در این پست برای آسودگی کار برنامه نویسان تازه کار و دانشجویان ترم یک و دو جدول کاملی از کدهای اسکی به همراه نماد و کد کاراکتری آن ها آماده کرده ام که امیدوارم استفاده کنید.

    یک مورد دیگه استفاده از این کد ها هنگامی است که برخی از کلید های کیبرد شما خراب شده و دیگه کار نمی کنه. برای نمونه شاید کلید «2» یا «@» کیبرد شما از کار افتاده باشه و خب شما نمی تونید آدرس ایمیل تون را تایپ کنید و بهش دسترسی داشته باشید. برای این کار alt + 64 را که فشار بدهید کارکتر @ برای شما تایپ می شود که 64 کد اسکی @ است. برای من پیش آمده بود که بسیاری از کلید های کیبردم از کار افتاده بود و برای همین بیشتر کدها را از بر کرده بودم.

    اَسکی(ASCIIمخففAmericanStandardCode forInformationInterchange) یکرمز نگاری نویسه(Character Encoding) بر اساسالفبای انگلیسیاست. کدهای اسکی در کامپیوترها، وسایل ارتباطی و هر وسیله دیگری که با متن سروکار دارد، برای نمایش متون استفاده می‌شوند. تمام مجموعه کارکترهای نسل جدید (مانند یونیکد و UTF) از اسکی نشات می‌گیرند.

    اسکی اولین بار در سال ۱۹۶۷ ابداع گردید و آخرین بار در سال ۱۹۸۶ دچار تغییر شد. در حال حاضر ۳۳ کاراکتر آن غیر قابل چاپ می‌باشند، که بیشتر آن‌هاکاراکترهای کنترلیهستند که روی ظاهر متن تاثیر دارند. ۹۵ کارکتر اسکی قابل چاپ هستند که آنها را در اینجا می‌بینید:

    !”#$%&'()*+,-./0123456789:;<=>? @ABCDEFGHIJKLMNOPQRSTUVWXYZ[]^_ `abcdefghijklmnopqrstuvwxyz{|}~

    
    

    ASCII Hex Symbol

    32
    33
    34
    35
    36
    37
    38
    39
    40
    41
    42
    43
    44
    45
    46
    47
    20
    21
    22
    23
    24
    25
    26
    27
    28
    29
    2A
    2B
    2C
    2D
    2E
    2F
    (space)
    !

    #
    $
    %
    &

    (
    )
    *
    +
    ,

    .
    /
    ASCII Hex Symbol

    48
    49
    50
    51
    52
    53
    54
    55
    56
    57
    58
    59
    60
    61
    62
    63
    30
    31
    32
    33
    34
    35
    36
    37
    38
    39
    3A
    3B
    3C
    3D
    3E
    3F
    0
    1
    2
    3
    4
    5
    6
    7
    8
    9
    :
    ;
    <
    =
    >
    ?
    ASCII Hex Symbol

    64
    65
    66
    67
    68
    69
    70
    71
    72
    73
    74
    75
    76
    77
    78
    79
    40
    41
    42
    43
    44
    45
    46
    47
    48
    49
    4A
    4B
    4C
    4D
    4E
    4F
    @
    A
    B
    C
    D
    E
    F
    G
    H
    I
    J
    K
    L
    M
    N
    O
    ASCII Hex Symbol

    80
    81
    82
    83
    84
    85
    86
    87
    88
    89
    90
    91
    92
    93
    94
    95
    50
    51
    52
    53
    54
    55
    56
    57
    58
    59
    5A
    5B
    5C
    5D
    5E
    5F
    P
    Q
    R
    S
    T
    U
    V
    W
    X
    Y
    Z
    [

    ]
    ^
    _

    ASCII Hex Symbol

    96
    97
    98
    99
    100
    101
    102
    103
    104
    105
    106
    107
    108
    109
    110
    111
    60
    61
    62
    63
    64
    65
    66
    67
    68
    69
    6A
    6B
    6C
    6D
    6E
    6F
    `
    a
    b
    c
    d
    e
    f
    g
    h
    i
    j
    k
    l
    m
    n
    o
    ASCII Hex Symbol

    112
    113
    114
    115
    116
    117
    118
    119
    120
    121
    122
    123
    124
    125
    126
    127
    70
    71
    72
    73
    74
    75
    76
    77
    78
    79
    7A
    7B
    7C
    7D
    7E
    7F
    p
    q
    r
    s
    t
    u
    v
    w
    x
    y
    z
    {
    |
    }
    ~
    

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    سبزه گره زدن امسال ما‎‎

    دی جی مش غلام حسین برای مراسم عقد و عروسی و غیره در خدمت شما می باشد.

    دیگه لازم نیس اینیستا و زنش به این سوال تکراری جواب بدن؛
    بابا من چرا تو عکسای عروسیتون نیستم؟؟!!!

    قندهار !!!

    نوابغ اهوازی

    کم آوردن رونالدو در مصاف تن به تن با جادوگر (علی کریمی)

    این یه اتوبان تو سوئده …

    تجمع مورچه ها واسه شناور موندن روی آب… اتحاد حیرت انگیزی ست !!!

    عکس قدیمی… خیابانی و فردوسی پور

    عشق مادر به فرزندش

    من که هیچی نمیگم!!!

    اینم از پله هایی که من ترقی کردم …

    بین علما اختلاف افتاده !

    فکر می کنید این جا کجاست؟
    تصویری از دانشگاه آزاد واحد بشاگرد که با ادغام چند دهنه مغازه تشکیل شده است!!
    بازم خوبه!

    استغفرالله….. استفاده از سایفون در برنامه شبکه سه!!

    فرق شیشه و آیینه (فریب آدم های حقه باز را نخورید)

    پشت صحنه پایتخت 3

    رباط کریم

    چرا بازیگران زن ایران در جشنواره رم 2013 این قدر بدتیپ بودند؟!

    عشق …

    خب دیگه کافیه… من هم برم یه چیزی بخورم …

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    باران کوثری

    دو نقش متفاوت در طول چند ماه اخیر با هنرمندی تمام از مهران احمدی دیدیم. آق شکیب و بهبود

    کمند امیر سلیمانی و خانواده

    لیلا حاتمی و همسرش علی مصفا به همراه مانی و عسل

    بهاره رهنما در هند

    سحر دولتشاهی – باران کوثری

    نفیسه روشن و جوجه جغد

    الناز شاکردوست

    فلور نظری و پسرش پای سفره هفت سین

    امین حیایی و همسرش نیلوفر خوش خلق

    نسرین نصرتی (فهیمه پایتخت)

    میترا حجار

    مهناز افشار

    لاله اسکندری و پژمان بازغی

    سحر افتاده (لیدا مختار در سریال شاهگوش)

    امین حیایی و همسرش نیلوفر خوش خلق

    جواد عزتی و همسرش

    برادران سلوکی مهدی و محمد

    مهران احمدی به همراه سارا و نیکا

    طناز طباطبایی و حسین سلیمانی – روز آخر فیلمبرداری شاهگوش

    پشت صحنه پایتخت 3

    لیندا کیانی و چوچانگشون….

    مهران مدیری، علی لک پوریان، سام نوری. روزای آخر پروژه (شوخی کردم) -فروردین 93

    مهدی یراحی – فروردین 93

    امیر جعفری و همسرش ریما رامین‌فر و پسرش

    شیلا خداداد و همسر و پسرش

    دانیال حکیمی و همسرش

    حمید رضا آذرنگ (سرگرد احمد سرخی در شاهگوش) و همسرش

    مهران غفوریان و دخترش

    پشت صحنه شاهگوش

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
    ۱- لیلی رشیدی و نیما بانکی

    سوای این که دختر احترام‌السادات برومند و داود رشیدی است و از بچگی در محافل هنری بزرگ شده، بازیگر خوبی هم هست. بیشتر ما او را با “مادرخانمی زی‌زی‌گولو” می‌شناسیم. اما بعضی‌ها شاید بولتن جشنواره فیلم کودک را به یاد بیاورند که عکس‌های کودکی او را در کنار لیلا حاتمی به چاپ رسانده بود. این دو لیلی و لیلای محبوب، از کودکی همبازی بوده‌اند؛ هرچند بعدها، لیلی یک چهره تلویزیونی شد اما لیلا یک ستاره سینما. لیلی رشیدی همسر پیشین نیما بانکی است که به اندازه رشیدی مشهور نیست اما در عکاسی استعداد داشت و رفته‌رفته در کارش به موفقیت دست پیدا کرد تا این‌که امروزه به چهره‌ای مطرح در عالم تبلیغات تبدیل شده است. نیما بانکی را اگر از “پراید تهران یازده” به یاد نداشته باشید، در آگهی‌های سامسونگ با لباس برزیل، یا با کت و شلوار در حالی که پایش را از قاب ال‌سی‌دی بیرون گذاشته، دیده‌اید. حاصل زندگی مشترک این دو، پسری است که با مادرش پیش خانواده رشیدی زندگی می‌کند….


    داریوش فرهنگ – سوسن تسلیمی

    سی و پنج سال پیش، داریوش فرهنگ آدم خیلی معروفی بود و سوسن تسلیمی را کسی نمی‌شناخت، اما پس از ازدواج و در سال‌های دهه شصت، ماجرا برعکس شد و تسلیمی شهرتی فراوان پیدا کرد. در این سال‌ها اگرچه داریوش فرهنگ فیلمساز بود و بعضی کارهایش خیلی مطرح شد، اما حضور ثابت تسلیمی در فیلم‌های بهرام بیضایی، این بازیگر هنرمند را به اوج رساند. این دو که از طریق گروه تئاتر پیاده با همدیگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگی مشترک سرانجام فرصت پیدا کردند تا در فیلم “شاید وقتی دیگر” ساخته بهرام بیضایی، نقش زن و شوهر را بازی کنند. تسلیمی، پس از این فیلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز یکی از چهره‌های سرشناس تئاتر سوئد است. اما داریوش فرهنگ مانده و فیلم‌سازی و بازیگری را تا امروز ادامه داده است.


