نیلوفر اردلان ، کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران به جهت

    مخالفت همسرش برای خارج شدن از کشور بازی های

    تیم ملی در جام ملت های آسیا را از دست داد !!!

    قسمت همسر من این بود که در مسابقات قهرمانی آسیا غایب باشد

    مهدی توتونچی، مجری شبکه ورزش و همسر نیلوفر اردلانی کاپیتان تیم ملی فوتسال ایران که به همسرش اجازه نداده بود همراه تیم به مسابقات برود،پس از پیروزی و قهرمانی تیم فوتسال زنان ایران گفت: «اول از همه قهرمانی تیم بانوان را به همسرم، بازیکنان و کادر فنی و همچنین فدراسیون فوتبال تبریک می گویم و آنها نشان دادند که شایستگی قهرمانی را داشتند. قبل از شروع مسابقات صحبت‌های زیادی شده بود مبنی بر اینکه غیبت همسر من روی عملکرد تیم ملی تاثیر منفی می‌گذارد اما فوتبال یک ورزش گروهی است و فرد محور نیست. قسمت همسر من این بود که در مسابقات قهرمانی آسیا غایب باشد و تیم بدون او قهرمان شود.

    من در جایگاهی نیستم که بخواهم مخالف منافع ملی باشم اما روی زندگی شخصی ام و حفظ آرامش آن اصرار زیادی دارم.» ایشان در گفته‌هایش ربط این‌که فوتسال یک بازی دست جمعی است را با عدم اجازه به هم‌سرش برای خروج از کشور و شرکت برای تیمی که مدت‌ها برایش زحمت کشیده بود را توضیح نداد. و توضیح نداد چه نسبتی بین ممنوعیت خروج از کشور توسط شوهر و «تقدیر» و «قسمت» وجود دارد. این‌که مردی از قوانین تبعیض‌آمیز کشور علیه همسرش استفاده کند قاعدتا نباید ربطی به قسمت و هم‌چنین تیمی بودن بازی فوتسال داشته باشد. شما چه فکر می‌کنید؟

    نيلوفر اردلان، بازيكن تيم فوتسال زنان ايران مى‌گويد به خاطر عشق به فوتبال، حتى از مهريه‌اش گذشته است اما همسرش در ازاى پاسپورت او، چيزهاى ديگرى مى‌خواست! نيلوفر اردلان: سر بازی‌های گوانگ جو آقای توتونچی به من گفت ثابت کن زندگی را دوست داری و مهرت را ببخش. من هم مهرم را بخشیدم. حالا سر بازی‌های آسیایی مالزی ایشان از من بهای دیگری خواست. ایشان به من گفت بقیه بهای یک زن را ببخش تا من پاسپورت را به تو بدهم. سوال: چه بهایی؟ نيلوفر اردلان: نفقه و اجرت المثلی که به زن تعلق می گیرد و من احساس کردم که دیگر به عنوان یک زن در معرض توهین قرار گرفته ام. یک روزی این ماجرا و فوتبال برای من تمام می‌شود. اصلا همین امروز تمام می‌شود. حداقل حقم را به عنوان یک زن بگیرم. خرده نگرفت که ماجرا را عمومی کردید؟ نه. من این کار را با مشورت انجام دادم. به آقای توتونچی (همسرم) هم گفته بودم. من گفتم من دوست ندارم قضیه این طور پیش برود، ولی ایشان گفتند من مشکلی ندارم و شما می توانید قضیه را رسانه ای کنید. با وجود این که خیلی تلاش کردم این قضیه اتفاق نیفتد، اما آقای توتونچی با این دست آویز که قانون با من است، من را کلافه کرد. آخر من ورزشکار هیچ راهی ندارم؟

    یک نفر لااقل به من کمک بکند که من حقم را بگیرم. الان من مسابقات آسیایی را از دست دادم. وقتی من پاسپورت ندارم، انگار مانع اشتغال من شده اند. من دو سال دیگر می خواهم وارد عرصه مربی گری بشوم، وقتی پاسپورت به من داده نمی شود، من کجا می توان مربی گری کنم؟ آن هایی که بیرون از ماجرا ایستاده اند، چه می گویند؟ من دوست نداشتم این قضیه را مطرح کنم، ولی وقتی دیدم در فضای مجازی مردم دارند حرف های بی ربطی می زنند و می گویند این خانم حتما مهرش را اجرا گذشته و یک سری افکار منفی باعث شد که من این کار را بکنم. من خواستم مردم را با این قضیه آگاه کنم و بیشتر از این دوست ندارم وارد مسائل شخصی زندگی ام بشوم. من می خواهم بگویم به خاطر بازی های آسیایی کره جنوبی مهرم را دادم. ای کسانی که این قضاوت ها را می کنید و از بعد ملی به قضیه نگاه نمی کنید، من یک بار دینم را به آقای توتونچی ادا کردم و حالا نوبت ایشان است.

    یک سری مسائل در زندگی وجود دارد که شاید بازگوکردنش درست نباشد، اما این را می دانم که به تنهایی این کار را انجام ندادم و با خانواده ام و حتی آقای توتونچی هم مطرح کردم و ایشان گفتند تو قهرمان ملی هستی و مختاری و می توانی موضوعت را رسانه ای کنی و حقت را بگیر.

    هفته نامه چلچراغ / شهرزاد همتی

    آپدیت : 2 آذر 94

    نیلوفر اردلان: با اجازه دادستان از کشور خارج شدم

    نیلوفر اردلان، کاپیتان تیم فوتسال زنان ایران که در حال حاضر برای شرکت در مسابقات جهانی این رشته در کشور گواتمالا حضور دارد، گفته است که با اجازه دادستان از کشور خارج شده است.

    خبرگزاری میزان، متعلق به قوه قضاییه ایران هم نوشته است که این بازیکن “بدون آنکه رضایت شوهرش را جلب کند با نظر فدراسیون و برخی نهادهای نظارتی از کشور خارج شد.” نیلوفر اردلان که پیشتر به خاطر مخالفت همسرش جام ملتهای آسیا را از دست داده بود، در گفتگو با سایت برنامه نود تاکید کرد: “حضور من در اردوی تیم ملی فوتسال با اجازه دادستان و مجوز يكبار خروج از كشور است و ربطی به مشکلاتی قبلی من در خروج از کشور ندارد.”

    او در ادامه گفت: “خواستم از طریق سایت برنامه نود از کلیه عوامل فدراسیون فوتبال به خصوص آقایان کفاشیان، اسدی و اسلامیان و همچنین خانم عرب عامری و به صورت ویژه‌ای از آقای صادقی دادستان تهران تشکر کنم.” اظهارات خانم اردلان در حالی بیان می‌شود که جلوگیری از خروج او برای شرکت در مسابقات جام ملت‌های آسیا واکنش‌های بسیاری داشت و بار دیگر نگاه‌ها را متوجه قوانینی کرد که خروج زنان متاهل ایرانی از کشور را منوط به اجازه همسرشان می‌کند. این قانون که مربوط به قبل از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ است، در حال حاضر برای گرفتن پاسپورت و تمدید آن اجرا می‌شود و بر اساس آن زنان متاهل باید برای دریافت گذرنامه، اجازه‌نامه محضری از شوهرشان را همراه داشته باشند.

