. همیشه تعریفی که من از جامعه درباره یک بازیگر شنیده بودم این بود که اگر یک بازیگر ازدواج کند دیگر نمی‌‌تواند کار کند اما اینگونه نیست همسرم درکنار من است نه در رو به‌روی من… مثلا در روزهایی که من فیلمبرداری داشتم در سرما و گرما و در هر موقعیتی من را درک کرده است. نبودن‌های من و بی‌حوصلگی‌هایم را تحمل کرده و در کنارم بوده است.بیش از همه چیز خانواده‌ام برایم اهمیت دارد. روزی هم که داشتم ازدواج می‌‌کردم آرش به من گفت اگر یک روز من به تو بگویم کار نکن، نمی‌‌کنی؟ گفتم نه، بازی نمی‌‌کنم. چون دلم نمی‌‌خواهد زندگی واقعی من به خاطر کارم آسیب ببیند اما اگر روزی ببینم که کارم به زندگی شخصی‌ام می‌‌خواهد آسیب برساند یا برای یک مدت رهایش می‌‌کنم یا این‌که کمرنگش می‌‌کنم.

    یک خاطره

    در دوران مدرسه بچه خیلی شر و شیطانی بودم و بیشتر اوقات از کلاس اخراج می‌‌شدم، یادم می‌آید ناظمی به نام خانم زارع داشتیم که خیلی از او می‌ترسیدم. یک روز دوستانم به شوخی من را بیرون از کلاس گذاشته بودند و در را گرفته بودند… من آنقدر به در لگد زدم که در شکست و پای من از آنطرف در بیرون آمد و همان لحظه هم خانم زارع سر رسید.

    کعبه مثل هیچ جایی نیست

    آرش پولادخان می‌‌گوید: من تجربه این سفر را از قبل داشته‌ام و از این‌که نیوشا به عنوان همسرم اینبار در کنارم بود خوشحال بودم. همیشه با خود می‌‌گفتم که آیا این اتفاق برای نیوشا هم رخ می‌‌دهد تا در آن لحظه خودش را محک بزند؟ حتی من به محمدرضا گلزار گفتم آنجا که می‌‌رسی حال و هوایت عوض می‌‌شود و از خود بی‌خود می‌‌شوی. وقتی در آن موقعیت قرار می‌‌گیری یادت می‌‌رود تو چه کسی هستی و الان کجایی. شاید شما از کنار صدها انسان در آنجا رد شوی یکی در حال دویدن است و گریه می‌‌کند یکی در حال سجده گریه می‌‌کند. شما متوجه این افراد نمی‌‌شوید شما آنجا فقط خود و خدای خودتان را می‌‌بینید. تمام اعمالتان در یک لحظه مانند یک فیلم از جلوی چشمانتان عبور می‌کنند و بی‌‌اراده اشک در چشمانتان حلقه می‌‌زند. می‌‌دانید هر انسانی شاید بنا به موقعیتی که در آن قرار می‌‌گیرد دچار یک غرور خاص می‌شود ولی آنجا به این باور رسیدم کسانی هم که غرور دارند نمی‌‌توانند خدا را فراموش کنند.

    نیوشا می گوید: نکته دیگری که برای من بسیار جالب بود این‌که خانه خدا شبیه به هیچ جایی از دنیا نیست من روز اولی که وارد مکه شدم در شوک بودم، مانند یک قیامت واقعی است ولی شما زنده آن را تجربه می‌‌کنید، شاید شنیده باشید که در قیامت هیچ کس به فکر کسی نیست و مادر بچه‌اش را نمی‌‌شناسد؛ همه از کنار هم رد می‌‌شوند و هم را نمی‌‌بینند وهمه یکسان هستند. خانه خدا واقعا مانند قیامت است همه یکسان لباس می‌‌پوشند و هیچ تفاوتی ندارند و همه افراد به خدای واحد فکر می‌کنند.

    او در ادامه می‌‌گوید: من وقتی برگشتم مطالبی را خواندم و شنیدم که واقعا شوکه شدم، ما مخارج سفرمان را خودمان پرداخت کردیم و وزارت ارشاد فقط ما را دعوت کرد و سهمیه را به ما داد ولی دیدم عده‌ای عنوان کرده‌اند که این پول بیت المال بوده و این چه کسانی بوده‌اند که به این سفر فرستاده شده‌اند؟ خدا ما را طلبید که به این سفر رفتیم. چرا همیشه از دید ما کسی باید به سفر حج برود که سنی از او گذشته است؟ من بسیاری از افراد را می‌‌شناسم که پول و موقعیت هم دارند ولی طلبیده نمی‌‌شوند. حتی موقعی که گروه هنرمندان اعزام شدند ما پنج روز بعد رفتیم چون هنوز رفتن ما قطعی نبود اما چه کسی می‌‌تواند خواست خدا را عوض کند.

    آرش در تکمیل حرف نیوشا ادامه می‌‌دهد: من به خاطر مشغله کاری واقعا نمی‌‌توانستم به این سفر بروم و این باور من بود که رفتنم غیرممکن است. روزی که گفتند بلیط هواپیما گرفته شده من هنوز امیدوار رسیدن به کاروان نبودم برای همین با کسی خداحافظی نکردم اما انگار همه چیز دست به دست هم داد تا ما به این سفر برویم.

    آرش پولاد خان: خوشحالم

    من از این‌که در این خانواده هستم بسیار خوشحالم. در معرفی خودم باید بگویم متولد شهر اصفهان و 37 ساله هستم و شغل من تجارت نقره است. نیوشا در ادامه صحبت‌های همسرش ادامه می‌دهد: آرش دارد شکسته نفسی می‌‌کند شاید اگر آرش نبود من تهیه‌کننده‌ نمی‌شدم. درست است که کارش سینما نبود اما کار خودش با هنر واقعی عجین شده. آنقدر که هنر ایران در اصفهان قوی است در هیچ شهری نیست. به نظر من به کار نقره و قلم اصفهان در دنیا ظلم شده، و باید برای شناخته شدن آن کاری بکنیم. در کل آرش یک پشتوانه و تکیه‌گاه خوب برای من است.