    خسرو شکیبایی – تانیا جوهری

    شاید خیلی‌ها ندانند که مرحوم شکیبایی در دهه ۴۰ کار خودش را با دوبلوری شروع کرد و پس از ناکامی در این رشته به تئاتر رفت و سال‌ها گذشت تا دوباره با فیلم “خط قرمز” مسعود کیمیایی به سینما بازگشت. تانیا جوهری هم در همان سال‌های دهه ۵۰ بازیگر تئاتر بود. این رابطه که منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هیچ یک از این دو، آدم‌های معروفی نبودند و در سال‌های بعد در حرفه‌شان سرشناس شدند. شکیبایی کماکان یکی از بازیگران محبوب و سرشناس سینمای ایران است اما تانیا جوهری در سال‌های اخیر بسیار کم‌کار شده است. جالب است که مشهورترین فیلم شکیبایی یعنی”هامون”، داستان مرد روشنفکری است که تمایلی برای جدایی از همسرش ندارد اما زن و خانواده‌اش اصرار دارند که این جدایی هر چه زودتر اتفاق بیفتد.


    آیدین آغداشلو – شهره آغداشلو

    آیدین که نقاش، طراح، گرافیست و نویسنده‌ای تواناست، سال‌ها قبل، پس از یک ازدواج ناموفق و در حالی که دختری به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج کرد. شهره در فیلم‌های علی حاتمی (سوته‌دلان) و عباس کیارستمی (گزارش) بازی کرده بود و با تحسین مواجه شده بود و کم‌کم داشت به بازیگری توانا تبدیل می‌شد. شهره آغداشلو که با بازی در فیلم “خانه‌ای از شن و مه” و نامزدی اسکار، امروزه یک بازیگر معتبر در عرصه جهانی است، از آیدین جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختری به او داده که ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهایش همواره از آیدین آغداشلو به عنوان کسی یاد کرده است که دوران سعادتمندی را با هم سپری کردند؛ بر خلاف عادت بسیار زشتی که خیلی‌ها دارند و پس از جدایی، با لحنی زننده درباره همسر سابقشان صحبت می‌کنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدایی این دو، در مسیر پیشرفت حرفه‌ای‌شان هیچ تاثیری نگذاشته و هر دو همچنان از چهره‌های فعال در حیطه کاری خود هستند.


    ابوالفضل پورعرب – آناهیتا نعمتی

    زمانی که ابوالفضل پورعرب با آناهیتا نعمتی ازدواج کرد، بازیگر بسیار معروفی بود. او محبوبیتش را که با بازی در فیلم “عروس”، ساخته‌ی بهروز افخمی، به دست آورده بود؛ تا سال‌ها حفظ‌کرد. از آن طرف، آناهیتا نعمتی تازه با فیلم خوش‌ساخت “هیوا”، ساخته‌ی رسول ملاقلی‌پور، وارد سینما شده بود و به عنوان یک چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از این ماجرا حدود ۸ سال می‌گذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سیر نزولی را در کارش تجربه کرد و آناهیتا نعمتی هم در حاشیه‌ی سینمای ایران به کار خود ادامه داد. حالا این روزها پس از سال‌ها جدایی این زوج هنرمند، هم آناهیتا نعمتی دوباره به سینمای جدی بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلویزیون پرکارتر شده است.


    بابک ریاحی پور – مهتاب کرامتی

    بابک ریاحی پور یکی از معروف‌ترین نوازنده‌های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می‌کند. او در آلمان موسیقی را آموخته، آن را در ایران ادامه داده و با خواننده‌هایی مثل محمد نوری و گروه‌هایی مثل اوهام و آویژه که نوعی موسیقی تلفیقی را دنبال می‌کرد‌ه‌اند، همکاری داشته است. مهتاب کرامتی از سال ۱۳۷۷ با بازی در فیلم “مردی از جنس بلور” پایش به سینمای ایران باز شد. جالب این که ریاحی پور زودتر از کرامتی به سینما آمده بود. او در سال ۱۳۷۴ برای موسیقی فیلم “فاتح” نوازندگی کرده بود؛ کاری که بعدها ریاحی پور کمتر سراغ آن رفت. ولی مهتاب کرامتی با جدیت، حضور در سینما و تلویزیون را ادامه داد و رشد کرد و خیلی زود به ستاره سینمای ایران تبدیل شد. حالا مهتاب کرامتی تنها زندگی می‌کند و علاوه بر بازیگری و فعالیت در یونیسف، در یک موسسه طراحی و تولید لباس هم حسابی مشغول است.


    یوسف مرادیان – سارا خویینی‌ها

    فیلم پر حرف و حدیث “نقاب” اکران شد که داستانش درباره سوء استفاده‌های متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندی پیش از تلویزیون هم سریالی پخش می‌شد که داستانش درباره سیاوش و رستم شاهنامه بود و نقش سیاوش را مرادیان بازی می‌کرد. خویینی‌ها در “معصومیت از دست رفته” هم بازی خوبی داشت اما نقشی که مرادیان در “سربازهای جمعه” بازی کرد، به هر دلیل، آن قدر کوتاه شد که اصلا به چشم نیامد. این دو بازیگر که زمانی با یکدیگر زیر یک سقف زندگی می‌کردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعالیت قبلی‌شان که همان بازیگری در سینما و تلویزیون است ادامه می‌دهند؛ از جمله خویینی‌ها که چهره‌اش را در نقش اصلی “بی‌صدا فریاد کن” حتما دیده‌اید.


    فریبرز عرب نیا – آتنه فقیه نصیری – عسل بدیعی

    این ۳ بازیگر، معروف‌تر از آن هستند که بخواهیم معرفی‌شان کنیم. فریبرز عرب‌نیا به ترتیب با آتنه فقیه‌نصیری و عسل بدیعی ازدواج کرد و از آن‌ها جدا شد. عرب‌نیا که اغلب، او را با بازی‌های چشمگیرش در فیلم‌های مسعود کیمیایی، مانند”سلطان” و “ضیافت”، به خاطر می‌آورند، در فیلمی با موضوع طلاق نیز ایفای نقش کرده است. او در این فیلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نیکی کریمی) جدا شده و مانع احقاق حق او برای تصاحب بچه می‌شود. آتنه فقیه‌نصیری نیز که در فیلم‌ها و سریال‌های متعددی ایفای نقش کرده است، با بازی خوبش در نقش “خاله سارا” در یک سریال تلویزیونی، نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. درخشش زنده یاد عسل بدیعی نیز از بازی در فیلم “بودن یا نبودن”، ساخته‌ی کیانوش عیاری، شروع شد.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    گفت‌وگو با ناتالی متی یك فرانسوی‌الاصل زاده رم، كه زبان فارسی را ۴ سالی بیشتر نیست یاد گرفته هم شیرین است و هم زمان زیادی را می‌طلبد.

    او همسر یك جوان ایرانی‌‌الاصل به نام عماد است كه حالا در پاریس زندگی می‌كند. تنها راه گفت‌وگو با او، تماس تلفنی با فرانسه بود. یك بار قرار به هم خورد، یك بار هم تازه از خواب بیدار شده بود و به گفته خودش می‌خواست غذا بخورد.

    به هر حال، همه چیز جور شد. این گفت‌وگو ویژگی‌های خودش را داشت؛ اول اینكه زبان فرانسه نمی‌‌دانستیم و او شمرده‌شمرده فارسی حرف می‌زد و دوم اینكه چندین بار میان مصاحبه، ناتالی ناچار شد به دیكشنری فارسی مراجعه كند چون هنوز تمام كلمات ما را نمی‌‌دانست.

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    با این حال، بعضی كلمات را متوجه نمی‌شد و قرار شد بعضی سؤالات را به زبان انگلیسی بپرسیم و او هم به انگلیسی پاسخ دهد. بعد هم اینكه سعی كردیم كمی تا قسمتی لحن فارسی حرف زدن او را حفظ كنیم تا فضای گفت‌وگو دستتان بیاید. مصاحبه همشهری جوان با این هنرپیشه را بخوانید:

    غذا خوردید یا صبحانه؟
    بله، بِ‌بَ‌خ‌ْشید، آن دفعه زنگ زدید، من مشغول بازی بودم، خانه نبودم.

    الان آنجا دارید در چه فیلمی بازی می‌كنید؟
    یك فیلم كوتاه است كه یكی از دوستان من می‌سازد به اسم «Loka-devitout». نمی‌دانم به زبان شما چه می‌شود. آهان… فكر كنم دل ستاره. عماد هم با من است، اما بیشتر دوست دارد پشت دوربین كار كند.

    ایران را از قبل چقدر می‌شناختید؟
    خیلی خوب نمی‌شناختم. وقتی كودك بودم دوستی داشتم كه از ۱۰ تا ۱۷ سالگی در ایران زندگی كرده بود و با من همكلاس بود. از او درباره ایران شنیده بودم.

    الان از زندگی با یك مرد ایرانی خوشحال هستید؟
    خب، آره (با خنده).

    از مردم ایران چطور؟ از فرهنگ ایران چیزی می‌‌دانستید؟
    از فرهنگ ایران خیلی خوشم آمد چون چندین بار با عماد به ایران آمدم و با خانواده و دوستانش آشنا شدم.

    با سینمای ایران چطور؟ مثلا چند تا كارگردان و بازیگر ایرانی را می‌شناسید؟
    در فرانسه با سینمای ایران قبل از اینكه به ایران بیایم كمی آشنا شده بودم. عماد خیلی سینما را دوست دارد. عباس كیارستمی، مخملباف، دختر ایشان را می‌شناختم و چیزهایی هم درباره مهرجویی شنیده بودم.

    بهرام بیضایی چطور؟
    نه… یادم نمی‌آید.

    حسن فتحی را می‌شناختید؟
    قبلا نه، آمد پاریس، رفتم و دیدمش. با آقای زاهدی و چند تا هنرپیشه كه آمده بودند، «كجاها» را دیدند و من هم با آنها بودم.

    حتما آمده بودند «لوكیشن‌ها» را ببینند. شنیدیم شما برای بازی در این سریال ۲ سال زمان گذاشتید؟
    آره. من آن موقع ۲۷ ساله بودم و الان كه سریال تمام شده ۲۹ ساله هستم.

    در این ۲ سال به فرانسه هم رفتید؟
    ۲ سال رفت و آمد داشتم. ۳ ماه در مجارستان، ۲ هفته در پاریس و چند ماه در ایران. شاید همه با هم ۸ ـ ۷ ماه شد.

    عماد چقدر به شما كمك كرد؟ مثل اینكه در خواندن و ترجمه فیلمنامه به شما كمك كرده است؟
    كمك… اولین‌بار برای من خواند. من نمی‌توانستم بخوانم چون سخت بود. اولین بار آمد ایران و یك ماه ماند. دومین بار با دختری دوست شدم به نام نازنین كه فرانسه بلد بود. نمی‌دانم به زبان شما چی می‌شود. آن «Editor» بود و برای من می‌خواند.