    گل بسیار زیبای فوتسال زنان ایران به ژاپن

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    تیتر روزنامه های ایران (تابستان 1357) : ریال ایران جز پول های معتبر جهان شد!

    منابع تاریخی نشان می دهند ارزش برابری پول ملی ایران با پول‌های معتبر جهانی در مقاطع تاریخی مختلف به این شرح بوده است :

    در زمان شاه طهماسب صفوی، یعنی در سده شانزدهم میلادی، واحد پول ایران «شاهی» بود و هر ۲۰۰ شاهی برابر با یک «تومان». طبق مندرجات سفرنامه جنکینسون، در آن زمان هر شاهی با یک شیلینگ انگلیس برابر بود. هر پوند استرلینگ برابر با ۲۰ شیلینگ است. بنابراین، یک تومان ایران برابر بود با ۱۰ پوند انگلیس.یعنی، ارزش پول ایران ده برابر پول انگلیس بود.

    در سده هیجدهم میلادی، ارزش تومان ایران به‌تدریج کاهش یافت و ارزش پوند انگلیس افزایش. در نیمه اول سده نوزدهم میلادی، یعنی در دوران سلطنت فتحعلی‌شاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلینگ برابر با یک تومان ایران شد. در این زمان یک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپیه هند. یعنی، یک تومان ایران برابر بود با ۵/ ۱۲ فرانک فرانسه. در همین زمان، یک تومان ایران با دو دلار و پنجاه سنت آمریکا برابر بود.

    پس از قحطی بزرگ ۱۲۸۸ ق. ارزش پول ایران سیر نزولی را آغاز کرد؛ با قتل ناصرالدین‌شاه (۱۸۹۳) این کاهش ادامه یافت و با انقلاب مشروطه (۱۹۰۵-۱۹۰۷) شدت گرفت. اندکی قبل از قتل ناصرالدین‌شاه، در سال ۱۸۹۱ یک پوند استرلینگ برابر با ۵/ ۳۲ قران بود که، اندکی پس از قتل ناصرالدین‌شاه، در سال ۱۸۹۴ به ۵/ ۴۸ قران رسید. ده قران برابر با یک تومان بود. یعنی در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه ارزش پوند بریتانیا ۲۵/ ۳ برابر تومان ایران و پس از قتل او، در زمان سلطنت مظفرالدین‌شاه، حدود ۸۵/ ۴ برابر تومان ایران شد. پس از انقلاب مشروطه یک پوند برابر با ۶۰ قران بود یعنی ارزش پوند انگلیس شش برابر تومان ایران شد. در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بیستم میلادی، تا جنگ اوّل جهانی، یک پوند انگلیس تقریباً برابر با ۵ دلار آمریکا بود. بنابراین، در دوران مظفرالدین‌شاه ارزش دلار آمریکا و تومان ایران تقریبا یکسان بود.

    در زمان سقوط رضا خان و ورود ارتش‌های متفقین به ایران (۱۳۲۰ ش.) دلار آمریکا تقریبا یک و نیم تومان ایران بود؛ یعنی با ۱۵ ریال می‌شد یک دلار خریداری کرد. در سال ۱۳۳۲، یعنی در اواخر دولت دکتر مصدق و زمان کودتای ۲۸ امرداد، یک دلار آمریکا معادل ۹۰ ریال ایران (۹ تومان) و یک پوند استرلینگ برابر با ۲۳ تومان بود.

    در پایان سلطنت محمدرضا پهلوی و در دوره ای كه صادرات نفت خام در قله تارخی قرار داشت، یک دلار آمریکا تقریبا ۷ تومان ایران و یک پوند انگلیس تقریبا ده تومان ایران ارزش داشت.در این زمان ارزش یک روبل شوروی حدود ده تومان ایران یعنی تقریبا برابر با پوند استرلینگ بود. یک فرانک فرانسه ۱۶ ریال و یک مارک آلمان غربی ۳۲ ریال ارزش داشت.

    امروزه پوند استرلینگ به نرخ رسمی دولتی حدود 5,450برابر تومان ایران و دلار آمریکا حدود 3635 برابر تومان ایران است. بجز دوره هایی كه ایران شاهد جنگ و تجاوز نظامی بوده، سریع ترین سقوط ارزش پول ملی ایران در خرداد ۱۳۷۴ (زمان ریاست عادلی بر بانک مركزی) و دی ۱۳۹۰ (زمان ریاست بهمنی بر بانک مركزی) اتفاق افتاده است. بانک مركزی طبق قانون، وظیفه حفظ ارزش پول ملی را به عهده دارد.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    شاگردان کی‌روش ۱۳ و ۱۸ خرداد برابر مقدونیه و نروژ / دیدار با ایتالیا گزینه روی میز

    برنامه دیدارهای تیم ملی فوتبال در اردوی اروپایی خردادماه سال آینده مشخص شد که براساس آن تیم ملی در این ماه ۲ دیدار تدارکاتی در مقدونیه و نروژ برگزار خواهد کرد.

    به گزارش خبرگزاری فارس، تیم ملی فوتبال ایران سال آینده برنامه‌های متعددی را برای حضور قدرتمندانه در رقابت‌های مرحله نهایی انتخابی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه تدارک دیده است که از جمله آنها می‌توان به برگزاری اردوی اروپایی این تیم در خرداد ماه سال آینده اشاره کرد.

    بر همین اساس و طبق اعلام پیشین خبرگزاری فارس طبق برنامه‌ای که کادرفنی تیم ملی تدارک دیده قرار است تیم ملی در خردادماه سال آینده ۲ دیدار تدارکاتی را در اروپا برگزار کند. طبق این برنامه شاگردان کی‌روش از اول خردادماه ۹۵ تمرین خود را در تهران آغاز خواهند کرد و سپس برای برگزاری دیدار با مقدونیه در تاریخ ۱۳ خرداد عازم این کشور خواهند شد.

    مقدونیه پیش از این نیز برای دیدار با تیم ملی ایران در اردوی ترکیه در خرداد ماه گذشته پیشنهاد خود را ارایه کرده بود که با لغو این اردو، تیم ملی راهی ازبکستان شد و برگزاری این دیدار نیز منتفی شد. البته در همان زمان نیز فدراسیون مقدونیه که به خوبی از روحیات کی‌روش خبر داشت، برای برگزاری این دیدار تدارکاتی پیشنهادات ویژه‌ای را ارایه کرده بود تا سرمربی تیم ملی با برگزاری این دیدار موافقت کند که از جمله آنها پرواز و اقامت ۵ روزه رایگان تیم ملی ایران در این کشور بود.