    جواد عزتی و همسرش مه لقا باقری،کمند امیر سلیمانی و نیوشا ضیغمی

    حدیث میر امینی ، نیوشا ضیغمی ، روناک یونسی و حسام نواب صفوی

    عکسی از علی دایی ، احسان خواجه امیری ،‌محمدرضا گلزار ،‌نیوشا ضیغمی،‌
    شیلا خداداد،مریلا زارعی ،‌الناز شاکردوست ،‌مهناز افشار

    نیوشا ضیغمی ، علی لهراسبی ، محسن یگانه و رضایزدانی

    نیوشا ضیغمی در مراسم ختم پدر حامد بهداد

    نیوشا ضیغمی و مازیار فلاحی

    نیوشا ضیغمی و همسرش آرش پولاد خان

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    روشنک عجمیان،سحر قریشی، پرستو صالحی و آرام جعفری

    سحر قریشیو حمید عسکری

    عکس های جدید سحر قریشی 93

    سحر قریشی با کلاهگیس – آذر ماه 93

    فریبا نادری، سارا منجزی وسحر قریشی

    عکس جدید سحر قریشی شهریور 93

    سحر قریشیدر فیلم پنج ستاره

    جذاب ترین عکس های سحر قریشی

    تازه ترین عکس های سحر قریشی

    زیباترین عکس های سحر قریشی

    بیوگرافی

    سحر قریشیزاده۶ دی۱۳۶۶درتهرانبازیگرسینماوتلویزیونایراناست. وی پس از ایفای نقش یلدا در سریالدلنوازانبه شهرت رسید. نخستین کار بازیگری سحر قریشی بازی در فیلملج و لج بازیبه کارگردانیسید مهدی برقعیبود.

    زندگی شخصی و خصوصی سحر قریشی

    وی سابقا همسر مهران اخوان ذاکری بود، این دو چندی پیش طلاق گرفتند.

    نامه همسر سحر قریشی: « از وقتی مشهور شده، از همسر بازیگرم خبر ندارم!زنی را که شش ماه است از او خبر ندارم نمی خواهم». مهران اخوان ذاکری در یادداشتی تاسف انگیز با بیان جزییاتی از زندگی شخصی خود، این گونه از همسر بازیگرش سخن گفته است.

    به روزترین گالری عکس های سحر قریشی

    سحر قریشی و بردارش و حمید لولایی

    سخر قریشی در پشت صحنه فیلم گشت ارشاد

    مصاحبه

    «سحر! تو بینی ات را عمل کرده ای؟» همین نقطه شروع مصاحبه ای بود که موضوعش رواج «جراحی زیبایی» مخصوصاً در میان چهره هایسینماو تلویزیون است.

    منعمل بینیانجام ندادم. یعنی بهتر است بگویم من در کلعمل زیبایینداشتم. نه تزریق گونه، نه عمل بینی و نه هیچ عمل دیگری روی صورتم انجام ندادم. اما حقیقتاً فقط یک بار تزریق ژل لب داشتم. سال گذشته مدتی با تلویزیون کار نمی کردم و زمان جشنواره بود. به پیشنهاد یکی از دوستانم که مدام به من گفت خیلی تغییر می کنی اگر ژل بزنی، وسوسه شدم و پیش دکتری که کل خانواده ما مشتری او هستند رفتم، در کل من عاشق زیبایی هستم و اطرافیان را تشویق به حفظ زیبایی می کنم اما نه برای خودم البته به هر کسی که احتیاج دارد توصیه می کنم اما خودم حس می کنم نیاز به عمل ندارم. قدیم ها عمل زیبایی مختص پیرها بود ولی امروزه می بینیم که جوان ها بیشتر گرایش به این کارها دارند. افراد پیر چون از زیبایی دور می شوند دلشان می خواهد دوباره زیبا شوند.

    کسانی که سن و سالی از آنها می گذرد در گفته هایشان می شنویم که می گویند من جوان تر که بودم پوستم خیلی خوب بود، یا گونه های زیبایی داشتم یا… همین امر باعث می شود که افراد جوان به سمت جراحی و تزریق ژل و بوتاکس بروند اما همانطور که گفتم این روزها جوان ها مدام دلشان می خواهد تغییر کنند. به ۲ علت؛ خود کم بینی و نداشتن اعتماد به نفس.

    با یکی از دوستانم مطب دکتر رفتم که ژل تزریق کنم اما نکته جالب اینکه او این کار را انجام نداد و من مقدار خیلی زیادی ژل به لب بالایم تزریق کردم. چشم تان روز بد نبیند. دکتر من خیلی خوب بود و همیشه می گفت تو با تزریق ژل شبیه فلان بازیگر سینمای تجاری می شوی و من هم جدی گرفتم و این کار را انجام دادم. در آن زمان کار تلویزیونی نداشتم و این ریسک را کردم. اصلاً حال آن روزهایم خوب نبود و گمان می کردم با این تغییر حالم بهتر می شود اما نه تنها بهتر نشد بلکه روز به روز بدتر هم شدم. به خصوص بعد از دیدن واکنش اطرافیانم.
    شاید زیباتر شده بودم اما چون همه مرا می شناختند و از صورتم ذهنیت قبلی داشتند تا مرا می دیدند می گفتند: «وای! تو چرا این کار را کردی؟ سحر با آن صورت بکر به سینما معرفی شده بود.» زمانی که برای نقش یلدا در کار آقای سهیلی زاده انتخاب شدم، او بچه هایی را که انتخاب کرد برای سریال «دلنوازان» دوست نداشت صورت عمل شده ای داشته باشند. من هم صورتم دستکاری نشده بود و همین باعث شد خیلی دیده شوم. صورتم بکر و دست نخورده بود با ابروهای پهن.