    تمام سناریوی «مدار صفردرجه» را برای شما خواند؟
    نه… فقط سكانس‌های بازی من را با نازنین خواندیم.

    در كشور شما هم همین‌طوری سریال می‌سازند؟ فكر می‌كنید چه فرقی میان ساخت سریال‌های ایرانی و خارجی هست؟
    آها… چی فرق؟

    بله، فرق، dif ference .
    فرق هست، ولی زیاد هم معلوم نیست؛ همین‌‌جوری هر كسی كه كار می‌‌كند در فرانسه همین كار را هم می‌كنند. وقتی می‌رسی، می‌بینی كه فیلم‌برداری فرق ندارد ولی وقتی می‌روی توی «detail، «detail می‌دانید چیست؟

    بله این جزئیاتی كه به آن اشاره می‌كنید، چی هست؟
    در فرانسه اگر سریال بازی می‌كنی، مال یك كارگردان نیست، یك گروه كارگردانی می‌كنند، سریال می‌نویسند و مثل این سریال كه سی … نمی‌دانم چه می‌گویید به فارسی… سی قسمت است.
    بله، یك نفر كارگردانی نمی‌كند. اینجا همه كار مال آقای فتحی بود؛ از اول خودش آن را نوشته و كارگردانی كرده است.

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    درباره سارا و خانم‌های ۵۰ سال پیش ایران كتابی خواندید؟
    نه لازم نبود بدانم. فقط باید در فیلم می‌دانستم. ولی برای كار كردن در ایران خیلی مهم بود كه زبان من درست شده بود. چون در این سریال آدم‌های دیگری كه ایرانی نبودند مثل آقایی كه نقش عمو و دایی من را داشت، زبان فارسی نمی‌دانستند و راحت نبودند. ولی من با كارگردان با كسی كه گریم می‌كند، می‌توانستم صحبت كنم…. می‌دانید گم نبودم.

    چرا برای نقش سارا لازم نبود مطالعه كنی یا مثل سارا ببینی؟
    وقتی سناریو را خواندم، همین‌طوری سارا را می‌دیدم به چشم. ولی برای یك نقش یهودی فرانسوی كمی باید بلد باشی.

    چه جالب! درست برعكس؟ بله!
    در سریال خیلی فلسفه ایران را می‌كوبید و با آن می‌جنگید!(خنده…)

    شما فلسفه ایران را می‌شناختید؟ مثلا می‌دانستید ملاصدرا یكی از فیلسوفان بزرگ اسلامی ماست؟
    آقای فتحی این چیزها را با detail می‌دانست. من با فلسفه «اوروپری» آشنا بودم. ولی از فلسفه ایران اطلاع نداشتم.

    آقای فتحی چقدر به شما درباره فلسفه ایران گفت؟
    قبل از بازی خیلی با ما حرف زد و خودش توضیح داد.

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    شهاب حسینی كه نقش پارسا را بازی می‌كرد، چقدر به شما كمك كرد؟
    كمك كرد. ولی من حرف‌های شهاب حسینی را متوجه نمی‌شدم. خیلی detail متوجه نمی‌شوم، چون از كلمات مشكل استفاده می‌شد.

    پس برای اینكه واكنش نشان دهید، دچار مشكل نمی‌شدید؟
    نه، همه كلمات را، ‌بعضی سكانس‌ها سخت بود؛ چون آقایی كه نقش پروفسور را داشت به زبان مجاری حرف می‌زد و من متوجه نمی‌شدم، بعد ناراحت می‌شدم و با خودم می‌گفتم، هیچ‌كس من را نمی‌فهمد. ولی فایده خوب داشت.

    بعد از سریال، از فلسفه ایرانی چی دستگیرتان شده؟
    از فلسفه ایران بیشتر، بر روی زبان كار كردیم. الان كتابی می‌خوانم… فلسفه نه… نمی‌دانم چی می‌گویید آنتیك Story می‌خوانم كه تاریخ ۲ هزار ساله ایران توضیح است. ولی چون اینجا كتاب ترجمه‌شده به زبان فارسی كم است، من خوب متوجه نمی‌شوم. فقط مثل بچه می‌خوانم.

    خودتان سریال را دیدید؟
    نه، یك بار از اینترنت دیدم. تصویر خوب نبود، فقط تشخیص دادم كه ببینم خودم هستم، ولی آن‌طور كه ببینم چطوری بازی كردم نه، اگر كس دیگری ببیند، نمی‌تواند متوجه شود. چون صورتم را خوب نمی‌بینم.

    دوستانتان در فرانسه كنجكاو نیستند كارتان را ببینند؟
    نه زیاد (خنده)… الان با آدم‌های «Professional» (حرفه‌ای) كه آشنا می‌شوم، می‌گویند چرا ۲ سال است بازی نكرده‌ای؟ كجا بودی؟ من عكس دارم. نشان می‌دهم و یك كمی هم فیلم دارم. وگرنه، می‌گویند چی كار كردی و كجا بودی؟

    مثلا نگفتند چرا در یك سریال ایرانی بازی كردی؟
    چرا، بعضی‌ها این‌طوری فكر می‌كنند. ولی به نظر من تجربه خیلی مهم و خوب است.

    چرا خوب است؟
    خب، در یك كشور دیگر كار كنی، خیلی كارم عوض شده. در فرانسه من در سینما بازی می‌كردم و فیلم كوتاه خیلی بازی كردم، ولی فقط ۲سال در یك سریال بودم و وقتی خیلی زیاد در یك نقش كار كنی، می‌توانی خیلی زیاد آن را بفهمی.

    فكر می‌كنی بازی در یك سریال ایرانی به مشهور شدن شما كمك می‌كند؟
    الان اگر ژورنالیستی در فرانسه پیدا شود و از من بگوید و از من حرف بزند، كمك می‌كند. اگر نه فقط در ایران می‌تواند كمك كند. شهرت این است كه به یك كار خوب برسی. وقتی همین‌طوری معروف هستی، فقط بازیگر هستی. باید برسی به جایی كه فیلم خوب داشته باشی.

    یعنی این كه باید در فیلم‌های خوب بازی كنید نه این كه بازیگر خوبی باشید؟
    یعنی معروفی مهم است اگر می‌توانی از آن استفاده كنی، اما فقط برای توی خیابان معروف باشی خوب نیست. مهم این است كه یك كارگردان خوب تو را ببیند، فكر كند و یك فیلم بسازد.

    راستی چه كسی شما را به حسن فتحی معرفی كرد؟
    وقتی به ایران آمدم با آقای عبدالله اسكندری (گریمور) آشنا شدم. اولین بار وقتی فهمید دنبال یك فرانسوی می‌گردند، خودش من را به آقای بشكوفه و فتحی معرفی كرد.

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    قبل از این هم، قرار بوده در فیلم یا سریال ایرانی بازی كنید؟
    من با خانم فیلم‌بردار آقای مخملباف آشنا بودم. فیلمبردار مخملباف شماره من را پیدا كرده بود و با من تماس گرفت.

    از شما تست گرفتند؟
    بله، تست گرفتند و بعد من رفتم فرانسه.

    خب بعد، یعنی انتخاب نشدید؟
    قرار نبود بازی كنم. فقط می‌خواست ببیند.

    بازی در كدام صحنه‌های سریال سخت‌تر بود؟
    یكی تو شیراز بود و حافظیه. شب بود و ما از ۱۱شب تا ۷ صبح می‌گرفتیم. باران می‌آمد و من باید خیس می‌شدم و خیلی هوا سرد بود. ۱۰ ساعت ماندم زیر باران و زمانی سخت‌تر بود كه گریه‌دار بود.

    صحنه‌هایی كه گریه می‌كردید سخت بود، چه صحنه‌هایی آسان بود؟
    صحنه‌های تو پاریس آسان بود.

    چون در كشور خودتان بود، می‌گویید آسان بوده؟
    نه (با خنده)، چون فقط از دور می‌گرفتند. صحنه‌هایی بود كه با هم می‌خندیدم، آسان بود.

    آشنایی شما با همسرتان هم مثل آشنایی پارسا و ساراست؟
    آره (با خنده) همین‌طوری بود مثل سریال آقای فتحی شد، ولی مثل جنگ نیست. ما در فرانسه، آشنا شدیم؛ فیلم كوتاه بازی می‌كردیم. بعد با خانواده عماد آشنا شدم. با مامان عماد دوست شدم، او خیلی فارسی به من یاد داد و بعد با آمدن به ایران یاد گرفتم.

    از ایران چه چیزی را بیشتر به یاد دارید؟
    غذاهای ایرانی را دوست دارم.

    یعنی از ایران فقط غذاهای ما را به خاطر دارید؟
    نه…خب،…

    مثل چی؟
    آش رشته خیلی دوست دارم، سالاد شیرازی… همه پلوهای شما را می‌خورم، دوغ را خیلی دوست دارم كه در فرانسه اصلا دوغ نیست.

    خب ماست كه دارید، كمی آب توی آن بریزید، می‌شود دوغ!
    چی؟ (با خنده)

    بهترین اتفاقی كه در این كار برایتان افتاد، چه بود؟
    آخرین روز كه كار كردیم جالب بود. رفتیم فیروزكوه و آن جا خیلی سرد بود. 6 درجه زیرصفر، 2 روز ماندیم. من شانس آوردم كه بعدازظهر كار داشتم. بعدازظهر هوا گرم شده بود. آدم‌های دیگر سردشان بود و یك نفر می‌خواست برود بیمارستان و اتوبوس مانده بود كه او را ببرد.

    یعنی چی مانده بود، خراب شده بود؟
    نه، نمی‌دانم… شما چه می‌گویید ولی «freeze» شده بود. كار نمی‌كرد. نتوانست برگردد با چند تا تاكسی برگشت (با خنده). این خاطره خوبی بود!