    در ادامه و پس از دیدار با مقدونیه، تیم ملی فوتبال ایران برای دیدار با تیم ملی نروژ راهی اسلو می‌شود تا در تاریخ ۱۸ خرداد به مصاف تیم ملی این کشور برود. با این وجود و علی‌رغم تنظیم این برنامه از سوی کادرفنی تیم ملی، هنوز قرارداد برگزاری این دو بازی امضا نشده و به احتمال زیاد به زودی قرارداد برگزاری این ۲ مسابقه اروپایی و تدارکاتی نیز امضا خواهد شد.

    البته در این بین دیدار با ایتالیا نیز همچنان از گزینه‌های روی میز است و اگر لاجوردی‌پوشان برای برگزاری دیدار دوستانه با تیم کارلوس کی‌روش تخفیف ویژه‌ای بدهند، برگزاری این دیدار نیز از احتمالات موجود خواهد بود.

    در نهایت این نکته قابل ذکر است که تمام این برنامه‌ها در صورتی عملی خواهد شد که برای سال آینده کارلوس کی‌روش و کادرفنی او همچنان هدایت تیم ملی فوتبال ایران را برعهده داشته باشد که در این بین باید شروط این سرمربی برای ادامه کار اجرایی شود تا به این ترتیب با ادامه همکاری این مربی مطرح و مجرب با تیم ملی، برنامه‌های اعلام شده نیز تحقق پیدا کند.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    کورش تو نخواب که ملتت در خواب است /آرامگهت غرقه به زیر آب است

    این بار نه بیگانه که دشمن ز خود است /سد ننگ به ما که روح تو بیتاب است

    لذت می برم، بیگانه اگر هر روز هزار ۳۰۰ بسازد و عقده هایش را عریان تر کند که شکوه شاهانه کورش، بر دروازه های شرق و غرب، جاودانه خواهد ماند. و تلخ تر از آن نمی یابم، که با دست های خود، یادگار سردار پاسارگاد را که زیر خروارها خاک آسوده نخوابیده است، غرق کنیم.

    پس از توهین های پیاپی و سیستماتیک از سوی چند مجله داخلی ، باشگاه خبرنگاران جوان yjc ، آب گیری سد سیوند و نفوذ آب به آرامگاه کورش، عدم ترمیم آرامگاه و همچنین توهین مهران مدیری به کورش بزرگ در سریال عطسه ، این بار نوبت حامد زمانی خواننده ترانه مرگ بر آمریکا رسیده تا شخصیت تاریخی کورش ، پادشاه ایران و بنیان گزار امپراتوری هخامنشیان را لکه دار کند. گرچه این سخن از حامد زمانی نیست و از جایی دیگر کپی شده است ولی به این بهانه بر آن شدیم تا پاسخی به این دست سخنان بدهیم.

    زمانی در کانال تلگرام خود این یادداشت را درباره کورش بزرگ گذاشت :

    « ﭼﻨﺪتا سوال اساسی وجود داره راجع به “کوروش” که بد نیست شما هم بدونید!

    ١- ﭼﺮﺍ ﺭﻭﺯ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺛﺒﺖ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻥ، ﺭﻭﺯ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﻦ؟؟؟

    ۲-ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﯾﮑﺘﺎﭘﺮﺳﺖ ﺑﻮﺩ، ﭼﺮﺍ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﺭﻣﻨﺸﻮﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻨﺴﻮﺏ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻦ، ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ ” ﻣﺮﺩﻭﮎ” ﺑﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺑﻞﺭﻭ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺑﺎ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﺑﻞ ﺭﺍ ﻓﺘﺢ ﮐﺮﺩﻩ ؟

    ۳- ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻭ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻧﯿﺴﺖ؟؟؟ ﺳﻌﺪﯼ ﺣﺎﻓﻆ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﻌﺮﺍ،ﻧﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ ﻧﺒﺮﺩﻥ؟؟؟ ﻣﮕﺮ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟! * ﭼﺮﺍ ﺣﺘﯽ ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺑﺶ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﻧﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻧﺒﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟؟؟ * ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺘﻬﺎﯾﯽ ﻗﺒﻠﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎﻥ ﻭ ﺑﻌﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩﻩ، ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﻪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﭼﻪ ﮐﺴﯿﻪ؟؟؟ * ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺑﺎ ﻋﻈﻤﺘﯽ ﺑﻮﺩﻩ، ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﯾﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺟﺪﺍﺩﺵ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺎﺷﻪ! * ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﭘﻬﻠﻮﯼ،ﺍﺳﻢ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻛﻮﺭﺵ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺴﺮﺍﻧﺸﻮﻥ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﺒﻮﺩﻩ! * ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﭘﺎﺭﺳﯽ، ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺑﺴﺘﮕﺎﻧﺘﻮﻥ ﺑﮕﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺟﺪﺍﺩﺵ، ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺎﺷﻪ؟

    ۴- ﺁﺛﺎﺭ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭﯼ ﺭﻭﻡ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺍﺭﻭﭘﺎ، ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﺰﺍﯾﺮ ﻣﺪﯾﺘﺮﺍﻧﻪ، ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎ، ﺩﺭ ﻣﺼﺮ ﻭ ﺧﺎﻭﺭ ﻣﯿﺎﻧﻪ ﻭ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﻡ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭ ﺑﺮﺗﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ،ﺍﻣﺎ ﺁﺛﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ، ﮐﻪ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻧﺶ ﻣﺪﻋﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺳﯿﺎ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﺯﯾﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩﻩ،ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩﺟﺰ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪﺍﯾﺮﺍﻧﻤﻮﻥ!!! ﺣﺘﯽ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ،ﺳﺘﻮﻧﯽ،ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎ ﻣﺎﻝ ﺩﻭﺭﻩ ﮐﻮﺭﻭﺷﻪ!ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯿﺸﻪ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭیش ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﻪ، ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﻤﺪﻧﺶ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﺴﺘﻌﻤﺮﺍﺗﺶﻧﺒﺎﺷﻪ؟؟؟