    زمانی که ژل تزریق کردم در جشنواره، فیلم های من پخش می شد و به همین دلیل ناچار شدم در جمع حضور پیدا کنم. این در حالی بود که هنوز لب هایم ورم شدیدی داشت و من ناچار بودم نشست مطبوعاتی داشته باشم. وای ی ی… عکس هایی که از من انداختند و حرف ها و حاشیه ها کلی زیاد شد. طرفدارانم ناراحت شده بودند و آنهایی که طرفدارم نبودند همه جا نوشته بودند ما که می گفتیم صورتش عملی است باور نمی کردند حالا لب هایش او را لو داد…

    خیلی از سوپراستارهای ما کلی صورتشان را تغییر دادند و دست کاری کردند اما تا این حد دچار حاشیه نشدند که من شدم. شاید آنها از ورودشان همین گونه آمدند و من نباید این کار را می کردم. من چند روز بعد رفتم پیش دکتر و ژل را تخلیه کردم. درد بسیار شدیدی را تحمل کردم و فهمیدم سحر به عنوان بازیگر اصلاً نباید از این ریسک ها انجام دهد.

    عکس سحر قریشی در کنار فرناز رهنما

    عکس سحر قریشی و فرناز رهنما

    کامل ترین آرشیو عکس های سحر قریشی

    خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد

    برای بازیگری که با تغییرات چهره وارد کار و تصویر شود شاید جراحی زیبایی مشکل نداشته باشد، یعنی اگر من اول ژل تزریق می کردم و بعد برای نقشی انتخاب می شدم ایراد نداشت. در مصاحبه از من پرسیدند، معروفیت بهتر است یا محبوبیت؟ و من گفتم محبوبیت، شهرت می آورد و مهمتر است. من باز هم می گویم من اگر بازیگر شدم حق ندارم دیگر آنقدر به سر و صورتم دست بزنم که ذهنیت مردم را به هم بریزم؛ آنها مرا با شکلی پذیرفتند که وارد این محیط شدم. هنوز سن من کم است و افتادگی پلک، چروک صورت و… ندارم.
    پس نباید دیگر این اشتباه را انجام دهم. من در مدتی انگار بیمار شده بودم و در آن روزها اعتماد به نفس نداشتم و باید حال بدم را با سفر و استراحت خوب می کردم نه با دستکاری صورتم. بدون بی حسی ژل زدم و کلی درد کشیدم و دوباره بدون بی حسی آن را تخلیه کردم. چون داروهای بی حسی روی صورتم اثر نداشت. اگر کسی نیاز به جراحی داشته و پول هم داشته باشد و این کار را انجام ندهد واقعاً آدم نادانی است. می گویند خداوند زیباست و زیبایی ها را دوست دارد؛ پس باید هرکسی به زیباتر شدن فکر کند.

    خودم را همین جوری که هستم دوست دارم

    اگر هر فردی حس کند که خودش را دوست دارد حتی اگر نقصی دارد، این کافی است ولی اگر نقصی وجود دارد که اعتماد به نفس را کم می کند باید آن را رفع کند. مادرهایی که این مصاحبه را می خوانند این نکته را بدانند که بداید از کودکی به دختر و پسرتان اعتماد به نفس بدهید و آنها را تایید کنید. مادر و مادربزرگم همیشه می گفتند: ‌«قربون دختر خوشگلم برم…!» و این ملکه ذهن من شد که صورت زیبایی دارم… و آنقدر این جمله را شنیدم که دیگر باور کردم زیبا هستم و بیشتر باید به درون و سیرت زیبا فکر کنم.
    وقتی سیرت زیبا باشد آن مهربانی و صداقت و پاکی در چشم ها تبلور پیدا می کند و منعکس می شود. بعضی ها زیبایی ظاهری ندارند اما ۲ جلسه که با آنها برخورد می کنیم، می بینیم چقدر این آدم زیباتر از قبل دیده می شود. پس داشتن زیبایی ظاهر، هیچ نیست… بعضی ها هم زیبا بوده اما در اصطلاح عوام، نچسب هستند. آنها آدم هایی هستند که درونشان زیبا نیست و موج منفی دارند.

    هیچ لذتی بالاتر از غذا خوردن نیست!

    اهل رژیم غذایی هستم و از طرف پدر و مادر، ژن چاقی دارم. قدم ۱۷۰ سانتی متر و وزنم ۵۸ کیلوگرم است اما به شدت مراقب وزنم هستم. یک دوره بود که خیلی ورزش می کردم اما الان وقت نمی کنم و فقط رژیم می گیرم و گریه می کنم. بعد از اینکه یک عالمه غذا می خورم کلی گریه می کنم… انگار در دنیا هیچ لذتی بالاتر از غذا خوردن نیست.

    به شدت غذا دوست دارم؛ کاملاً سیر که شدم افسرده می شوم و گریه می کنم؛ طوری که مجبور شدم مشاوره بگیرم. به دکتر گفتم نمی توانم جلوی اشتهایم را بگیرم… سر فیلمبرداری که هستیم اصلاً غذا نمی خورم. دوره ای بود که تا غذا می دیدم، گریه می کردم. که چرا این غذا را جلوی من گذاشتند؟ مرغ پخته را می دیدم می گفتم طفلکی را چرا پختید…؟ دکتر آنقدر با من حرف زد و روش هایی به کار برد که بهتر شدم. رژیم سخت گرفتم و مشاوره هایی که رفتم باعث شد این حالت کمتر شود. برای درمان این حالت ها ظرف غذا را بزرگتر کردم و مقدار غذا را کمتر و این را پذیرفتم که من اشرف مخلوقات هستم؛ باید همه چیز بخورم و دلم برای مرغ و گوسفند نسوزد.