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    عکس های ناتالی متی بازیگر نقش سارا آستروک در سریال مدار 0 درجه

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    گالری عکس های ناتالی متی بازیگر نقش سارا آستروک

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    آرشیو همه عکس های ناتالی متی بازیگر نقش سارا آستروک

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    جدیدترین عکس های ناتالی متی و همسرش عماد دهکردی

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    دانلود همه عکس های ناتالی متی Natalie Matti

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    کامل ترین آلبوم عکس های ناتالی متی Natalie Matti

    ناتالی متی بازیگر نقش سارا در مدار صفر درجه

    یکی از آخرین کارهای ناتالی متی – نمایش «بازگشت پسر نافرمان» – مارچ 2014

    دانلود سریال مدار صفر درجه +سکانس های ماندگار آن

    دانلود موزیک تیتراژ سریال مدار صفر درجه

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    دانلود سریال ایرانی زیبا و جذاب ریحانه با لینک مستقیم

    بازیگران:مرجان محتشم، رویا تیموریان ، کاوه سماک باشی ، عنایت بخشی ، ایرج نوذری ، زیبا بروفه ، افشین سنگ چاپ ، حسن پورشیرازی ، زهره فکور صبور ، افسر اسدی و …

    نام سریال : ریحانه Reyhaneh

    کارگردان : سیروس مقدم

    سال و شبکه پخش : 1383 – شبکه سه

    شمار قسمت ها : 27

    Artists:Ziba Borofeh , Iraj Nozari , Marjan Mohtasham , Rooya Teymoriyan , Hassan Poor Shirazi

    Director:Sirous Moghaddam
    Year:1383

    لینک های دنلود

    لینک های دانلود به درخواست سازمان تنظیم و مقررات برداشته شدند

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
    فولاد خوزستان بعد از ۹ سال برای دومین بار به قهرمانی لیگ برتر ایران رسید

    در هفته پایانی مسابقه‌های لیگ برتر فوتبال ایران، در حالی که ۵ تیم شانس قهرمانی داشتند، فولاد خوزستان با پیروزی یک بر صفر مقابل گسترش فولاد در تبریز، به قهرمانی رسید.
    از آغاز لیگ برتر این دومین باری است که فولاد خوزستان به این عنوان می‌رسد.
    فولاد خوزستان هفته پیش در صورت پیروزی مقابل استقلال می‌توانست قهرمانی را یک هفته زودتر و در ورزشگاه غدیر شهر اهواز جشن بگیرد اما باخت مقابل استقلال همه چیز را به هفته آخر موکول کرد.
    تیم جوان حسین فرکی در بازی آخر در تبریز میهمان گسترش فولاد تبریز بودند و با تک گل دقیقه ۳۷ مهرداد جماعتی موفق شدند گسترش فولاد را شکست دهند.
    فولاد در نیمه اول بازی تلاش زیادی برای باز کردن دروازه تیم گسترش فولاد تبریز کرد ولی نتوانست دروازه این تیم را باز کند، بازیکنان فولاد پس از به ثمر رسیدن گل با حفظ نتیجه توانستند برای دومین بار قهرمان لیگ برتر ایران شوند.
    حسین فرکی سرمربی فولاد خوزستان پس از قهرمانی این تیم گفته است: ” به تبریز آمده بودیم تا قهرمان شویم. این قهرمانی حاصل زحمات تمام بازیکنان تیم فولاد و حمایت مردم خوزستان و هواداران تیم ما بود. حساسیت‌های روز پایانی لیگ ما را اذیت کرد و باید به لحاظ ذهنی بازیکنانم را آماده می‌کردیم. خو‌شبختا‌نه از شروع تا پایان بازی با گسترش، حساب شده کار کردیم و اولویت برای ما نتیجه‌ بازی خودمان بود.”
    پرسپولیس هم پس از تساوی ۲-۲ مقابل راه‌آهن در هفته گذشته که باعث شد شانس قهرمانی این تیم کم رنگ شود، در همان نیمه اول برخورد توپ با دست محمد ابراهیم خسروی بازیکن استقلال خوزستان در داخل محوطه جریمه این تیم باعث شد داور به نفع پرسپولیس پنالتی اعلام کند، این پنالتی را محمد عباس زاده تبدیل به تک گل پرسپولیس کرد.
    سرخ پوشان پرسپولیس پس از به ثمر رساندن گل، با کنترل بازی در نهایت توانستند، در آخرین بازی لیگ برتر مقابل استقلال خوزستان پیروز شوند. این تیم که تا قبل از آغاز این هفته، در رتبه چهارم لیگ قرار داشت با پیروزی یک بر صفر مقابل استقلال خوزستان ۵۵ امتیازی شد و پس از فولاد در جایگاه دوم جدول لیگ قرار گرفت.
    پرسپولیس با نایب قهرمانی در لیگ برتر، سهمیه لیگ قهرمانان آسیا در فصل آینده را کسب کرد.
    در یکی از حساس ترین بازی‌های هفته آخر، سپاهان اصفهان در فولاد شهر مقابل نفت تهران قرار گرفت. نفت تهران در هفته بیست و نهم با پیروزی چهار بر یک مقابل گسترش فولاد تبریز و سایر نتایج، علاوه بر صعود به صدر جدول شانس قهرمانی‌‌‌اش در لیگ بیشتر شد.
    اما این تیم سپاهان بود که از ابتدای بازی با حملات مختلف روی دروازه نفت تهران موقعیت‌های متعدد گلزنی روی دروازه بوجود آورد. زرد پوشان سپاهان در نیمه اول صاحب یک ضربه پنالتی شدند که ضربه هادی عقیلی را علیرضا بیرانوند دروازه‌بان نفت تهران در اختیار گرفت.
    تیم میزبان در ابتدای نیمه دوم، با گل به خودی امین حاج محمدی مدافع نفت یک بر صفر از حریف خود پیش افتاد؛ ارسال بلند احسان حاج صفی با ضربه سر این بازیکن وارد دروازه نفت تهران شد. سپاهان برای زدن گل‌های بیشتر و کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا حملات زیادی روی دروازه نفت طراحی کرد ولی نتوانست دروازه نفت را بیش از یک بار باز کند.
    نفت تهران با شکست یک بر صفر مقابل سپاهان در جایگاه سوم جدول لیگ قرار گرفت و برای کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا باید بازی پلی آف شرکت کند.
    استقلال تهران با شکست سه بر یک مقابل تراکتورسازی تبریز، به رده پنجم جدول سقوط کرد و شانس کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا را از دست داد.
    محمد احمد زاده در دقیقه ۳۰ از روی یک ضربه ایستگاهی از پشت محموطه جریمه، گل اول تراکتورسازی را وارد دروازه آبی پوشان استقلال کرد.
    آبی پوشان استقلال یک دقیقه مانده به پایان نیمه اول، از روی یک ضربه کرنر گل تساوی را وارد دروازه تراکتورسازی تبریز کردند؛ حنیف عمران زاده روی اشتباه مدافعان تراکتورسازی تک گل استقلال را به ثمر رساند.
    تراکتورسازی در ابتدای نیمه دوم، روی یک ضربه ایستگاهی دیگر گل دوم را به ثمر رساند. محمد نصرتی روی اشتباه مهدی رحمتی دروازه استقلال را با ضربه‌ای زیبا باز کرد.
    حملات استقلال برای جبران نتیجه‌ای برای این تیم در بر نداشت، تراکتورسازی در دقیقه ۷۴ روی حرکت کریم انصاری فرد صاحب پنالتی شد که خود او با گل کردن پنالتی نتیجه را سه بر یک کرد.
    کریم انصاری فرد با گل کردن این پنالتی با زدن ۱۴ گل، آقای گل سیزدهمین لیگ برتر شد. استقلال با شکست مقابل تراکتورسازی در پایان لیگ سیزدهم در رتبه پنجم قرار گرفت و نتوانست سهمیه لیگ قهرمانان آسیا را به دست بیاورد.
    در انتهای جدول ذوب آهن با پیروزی یک بر صفر مقابل راه آهن در لیگ برتر از سقوط نجات پیدا کرد ولی داماش گیلان با تساوی مقابل مس کرمان به همراه این تیم راهی لیگ دسته یک شدند.
    فجر سپاسی شیراز با وجود برد دو بر یک در هفته آخر مقابل ملوان بندر انزلی باید برای باقی ماندن در لیگ برتر باید در بازی پلی آف با برنده پیکان و سیاه جامگان مشهد بازی کند.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    آرتور شوپهناور در 22 فوریه 1788، در شهر “دانتزیگ” آلمان (گدانسک در لهستان امروزی) دیده به جهان گشود. پدر او که پیشه بازرگانی داشت، به سبب مهارت، مزاج گرم، سرشت پابرجا و عشق به آزادی، نام آور بود. هنگامی که آرتور پنج سال داشت، پدرش از “دانتزیگ” به “هامبورگ” کوچ کرد؛ زیرا “دانتزیگ” به دلیل چیرگی “پروس” در سال 1793، استقلال خود را از دست داده ‌بود. بدین ترتیب، شوپنهاور جوان، میان تجارت و داد و ستد بزرگ شد و با وجود تشویق و تحریک پدر، این کار را ترک کرد، ولی اثرات آن در وی باقی ماند که عبارت بود از رفتاری کمابیش خشن، ذهنی حقیقت‌‌بین و شناختی نسبت به امور دنیا و مردم؛ همین امر، وی را در برابر فیلسوفان رسمی آکادمیک، که او از آنها بیزار بود، قرار داد. شوپنهاور می‌گوید:

    “طبیعت، نهاد و یا اراده، از پدر به ارث می‌رسد و هوش، از مادر.”

    مادر او زنی باهوش بود و یکی از نام آور‌ترین داستان نویسان روزگار خود گردید. این زن از همنشینی با شوهر عامی خود چندان خشنود نبود و پس از مرگ او، آزادانه به عشق ورزی پرداخت و به “وایمار”، که در آن زمان، مناسب‌ترین مکان برای این گونه زندگی بود، رفت. آرتور شوپنهاور، همچون “هملت”، بر ضد ازدواج دوباره‌ مادرش شورش کرد. این درگیری با مادر سبب شد که او فلسفه خود را با باورهایی نیمه حقیقی درباره‌ زنان چاشنی دهد. یکی از نامه‌های مادرش، چگونگی روابط آن ها را روشن می‌سازد:
    “تو ستوه آور و آزار دهنده هستی و زندگی با تو بسیار دشوار است؛ خودخواهی‌ات همه‌ ویژگی های نیک تو را در بر گرفته است و همه‌ این ویژگی ها بیهوده است؛ زیرا تو نمی‌توانی از خرده‌گیری بر دیگران دوری کنی.”

    از این رو مادر و فرزند از یکدیگر جدا شدند و شوپنهاور، گاهی مانند دیگر میهمانان به خانه‌ مادر خود می‌رفت؛ روابط آن دو بسیار رسمی و مودبانه گردید و آن ناسازگاری و کدورتی که گاهی میان افراد خانواده دیده می‌شود، بین آن دو وجود نداشت.