    ۵- ﻧﮑﺘﻪ ﺑﻌﺪﯼ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺁﺛﺎﺭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﻻﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﺴﺖ ﺟﺪﯾﺪﻩ ﻭ ﻣﻨﺒﻌﺸﻮﻥ ﺗﺎﺭیخ ﻫﺮﻭﺩﻭﺕ ﻭ ﻧﻘﻞ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ ﻫﺴﺘﺶ ﮐﻪ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺸﻒ ﻣﻨﺸﻮﺭ ﮐﻮﺭﻭﺵ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﻡ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ‏(ﻉ‏) ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ، ﮐﺸﻒ ﻭ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﺮﻭﺩﻭﺕ همه ﺩﺭ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺗﺒﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ!!! ﭼﻄﻮﺭ ﻣﻘﺒﺮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻗﺮﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻮﺩﻩ، ﯾﻬﻮ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺎﺷﻒ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻘﺒﺮﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯿﺸﻪ ؟ﺍﻭﻧﻢ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﭘﻬﻠﻮﯼ !!!! ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﺎﯼ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﻗﺒﻠﺶ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﻥ؟؟؟

    ۶- ﺳﻮﺍﻝ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻃﺒﻖ ﺍﻟﻮﺍﺡ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ، ﺍﻭﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻭ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﯼ ﺟﻮ ﻣﯿﺪﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻧمیرند ﻭ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺁﻥ 15 ﮐﯿﻠﻮ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﻫﺴﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﻧﯿﻢ ﮐﯿﻠﻮ. * ﻟﻮﺣﻪﻫﺎﯼ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﯾﮏ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﯾﮏ ﺯﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺑﺎ ۱۰ ﮐﯿﻠﻮ ﺟﻮ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖﮐﻪ ﺣﻘﻮﻕ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺑﺎ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ! ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ، ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺮﺭﻧﺞ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻮﺩﻩ. ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﻭ ﺗﺤﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻥ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﻫﺮﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ، ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩﺵ ﮔﻨﺪﻡﻣﯿﺪﺍﺩﻩ ﺗﺎ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍ ﻭ سیر ﺑﻮﺩﻥ؟؟؟ * ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﮔﺮﺍﻧﻪ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭﺯﻧﻬﺎ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻼﺕ ﺭﻭ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻭ ﮐﺪﻭﻡ ﻣﻨﺒﻊ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ؟؟ﭼﺮﺍ ﻓﻘﻂ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻓﺎﺭﺳﯿﺸﻮﻥ ﺩﺳﺖ ﻣﺎ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﺗﻮ ﻭﺍﺗﺴﺎﭖ؟؟؟ ﻟﻄﻒ ﮐﻨﻦ منبع ﭘﺎﺭﺳﯽ ﯾﺎ ﻋﺒﺮﯼ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺷﻢ ﺫﮐﺮ کنن ﻣﺎ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﯽﺑﻮﺩﻩ!اصلا چرا هروقت اسمی از کوروش برده میشه، پشت سرش اونو دقیقا در مقابل اسلام قرارمیدن؟!!!

    اینهمه مطلبی که در مورد کوروش ساخته میشه؛ به نظر میرسه که در ابتدا میخواد یک شخص ایرانی رو از هویت و گذشته خودش آگاه کنه. ولی در اصل یه جوری طراحی میشه که ابتدا رگ غیرت ایرانی رو به جوش بیاره و بعد بدون اینکه هیچ ربطی به اعتقاد یک مسلمون داشته باشه میاد اونا رو در مقابل هم قرار میده! یعنی به عبارت دیگه این مدل متون کاملا موزیانه باور خواننده رو به نحوی طراحی و برنامه ریزی میکنه که شخص خواننده ایرانی، حتما باید یکی از این دو رو انتخاب کنه: ١- یا مسلمون باشه و ضد هویت و فرهنگش ٢- یا اینکه اعتقادشو بزاره کنار و بچسبه به تاریخ و هویت یعنی امکان ندارد یک مسلمان باشی وتاریخ کشورش را دوست بدارد!!! »

    عکسی نمادین از ورود کورش به بابل و استقبال مردم محلی از وی

    پلاتو (افلاطون) – در کتاب قوانین می نویسد :

    «پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از این رو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملت های جهان شدند. در زمان او (کورش بزرگ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی می دادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شرکت می کردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی می کرد و به آنان اندرز میداد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت.

    پاسخ ما :

    1- روزهای تقویم جهانی که در یونسکو و سازمان ملل ثبت می شوند باید به وسیله دولت های آن کشورها به ثبت برسند. کورش متعلق به ایران است و طبیعی است که این کار باید از سوی دولت ایران انجام پذیرد. در همین راستا خانم «شکوه میرزادگی» مدیر «بنیاد پاسارگاد» از چندین سال پیش پیگیر این مهم بودند و با مدارک و اسناد بسیار این طرح را به یونسکو دادند و پیشنهاد دادند که 29 اکتبر یا 7 آبان که برابر با پایگذاری کورش به بابل و صدور کتیبه حقوق بشری اوست را به پاس مردمداری و احترام کورش به همه ادیان به نام «روز آزادی گزینش دین» نام گذاری کنند ولی در پایان استدلال آن ها این بود که این پیشنهاد باید از سوی دولت یک کشور انجام پذیرد نه یک نهاد مردمی و NGO. پس این که روزی به نام کورش ، این بزرگ مرد در تقویم جهانی نیست از نالایقی ماست و چیزی از او کم نمی کند. از سویی دیگر، هنگامی که خود ما در تقویم ایرانی و ملی مان جایی برای او نگذاشته ایم، سخن گفتن از روز جهانی گزافه گویی بزرگی است!!

    2- شما که از بن وجود کورش را زیر پرسش می برید، اکنون چگونه به کتیبه او چنگ می زنید؟ کورش یکتاپرست و پیرو اندیشه و آموزه های زرتشت بود و از سویی همان جوری که گفته شد او به همه اندیشه ها و باورها احترام می گذاشت. در هنگامی که خون و خونریزی و جنگ و غارت رسم فاتحان بود و با این که او بر بیش از یک سوم جمعیت شناخته شده جهان آن روزگار فرمانروایی می کرد و کسی یارای مقابله با او را نداشت، فرمان داد که «هر کس در پرستش خدای خود آزاد است». ستایش از خدای بابلی ها برای احترام به آن ها بود. کورش به بردگی آن ها پایان داد، دستور بازسازی معبادشان را داد و آن ها را در پرستش خدایشان آزاد گذارد. و برای همین بابلی ها با گل به پیشواز کورش رفتند. شما ببخشایید که او اندیشه اش را به زور به کسی تحمیل نمی کرد و نمی گفت چون شما ها زرتشتی نیستید باید زندانی ، شکنجه و یا اعدام و سنگسار شوید.