    من هیچ وقت صورتم را جراحی نخواهم کرد

    دوستم بینی اش را ۳ بار عمل کرد و در آخر هم درست نشد. پره بینی دوستم ایراد داشت، سه بار عمل کرد و تنها نقصی که دکتر نتوانست رفع کند، همان پره بینی بود. خب این زیباتر شدن نیست. حتی یکی از دوستانم ژل تزریق کرد و بدنش حساسیت شدیدی به این تزریق نشان داد و لبش کج شد و دکتر گفت دیگر نمی توانم درستش کنم. حتی بعد از تخلیه لبش مثل قبل نشد. با توجه به این اتفاق ها آدم کمی ترسو می شود، البته من ریسک پذیر هستم اما روی صورتم دیگر کاری انجام نمی دهم.

    ورود به سینما آسان است اما…

    اولین بار من برای بازی در فیلم سینمایی «لج و لجبازی» تست دادم و حدود ۶۱ نفر در انتخاب نهایی بودیم و در نهایت کسی را خواستند که شبیه سارا خوئینی ها یا امیر جعفری باشد که قرار بود نقش پدر و مادر من را داشته باشند. نظر نهایی را گریمور و کارگردان با هم می دادند. گریمور گفت گونه هایش شبیه ساراست و با گریم می تواند شبیه تر هم بشود و به این ترتیب، من انتخاب شدم. خانم مهدیه اعرابی، گریمور کسی بود که باعث انتخاب من شد.

    البته زیبایی صورت هم شرط است و بازیگر باید قابلیت دیده شدن را داشته باشد اما بازی من باعث شد که بمانم و دوباره انتخاب شوم. من بازی بیلبورد نیستم اما مطمئناً زیبایی صورت و بازی، هر دو برای ماندن مهم است. ورود به سینما آسان است و ماندن در آن دشوار. تهیه کننده و کارگردان با پول می توانند خیلی ها را وارد کنند ولی آیا آن فرد برای دفعه دوم و سوم هما انتخاب می شود؟ من در مورد خودم می گویم که صورتم بکر و دست نخورده بود یا آن مدل ابروهای یلدا، آن نقش کلی روی ابروی بازیگرها در کارهای بعدی تاثیر گذاشت. یادش بخیر؛ سال ۸۸ من ۲۱ ساله بودم که آن نقش را بازی کردم.

    زیبایی مصنوعی ارزش ندارد

    من به گونه ام ژل تزریق نکرده ام. دروغ گفتن توهین به شعور مخاطب است و عکس بچگی ام را به شما نشان می دهم تا ثابت کنم عمل نکرده ام. به نظر من در دوره ما صورت ها همه یک شکل شده و این اصلاً خوب نیست. لب ها، بینی ها و ابروها همه یک شکل است. خدا آدم ها را متفاوت آفریده و این زیباست؛ نه اینکه در یک مهمانی لباس ها که بر اساس مد همه یک شکل است، بینی ها همه کوچک و سربالا، لب ها هم که هم ژل زده، ابروها هم تتو شده و… آیا این زیبایی مصنوعی ارزش دارد؟ دختری که در ۲۰ سالگی این کارها را انجام می دهد دیگر لطافتی ندارد و وقتی ۴۰ ساله شد دیگر می خواهد چه بکند؟ از لطافت جوانی باید لذت ببریم و این جراحی ها را بگذاریم برای زمانی که زیبایی ما کم می شود و شاید اعتماد به نفس ما را تحت الشعاع قرار دهد.

    سحر دختری لوس و اطواری است؟

    زمانی که فیلم سینمایی «دردسر بزرگ» را بازی کردم، خودم هم در خیابان حس کردم که همه نسبت به من این برداشت را دارند که فردی لوس و نازپرورده هستم. در آن فیلم نقش همسر حامد کمیلی را داشتم. پریسا دختر پولدار و لوسی بود که خیلی ادا داشت و با انگشت اشاره با همه سلام و خداحافظی می کرد. همه در خیابان با من با همان حرکت سلام می کردند و در حالی که هر گونه نقش بازی می کنم اما هنوز هم در ذهن مخاطب همان یلدا باقی مانده ام. من خیلی هم شیطون و پرسروصدا هستم. به شدت مسئولیت پذیرم. با اینکه تک فرزند هستم اما اهل قهر نیستم. باید اعتراف کنم که نق نقو و خواب آلود هستم. از سروصدا فراری ام و در خانه وقتی تنها باشم، هیچ صدایی شنیده نمی شود؛ نه تلویزیون و نه موزیک. در کل آدم شلوغی هستم اما در تنهایی از سروصدا و شلوغی فاصله می گیرم.

    توصیه آخر من به خانم ها

    یک زن کامل، زنی است که سالم باشد. به غذا خوردنش، به پوست و مو و لباس پوشیدن و… اهمیت بدهد. توصیه ام این است که تا ازدواج می کنید زیبایی خود را کنار نگذارید و حس کنید به هدفی که می خواستید رسیدید. من بازیگر هستم و بیشتر به این نکات اهمیت می دهم و حس می کنم من هستم و یک قاب صورت.