    رابطه ی مادر و فرزند را “گوته” تیره‌تر کرد، زیرا به مادر خبر داد که فرزندش مردی بسیار نام آور خواهد شد؛ مادر هرگز نشنیده‌ بود که دو نابغه از یک خانواده به وجود بیاید. سرانجام، روزی، درگیری به اوج خود رسید و مادر، رقیب و فرزند خود را از پله‌ها پایین انداخت و فرزند به مادرش گفت که آیندگان، مادر را تنها از راه فرزند خواهند شناخت. پس از آن شوپنهاور به زودی “وایمار” را ترک گفت و دیگر میان آن دو دیداری صورت نگرفت.
    تامس تافه می گوید:

    “درباره‌ دیدگاه های او [شوپنهاور] درباره‌ زنان چیزی نمی‌توان گفت، جز این که این دیدگاه ها شاید کمی عجیب و غریب باشد.”

    شوپنهاور با پایان دوره‌ دبیرستان و دانشگاه، مدتی را به همنشینی با مردم و عشقبازی گذرانید که نتایج آن، در سرشت و فلسفه‌اش آشکار گردید. او افسرده و دریده و شکاک بار آمد؛ دچار وسوسه‌ ترس و گمان های بد شد، پیپ خود را در قفل و کلید نهان می‌کرد و هرگز نگذاشت تیغ سلمانی به گردنش برسد؛ همیشه زیر بالش خود طپانچه‌ای پُر می‌گذاشت، شاید برای آن که کار دزدان را آسان تر سازد. از سر و سدا بیزار بود و در این ‌باره می‌نویسد:

    “… میزان بردباری که شخص می‌تواند در برابر سر و سدا داشته باشد، با استعداد ذهنی او نسبت عکس دارد و از این راه می‌توان به درجه هوش و استعداد او پی برد… سر و سدا برای مردم هوشمند، رنج و عذاب است… نیروی فراوانی که از برخورد اشیا و چکش زدن و افتادن آنها به وجود می آید، هر روز مرا رنج و عذاب داده ‌است.”

    شوپنهاور به کمک یک هندو از باورهای بوداییان آگاهی یافت و پس از بررسی و اندیشه زیاد به آیین بودایی، باور کامل پیدا کرد. وی از این که قدر و اهمیت‌اش را کسی نمی شناخت، سخت آشفته گردیده و این حس در او به درجه‌ بیماری رسیده‌ بود.

    “رساله ی اجتهادیه” او در سال 1812 با نام “چهار اصل دلیل کافی” نوشته شد و پس از آن، شوپنهاور، همه‌ زمان خود را صرف تدوین شاهکار خود به نام “جهان همچون اراده و تصور” نمود. به نظر او این کتاب دیگ جوش پر از اندیشه ها و باورهای کهن نیست، بلکه از اندیشه‌ای زیبا و تازه ترکیب شده است. این امر بیانگر خودخواهی و غرور گستاخانه‌ای است، ولی بسیار درست است.

    شوپنهاور با نوشتن این کتاب، مدعی شد که پاسخ همه‌ مسایل فلسفی را یافته است؛ تا آنجا که می‌خواست بر نگین انگشتری خود، تصویر “سفینکس” را در حال انداختن خود به گرداب، نقش کند؛ زیرا سفینکس گفته بود که اگر کسی برای مسایل و چیستان‌های او پاسخی بیابد، خود را به گرداب خواهد افکند.

    با این همه، کتاب شوپنهاور، توجه مردم را جلب نکرد؛ مردم به اندازه کافی بدبخت بودند و دیگر نمی‌‌خواستند کتابی درباره‌ بدبختی و سیه ‌روزی خویش بخوانند. از این رو، شوپنهاور به سختی از مردم رنجید و نسبت به اجتماع بدبین گشت. شانزده سال پس از انتشار این کتاب، به شوپنهاور خبر رسید که بخش بزرگی از نسخه های چاپی کتاب را به جای کاغذ باطله فروخته ‌اند.

    شوپنهاور همه‌ باورها و آرای خود را در این کتاب گنجانید؛ تا آنجا که کتاب های دیگر او، تنها شرح این کتاب به شمار می رود. وی در سال 1836، رساله‌ای به نام “اراده در طبیعت” منتشر کرد که تا اندازه‌ای در کتاب “جهان همچون اراده و تصویر”، که در سال 1844 منتشر شد، گنجانیده شده‌ بود. او در سال 1841، کتابی به نام “دو مسئله‌ بنیادی اخلاقی” نوشت و در سال 1851، کتابی به نام “مقدمات و ملحقات” را منتشر کرد که می‌توان آن را به “پیش غذاها و دسرها” نیز برگردان کرد. این کتاب به انگلیسی به نام “مقاله ها” یا “رساله ها” برگردان شده است و از خواندنی‌ترین آثار او به شمار می رود. شوپنهاور در ازای نوشتن آن، تنها ده جلد از نسخه های چاپی آن را دریافت کرد. با چنین شرایطی، خوشبین بودن دشوار است.

    شوپنهاور آرزو داشت که فلسفه‌ خود را در یکی از دانشگاه های بزرگ آلمان تدریس کند؛ این فرصت در سال 1822 پیش آمد و وی را به عنوان دانشیار به دانشگاه “برلین” فرا خواندند. او از روی عمد، همان ساعاتی را که هگل در آن درس می داد، برای تدریس برگزید و بر این باور بود که دانشجویان به او و هگل همچون آیندگان خواهند نگریست؛ ولی به دلیل عدم پیشباز دانشجویان، ناگزیر شد در اتاق خالی تدریس کند. از این رو، از امر تدریس کنار گرفت و برای انتقام، هجونامه‌های* تلخی بر ضد هگل نوشت. در سال 1831، بیماری وبا شهر “برلین” را فرا گرفت و هگل و شوپنهاور هر دو گریختند، ولی هگل پس از بازگشت، گرفتار بیماری شد و پس از چند روز درگذشت. شوپنهاور به “فرانکفورت” رفت و مانده عمر هفتاد و دو ساله‌ی خود را در آنجا سپری کرد.

    دانشگاه ها از او و آثارش بی‌خبر بودند؛ گویا هر پیشرفت مهم فلسفی می‌بایست بیرون از فضای دانشگاه صورت گیرد. نیچه می‌گوید:

    “هیچ چیز، دانشمندان آلمان را مانند عدم شباهتی که میان شوپنهاور و آنان بود رنج نداد.”

    سرانجام، شوپنهاور به نام‌آوری رسید و نزد همگان، پرآوازه گشت. مردم طبقه‌ متوسط از وکلا و پزشکان و بازرگانان، او را فیلسوفی یافتند که با واژه های بر سروسدای مظنونات [ =پندارها ] دانش الهی سر‌ و ‌کار ندارد؛ بلکه دیدگاهی پذیرفتنی درباره‌ رویدادها و زندگی روزانه دارد. اروپایی که از بردباری ها و کوشش های 1848 سرخورده بود، به پیشباز این فلسفه که بازتاب نومیدی 1815 بود، رفت. حمله دانش به الهیات، نفرت سوسیالیسم از تهیدستی و جنگ و اجبار حیاتی درگیری برای زندگی؛ همگی عواملی بودند که سبب نام‌آوری شوپنهاور شدند.

    وی با آزمندی، همه‌ گفتارهایی را که درباره او می‌نوشتند، می خواند؛ از دوستان خود درخواست کرده ‌بود که هرچه درباره‌ او چاپ می‌شود، برایش بفرستند. در سال 1854، واگنر نسخه‌ای از “حلقه نیبلونگ” را به همراه ستایشی از فلسفه موسیقی شوپنهاور برای او فرستاد. بدین ترتیب، این بدبین بزرگ در سنین پیری تا اندازه‌ای خوشبین گردید؛ پس از غذا به گرمی، فلوت می‌نواخت و از روزگار سپاسگزار بود که او را از آتش جوانی رهانیده ‌است. در سال 1858و در هفتادمین سال زایش وی، از همه بخش‌های اروپا، سیل تبریک و شادباش به سوی او روان گردید.

    شوپنهاور تنها دو سال پس از کسب چنین آوازه‌ای زنده ماند و در 21 سپتامبر 1860، ]در فرانکفورت[ هنگامی که به تنهایی سرگرم خوردن صبحانه بود و گویا تندرست به نظر می‌رسید؛ درگذشت. [در اتاق کارش دو مجسمه‌ برنزی وجود داشت: یکی از کانت و دیگری از بودا]

    گردآوری و ویرایش: مریم فودازی

    برگرفته از:
    – ویل دورانت، تاریخ فلسفه، برگردان عباس زریاب، چاپ هجدهم، تهران: شرکت انتشارات علمی فرهنگی، تابستان ۱۳۸۴.
    – تافه، تامس؛ فلسفه ی آرتور شوپنهاور؛ برگردان عبدالعلی دست غیب؛ نشر پرسش، 1379.

    * سروده‌ای که در آن، کسی را دشنام دهند یا سرزنش کنند.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    تاریخچه

    پیش از انقلاب

    دهه ۱۳۴۰

    پیوستن بازیکنان تیم فوتبال منحل شده شاهین تهران به پرسپولیس، باعث محبوبیت این تیم شد.
    باشگاه ورزشی پرسپولیس متعلق به «شرکت سی.آر.سی» در دی ماه سال ۱۳۴۲ به دست علی عبدُه در اوین و جاده قدیم شمیرانات بنیانگذاری شد. باشگاه اصلاً در بولینگ و چند ورزش دیگر فعال بود (بولینگ عبده) و یک تیم فوتبال در دسته دوم تهران داشت. در آن سو، و در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۴۶؛ باشگاه شاهین که در دهه ۱۳۴۰ بازیکنان زیادی در تیم ملی ایران داشت و در میان مردم محبوب بود، به دستور سازمان ورزش و تفریحات ایران رسماً منحل شد. با رایزنی‌های عبده با پرویز دهداری (مربی شاهین) و مسعود برومند (سرپرست شاهین)، بیشتر بازیکنان باشگاه شاهین به پرسپولیس پیوستند و باعث شهرت و محبوبیت آن شدند. دهداری مربی و برومند سرپرست پرسپولیس شدند و باشگاه توانست در مسابقات رده‌بندی دسته‌های کشور در گروه خود اول شود و به بالاترین دسته لیگ فوتبال ایران راه یابد، آن‌ها در مسابقات قهرمانی آسیا (مسابقاتی که میان تیم‌های ایرانی برای شرکت در جام باشگاه‌های آسیا برگزار شد) نیز قهرمان شدند و به عنوان نخستین نماینده ایران به جام باشگاه‌های آسیا رفتند.
    در سال ۱۳۴۸، محمود خیامی، مدیر کارخانه ایران ناسیونال که از هواداران شاهین بود تصمیم گرفت برای تبلیغ خودروی تازه‌تولید پیکان از بازیکنان پرسپولیس استفاده کند و پس از امضای پروتکل همکاری با عبده بازیکنان پرسپولیس به شکل دسته‌جمعی به باشگاه پیکان کوچیدند و با این تیم موفق به کسب مقام قهرمانی در جام جام باشگاه‌های تهران ۱۳۴۸ شدند، در حالی که پرسپولیس در جایگاه یازدهم قرار گرفت. یک سال بعد بازیکنان به پرسپولیس بازگشتند و تحت رهبری حسین فکری، پس از تاج در جای دوم جام باشگاه‌های تهران ۱۳۴۹ قرار گرفتند. در همین سال دست پرسپولیس از جام منطقه‌ای هم کوتاه ماند.