    3- شما گویا چیزی از تاریخ پس از هجوم اعراب به ایران نمی دانید. برای درک چشم اندازی از آن روزگار می توانید به وضع کنونی عراق و سوریه که داعش به راه انداخته نگاهی بیندازید.پس از تازش اعراب به ایران ، بیشتر کتاب ها و کتابخانه ها به آتش کشیده شده یا به رودخانه ها انداخته شدند. گویند گرمابه های ایران برای ماه ها از هیزم کتاب ها می سوختند و همچنین رودخانه کارون سرپوشی از کتاب بر رویش بود. بنابراین ما منبع های بسیار بسیار مهمی درباره تاریخ گذشتگانمان (نه تنها درباره کورش که تاریخ پیش از اسلام ، مادها ، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان) را از دست دادیم. ولی برای سربلندی کورش چه چیزی بالاتر از این که تاریخ روایت شده از سوی دشمنانش (یونانی)جز به ستایش و بزرگی کورش قلم نزده اند. آیا دیده اید کسی را که دشمنانش او را ستایش کنند؟؟!!!

    غنیمت گرفتن زنان شوهر دار و کودکان ایزدی که توسط داعش اسیر شده اند

    کتاب دو قرن سکوت از عبدالحسین زرین کوب که خواندنش

    برای حامد زمانی بسیار ضروری است!

    از سویی دیگر باید بگوییم که کار سعدی و حافظ و مولانا تاریخ نویسی نبوده است! آن ها غزل سرا و عاشقانه نویس بوده اند. هیچ جای سروده هایشان سخنی از شاپور یکم پادشاه بزرگ ساسانی که رومیان را به زانو در آورد هم نیست. از اردشیر بابکان و بابک خرمدین و آریو برزن و داریوش و خشایارشا و بهرام چوبینه هم چیزی نیست، آیا آن ها هم نبوده اند؟ پردیسی (فردوسی) هم تاریخ نویس مستند نبوده است. همگان شاهنامه را با کتاب افسانه ای ادیسه هومر یونانی ها مقایسه و در برابر آن قرار می دهند. شاهنامه نه یک تاریخ مستند، اونکه تاریخ اساتیری (اساطیری) ایران است. آیا کیخسرو در ایران بوده است؟؟؟ خیر کیخسرویی در کار نبوده است. این ها نماد و سمبل و میتولوژی های ایرانی بوده اند.اساتیر را با نشانه ها روایت می کنند و نه به گونه مستقیم. نامی از کورش در کتاب پردیسی نیست زیرا شخصیتی که در تاریخ به نام کورش هست در کتاب او به نام فریدون آورده می شود که به گونه پنهانی در طبیعت رشد کرده و ضحاک که همان اژی دهاک محفوظ در تاریخ است را شکست می دهد.

    پردیسی توسی (فردوسی) خردمند بزرگ و زنده کننده هویت

    فراموش شده ایرانی پس از هجوم اعراب به ایران

    ما از 2500 سال پیش سخن می گوییم، هنگامی که همه دانسته های ما از لوح های گلی است و خب بسیاری از این ها نابود شده. آرامگاه کورش و تخت جمشید ، نقش رستم و دیگر آثار به جای مانده در مرودشت، همدان و شوش نشانی از حتمی بودن حکومت هخامنشیان دارد. هنگامی که مورخین بزرگی همچو هرودت که اطلاعات کتاب هایشان مرجع تاریخی بسیاری از کشورهاست 2400 سال پیش از کورش و هخامنشان نام برده جای بحثی نمی ماند.

    بد نیست بدانید که حفاری های تخت جمشید در سال 1931 آغاز شده و تا پیش از آن هیچ کس دانسته های چندانی از دوران هخامنشی نداشته (به دلیلی که در پاسخ شماره 5 خواهیم گفت) پس طبیعیه که بسیاری از مردم از وجود کورش و پادشاهان هخامنشی چیزی نمی دانسته اند که بخواهند نام فرزندشان را کورش بگذارند. ولی ایرانی ها سال ها از نام سیروس (که نام جهانی و یونیورسال کورش است Cyrus) استفاده می کردند. کورش نام محلی شده سیروس است، نام یونانی کورش یعنی Cyrus هنوز در خارج رواج داره. دنیا کورش رو به خاطر احترامش به آزادی می شناسد.پیش از پهلوی نام کدام شاه هخامنشی سر زبان ها بوده؟ چه کسی می خواست تحقیق کند درباره تاریخ ایران؟؟؟ ایران ما در آن هنگام به لطف شاهان قاجار از عقب افتاده هم عقب افتاده تر بوده.

    4- جای شگفتی است. تخت جمشید، کتیبه حقوق بشر کورش، خرابه های بابل (عراق کنونی) و این همه آثاری که در موزه های اروپایی از جمله موزه لوور فرانسه نگهداری می شوند پس هیچ هستند؟!! لابد تورات هم در زمان پهلوی به وسیله انگلیسی ها و اسراییلی ها نوشته شده است. (در تورات به صراحت از کورش پادشاه پارس نامبرده شده است.)

    موزه لندن – بخش هخامنشیان

    ویل دورانت – تاریخ تمدن ویل دورانت:

    «کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشورگشایی حیرت انگیز بود. او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. به همین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستند از آن بگذرند و درباره او داستان های بی شماری نوشته اند و او را بزرگ ترین قهرمانجهان پیش از اسکندر می نامیدند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان دربند را آزاد نمود. کورش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت.

    گزاره «من کورش هستم، شاه هخامنشی» که به سه زبان پارسی باستان،

    عیلامی و بابلی روی یک ستون در پاسارگاد حک شده‌ است.

    این همه شاهکار های دست بشر برای حامد زمانی کافی نیست!

    و وی امپراتوری هخامنشیان را ساختگی می خواند !!!!

    5- نامگذاری آرامگاه کورش بهﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ نیز از زیرکی ایرانیان بود. در هنگام تازش اعراب به جهت خوی وحشی گری و مخربی که اینان داشتند و این که همه نشانه های تمدن و هر چیزی که جلویشان می دیدند را نابود می کردند، ایرانیان خردمند بر آن شدند تا این بنا را به نام مادر سلیمان به اعراب بشناسانند تا آن را از گزند اعراب متجاوز نگهداری کنند. در آن دوران خفقان و ستمگری اعراب که برای سد ها سال در ایران به درازا کشید رفته رفته همه چیز به دست فراموشی سپرده شد. ایرانیان تا 600 سال مستعمره اعراب وحشی بودند و همه ساله از دست رنج و کار و زحمت خود به آن ها مالیات می دادند که تازه پس از 600 سال با هجوم چنگیز مغول از آن ها نجات پیدا کرده و این بار گرفتار چنگیز شدند. همه ناشناخته ها از یک روزی کشف می شوند و آغازی دارند، بنابراین این که بگوییم باستان شناسان پیش از آن کجا بودند سخن بچگانه ای است!!