    باید زیبا و سالم باشم تا حسم را به مخاطب برسانم اما همه خانم ها باید به این نکات اهمیت بدهند و این اول احترام به خودمان است و در نهایت احترام به بیننده و کسانی که در کنار ما زندگی می کنند. آدمی که سلامت روح داشته باشد می تواند به هم کمک کند. یک زن ایده آل باید به ظاهرش توجه کند. اغلب زن ها می گویند من دیگر مادر شدم و از من گذشته. اگر این زن به خود و سلامت روحش اهمیت ندهد چطور می خواهد آرامش و سلامت را به خانواده و فرزندش منتقل کند؟ پس در هر کاراکتری که هستیم (مادر، همسر، دختر و…) به زیبایی و سلامت روح و جسم باید اهمیت دهیم و نقص هایمان را رفع کنیم.

    الناز شاکردوست وسحر قریشی

    سحر قریشی در کنار مادر وبرادرش

    سینمایی و شبکه خانگی

    سال نام فیلم نوع فیلم کارگردان
    ۱۳۸۸ لج و لج‌بازی سینمایی سید مهدی برقعی
    ۱۳۸۹ سیسیلی‌ها شبکه خانگی روح‌الله حسینی
    ۱۳۸۹ دردسر بزرگ سینمایی مهدی گلستانه
    ۱۳۸۹ همه چی آرومه سینمایی مصطفی منصور یار
    ۱۳۹۰ گشت ارشاد سینمایی سعید سهیلی
    ۱۳۹۰ ساعت شلوغی سینمایی آرش معیریان
    ۱۳۹۰ محرمانه تهران سینمایی مهدی فیوضی
    ۱۳۹۰ نار سینمایی بهاره رضایی
    ۱۳۹۰ دوباره با هم سینمایی روزبه حیدری
    ۱۳۹۰ اکباتان سینمایی مهرشاد کارخانی
    ۱۳۹۰ تو و من سینمایی محمد بانکی
    ۱۳۹۰ نردبان چوبی شبکه خانگی فرشاد ارج
    ۱۳۹۰ سه خط موازی شبکه خانگی محسن افشانی
    ۱۳۹۱ عبور از مه سینمایی داوود بیدل
    ۱۳۹۱ زن. مرد. زندگی… سینمایی مهدی ودادی
    ۱۳۹۱ بچه‌های لواسان شبکه خانگی احمد توکلی
    ۱۳۹۱ نفس سینمایی شهروز شکورزاده
    ۱۳۹۲ پنج ستاره سینمایی مهشید افشارزاده
    ۱۳۹۲ آنچه مردان درباره زنان نمی دانند[۳] سینمایی قربان محمدپور
    ۱۳۹۲ دربست آزادی سینمایی مهرشاد کارخانی
    ۱۳۹۲ نازنین (فیلم ۱۳۹۲) سینمایی مهدی گلستانه
    ۱۳۹۲ آتیش بازی سینمایی بهمن گودرزی
    ۱۳۹۲ روزگاری عشق و خیانت سینمایی داوود بیدل

    مچموعه تلویزیونی

    سال نام سریال سمت کارگردان توضیحات
    ۱۳۸۸ دلنوازان بازیگر حسین سهیلی زاده نقشیلدا
    ۱۳۸۹ شاید برای شما هم اتفاق بیفتد بازیگر محمود معظمی اپیزودشاهد
    ۱۳۹۰ شاید برای شما هم اتفاق بیفتد بازیگر احمد معظمی اپیزوداتفاق خودش می‌افتد

    فیلم تلویزیونی

    سال فیلم تلویزیونی کارگردان پخش
    ۱۳۸۹ حال خوب من بهروز خلج شبکه خانگی
    ۱۳۹۰ نارمک (تهرانپارس) صالح دلدم شبکه خانگی

    دانلود همه عکس های سحر قریشی

    بهترین آلبوم عکس های سحر قریشی

    زیباترین گالری عکس های سحر قریشی

    عکس سحر قریشی

    عکس های جذاب سحر قریشی

    عکس سحر قریشی در لباس عروس و شوهرش

    سحر قریشی و شاهرخ استخری در سریال دلنوازان

    عکس های سحر قریشی

    عکس سحر قریشی

    دانلود فیلم پنج ستاره با با بازی سحر قریشی

    دانلود فیلم ما همه تنهاییم بابازی سحر قریشی

    دانلود فیلم همه چی آرومه با بازی سحر قریشی

    بارداری سحر قریشی در یک ازدواج موقت/به همراه عکس

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    عکس های جدید و زیبای سولماز آقمقانی خرداد 95 / اینستاگرام بازیگران زن

    عکس های جدید سولماز آقمقانی – خرداد 95


    سولماز آقمقانی
    بازیگر
    متولد: 1363
    محل تولد: تهران

    سولماز آقمقانی متولد خرداد ماه ۱۳۶۳ در تهران است. وی تا کنون در فیلم هایی چون «مسافر»، «کلانتر»، «زائرسرای ممتاز»، «وفا»، «سرنوشت»، «دیدار»، «سه در چهار»، «مادر زن سلام» و «بی اجازه» به ایفای نقش پرداخته است. وی همچنین در مجموعه های تلویزیونی «راه شب» ، «روزگار غریب» و «ما فرشته نیستیم» به ایفای نقش پرداخته است.

    دانلود فیلم بدون اجازه با بازی سولماز آقمقانی

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    گالری عکس های جدیدلیلا حاتمی 94

    علی مصفا ولیلا حاتمی

    لیلا حاتمی در پشت صحنهدر دنیای تو ساعت چند است؟

    لیلا حاتمی| سی و سومین جشنواره فیلم فجر

    کامل ترین و زیباترین گالری عکس های جدید لیلا حاتمی 93

    عکس متفاوتی ازلیلا حاتمی؛ بانوی هنرمند و با وقار سینمای ایران

    لیلا حاتمی در جشنوار فیلم رم

    عکس های جدیدلیلا حاتمی93

    عکس های جدید لیلا حاتمی در جشنواره کن – بهار 1393 (می 2014)

    لیلا حاتمی(زاده ۹ مهر۱۳۵۱،تهران)بازیگرسینماوتلویزیونایراناست. وی فرزندعلی حاتمیو زری خوشکام و همسرعلی مصفامی‌باشد. لیلا حاتمی با کسب چندین جایزهاز جشنواره‌های داخلی و خارجی(18 جایزه یا کاندیدای جایزهاز مجموع 24 فیلمی که بازی کرده است) یکی از موفق‌ترین بازیگران ایرانی از لحاظ تعداد جوایز دریافتی می‌باشد.