    دهه ۱۳۵۰ تا انقلاب

    بازیکنان پرسپولیس در سال ۱۳۵۰. پرسپولیس در این سال با ۱۳ پیروزی و ۱ شکست از ۱۴ بازی جام منطقه‌ای ایران ۱۳۵۰ به نخستین قهرمانی تاریخ خود رسید.
    در سال ۱۳۵۰، پرسپولیس تحت مربیگری آلن راجرز در دومین دوره جام منطقه‌ای به قهرمانی رسید. یک سال بعد، عبده اعلام کرد باشگاه پرسپولیس حرفه‎ای است و بازیکنانش فقط در بازی‎های حرفه‌ای شرکت خواهند کرد. بنابراین بازیکنان به دو دسته تقسیم شدند و عده‎ای در تیم حرفه‎ای و عده‌ای در تیم آماتور عضویت یافتند. در آن سال مسابقات فوتبال کشوری در ایران برگزار نگردید، و پرسپولیس که در جام باشگاه‌های تهران ۱۳۵۱ با تیم آماتورهایش شرکت کرده‌بود، در میان ۱۶ تیم در جای یازدهم قرار گرفت. در آن دوره پرسپولیس در ورزشگاه اختصاصی خود موسوم به ورزشگاه آپاداناتمرین می‎کرد و عبده برای فعال نگه‎داشتن تیم اصلی، باشگاه‎های صاحب‌نامی همچون سائوپائولو و چلسی را برای بازی دوستانه به تهران آورد. اما در سال ۱۳۵۲ به دلیل عدم وجود زیرساخت‎های فوتبال حرفه‎ای در ایران و اعتراض خسروانی به آتابای، رئیس وقت فدراسیون فوتبال ایران عبده پس از فروش ورزشگاه باشگاه فعالیت حرفه‎ای پرسپولیس را منحل کرد.
    پرسپولیس در این سال‎ها، کم‎کم از مکتب شاهین فاصله گرفت.
    جام تخت جمشید در سال ۱۳۵۲ بازگشایی شد. در ۵ دوره‌ای که از این جام برگزار شد، پرسپولیس همواره از بهترین تیم‌ها بود و به ۲ قهرمانی (۱۳۵۲ و ۱۳۵۴) و ۳ نایب‌قهرمانی (۱۳۵۳، ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶) رسید، جام تخت جمشید ۱۳۵۷ نیز در حال انجام بود که با روی‌دادن انقلاب نیمه‌کاره ماند، پرسپولیس در این جام با یک امتیاز کمتر از شهباز دوم بود.
    پرسپولیس تا پایان جام تخت جمشید پرافتخارترین باشگاه فوتبال ایران بود.

    پس از انقلاب

    انقلاب و دهه ۱۳۶۰
    علی پروین ملقب به «سلطان» که از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران است، در دهه ۶۰ مربی–بازیکن پرسپولیس بود.
    پس از انقلاب، باشگاه تحت تاثیر آن قرار گرفت و لیگ کشوری فوتبال ایران منحل شد. بسیاری از بازیکنان تیم عوض شدند، اما توانستند در جام شهید اسپندی (۱۳۵۸) قهرمان شوند، با آغاز جنگ ایران و عراق و دهه ۱۳۶۰، لیگ فوتبال سراسری ایران همچنان تعطیل بود (تا سال ۱۳۶۸ که جام قدس برگزار گردید) و پرسپولیس تنها در جام باشگاه‌های تهران شرکت می‌کرد، این باشگاه در ۱۰ دوره برگزاری این جام در دهه ۶۰، به ۷ قهرمانی و ۲ نایب‌قهرمانی دست یافت. در سال ۱۳۶۶، پرسپولیس در کنار قهرمانی در جام حذفی تهران و جام باشگاه‌های تهران، موفق به کسب اولین قهرمانی خود در جام حذفی ایران هم شد تا در یک سال ۳ جام بگیرد.
    دهه ۱۳۷۰
    دهه ۱۳۷۰، برای باشگاه موفقیت‌آمیز بود و با یک قهرمانی در جام برندگان جام آسیا آغاز شد. پرسپولیس در ۱۰ دوره جام آزادگان شرکت کرد و به ۴ قهرمانی و ۳ نایب‌قهرمانی دست‌یافت، این باشگاه در این سال‌ها از پایه‌های اصلی تیم ملی فوتبال ایران بود، تا جایی که در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه ۹ نفر از ۲۲ بازیکن ایران در آن زمان عضو این تیم بودند، پرسپولیس در این دهه به ۲ قهرمانی جام حذفی و ۳ بار سومی جام باشگاه‌های آسیا نیز دست یافت.

    دهه ۱۳۸۰
    پرسپولیس با برد در هفته پایانی ۸۷-۸۶ برابر سپاهان پس از ۶ سال نخستین قهرمانی‌اش را به دست آورد.
    با آغاز دهه ۱۳۸۰، لیگ برتر فوتبال ایران راه‌اندازی شد و پرسپولیس در نخستین دوره آن قهرمان شد، فصل بعد، پرسپولیس از نخستین دوره لیگ قهرمانان آسیا حذف شد و در لیگ نتایج خوبی نگرفت. این سال‌ها آغاز دورانی بود که سالنامه رسمی باشگاه آن را «دوران جدال با بحران» نامیده‌است، تا جایی که پرسپولیس حتی مقام ۹ام لیگ را هم تجربه کرد. دو فصل بعد، پرسپولیس پس از ۶ سال دوری از جام در جام خلیج فارس ۸۷-۱۳۸۶ به قهرمانی رسیدو این دهه را با دو قهرمانی متوالی در جام حذفی (۸۹-۱۳۸۸ و ۹۰-۱۳۸۹) به پایان برد.
    نام، نماد و رنگ

    تخت جمشید

    پیراهن پرسپولیس در فصل ۸۷-۱۳۸۶ تولید اول‌اشپورت

    پرسپولیس یک واژهٔ یونانی به معنای شهر پارسی است که از دو واژهٔ «پرسه» (به یونانی: Πέρσης) به معنای پارسی و «پولیس» (به یونانی: Πόλις) به معنای شهر تشکیل شده‌است. یونانیان باستان به پارسه یا تخت جمشید، پایتخت دودمان هخامنشیان، پرسپولیس می‌گفتند.
    در سال ۱۳۶۰، سازمان تربیت بدنی نام بولینگ عبده را به مجموعه ورزشی شهید چمران تغییر داد و قرار شد پرسپولیس از سال ۱۳۶۱، با نام دیگری فعالیت کند. بازیکنان در اعتراض به این تصمیم، در بازی با هما در جام باشگاه‌های تهران حاضر نشدند و قهرمانی این مسابقات را از دست دادند. در دی ۱۳۶۵، پرسپولیس تحت پوشش بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی قرار گرفت. بنیاد مستضعفان تصمیم گرفت نام تیم را به «آزادی» تغییر دهد. بازیکنان با این تغییر نام موافق نبودند. در ۲۷ بهمن ۱۳۶۵، نام باشگاه رسماً به «پیروزی» تغییر یافت. اداره کل تربیت بدنی استان تهران در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که «این تغییر نام به پیشنهاد بازیکنان صورت گرفته‌است.» با این وجود، رسانه‌ها و مردم ایران بیشتر نام پرسپولیس را به کار می‌برند.
    در آگهی ثبت نمادی که شرکت فرهنگی ورزشی پرسپولیس در سال ۱۳۷۰ به ثبت رسانده، این توضیح آمده‌است: «کلمه پرسپولیس و علامت فانتزی. تصویر جامی که از دو طرف با دو سر اسب هخامنشی تلاقی دارد.»

    رنگ قرمز یکی از مهمترین نمادهای باشگاه فوتبال پرسپولیس به شمار می‌آید. به جز فصل ۸۶-۱۳۸۵ و چند بازی لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۰۹ که بازیکنان پرسپولیس لباس‌های راه‌راه سفید و قرمز پوشیدند، از آغاز همواره رنگ اصلی پیراهن پرسپولیس قرمز بوده‌است. از این رو آنان را «ارتش سرخ» و «سرخپوشان» می‌نامند. پیراهن دوم باشگاه نیز به طور سنتی سفید بوده است. از فصل ۹۰-۱۳۸۹ پیراهن دوم باشگاه به رنگ مشکی تغییر کرد که در پی آن در فصل ۹۱-۱۳۹۰ نیز این رنگ به عنوان رنگ دوم پیراهن باشگاه برگزیده شد. در یک نظرسنجی که پیش از لیگ دهم از سوی پایگاه خبری باشگاه پرسپولیس انجام شد، ۴۲ درصد از هواداران، رنگ مشکی و ۱۷ درصد رنگ سفید را برای رنگ پیراهن دوم باشگاه برتری داده‌اند.