    6- شما بفرمایید رفرنسی به ما نشان بدهید درباره دستمزد بردگان و زنان. چنین چیزی از بن نادرست است. کورش مخالف بردگی بود و به بردگی و غلامی پایان داده بود. آن ها کارگر بودند و به آن ها دستمزد داده می شد. در زمان هخامنشیان ، بیمه بازنشتگی بود. سیستم آب و فاضلاب بود. دانشگاه و مهدکودک و مدرسه (نه به مفهوم کنونی) بود. زنانی که کار می کردند چند ماه پیش و چند ماه پس از زایمان مرخصی با حقوق داشتند. زنان حق طلاق داشتند. به گواه تاریخ نگاران در هنگام امپراتوری هخامنشیان برابری حقوق زن و مرد در ایران بود و …. گرچه ما ساختن سخنان نادرست و نسبت دادن آن ها به کورش و این دست کارها را نکوهش می کنیم. ولی کورش به اندازه ای بزرگ هست که نیازی به این ها ندارد.

    شناسنامه سنگی هخامنشیان، نخستین شناسنامه بشریت…

    شاهنشاهی هخامنشی هیچ گاه برده داری نکرد

    این سخن از روی تعصب نیست… لوح های گلی به دست آمده از تخت جمشید به ما می گوید هر فرد (مرد، زن، ایرانی،*غیر ایرانی) که در نظام هخامنشی مشغول به کار بوده ، به میزان کارکرد خود ؛ حقوق و پاداش دریافت می کرده است.

    برای نمونه ترجمه یکی از این لوح ها را بازگو می کنیم : “آقای شاکا مدیر صندوق آقای بردکاما گواهی می دهد که آقای هردکاما *درودگر مصری ، سرکارگر 100 نفر کارگر که به ضمانت آقای وهوکا در پارسه انجام وظیفه می کند استحقاق دریافت مبلغ 3 کارشا و 2 شکل و نیم نقره به عنوان دستمزد خود دارد”

    مسوول صدور سند مردوکا این کتیبه ها که تعدادی از آن ها پیش از این به ایران بازگشته و هم اکنون در موزه تخت جمشید نگهداری می شوند نشان می دهند سیستم حسابداری دقیقی در دوران هخامنشی در 2500 سال پیش جاری بوده و همه پرداخت ها بر اساس اسناد مالی مکتوب صورت می گرفتند و موضوعاتی مانند ضامن و ضمانت نیز در این دوران متداول بوده است.

    «پل دو بروی» زرتشت شناس فرانسوی در «تاریخ فلسفه زرتشت» می نویسد:

    « هیچ برگی از کتاب های تاریخ نمی تواند گواه دهد که یک تن به زور به اندیشه زرتشت در آمده شده باشد. اگر جز این بود زمانی که ایرانیان امپراتوری جهانی درست کرده بودند، یونان و هند و مصر و همه خاور میانه و نیمی از آفریقا زرتشتی شده بودند».

    هرتسفلد:

    «دویست سال صلحی که شاهنشاهی ایران به جهان داد باعث یک ترقی بی مانند در فکر بشر شد. مذهب زرتشت، بودا و یهود گواه های پردوان آن هستند و امپراتوری اسکندر بدون پیشینه شاهنشاهی هخامنشی ممکن نبود. (ابدیت ایران،ص 28)

    «هدف امپراتوری ایران این بود که بر ملت ها و مردمان گوناگون، به گونه ای فرمانروایی کند که در اثر قدرت ملایم خود آن ها را به گونه یک واحد در آورد و مانند خورشید به آن ها روشنی بخشد. در حالی که آن ها را بیدار می کند و گرم می سازد» (سهم ایران در تمدن جهان،ص 2)

    نگارش شده به دست مدیر سایت کول دنلود

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    روزنامه لس آنجلس تایمز به آمریکایی هایی که قصد دارند تعطیلات سال نو میلادی را در سفر بگذرانند پیشنهاد کرده که به ایران رفته و از جاذبه های گردشگری آن به ویژه اصفهان بازدید کنند.

    به گزارش ایرنا، این روزنامه آمریکایی روز یکشنبه 6 دی در مطلبی نوشت: بسیاری از آمریکایی ها تمایل دارند تا به ایران سفر کنند و چندین آژانس مسافرتی آمریکایی نیز در این زمینه مشغول خدمت رسانی هستند. لس آنجلس تایمز با اشاره به محدودیت های دولت آمریکا برای مسافرت به کوبا، سفر به ایران را آسان تر ارزیابی کرد و نوشت: ایران پر از مسجد و میدان و برجهای تاریخی است و شهر باستانی اصفهان و هتل عباسی با حال و هوای تاریخی آن محبوب گردشگران غربی است.

    این روزنامه اضافه کرد: همانند مصر و پرو، برخی از ویرانه های شگفت انگیز دوران پیش از میلاد مسیح در تخت جمشید که چندان از شیراز دور نیست قرار دارد و این دو مقصد گردشگری از مرزهای ایران با کشورهای عراق و افغانستان که وزارت امور خارجه آمریکا توصیه به پرهیز از آنها کرده است دور هستند.

    در این مطلب، تهران شهری به روز معرفی شده که برخی از موزه های ایران در آن قرار دارد. لس آنجلس تایمز اضافه کرد: برای سفر، آمریکایی ها بیشتر به استانبول پرواز کرده و از آنجا به تهران یا اصفهان سفر می کنند.

    این روزنامه به نقل از یکی از تورهای مسافرتی آمریکا خبر داد؛ در سال 2016 تعداد 14 گروه گردشگر را به ایران خواهد فرستاد که دو برابر سال 2014 می باشد. بوتسوانا، کلمبیا، ایرلند، میانمار، فرانسه، مالزی، اسپانیا و انگلیس از جمله کشورهای جذاب دیگری معرفی شده که لس آنجلس تایمز به آمریکایی ها پیشنهاد کرده در ایام تعطیلات سال نو میلادی به آن جا سفر کنند.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    وریا غفوری بازیکن تیم ملی فوتبال کشورمان

    با این عکس تولد همسرش را تبریک گفت.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    عکس جدید مرتضی پورعلی گنجی و ژاوی

    مرتضا پورعلی گنجی به تیم السد قطر پیوست ،

    با ژاوی هرناندز هم تیمی شد و سپسعکس یادگاری انداخت!

    مرتضا قول داده پس از السد یه سری هم تا

    باشگاه های زیمباوه ، گینه بیسایو و اگر هم شد جیبوتی بزنه

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    اسپندگان / سپندارمذگان روز عشق ایرانی

    پیشگفتار

    شوربختانه این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های بیگانه را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند. سفره هفت سین نمی چینند ولی در آراستن درخت کریسمس کوشش می کنند! جشن شب یلدا که به بهانه بلند شدن روز، برای ستایش از برکات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، ولی همراه و همزمان با بیگانگان روز شکر گزاری برپا می کنند!