    لیلا حاتمی در رشته ریاضی فیزیک در تهران دیپلم گرفت. برای ادامه تحصیل به لوزان سوئیس رفت. در دانشگاه پلی تکنیک در رشته برق شروع به تحصیل کرد. تحصیل در این رشته را پس از دو سال نیمه کاره رها کرد و به دانشگاه لوزان، سوئیس رفت و آن‌جا ادبیات فرانسه خواند. به علت بیماری پدرش در ۱۳۷۵ تحصیل را نیمه کاره رها کرد و به ایران بازگشت. در سال 1378 با علی مصفا ازدواج کرد. از آن پس در تهران زندگی می‌کند. وی دارای دو فرزند به نام های مانی و عسل است.

    نخستین حضورش در سینما در نقش کودکی کمال‌الملک (در فیلم “کمال الملک” به کارگردانی پدرش علی حاتمی) بود. در سال ۱۳۷۰ در فیلم دلشدگان که آن هم ساختهٔ پدرش علی حاتمی بود ایفای نقش کرد و پس از آن در ۱۳۷۵ برای اولین بار در یک کار سینمایی در فیلمی که کارگردان‌اش پدرش نبود ( فیلم لیلا از داریوش مهرجویی) نقش یک زن نازا را ایفا کرد و برای آن دیپلم افتخار جشنواره فیلم فجر را گرفت. فیلم موفق دیگر او آب و آتش بود که در آن نقش یک زن روسپی (مریم) را به خوبی اجرا کرد. بازی آتیلا پسیانی زوج و پسر عموی مریم از نکات درخشان دیگر فیلم بود.

    سفارتفرانسهطی بیانه‌ای اعلام کردنشان ادب و هنردرجه شوالیه توسط وزیر فرهنگ و ارتباطات این کشور بهلیلا حاتمیاعطا شده‌است. در قستمی دیگر از این بیانه آمده: “این نشان به خاطر خلاقیت هنری یا ادبی و یا به خاطر مشارکت در تلالوی هنر و ادب، در فرانسه و در جهان به هنرمندان اعطا می‌شود.”

    در سال ۱۳۸۹ به همراهاصغر فرهادیو چندی از بازیگران فیلمجدایی نادر از سیمینبه جشنواره فیلم برلین دعوت شد ولی به هر دلیلی که برخی آن را بازی در فیلم بعدیش (پله آخر) می‌دانند در اختتامیه شرکت نکرد. که در آن مراسم به همراهساره بیاتوسارینا فرهادیبرنده خرس نقره‌ای بهترین گروه بازیگران زن شد.

    در بهار سال ۱۳۹۰ در مراسم فرش قرمز فیلمجرم (مسعود کیمیایی) به همراهعلی مصفاشرکت کرد.
    در تابستان همین سال به دنبال اکران جدایی نادر از سیمین به فرانسه و ایتالیا سفر کرد و در افتتاحیه اکران فیلم همراه با اصغر فرهادی حضور داشت.
    و سر انجام پس از نامزدی جدایی نادر از سیمین در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان اسکار در زمستان سال ۹۰ همراهاصغر فرهادیوپیمان معادیراهی مراسم اسکار در آمریکا شد.
    پس از آن در مراسم اختتامیه جشنواره کن شرکت کرد و جایزه بزرگ این جشنواره را بهمتئو گارونهکارگردان ایتالیایی فیلم واقعیت اهدا کرد. چند ماه بعد لیلا حاتمی به همراه همسرشعلی مصفاو فرزندانش برای اکران فیلمپله آخردر جشنواره کارلووی واری راهی جمهوری چک شد و جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن این جشنواره را نیز به خاطر بازی در این فیلم کسب کرد. بعد از آن در پی اقامت علی مصفا در فرانسه برای حضور در فیلم جدیداصغر فرهادیبه همراه وی عازم فرانسه شد و چندین ماه در آنجا اقامت داشت.پس از بازگشتش به ایران در پاییز ۹۲ به همراهعلی مصفادر مراسم بزرگداشت داریوش مهرجویی شرکت کرد.
    لیلا حاتمی در بیشتر فیلم‌هایش نقشزنیاز طبقات بالایاقتصادییافرهنگیجامعه، با روحیه خونسرد و شخصیت مستقل و محکم را بازی کرده‌است.

    ماجرای ازدواج لیلا حاتمی با علی مصفا

    علی مصفا برای خواستگاری لیلا حاتمی پیش داود رشیدی رفت

    چندی پیش داود رشیدی بازیگر مطرح سینما تیاتر و تلویزیون در گفت‌وگویی با مجله پردیس روایت جالبی از آشنایی با خانواده حاتمی و ماجرای این ازدواج تعریف كرده بود: صمیمیت من و علی حاتمی به سال‌های قبل برمی‌گردد. ما با هم دوست بودیم و رفت و آمد خانوادگی داشتیم. لیلی و لیلا با هم بزرگ شدند . من و علی حاتمی واقعا مثل دو برادر بودیم و رفت و آمد ما و خانواده او هنوز هم ادامه دارد تا جایی كه آقای مصفا برای خواستگاری از لیلا (حاتمی) پیش من آمد چون علی (حاتمی) دیگر فوت كرده بود.