    پرسپولیس در فرهنگ عامه و رسانه‌ها
    پرسپولیس به عنوان یک باشگاه فوتبال، کاملاً در میان مردم ایران شناخته‌شده‌است. عادل فردوسی‌پور در مجله ورلدساکر در این باره می‌نویسد: «نخستین پرسشی که هواداران فوتبال در ایران از یکدیگر می‌پرسند این است که قرمز هستی یا آبی؟» رسانه‌های ایران به شدت اخبار این باشگاه را پوشش می‌دهند و «حاشیه»های زیادی پیرامون افراد حاضر در باشگاه است. افکار عمومی ایران امروز نیز همانند دیگر جوامع،تحت تاثیر این رسانه‌های ورزشی قرار دارند. در چند سال اخیر بیش از ۵۰ وبگاه در فضای اینترنت با نام پرسپولیس وجودداشته‌است. برخی از این وبگا‌های هواداری و خبری، خود را «سایت کانون هواداران پرسپولیس» و یا «سایتی رسمی» معرفی می‎کنند. دسته‎ای از این وبگاه‌ها که خط مشی حمایتی یا مخالفتی با گروه یا اشخاص خاصی دارند، منتسب به لیدرها و افراد نزدیک به اشخاص مرتبط با باشگاه دانسته می‎شوند.
    در پی پوشش گسترده اخبار باشگاه و شعارهای خاص روی سکوهای ورزشگاه، در سال‌های اخیر امنیت شغلی مدیران عامل و مربیان این باشگاه همواره در خطر قرار داشته‌است، جان دیوردن، نویسنده وب‌گاه گل در گزارشی با نام «تردید آسیا: آیا مربیگری پرسپولیس بزرگترین و دشوارترین کار در فوتبال آسیا است؟»، جو رسانه‌ها را «جانوری ترسناک» و مربیگری این تیم را «شغلی پرفشار» توصیف می‌کند.
    در فصل ۸۷-۱۳۸۶ که به قهرمانی پرسپولیس در جام خلیج فارس منتهی شد، فیلم مستندی با نام مردان پرسپولیس درباره این باشگاه ساخته‌شد. قرار بود قسمت دوم این فیلم در سال بعد ساخته شود که با مخالفت داریوش مصطفوی، مدیرعامل آن زمان پرسپولیس این فیلم ساخته‌نشد. سانسور و کیفیت پائین ساخت این فیلم با انتقادهایی همراه بود.
    همچنین در دهه‌های ۱۳۴۰، (عزیز اصلی) ۱۳۵۰ (محراب شاهرخی) و ۱۳۷۰ (احمدرضا عابدزاده، علی پروین، حمید استیلی و افشین پیروانی) نیز شماری از بازیکنان این باشگاه در فیلم‌های سینمای ایران به بازیگری پرداختند.
    در سال ۱۳۸۸، پرسپولیس به عنوان نخستین باشگاه ایرانی ساخت سرود رسمی‌اش را با همکاری داریوش خواجه‌نوری، خواننده و گیتاریست ایرانی آغاز کرد. این ترانه «آهنگ سرخ» نام دارد و بازیکنان سابق باشگاه آن را خوانده‎اند. پیش از این نیز خوانندگانی مانند فرزین برای پرسپولیس خوانده‌بودند. قاسم افشار نیز در دهه ۷۰ آلبومی با نام «قرمزته» منتشر کرده‌بود.

    پرسپولیس و سیاست

    در دوران پهلوی

    پیش‎زمینه‎ها (پیش از ۱۳۴۷)
    پیش از شکل‎گیری پرسپولیس، خاستگاه آن یعنی شاهین درگیر جریانات سیاسی شده‎بود و سیاست میراث پرسپولیس از شاهین بود، مردم کوچه و خیابان، شاهین را مرکز جریان ضدشاهنشاهی می‌دانستند و اکثر هواداران شاهین از مخافان بودند، جریانات سیاسی و نفوذ پرویز خسروانی باعث انحلال شاهین شد.

    رابطه پرسپولیس و دربار (۱۳۵۷-۱۳۴۷)
    پس از انحلال شاهین، هوادارانش به جهت حضور بازیکنان شاهین در پرسپولیس، از سال ۱۳۴۷ به این تیم گرویدند و تا سال ۱۳۵۷، سکوهای پرسپولیس، کمابیش جایگاه مخالفان شاه محسوب می‎شد. تاج که نماد حکومت شاهنشاهی محسوب می‎شد نیز در تقابل و رقابت با این پرسپولیس قرار گرفت.
    به جز علی عبده، محمد خاتم، فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی ایران و فاطمه پهلوی، عضوی از خانواده سلطنتی ایران نیز به پرسپولیس نزدیک بودند و کماکان رابطه خوبی با پرویز خسروانی نداشتند. بنابراین پرسپولیس جایگاه مناسبی برای مخالفان بود چرا که مانند شاهین «ظاهر مخالف» نداشت. عبده نزد خانواده شاه محبوبیت داشت، چنانچه افتتاح طبقه دوم بولینگ عبده توسط محمدرضا و فرح پهلوی انجام شد؛ اما پس از سال ۱۳۵۴ و درگذشت خاتم، روابط عبده با فاطمه پهلوی و دربار رو به تیرگی گرایید.

    در دوران جمهوری اسلامی

    اوایل انقلاب و دهه ۶۰ (۱۳۷۰-۱۳۵۷)
    پس از انقلاب، پرسپولیس به مانند تاج، در دست انقلابیون قرار گرفت، ملی شد و تغییر نام داد؛ و سپس تحت نظر بنیاد مستضعفان قرار گرفت،به نوشته هوشنگ شهابی در دانشنامه ایرانیکا، حکومت جدید پس از انقلاب دل خوشی از فوتبال نداشت و مخالفان شاه معتقد بودند که او برای دور نگه‌داشتن جوانان از سیاست، تب فوتبال را در جامعه رواج می‎داده‌است. در دهه ۶۰ تقابل فوتبال و سیاست بارها منجر به تحریک تماشاگران و سکوهای پرسپولیس شدو این مهر تائیدی بود بر دیدگاه حکومت که تب فوتبال بر ضد انقلاب است. در این دهه محمد دادکان و محمدحسن انصاری‌فرد از جمله بازیکنان پرسپولیس بودند که در دوران بازیگری خود وارد جریانات سیاسی شدند.

    دهه ۷۰ و آغاز ورود سیاسیون (۱۳۸۰-۱۳۷۰)
    به طور کلی (و به شکل خاص در باشگاه استقلال) اولین جرقه ورود سیاسیون و سیاست به فوتبال در سال ۱۳۶۹ زده‎شد. سیاست در قبال فوتبال آرام‌تر شد و پوشش تلویزیونی مسابقات افزایش یافت، پرسپولیس و استقلال در این دهه درگیر جناح‎بندی‎های سیاسی شدند اما تا پیش از دوم خرداد جناح‎بندی‎های آنان تقریباً نامشخص بود.
    در سال ۱۳۷۲ به اصرار حسن غفوری‌فرد، پرسپولیس زیر نظر فردی از کابینه هاشمی رفسنجانی (حسین محلوجی) قرار گرفت.
    در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ علیرغم انتظارات، امیر عابدینی، مدیرعامل وقت پرسپولیس و جمعی از بازیکنان در اقدامی از علی‌اکبر ناطق‌نوری حمایت کردند و در آن سو علی فتح‎الله‎زاده، مدیرعامل وقت استقلال به همراه بازیکنان و مربیان در نامه‎ای سرگشاده به حمایت از محمد خاتمی پرداختند. این آخرین باری بود که دو باشگاه بدین شکل علنی و صریح موضع‎گیری سیاسی کردند.
    دو سال بعد، در ۲۰ تیر ۱۳۷۸ یعنی دو روز پس از واقعه کوی دانشگاه، در حالی که جامعه هنوز دچار التهاب بود و «با وجود شایعات و مشکلات، در فضایی نه‎چندان دلچسب و گرم»، بازی سنتی پرسپولیس–استقلال در فینال جام حذفی با آرامش برگزار شد و علی‎رغم تلاش‌های انجام‎شده برای تحریک تماشاگران، هیچ شعار سیاسی شنیده نشد.

    دهه ۸۰ (۱۳۹۰-۱۳۸۰)
    پس از آن که در سال ۱۳۸۰، رای دادگاه به تعلق پرسپولیس به دولت صادر شد، محسن مهرعلیزاده، رئیس وقت تربیت بدنی تلاش کرد که در ترکیب هیئت مدیره پرسپولیس از افراد متمایل به اصلاح‌طلبی استفاده نماید. پس از آغاز دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد و برگزاری انتخابات شورای اسلامی شهر تهران، یاران احمدی‌نژاد توافق کردند تا پرسپولیس زیر نظر شهرداری تهران به کار خود ادامه دهد.

    پیش از انقلاب
    پرسپولیس پیش از ساخته شدن ورزشگاه آزادی، بازی‌های خود را در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی کنونی) برگزار می‌کرد و زمانی که بنیانگذاری شده‌بود، ورزشگاهی مجهز به استخر، زمین ژیمناستیک و بولینگ در مجموعه بولینگ عبده (شهید چمران کنونی) داشت. این مجموعه در مرداد ۱۳۵۷ آتش گرفت.
    عبده در شهرک اکباتان زمینی خرید و در آن‌جا یک ورزشگاه فوتبال با نام «آپادانا» بنا کرد، پرسپولیس به علت کمبود امکانات برای هوادارانش و همکاری‌نکردن دیگر باشگاه‌ها، تنها یک بازی در ورزشگاه آپادانا انجام داد و پس از آن، از آپادانا به عنوان زمین تمرین استفاده کرد. به دلیل حمایت نکردن دیگر باشگاه‌های ایران از حرفه‌ای‌گری پرسپولیس، عبده در سال ۱۳۵۲ ورزشگاه آپادانا را به ارزش ۲۰۰٬۰۰۰ تومان به باشگاه راه‌آهن فروخت، ورزشگاه آپادانا امروز ورزشگاه راه‌آهن نامیده می‌شود و در همسایگی ورزشگاه شهید دستگردی قرار دارد. پس از انقلاب، در سال ۱۳۵۹ بنیاد مستضعفان و جانبازان دارایی‌های باشگاه را مصادره کرد.

    پس از انقلاب

    هواداران پرسپولیس در ورزشگاه آزادی تهران، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷، پرسپولیس–سپاهان، هفته ۳۴ام لیگ برتر ایران ۸۷-۱۳۸۶

    باشگاه پرسپولیس ورزشگاه اختصاصی ندارد و برای بازی‌های خانگی خود ورزشگاه آزادی تهران را اجاره می‌کند. تیم ملی فوتبال ایران و استقلال تهران نیز در این ورزشگاه به میدان می‌روند.
    در پی بازسازی چمن ورزشگاه آزادی در فصل ۸۲-۸۱، پرسپولیس بازی‌های خانگی خود را در ورزشگاه تختی برگزار کرد.
    در روزهای پایانی سال ۱۳۸۴، وبگاه رسمی باشگاه خبرهایی دربارهٔ این که پرسپولیس «ورزشگاه شهر قدس» را خریده‌است، منتشر کرد؛اما این ماجرا به علت مشکلات مالی و حقوقی باشگاه پایان یافت و به ثمر نرسید.