    نگرد، نیست. اگر سالنامه را هم زیر و رو هم کنی، ردپایی از «ولنتاین‌»‌ نمی‌یابی. ولی مگر می‌شود این افراد هر سال مرتکب چنین اشتباهی شوند، این چه جشنی است که این‌ گونه دل از دخترها و پسرهای جوان برده و نام و نشانی از آن نیست…ذهن خود را بیش از این درگیر یافتن مقصر نکن؛ کوتاهی رخ نداده است. تنها مرغ همسایه دوباره شمایل غاز به خود گرفته است.

    اگر هزار توی تاریخ ایران باستان را جست‌وجو کنی این جشن را با نام دیگری می‌ یابی. جشن اسپندگان (سپندار مذگان) همان جشنی است که امروز با نام ولنتاین بر سر زبان ایرانی‌ها است.

    اسپندگان / سپندارمذگان روز عشق ایرانی

    داستان پیدایش ولنتاین

    چند سالی ست که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک ، شکلات و … در کشورمان جا افتاده است. در این روز هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. فروشگاههایی که کالاهای کادویی لوکس و فانتزی می فروشند، پرهمهمه می شود. همه جا نام Valentine به گوش می خورد. بیشتر جوان ها بدون آگاهی از این که این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، تنها می دانند که باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند.

    یا برخی دیگر همه چیز را در باره Valentine و چگونگی نامگذاریش می دانند، ولی در برابر نام سپندارمذگان به گوششان نخورده است. بسیاری ها می دانند که :

    در سده سوم میلادی که برابر می شود با آغاز امپراتوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم. کلودیوس باورهای شگفتی داشته است، برای نمونه سربازی خوب خواهد جنگید که بی همسر باشد. از این رو زناشویی را برای سربازان امپراتوری روم برمی چیند. کلودیوس به اندازه ای سنگدل و فرمانش به اندازه ای راسخ بود که هیچ کس یارای کمک به ازدواج سربازان را نداشت. ولی کشیشی به نام والنتیوس (ولنتاین)، پنهانی عقد سربازان رومی با دختران محبوب شان را جاری می کرد. کلودیوس دوم از این موضوع آگاه می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند. ولنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود. سر انجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می شود. بنابر این او را نماد و فدایی راه عشق می دانند و از آن زمان ولنتاین سمبلی برای عشق می شود.

    ولی کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه سده پس از میلاد، که از بیست سده پیش از میلاد، روزی به نام «روز عشق» بوده است. این روز که اسپندگان یا سپندارمذگان یا اسپندارمذگان نام داشت برای گرامیداشت و ستایش از زنان و مادران بوده است.اکنون همان گونه که داستان ولنتاین را با شکیبایی خواندید داستان “اسپندگان” خودمان را هم بخوانید.

    اسپندگان / سپندارمذگان روز عشق ایرانی

    پیدایش اسپندگان یا سپندارمذگان

    چگونگی بزرگداشتن این روز بدین گونه بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز می شمردند و افزون بر این که ماه ها نام داشتند، هر یک از روز های ماه نیز یک نام داشتند.

    برای نمونه روز نخست ، روز «اهورا مزدا» ، روز دوم ، روز «بهمن» (تندرستی ، اندیشه) ، روز سوم «اردیبهشت» ( بهترین راستی و پاکی) ، روز چهارم «شهریور» (شاهی و فرمانروایی آرمانی) و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است. سپندارمذ فرنام (لقب) ملی زمین است. یعنی گستراننده ، پاک و فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود پناه می دهد. از این رو در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.

    در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه برابر می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. برای نمونه شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت که در ماه مهر، مهرگان نامیده می شده است. همین گونه روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسپندارمذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسپندار مذ نام داشت، جشنی با همین نام می گرفتند.

    هم اکنون در برخی جاها ، به جای روز جشن اسپندگان (سپندارمذ) (پنجم) از ماه اسپند (سپندارمذ) ، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان می دانند. درباره پرسش به جهت دوگانگی ها باید گفت که جشن ها و فاصله های میان آن ها در نوشته های کهن ایرانی دارای تعریف و اندازه های مشخصی است که به مانند دانه های یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آن ها موجب گسست همه این رشته خواهد شد؛ روز پنجم اسپند در همه گاهشماری های (تقویم های) ایرانی به عنوان روز جشن اسپندارمذگان شناخته می شود.

    این دوگانگی به جهت دگرگونی هایی ست که پس از نابودی فرمانروایی ساسانیان در گاهشمار تازه ایرانیان (خورشیدی) در آن داده شد. تا پیش از آن روزهای همه ماه ها 30 روزه بودند و ما سال کبیسه نداشتیم ولی در گاهشمار خورشیدی این گونه نبود. برای این دوگانگی ما پیشنهاد می کنیم از 29 بهمن تا 6 اسپند را هفته عشق بنامیم.

    اسپندگان / سپندارمذگان روز عشق ایرانی

    چگونگی جشن گرفتن و کارهای ویژه این روز

    در این روز مردان به همسران خود هدیه می دادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می نشاندند و از آن ها پیروی می کردند و به آن ها پیشکش می دادند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا زمان های درازی ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می شد همواره این آزرم و کرنش به زن برای مردان گوشزد می گردید. این جشن هیچ پیوندی به ولنتاین ندارد.از دید زمان برگزاری نیز جشن اسپندگان که در ۲۹ بهمن برگزار می‌شده است، با جشن لوپرکالیا نزدیک است.

    هنوز نیز در برخی از گوشه های ایران زمین مانند سپاهان (اصفهان) ، پهله ، ری و دیگر شهر های ناحیه مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسپندگان همچون گذشته برگزار می شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به میهن ارزانی داشته اند مورد تشویق قرار می گیرند و از مردهای خود پیشکش هایی دریافت می کنند. آن ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه بر عهده می گیرند.

    این جشن را به نام جشن برزیگران هم می شناسند. در روز اسپندگان چند جشن با مناسکی ویژه بر گزار می شده است. نخستین جشن مردگیران یا جشن مژدگیران بود که ویژه زنان بود. در این روز مردان برای زنان هدیه ای خریداری و از ایشان قدر دانی می کردند. امروزه نیز مهم ترین جنبه اسپندگان قدردانی از زنان است. در زمان گذشته (چنان که ابوریحان روایت کرده است) کارهای دیگری هم انجام می دادند چون آیین های جادویی برای دور کردن خرافه پرستان ولی ابوریحان این آیین ها را تازه و نااصیل خوانده است.

    اسپندگان / سپندارمذگان روز عشق ایرانی

    گرامیداشت و آزادی زن در برگزیدن همسر در ایران باستان

    در میان گات های زرتشت سروده هایی دیده می شود که نشان می دهد در آن هنگام نیز زن ها در گزینش همسر خود آزادی داشتند و همچنین در جدایی پیوند زناشویی که این دوسویه بوده و زن هم می توانسته این کار را بکند.