    در جایی دیگر خانم لیلا حاتمی، خود در این باره سخن گفته اند :آن حس‌ها همه‌اش واقعی است

    خیلی‌ها معتقدند رابطه عاشقانه شخصیت‌های فیلم “لیلا” با توجه به واقعی بودن آن در بین بازیگرانش برای تماشاگران خاص و عام، بسیار باورپذیر درآمده است. وی در پاسخ به این سوال كه چقدر از ارتباط عاشقانه فیلم واقعی بوده و آیا حس علاقمندی این زوج هنرمند سینما در طول همین كار شكل گرفته، گفته است: «اتفاقا دوست دارم به این سوال جواب بدهم. آن حس‌ها همه‌اش واقعی است. قبل از شروع فیلمبرداری حس‌هایمان به هم شروع شده بود. اصلا آقای مهرجویی اول ما را به هم علاقمند كرد و بعد فیلمش را ساخت».

    جوایز و افتخارات

    کاندید جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از انجمن منتقدان برای فیلم «پله اخر»- ۱۳۹۳

    کاندید جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از انجمن منتقدان برای فیلم «سر به مهر»-۱۳۹۲

    برنده جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم های ایرانی سان فرانسیسکو برای فیلم «آشنایی با لیلا»-۱۳۹۲

    برنده جایزه«پروین» (به همراه ترانه علیدوستی و نگار جواهریان)-۱۳۹۱

    برنده جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره فجر کرمانشاه برای فیلم «سر به مهر» -۱۳۹۱

    کاندید جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن از انجمن منتقدان برای فیلم «پله اخر» -۱۳۹۱

    برنده گوی بلورین بهترین بازیگر زن از چهل و هفتمین جشنواره کارلووی واری برای فیلم «پله آخر» – ۱۳۹۱

    کاندید سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس از سی وامین جشنواره فجر برای فیلم «پله اخر»- ۱۳۹۰

    کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از سی وامین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «نارنجی پوش» -۱۳۹۰

    کاندید جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم های اسیایی برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» -۱۳۹۰

    برنده جایزه فیبرشی بهترین بازیگران زن از جشنواره فیلم پالم اسپرینگز برای فیلم «جدایی نادراز سیمین» (به همراه ساره بیات و سارینا فرهادی) -۱۳۹۰

    برنده خرس نقره‌ای بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم برلین برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» (به همراه ساره بیات و سارینا فرهادی)- ۱۳۸۹

    کاندید جایزه بهترین بازیگر زن از بخش مسابقه فیلم های اول برای فیلم «چیزهایی هست که نمی‌دانی» – ۱۳۸۹

    کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» -۱۳۸۹

    برنده جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنوارهٔ فیلم حراره برای فیلم «هر شب تنهایی» – ۱۳۸۹

    کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن از چهاردهمین جشن خانه سینما برای فیلم «پرسه در مه» – ۱۳۸۹

    کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «چهل سالگی» -۱۳۸۸

    برنده جایزهٔ بهترین بازیگر نقش اول زن در سومین جشن منتقدان برای فیلم «بی پولی» – ۱۳۸۸

    برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «بی پولی» – ۱۳۸۷

    کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «سالاد فصل» – ۱۳۸۳

    کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن از ششمین جشن خانه سینما برای فیلم «ارتفاع پست» – ۱۳۸۱

    برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره مونترال کانادا برای فیلم «ایستگاه متروک»-۱۳۸۱

    کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «ایستگاه متروک» – ۱۳۸۰

    برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن از پنجمین جشن خانه سینما برای فیلم «آب و آتش» – ۱۳۸۰

    بهترین بازیگر نقش اول زن سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای فیلم «آب و آتش» – ۱۳۸۰

    کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از هفدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «شیدا» – ۱۳۷۷

    برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن از پانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «لیلا» – ۱۳۷۵

    فیلم‌شناسی

    سینمایی

    • در دنیای تو ساعت چند است؟(صفی یزدانیان، ۱۳۹۳)
    • سر به مهر(هادی مقدم دوست، ۱۳۹۱)
    • نارنجی پوش(داریوش مهرجویی، ۱۳۹۰)
    • پله آخر(علی مصفا، ۱۳۸۹)
    • آشنایی با لیلا(عادل یراقی، ۱۳۸۹)
    • جدایی نادر از سیمین(اصغر فرهادی، ۱۳۸۹)
    • سعادت آباد(مازیار میری، ۱۳۸۹)
    • آسمان محبوب(داریوش مهرجویی، ۱۳۸۸) (در نوبت اکران)
    • چیزهایی هست که نمی‌دانی(فردین صاحب‌الزمانی، ۱۳۸۸)
    • پرسه در مه(بهرام توکلی، ۱۳۸۸)
    • چهل سالگی(علی‌رضا رئیسیان، ۱۳۸۷)
    • بی‌پولی(حمید نعمت‌الله، ۱۳۸۷)
    • شیرین(عباس کیارستمی)، ۱۳۸۶)
    • هر شب تنهایی(رسول صدرعاملی، ۱۳۸۶)
    • شاعر زباله‌ها(محمد احمدی، ۱۳۸۴)
    • حکم(مسعود کیمیایی، ۱۳۸۳)
    • سالاد فصل(فریدون جیرانی، ۱۳۸۳)
    • سیمای زنی در دوردست(علی مصفا، ۱۳۸۲)
    • ارتفاع پست(ابراهیم حاتمی‌کیا، ۱۳۸۰)
    • ایستگاه متروک(علی‌رضا رئیسیان، ۸۰-۱۳۷۹)
    • مربای شیرین(مرضیه برومند، ۱۳۷۹)
    • آب و آتش(فریدون جیرانی، ۱۳۷۹)
    • میکس(داریوش مهرجویی، ۱۳۷۸)
    • شیدا(کمال تبریزی، ۱۳۷۷)
    • لیلا(داریوش مهرجویی، ۱۳۷۵)
    • دلشدگان(علی حاتمی، ۱۳۷۰)
    • کمال‌الملک(علی حاتمی، ۱۳۶۳)