    زمین تمرین

    پیش از انقلاب، زمین‌های تمرین پرسپولیس ورزشگاه آپادانا و بولینگ عبده بود. وقتی بولینگ عبده مصادره شد پرسپولیس در تپه‌های داوودیه تمرین می‌کرد.
    در سالیان اخیر، تمرینات تیم اصلی بیشتر در ورزشگاه کارگران انجام می‌شد. در شهریور ۱۳۸۷، پس از انتقال باشگاه راه‌آهن به شهرری، پرسپولیس ورزشگاه راه‌آهن را به ارزش ۱۵۰ میلیون تومان برای یک سال اجاره کرد و پس از ۳۵ سال به ورزشگاه خانگی دیرین خود در شهرک اکباتان بازگشت. هم‌اکنون تیم اصلی پرسپولیس در «مجموعه ورزشی خیریه عمل» تمرین می‌کند. تیم‌های پایهٔ نیز در ورزشگاه شهید درفشی‌فر تمرین و بازی می‌کنند.

    هواداران و هماوردان

    هواداران

    هجوم هواداران پرسپولیس به زمین چمن ورزشگاه آزادی پس از قهرمانی در لیگ برتر ۸۷-۸۶

    پرسپولیس باشگاه پرهواداری است، بر پایه نظرسنجی های انجام شده باشگاه پرسپولیس به عنوان پرهوادارترین باشگاه فوتبال ایران معرفی شده است و بنا بر اعلام وبگاه رسمی، باشگاه برای هوادارنش ارزش بسیاری قائل است، با این که باشگاه پرسپولیس در تهران قرار دارد، در سراسر ایران هوادار دارد و در بازی‌های خارج از خانه نیز عده زیادی برای تشویق آن‌ها به ورزشگاه می‌روند. این باشگاه در [افغانستان] و امارات متحده عربی نیز هوادارانی دارد. عادل فردوسی‌پور در مجله ورلدساکر می‌نویسد: «پرسپولیس با بیش از ۳۰ میلیون هوادار به عنوان محبوب‌ترین باشگاه آسیا شناخته می‌شود.» بنا بر نوشته همشهری‌آنلاین، کنفدراسیون فوتبال آسیا در فهرستی پرسپولیس را بالاتر از الهلال عربستان و دالیان چین پرهوادارترین باشگاه آسیا معرفی کرده‌بود. همچنین، این باشگاه رکورد پرتماشاگرترین بازی لیگ قهرمانان آسیا را با ۹۵٫۲۲۵ نفر تماشاگر در سال ۲۰۰۹ و در بازی با بنیادکار ازبکستان، در اختیار دارد. همچنین این باشگاه تا کنون حدود ۱میلیونهوادار رسمی دارد که از تعداد هواداران عضو شده باشگاه رئال مادرید بیشتر است

    هماوردان

    استقلال تهران
    بازی میان پرسپولیس و استقلال، دو باشگاه پرهوادار و پرافتخار ایران، مهم‌ترین مسابقهٔ باشگاهی فوتبال در ایران است. نخستین بازی دو تیم در روز ۱۶ فروردین ۱۳۴۷، نخستین بازی رسمی پرسپولیس بود که با نتیجهٔ بدون گل پایان یافت.فردای آن روز، روزنامه کیهان ورزشی (مهمترین روزنامه ورزشی آن زمان) روی جلد خود هیچ چیز از بازی ننوشت و تیتری از فوتبال دخترها داشت. بر خلاف گذشته، امروزه این بازی همواره با حساسیت بالا و تماشاگران زیاد همراه است و برگزاری آن بازتاب‌های زیادی در ایران دارد. معمولاً این بازی را حدود ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در ورزشگاه آزادی تهران تماشا می‌کنند، این شهرآورد گاهی به خشونت میان بازیکنان، و درگیری میان هواداران می‌انجامد و هولیگان‌ها به ناوگان حمل و نقل عمومی از جمله اتوبوس‌ها آسیب می‌زنند، مجله ورلدساکر در شماره ژوئیه ۲۰۰۸ خود، فهرستی از ۵۰ شهرآورد دنیا منتشر کرد؛ و شهرآورد تهران را در رتبه ۱ام آسیا و ۲۲وم جهان قرار داد.

    سپاهان اصفهان
    با این که پرسپولیس و سپاهان هر دو از باشگاه فوتبال شاهین به وجود آمدند، در گذشته بازی این دو هماوردی محسوب نمی‌شد. با آغاز جام خلیج فارس و قهرمانی باشگاه‌های اصفهانی در جام‌های فوتبال ایران، به اهمیت بازی‌های رودرروی باشگاه‌های اصفهان و تهران افزوده‌شد. پس از نبرد قهرمانی پرسپولیس و سپاهان در جام حذفی ۸۵-۱۳۸۴ و لیگ برتر ۸۷-۱۳۸۶، این حساسیت و اهمیت دوچندان شد، به گونه‌ای که هم‌اکنون این هماوردی از مهمترین بازی‌های دو باشگاه در هر فصل است.

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز

    الیکا عبدالرزاقی بازیگرسینما، تئاتر و تلویزیون زاده۱۸ مرداد۱۳۵۸در تهران است. وی دختر سوسن فلکی مقدم می باشد. عبدالرزاقی فارغ‌التحصیل آموزشگاه هنری سمندریان، لیسانس ادبیات نمایشی است. او همسرامین زندگانیاست و دو برادر دارد.

    عکس های جدید ایلیکا عبدالرزاقی 93

    امین زندگانی و همسرشایلیکا عبدالرزاقیدر کنار رضا یزدانی و همسر و دخترش

    امین زندگانی و همسرشایلیکا عبدالرزاقی

    ایلیکا عبدالرزاقیو همسرش امین زندگانی -مراسماختتامیه شاهگوش

    عکسایلیکا عبدالرزاقی

    عکسایلیکا عبدالرزاقی و شوهرش امین زندگانی

    سحر ذکریا و الیکا عبدالرزاقی

    کارنامه بازیگری

    سینما
    • زنان ونوسی، مردان مریخی(کاظم راست‌گفتار- ۱۳۹۱)
    • فرزند صبح(بهروز افخمی- ۱۳۸۷)
    • نسل جادویی(ایرج کریمی- ۱۳۸۵)
    • جایی برای زندگی(محمدرضا بزرگ‌نیا- ۱۳۸۲)
    تلویزیون
    • شوخی کردم(مهران مدیری- ۱۳۹۲)
    • گنج مظفر(مهران مدیری- ۱۳۹۲)
    • سریال ویلای من(مهران مدیری- ۱۳۹۱)
    • سریال ساخت ایران(محمدحسین لطیفی- ۱۳۹۰)
    • سريال قهوه تلخ(مهران مدیری- ۱۳۸۹)
    • سريال‌ ‌‌ميوه ممنوعه(حسن فتحي- (۱۳۸۶)
    • سریال مرد هزار چهرهمهران مدیری – ۱۳۸۶
    • سریال باغ مظفر(مهران مدیری- ۱۳۸۵)
    • همیشه مادر – فیلم نود(شاهد احمدلو- ۱۳۸۵)
    • باران بهاری(مسعود رشیدی- ۱۳۸۴)
    • مزرعه کوچک(سیروس مقدم- ۱۳۸۳)
    • این سه نفر(اصغر توسلی- ۱۳۸۲)
    • وارث(۱۳۸۲)
    • آواز مه(حسین علی لیالستانی- ۱۳۸۲)
    • تلخ و شیرین(حمید فرخ‌نژاد- ۱۳۸۲)
    • جست‌وجو در شهر(حسن هدایت- ۱۳۸۱)
    • سریال چند دقیقه زندگی(۱۳۸۰)
    • سریال دختران(اصغر توسلی- ۱۳۷۹)
    • پروانه طلایی – فیلم نود(مسعود نوابی- ۱۳۷۸)
    • سریال گمشده(مسعود نوابی- ۱۳۷۷)
    فیلم کوتاه
    • دندان آبی(هومن سیدی)
    • یک منهای بی‌نهایت(رسول قاسمی)
    • صفر(رضا سنجابی)
    • دعوت(مهدی کرم‌پور)
    تئاتر
    • 33% نیل سایمون(افسانه ماهیان- ۱۳۹۱)
    • ملاقات با بانوی سالخورده(حمید سمندریان- سال ۱۳۸۷)
    • امروز دوستت ندارم(علی هاشمی- جشنواره بانوان ۱۳۸۶)
    • از خواب تا مهتاب(علی هاشمی- جشنواره بانوان ۱۳۸۵)
    • الوتریا(وحید رهبانی-محمد رضا جوزی- ۱۳۸۳)
    • مرد اتفاقی(وحید رهبانی- ۱۳۸۳)
    • اتوبوسی به نام هوس(افسانه ماهیان- ۱۳۸۰)
    • بهجت(حسین عاطفی- ۱۳۸۰)
    • نقش زن(علی هاشمی- ۱۳۷۹)
    • دایره گچی قفقازی(حمید سمندریان- ۱۳۷۷)

    جوایز

    • برنده تندیس حافظ بهترین بازیگر زن کمدی از دوازدهمین جشن سینمایی،تلویزیونی دنیای تصویر برای بازی در سریالقهوه تلخ- ۱۳۹۱

    عکس زیبا ایلیکا عبدالرزاقی و شوهرش امین زندگانی

    عکسایلیکا عبدالرزاقی و همسرش امین زندگانی

    کامل ترین گالریعکسایلیکا عبدالرزاقی

    عکسایلیکا عبدالرزاقی در نمایش تئاتر

    عکسایلیکا عبدالرزاقی و بهنوش بختیاری

    جدیدترین آلبومعکسایلیکا عبدالرزاقی

    به روزترین گالریعکسایلیکا عبدالرزاقی

    کامل ترین آرشیوعکسایلیکا عبدالرزاقی

    بترین آلبومعکسایلیکا عبدالرزاقی

    جذاب ترینعکس های زیبا و دیدنی ایلیکا عبدالرزاقی

    توضیحی که بتواند به ما در رفع لینک خراب کمک بکند. مثلا چه کیفیتی و چه قسمتی از این سریال مشکل خرابی دارد.





    تلگرام ته موویز
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت ته موویز محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
طراحی و کدنویسی : پرشین وردپرس
سایت بت اسپات