    «و تو ای پورو چیست، ای جوان ترین دختر زرتشت از خاندان هچت اسپ. من که پدر تو هستم، جاماسپ را که یاور آیین مزداست از روی راستی و منش پاک به همسری تو برگزیده ام. اینک برو با خردت مشورت کن و در صورت پسندیدن او، با عشق پاک در انجام وظیفه مقدس زناشویی بکوش».

    «یسنا – هات 53 – بند سوم»

    پاسخ پوروچیست به پدرش پس از اندیشه ژرف:

    «ای پدر، پس از ژرف اندیشی، من جاماسب را پسندیدم و دوست دارم و با ته دل به او مهر خواهم ورزید و او را به عنوان شوهر آینده خود مانند پدر و بزرگ تر و راهنمای خود خواهم پذیرفت. بشود که مزدا اهورا بخشش نیک اندیشی را همیشه بهره ما سازد».

    « یسنا – هات 53 – بند چهارم»

    این ها همه در هنگامی است که تا سده ها و هزاره ها پس از آن یونانیان و دیگر ملت ها به «زن» مانند برده خود نگاه می کردند. برای نمونه بد نیست به یکی از نوشته های «پل دو بروی» در این باره نگاهی بیندازیم :

    «تحولی که زرتشت در فرهنگ آن زمان به وجود آورد ، زن های ايرانی را در همه زمينه ها هم تراز مردان کرد و زن ها از چنان آزادی برخوردار شدند که مانند آن را در هيچ جايی از جهان باستان نمي توان يافت. در آن زمان يونانی ها با زنان خود مانند برده رفتار مي کردند و ارستو مي گفت زن نمی تواند روح داشته باشد».

    در قوانین اوستا می خوانیم : ۱- زن می توانسته دارایی خود را به تنهایی اداره کند. ۲- زن می توانسته سرپرست و نگهدار فرزندان خود باشد. ۳- زن می توانسته نماینده قانونی شوهر خود بوده و در بیماری شوهر کارها را به تنهایی اداره کند ۴- زن می توانسته از شوهر ستمگر خود به دادستان شکایت کند و سزای او را بخواهد. ۵- شوهر حق نداشته است بدون اجازه زنش دختر خود را شوهر دهد. ۶- در دادگاه گواهی زن پذیرفته می شد. ۷- زن می توانسته است داور یا وکیل شود. ۸- زن می توانسته وصی قرار گیرد و همگی دارایی های خود را وصیت کند.

    اسپندگان / سپندارمذگان روز عشق ایرانی

    سخن پایانی

    آگاهی از فرهنگ دیگر کشورها و رنگ باختن در برابر آن فرهنگ ها دو گفته جداست. با پذیرفتن فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی آن که ریشه در خاک، فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی است که دیگران پیش از ما به آن جا رسیده اند و جا خوش کرده اند!

    برای این که مردمی در اندیشه عقیم گردند، باید هویت فرهنگی تاریخی را از آنان گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در زندگی، رشد، بالندگی یا نابودی مردمان است. هویت هر مردمی در تاریخ آن مردم نهاده شده است. مردمانی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه موثرتری؛ خود ، فرهنگ و استوره های باستانی خود را بشناسانند و زندگی خود را تا بلندای یک افسانه بالا برند.

    آن چه برای امروزی ها و آیندگان دارای اهمیت است، شمار مردم یک کشور و شمار سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن مردم در زرادخانه فرهنگی بشریت دارند.

    به هر روی جشن ولنتاین را ما ایرانیان برگزار نمی‌ کنیم. مگر خانواده‌ هایی که آن‌ کیستی ایرانی بودن خود را فرو نهاده‌اند و فرنگی‌ وار رفتار می‌کنند.شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 25 بهمن به 29 بهمن جابجا کنیم.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    عکس جدید مجتبی جباری و ژاوی

    عکس مجتبا جباری و پسرش با ژاوی هرناندز

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    استقبال شگفت انگیز ایرانیان از آرامگاه کورش بزرگ در نوروز 95

    یک عکس باهزاران پیام ….آرامگاه کورش (پدر ایران زمین) نوروز 95

    یونانی ها، مغول ها و تازیان بر او و مردمانش تاختند ولی امروز او چون هویتی استوار در کنار مردمانش ایستاده است.

    هنگامی که به حضور مردم و استقبال آن ها از نیاکان خود می نگریم درخواهیم یافت که تلاش شبانه روزی برخی دوستان در چندسال اخیر به ویژه در دنیای مجازی برای شناساندن ارزش های ملی و نیاکان و شناسنامه و هویت ایرانی بی فایده نبوده است.

    استقبال پُرشور از پاسارگاد در آغاز سال پیامد آشنایی و شناخت مردم از گذشته و ریشه و اصل خود می باشد چرا که هر ملت بی ریشه ای محکوم به فنا خواهد بود و بی شک مردمانی که از بزرگی ها و نیاکان و سرمایه های گرانبهای خود دور و ناآگاه بمانند خود را نیازمند و درمانده می یابند و آن گاه استقلال آنان از هر جانب می تواند ضربه پذیر باشد.

    استقبال شگفت انگیز ایرانیان از آرامگاه کورش بزرگ در نوروز 95

    این دستان گره زده اقوام ایرانی در کنار آرامگاه بزرگ مردی چون کورش پیامدهای بسیاری دارد. اتحاد … همدلی … همبستگی و مهم تر از همه تداوم فرهنگی.

    همین تداوم که از ویژگی های بارز فرهنگ ایرانی ست چون عاملی تاثیرگذار ایران را از پشت هزاره های تاریخی و پس از جنگ ها و تجاوزها و غارت ها به امروزرسانده و این پیوستگی حلقه ها چون زنجیری می باشد که تاریخ پیش رو و آینده آن مردمان را تضمین می کند، البته با شناخت و نیک نظر شدن در قوت ها و ضعف های تاریخی.

    شب را نهایتی ست در سحر آن چه مانده است بی مرگی وجاودانگی ایست…

    زنده باد ایران با همه رنگین کمان اقوامش.

    استقبال شگفت انگیز ایرانیان از آرامگاه کورش بزرگ در نوروز 95


    کعبه ما تویی / رستم دیوان تویی

    نقش بر ایمان تویی / جان تویی /عشق تویی / وفای یاران تویی

    پدر تویی / عاشق ایران تویی / خاک تویی / نقش نیکان تویی

    استقبال شگفت انگیز ایرانیان از آرامگاه کورش بزرگ در نوروز 95


    بدانید ما دیده خواهیم شست / نیاکان ز تاریخ خواهیم جست

    استقبال شگفت انگیز ایرانیان از آرامگاه کورش بزرگ در نوروز 95

    ادای احترام - آرامگاه کورش بزرگ

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ته موویز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : پرشین وردپرس
سایت بت اسپات