    مجموعه تلویزیونی

    • پریدخت(سامان مقدم، ۱۳۸۶)
    • کیف انگلیسی(سیدضیاءالدین‌دری، ۱۳۷۸)

    گویندگی مستند

    • در جستجوی شهرزاد
    • قالی ایرونی ما
    • قایق های من

    ترجمه‌ها

    • فیلم‌نامه شب افتتاح، ۱۳۸۱
    • فیلم‌نامه گرترود، ۱۳۸۲
    • مجموعۀ «شش گفتگو با پیکاسو، گفتگو با پیکاسو دربارۀ تابلوی «زنان الجزیره»، ۱۳۸۲

    داوری

    شصت و هفتمین دورهجشنواره فیلم کن(۲۰۱۴)

    • جشنواره فیلم پرتقال طلایی ترکیه (۲۰۱۳)
    • جشنواره فیلم رم (۲۰۱۲)
    • جشنواره فیلم کاستندورف (۲۰۱۲)
    • جشنواره فیلم مراکش (۲۰۱۱)
    • جشنواره فیلم دوویل (۲۰۱۱)
    • جشنواره فیلم کارلوواری (۲۰۰۶)
    • جشنواره فیلم کوتاه دبی (۲۰۰۱)

    عکس جنجالی لیلا حاتمی در حال روبوسی با ژیل یاکوب

    خانم حاتمی در این باره عذرخواهی کردند و گفتند که من پیش تر به مسوولین جشنواره درباره این مسایل و محدودیت هایی که وجود دارد توضیح داده بودم ولی گویا آقای جاکوب به دلیل کهولت سن این مساله را به یاد نداشت. همچنین گفتند که من هتا با دستم، حرکت پیشگیرانه ای انجام دادم که این اتفاق رخ ندهد (در ویدیو کاملا مشخصه) ولی متاسفانه …

    لیلا حاتمی در کنار مادرش زری خوشکام

    لیلا حاتمی و همسرش علی مصفا به همراه فرزندانش (مانی و عسل)

    کودکی لیلی رشیدی و لیلا حاتمی

    اولین حضور لیلا حاتمی در سینما

    فیلم «کمال الملک» ساخته «علی حاتمی» در نقش یک پسر بچه

    لیلا حاتمی و شوهرش علی مصفا – فیلمپله آخر

    جدیدترین فیلم لیلا حاتمی

    بازی مشترک لیلا حاتمی و علی مصفا در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»

    دانلود فیلم زیبای در دنیای تو ساعت چند است؟

    عکس کودکی ليلا حاتمی در کنار پدر و مادرش – على حاتمى و زرى خوشكام

    لیلا حاتمی، پسر و همسرش

    لیلا حاتمی و نیکی کریمی

    کودکی لیلا حاتمی -پشت صحنه فیلم حاجی واشنگتن – سال 1361

    دانلود فیلم جدید «در دنیای تو ساعت چند است» با بازی لیلا حاتمی

    دانلود کلیپ ها و مصاحبه های تصویری از لیلا حاتمی

    دانلود فیلم جدایی نادر از سیمینبا بازی لیلا حاتمی

    دانلود فیلم بی پولی با بازی لیلا حاتمی

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    عکس جدید فرناز رهنما و همسرش

    فرناز رهنما و همسرش – اسپند ماه 94

    فرناز رهنما-نمايش تقديربازان – خرداد 94

    عکس جدید فرناز رهنما– بهمن 93- تمرین نمایش «تقدیر بازان»

    عکس جدید فرناز رهنما – دی ماه 93

    عکس جدید فرناز رهنما – آذر ماه 93

    بیوگرافی

    فرناز رهنما ، زاده مهر ماه سال 1360 در اصفهان و دارای لیسانس رشته نمایش با گرایش بازیگری است.از کارهای معروف او می‌توان به بازی در سریالساختمان پزشکان، هفت سنگ و همچنین فیلم سینمایی اقلیما و بعد از ظهر سگی نام برد. همسر خانم رهنما یک آهنگساز و موزیسین است. همچنین ایشان در مصاحبه‌ ای تاکید کردند که هیچ گونه نسبتی با بهاره رهنما ندارند.

    فیلم‌ شناسی

    سینمایی

    • بعد از ظهر سگی(۱۳۸۸)
    • اقلیما(۱۳۸۵)

    تلویزیونی

    • هفت سنگ(۱۳۹۳ علیرضا بذرافشان)
    • ساختمان پزشکان(۱۳۸۹ سروش صحت)
    • مامور بدرقه(رمضان ۱۳۸۷ سعید سلطانی)
    • زیر زمین(رمضان ۱۳۸۵ علیرضا افخمی)

    تله فیلم

    • سوگند(۱۳۹۲ فربد شکرایی)

    فرناز رهنما – آذر ماه 93

    فرناز رهنما – آبان ماه 93

    فرناز رهنما – آبان ماه 93

    فرناز رهنما و بهنام تشکر در پشت صحنه سریال 7 سنگ

    عکس جدید فرناز رهنما – تیر ماه 93

    فرناز رهنما به همراه بهنام تشکر در سریال ساختمان پزشکان

    فرناز رهنما به همراه حسین یاریدرفیلم اقلیما

    عکس فرناز رهنما درفیلم سینمایی اقلیما

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ته موویز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : پرشین وردپرس
سایت بت اسپات